اعلام عمومی یک خطر بی سابقه اینترنتی در جهان و سکوت در ایران!
ساعت ۱٠:٤۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/۱/٢٩  

عصرایران -  امروز (۱۹ فروردین ۱۳۹۲ و ۸ آوریل ۲۰۱۴) یک آسیب پذیری بسیار مهم در OpenSSL کشف و برطرف شده است.

به نوشته سایت رسمی بیان ، این مشکل تقریبا به هر کس که به اینترنت دسترسی دارد، اجازه می‌دهد که اطلاعاتی از سرورهای آسیب پذیر را سرقت کند. این اطلاعات ممکن است رمز عبور کاربران یا حتی رمز عبور کل سرور باشد.

از آنجا که متاسفانه با گذشت چندین ساعت از اعلام عمومی این خطر بی سابقه در جهان، متاسفانه هنوز در ایران اطلاع رسانی لازم صورت نگرفته است و بسیاری از سایت‌ها و کاربران ایرانی در معرض تهدید و خطر جدی هستند، شرکت دانش محور بیان اطلاعات مربوط به این آسیب‌پذیری را برای اطلاع و رفع سریع‌تر آن منتشر می‌نماید. متاسفانه تا لحظه‌ی انتشار این خبر مراکز دولتی و دانشگاهی کشور که خود وظیفه رصد و پیش‌گیری از وقوع این مشکل را دارند، این آسیب پذیری در آن‌ها مشاهده شده است.


این مشکل در پیاده سازی پروتکل TLS کشف شده است، و باعث می‌شود سرورهایی که از هر نوع ارتباط امن برای ارتباط استفاده می‌کنند، آسیب پذیر باشند. همه‌ی ارتباط‌ها از طریق https (که بیشتر سرویس‌های برخط ایمیل، و چت از آن استفاده می‌کنند) smtp و imap (که برای تبادل ایمیل استفاده می‌شود) و اتصال‌های امن VPN و SSH همه در معرض خطر هستند. این خطر ارتباط امن بانک‌های اینترنتی را نیز تهدید می‌کند.

این مشکل خطرناک در حقیقت اجازه می‌دهد که هر کاربری در ارتباط دو سویه‌ی امن (با TLS) بتواند (در هر اتصال) 64KB از حافظه‌ی رایانه سوی دیگر ارتباط را بخواند (با تکرار این عمل می‌توان مقدار بیشتر از حافظه را استخراج کرد). این مقدار از حافظه‌ی RAM خوانده شده ممکن است شامل کلیدهای رمز نگاری یا رمزعبورهای یا هر گونه محتوای مربوط به هر کاربری باشد. ضمنا این مشکل تنها به سایت‌های https محدود نمی‌شود، بلکه هر سروری که به عنوان کاربر به https دیگر سایت‌ها نیز متصل می‌شود، آسیب پذیر است.

بر اساس گزارش NetCraft در سال ۲۰۱۴ بیش از ۶۶٪ سایت‌ها از سرورهایی استفاده می‌کنند که بالقوه این آسیب پذیری را دارند. گستره و اهمیت این آسیب پذیری به حدی است یک سایت مستقل (heartbleed.com) برای توضیح جوانب مختلف آن ایجاد شده است.

چه اطلاعاتی واقعا لو رفته است؟

تیم‌های امنیتی مرتبط با این آسیب پذیری انجام شده، تست‌هایی را انجام داده‌اند و (متاسفانه) در این تست‌ها موفق شده‌اند اطلاعات حساس مربوط به آن سرور را (که البته یک سرور واقعی نبوده) استخراج کنند. هنوز گزارشی از انجام موفقیت آمیز این حمله بر یک سرور واقعی و حساس گزارش نشده، اما مطمئنا اگر کسی این حمله را انجام دهد، اطلاعات آن را افشا نخواهد کرد.

آیا رایانه من نیز آسیب پذیر است؟

فقط رایانه‌هایی که از Linux یا BSD استفاده می‌کنند و نسخه‌ی سیستم عامل آن‌ها از جدیدتر از دو سال گذشته است، شامل این آسیب پذیری می‌شوند. البته متاسفانه بیشتر سرورهایی که در وب استفاده می‌شوند، در این گروه جای می‌گیرند ولی برای کاربران خانگی که ویندوز استفاده می‌کنند این آسیب پذیری وجود ندارد.

سرورهایی که Ubuntu 12.04 به بالا یا Debian Wheezy  یا CentOS 6.5 یا Fedora 18 یا FreeBSD 8.4/9.1 یا OpenBSD 5.3 یا OpenSUSE 12.2 دارند آسیب پذیر هستند. البته سرورهای قدیمی‌تر که از نسخه‌های Debian Squeeze یا SUSE Linux Enterprise این آسیب پذیری را ندارند.

آیا ضربه‌ای به اطلاعات شخصی من وارد خواهد شد؟

اگر فکر می‌کنید چون رایانه‌ی شما آسیب پذیر نیست، پس خطری شما را تهدید نمی‌کند، سخت در اشتباه هستید. هر گونه اطلاعاتی از شما که در وب وجود دارد (رمزهای عبور ایمیل، بانکی و ...) در معرض خطر است و اگر سرویس‌دهنده‌های اینترنتی سرورهای خود را بروز نکنند، خطر داده‌های کاربران را تهدید خواهد کرد. گرچه احتمال استفاده عملی از این آسیب پذیری لزوما زیاد نیست، ولی تضمینی وجود ندارد که یک خرابکار از آن استفاده نکرده باشد.

این مشکل از کی و چگونه پیش آمده است؟

این مشکل اولین بار در سال ۲۰۱۱ ایجاد شده و با انتشار رسمی نسخه‌ی ۱.۰.۱ در ابتدای فروردین سال ۱۳۹۱ (۱۴ می ۲۰۱۲) عملا وارد دنیای وب شده است. از آن موقع تا کنون بیش از دو سال می‌گذرد و مشخص نیست که آیا در این زمان چه کس/کسانی از آن اطلاع داشته‌اند یا از آن سوء استفاده داشته‌اند.

این مشکل برای اولین بار در ساعت ۲۲ (به وقت تهران) در ۱۸ فروردین در سایت رسمی openssl منتشر شد، و تحت نام رسمی CVE-2014-0160 شناخته می‌شود. همچنین به صورت غیر رسمی، نام heart-bleed «خونریزی قلبی» به این آسیب پذیری داده شده است (همراه با لوگویی که در بالا مشاهده می‌شود). این نام گذاری به دلیل این بوده که مشکل در ماژول heartbeat (ضربان قلب) از openssl رخ داده است.

البته سرورهای بیان از قبل از افزونه‌ی heartbeat استفاده نمی‌کرده‌اند و بنابراین خطری کاربران و محصولات شرکت بیان را تهدید نمی‌کند.

چگونه باید با این آسیب پذیری مقابله کرد؟

کاربران و مدیران سایت‌ها در صورتی که از سیستم‌عامل‌های ذکر شده استفاده می‌کنند، باید هر چه سریعتر آن را بروز کنند. با توجه به این که امکان سرقت هر گونه اطلاعات در این مدت وجود داشته است، معمولا به مدیران سطح بالا پیشنهاد می‌شود که رمزهای عبور خود را تغییر دهند و همچنین بهتر است certificate های لازم برای راه اندازی سایت‌های https و ... دوباره ساخته شوند. این عمل گرچه احتمالا برای مدیران سایت‌ها سنگین خواهد بود، ولی برای تضمین امنیت کامل لازم است.

مثالی از امکان استفاده از این آسیب پذیری

در تصویر زیر که بر روی یک سرور واقعی داخل ایران تست شده است، داده‌های مربوط به یک کاربر ناشناس قابل نمایش است (با اینکه از ارتباط امن استفاده شده‌بوده است). (دو رقم آخر IP با xx جایگزین شده است).

http://www.asriran.com/fa/news/329580/%D8%A7%D8%B9%D9%84%D8%A7%D9%85-%D8%B9%D9%85%D9%88%D9%85%DB%8C-%DB%8C%DA%A9-%D8%AE%D8%B7%D8%B1-%D8%A8%DB%8C-%D8%B3%D8%A7%D8%A8%D9%82%D9%87-%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%AA%D8%B1%D9%86%D8%AA%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86-%D9%88-%D8%B3%DA%A9%D9%88%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86



 
نکته‌های ویندوز: Mute کردن صدا با استفاده از میانبر صفحه کلید
ساعت ۱٠:۳۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/۱/٢٩  
ویندوز آیکون تنظیمات صدا را در Tray در دسترس کاربران گذاشته است که میتوان با استفاده از آن اقدام به Mute کردن صدای سیستم کرد. اما متاسفانه هیچ میانبر و کلید مشخصی برای این عمل در ویندوز تعبیه نشده است، هرچند برخی از نرم افزارها و ابزارهای موجود اجازه این عمل را میدهند. اما رها بسیار ساده ای برای Muteکردن صدای سیستم با استفاده از میانبر و صفحه کلید وجود دارد...

به گزارش «تابناک» در اغلب موارد لازم است که صدای سیستم را در آن واحد Mute یا خاموش کنیم. این وضعیتی است که بسیاری از کاربران کما بیش با آن روبرو شده اند، اما متاسفانه در دل ویندوز هیچ میانبری برای انجام این عمل بدون دردسر کلیک بر روی آیکون صدا در Tray تعبیه نشده است.

برخی از ابزارهای موجود در بازار البته به کاربران این امکان را میدهند که اقدام به تعریف میانبری یا میانبرهایی برای تنظیمات صدای سیستم از جمله Mute کردن آن میکنند. همچنین ابزارهایی که به همراه درایوهای لپ تاپ ها ارائه میشوند اغلب چاره ای برای این کار اندیشیده اند.

اما در اینجا شما را با روشی ساده برای Mute کردن صدا در سیستم به وسیله یک میانبر و صفحه کلید آشنا میسازیم:

نکته‌های ویندوز: Mute کردن صدا با استفاده از میانبر صفحه کلید

برای این کار نیاز به ابزاری دارید که نام آن NirCmd است. این ابزاری Command Line است که به وسیله آن میتوانید بسیاری از اقدامات در سیستم از جمله خاموش کردن سیستم یا مانیتور، تغییرات در خواص فایلها، ایجاد میانبر برای یک فایل، تغییرات در رجیستری و بسیاری اعمال دیگر را بدون نیاز به باز کردن هیچ واسط کاربری صورت دهید. این ابزار عملیات خود را بر اساس آرگومانها یا پارامترهایی که به آن ارسال میشود انجام میدهد.

برای شروع بعد از دانلود این ابزار از لینک های انتهای مطلب – به نسخه 32 و 64 بیتی توجه کنید – آن را از حالت فشرده خارج کرده و در یک مسیر ساده و قابل دسترس ذخیره کنید. برای مثال در شاخه اصلی درایو C یا D یا در دسکتاپ.

سپس بر روی دسکتاپ خود کلیک راست کنید و گزینه New و سپس Shortcut را انتخاب نمایید تا پنجره زیر باز شود. در این پنجره آدرس مسیری که NirCmdرا در آن ذخیره کرده اید وارد کرده و در ادامه آن متن mutesysvolume 2 را به عنوان پارامتر ارسالی وارد کنید. مانند تصویر زیر:

نکته‌های ویندوز: Mute کردن صدا با استفاده از میانبر صفحه کلید

سپس بر روی دکمه Next کلیک کنید و بعد از وارد کردن نامی برای Shortcut دکمه Finish را کلیک کنید. متوجه میشوید که میانبر مورد نظر بر روی دسکتاپ شما ایجاد شده است. دوبار کلیک بر روی این میانبر منجر به Mute شدن صدا و اجرای مجدد آن منجر به خارج شدن صدای سیستم از حالت Mute خواهد بود.

میتوانید در صورت نیاز آیکون این میانبر را نیز تغییر دهید. برای اینکار بر روی میانبر مورد نظر کلیک راست کنید و گزینه Properties را انتخاب کنید. سپس در تب Shortcut بر روی دکمه Change Icon… کلیک کنید و آیکون مورد نظر خود را انتخاب کنید:

نکته‌های ویندوز: Mute کردن صدا با استفاده از میانبر صفحه کلید

همچنین در همین تب میتوانید اقدام به ایجاد یک میانبر صفحه کلید برای این میانبر کنید. در قسمت Shortcut Key میانبر مورد نظر خود را وارد کنید و بر روی دکمه OK کلیک نمایید:

نکته‌های ویندوز: Mute کردن صدا با استفاده از میانبر صفحه کلید

به این ترتیب اکنون به سادگی میتوانید با فشردن میانبر مورد نظر بر روی صفحه کلید، صدای سیستم را به حالت Mute برده یا از این حال خارج کنید! همانگونه که گفته شد این تنها یکی از اقداماتی است که میتوانید با NirCmd صورت دهید. همچنین میتوانید پارامتر ارسالی را به مثلا changesysvolume -2000 برای کاهش صدای سیستم یا changesysvolume +2000 برای افزایش صدای سیستم تغییر دهید (اعداد مورد نظر اختیاری است).

دانلود نرم افزار با لینک مستقیم - نسخه 32 بیتی

دانلود نرم افزار با لینک مستقیم - نسخه 64 بیتی

 

http://www.tabnak.ir/fa/news/393822/%D9%86%DA%A9%D8%AA%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%88%DB%8C%D9%86%D8%AF%D9%88%D8%B2-mute-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86-%D8%B5%D8%AF%D8%A7-%D8%A8%D8%A7-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%B2-%D9%85%DB%8C%D8%A7%D9%86%D8%A8%D8%B1-%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87-%DA%A9%D9%84%DB%8C%D8%AF



 
انقلاب گوگلی در جستجوی حافظه و جایگزینی برای Everything
ساعت ۱٠:۳۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/۱/٢٩  
ابزار جستجوی داخلی یا ذاتی ویندوز به مانند همه ابزار‌ها و برنامه‌هایی که به همراه سیستم عامل نصب می‌شوند، ابزاری کامل و مطمئن نیست. در حالی که این ابزار به خوبی کار خود را انجام می‌دهد، عملیات سنگین و کند آن به ویژه اگر با نرم‌افزارهایی نظیر Everything کار کرده باشید، ‌شما را بسیار خسته خواهد کرد. در اینجا شما را با نرم‌افزاری آشنا می‌کنیم که جایگزینی مناسب و مطمئن برای هر ابزار جستجوی دیگری است.

به گزارش «تابناک»، جستجو در ویندوز، یکی از اعمالی است که بیشتر کاربران به درجات گوناگون با آن سر و کار دارند. اکنون در بازار نرم‌افزارهای فراوانی برای جستجوی دیسک سخت و حافظه وجود دارد که به کاربران این امکان را می‌دهد، ابزار درونی ویندوز را به فراموشی بسپارند. Everything یکی از نمونه‌های معروف و پر کاربردی است که پیش از این در گزارشی آن را معرفی کردیم.

اما امروز‌ می‌خواهیم شما را با نمونه دیگری از ابزارهای جستجوی حافظه آشنا سازیم که بی‌گمان در سطح کلاس کاری بالایی است و بسیار سبک و سریع اجرا شده و عمل می‌کند. نام این نرم‌افزار Hddb File Search است که Hddb مخفف Hard Disc Database است. این ابزار جایگزینی برای Everything است که موارد بسیاری این ابزار را بهبود داده است.

انقلاب گوگلی در جستجوی حافظه و جایگزینی برای Everything

اما عملکرد این ابزار چگونه است و چه تفاوت‌هایی با Everything دارد؟

اگر با Everything کار کرده باشید، نخستین تفاوتی که به چشم می‌آید، این است که Hddb بر خلاف Everything ‌نسخه Portable ندارد، در حالی که حجم فایل نصب نرم‌افزار بسیار اندک ‌و نصب آن ساده است، وقتی برای نخستین بار پس از نصب اقدام به اجرای آن می‌کنید، با پیامی به شما اطلاع می‌دهد که پایگاه داده‌های نرم‌افزار خالی است و سپس اقدام به اسکن حافظه سیستم برای تکمیل داده‌های پایگاه داده خود می‌کند.

انقلاب گوگلی در جستجوی حافظه و جایگزینی برای Everything


یکی از تفاوت‌های اصلی این ابزار با Everything در این است که ‌خودکار و Real-Time اقدام به بروزرسانی پایگاه داده خود نمی‌کند؛ هرچند شاید این از نظر برخی کاربران، ‌نقطه ضعف‌ به شمار آید،‌ در دید برخی دیگر از آنجا‌ که منجر به با‌ثبات‌تر شدن و سریع‌تر عمل کردن نرم‌افزار حین اجرا می‌شود، یک نقطه قوت به شمار می‌آید. این موضوع هنگامی که ‌دنبال یک جستجوی سریع باشید، در حقیقت نکته مهمی است.

وقتی اطلاعات پایگاه داده نرم‌افزار بروزرسانی شد، که البته زمانی بسیار اندک را صرف بروزرسانی می‌کند، می‌توانید اقدام به جستجوی موارد مورد نظر خود کنید. همانند Everything که به محض ورود اطلاعات، فهرست نتایج به روز می‌شود.

انقلاب گوگلی در جستجوی حافظه و جایگزینی برای Everything


اگر مسیر را مشخص ‌نکنید، Hddb یک جستجوی کلی انجام می‌دهد؛ اما در صورتی که مسیر را نیز تعیین کنید، جستجوی شما محدود به مسیر مورد‌نظر خواهد بود.

یک راه دیگر برای جستجوی بهتر در این نرم‌افزار، جستجوی داده‌ها بدون وارد کردن درایو مورد نظر است؛ برای نمونه، شما می‌توانید متن downloads\ *. exe را وارد کنید تا به دنبال همه فایل‌های exe در پوشه یا پوشه‌هایی با نام download بگردید.

انقلاب گوگلی در جستجوی حافظه و جایگزینی برای Everything

حال تفاوت‌های اصلی این نرم‌افزار با Everything را می‌توان بهتر مرور کرد.

بر خلاف Everuthing این ابزار در هنگام اجرا منجر به برانگیختن حساسیت UAC نمی‌شود، زیرا از سرویس درونی خود که در سرویس‌های ویندوز به ثبت می‌رساند برای عملکرد بهره می‌برد.

همچنین این نرم‌افزار نه تنها می‌تواند اقدام به نمایش میزان حجم فایل‌ها کند، بلکه اندازه و حجم پوشه‌ها را نیز نمایش می‌دهد که در صورتی که بخواهید سیستم خود را ‌پاکسازی کنید، بسیار سودمند است.

انقلاب گوگلی در جستجوی حافظه و جایگزینی برای Everything

البته برای این امکان باید آن را در تنظیمات نرم‌افزار که از طریق منوی Tools قابل دسترسی است، فعال کنید. در صفحه تنظیمات این نرم افزار همچنین می‌توانید اقدام به انتخاب درایوها برای جستجو و ثبت اطلاعات در پایگاه داده‌های ابزار کنید.

انقلاب گوگلی در جستجوی حافظه و جایگزینی برای Everything

همچنین گزینه مرتب‌سازی در این ابزار، بسیاری سریع تر از Everything است؛ اما همان گونه که گفته شد، اگر طرفدار بروزرسانی Real-Time هستید یا به وجود نسخه Portable اهمیت می‌دهید، هنوز Everything گزینه‌ای قدرتمند‌تر هست.

دانلود نرم افزار با لینک مستقیم

http://www.tabnak.ir/fa/news/393608/%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8-%DA%AF%D9%88%DA%AF%D9%84%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%AC%D8%B3%D8%AA%D8%AC%D9%88%DB%8C-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8%D9%87-%D9%88-%D8%AC%D8%A7%DB%8C%DA%AF%D8%B2%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-everything



 
گوگل شرکت هواپیمایی می‌خرد
ساعت ۱٠:۳٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/۱/٢٩  

شرکت گوگل با هدف توسعه دسترسی به اینترنت در سرتاسر جهان، قصد دارد شرکت تولید کننده هواپیماهای بدون سرنشین خورشیدی را خریداری کند،‌شرکتی که فیس‌بوک نیز قصد خریداری آن را داشت.

براساس همشهری به نقل از NBC، شرکت تیتان اروسپیس،‌ تولید کننده پهباد‌های ارتفاع بالای خورشیدی در بیانیه‌ای خبری اعلام کرد درحال پیوستن به شرکت گوگل است. به گفته این شرکت،‌ تکنولوژی که این شرکت درحال توسعه آن است، روزهای اولیه خود را پشت‌سر می‌گذارد و می‌تواند به شیوه‌های مختلف به انسان‌ها کمک کند تا در مناطق دورافتاده نیز به اینترنت دسترسی داشته باشند و آسیب‌های زیست‌محیطی مانند نشت نفت و جنگل‌زدایی را تحت نظر داشته باشند.

شرکت رقیب گوگل،‌فیس‌بوک نیز در ماه فوریه برنامه خود را برای خریداری این شرکت به مبلغ 60 میلیون دلار اعلام کرده‌بود، اما این قرارداد هرگز به نتیجه نرسید و فیس‌بوک در نهایت شرکتی به‌نام Ascenta را با قیمت 20 میلیون دلار خریداری کرد.

پهباد‌های خورشیدی شرکت تایتان می‌توانند برای پنج‌سال پیاپی در هوا معلق باقی بمانند.

گوگل تابستان گذشته پروژه‌ای به‌نام لون ( Loon ) را آغاز کرد، برنامه‌ای آزمایشی برای دسترسی به اینترنت از طریق بالون‌های هلیومی خورشیدی. فیس‌بوک و گوگل تنها شرکت‌کنندگان در رقابت بزرگ اتصال جهان به اینترنت هستند که برای عملی شدن این هدف نیز با یکدیگر در رقابتند.

http://www.tabnak.ir/fa/news/393214/%DA%AF%D9%88%DA%AF%D9%84-%D8%B4%D8%B1%DA%A9%D8%AA-%D9%87%D9%88%D8%A7%D9%BE%DB%8C%D9%85%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%D8%AE%D8%B1%D8%AF



 
چگونه گجت‌های کاربردی ویندوز ۷ را در ویندوز ۸ زنده کنیم؟
ساعت ۱٠:٢٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/۱/٢٩  

اگر شما نیز از آن دسته کاربرانی هستید که استفاده فراوانی از گجت‌های محبوب در ویندوز ۷ داشتید، حتما ‌این خبر که ویندوز ۸ و ۸.‌۱ ‌این گجت‌ها را ندارند و هیچ راه مستقیمی برای نصب آن‌ها در این نسخه از ویندوز نیست، شنیده‌اید؛ اما هنوز راهی هست که می‌توان با ‌‌آن اقدام به نصب گجت‌های ویندوز ۷ در ویندوز ۸ و ۸.‌۱ کرد.به گزارش «تابناک» نسخه‌های ۸ و ۸،‌۱ ویندوز به رغم خوبی‌هایی که دارند،‌ از برخی نقایص رنج می‌برند و همین منجر به آن شده است که کاربران علاقه چندانی از خود به این دو نسخه جدید نشان ندهند.

یکی از این نقایص نبود گجت‌ها در این ویندوز است که در ویندوز Vista و ۷ از محبوبیت زیادی در بین کاربران برخوردار بودند؛ اما متأسفانه هیچ مشخص نیست که چرا مایکروسافت در نسخه‌های جدید ویندوز خود، ‌آنها را حذف کرده و هیچ راه مستقیمی نیز برای دسترسی و نصب آن‌ها نگذاشته است!

چگونه گجت های کاربردی ویندوز 7 را در ویندوز 8 زنده کنیم؟

اما خوشبختانه همواره نرم‌افزارهای سومی هستند که این کاستی‌های عجیب و غریب ویندوز و نقایص مایکروسافت را به خوبی شناسایی کرده و پوشش می‌دهند. در این مورد نیز نرم‌افزاری وجود دارد که ‌می‌توانید با آن اقدام به زنده کردن و بازگرداندن این گجت‌های محبوب و کاربردی به ویندوز ۸ و ۸.‌۱ کنید؛ نام این نرم‌افزار ۸GadgetPack است.

چگونه گجت های کاربردی ویندوز 7 را در ویندوز 8 زنده کنیم؟


این نرم‌افزار حجمی حدود ۲۰ مگابایت داشته و نصب آن ساده است. پس از نصب نرم‌افزار یک Sidebar همانند نمونه آن در ویستا به کناره صفحه نمایش شما افزوده می‌شود که می‌توانید با آن‌ ‌گجت‌ها را به ویندوز بیفزایید. البته لازم است که این نرم‌افزار را حتما در حالت Administrator اجرا و نصب کنید.

چگونه گجت های کاربردی ویندوز 7 را در ویندوز 8 زنده کنیم؟

پس از نصب نرم‌افزار ‌می‌بینید، برخی از گجت‌ها ‌خودکار به صفحه ویندوز اضافه شده است. برای افزودن گجت‌های بیشتر باید ‌روی آیکون + که در گوشه بالا و سمت راست Sidebar ‌است، کلیک کنید.

چگونه گجت های کاربردی ویندوز 7 را در ویندوز 8 زنده کنیم؟

در این حالت پنجره‌ای نمایش داده می‌شود که شامل گجت‌های محبوب و پر‌کاربردی است که در ویندوز 7 از آنها استفاده می‌شده است. برای افزودن گجت‌های دلخواه خود دو بار‌ روی آنها ‌کلیک ‌کرده ‌یا آنها را بکشید و‌ روی دسکتاپ خود رها کنید.

چگونه گجت های کاربردی ویندوز 7 را در ویندوز 8 زنده کنیم؟

همچنین برای بیرون کردن گجت‌ها از فضای Sidebar، کافی است ‌ماوس را‌ روی آنها نگه دارید تا Toolbar آنها نمایش داده شود. سپس ‌روی دکمه‌ای که با نقطه مشخص شده، کلیک ‌و گجت را کشیده و از Sidebar خارج کنید.

چگونه گجت های کاربردی ویندوز 7 را در ویندوز 8 زنده کنیم؟

نرم‌افزار ۸GadgetPack همچنین به شما اجازه می‌دهد، برنامه‌های در حال اجرا را دیده و به آن‌ها دسترسی پیدا کنید. برای این کار کافی است‌ بر ‌دکمه windows-manager که در قسمت بالایی Sidebar قرار ‌گرفته، کلیک کنید. پس از آن ‌روی برنامه مورد نظر خود کلیک کنید تا آن را ببینید یا اینکه دوباره بر ‌دکمه windows-manager کلیک نموده تا گجت مربوطه به نمایش درآید.

چگونه گجت های کاربردی ویندوز 7 را در ویندوز 8 زنده کنیم؟

همچنین می‌توانید با کلیک راست بر ‌مکانی خالی ‌روی Sidebar و انتخاب گزینه Options به تنظیمات این نرم‌افزار دسترسی پیدا کنید. در اینجا با تنظیماتی مناسب و جالب برای عملکرد نرم‌افزار روبه‌رو می‌شوید.

سرانجام اینکه اگر شما نیز از آن دسته ‌کاربرانی هستید که از گجت‌ها در ویندوز ۷ استفاده فراوانی می‌کردید و اکنون در ویندوز ۸ و ۸.‌۱ به دلیل ‌دسترسی نداشتن مستقیم به آن‌ها از این گجت‌ها محروم شده‌اید، ۸GadgetPack کمک شایانی به شما خواهد کرد که بسته‌ای خوب و کاربردی از این گجت‌ها را داشته باشید.

 

http://www.tabnak.ir/fa/news/391743/%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%DA%AF%D8%AC%D8%AA%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1%D8%AF%DB%8C-%D9%88%DB%8C%D9%86%D8%AF%D9%88%D8%B2-%DB%B7-%D8%B1%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D9%88%DB%8C%D9%86%D8%AF%D9%88%D8%B2-%DB%B8-%D8%B2%D9%86%D8%AF%D9%87-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85


 
چگونه حساب‌های کاربری خود را از راه دور Log Out کنیم؟
ساعت ۱٠:٢٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/۱/٢٩  

حتما برای شما نیز پیش آمده که از یک محیط عمومی مانند کافی نت یا سایت‌های دانشکده‌ها، به حساب‌های کاربری ایمیل یا شبکه اجتماعی خود وارد شده‌اید، ولی فراموش کرده‌اید از آن خارج شده یا Log Out کنید. در چنین مواقعی چگونه می‌توان از روی سیستم دیگر، حساب کاربری را از راه دور و به شکل Remote کنترل و از آن Log out کرد؟

به گزارش «تابناک»، این اتفاقی عادی است که بارها برای کاربران رخ داده که بیشتر کاربران فراموش می‌کنند حساب کاربری خود را در یک سیستم با استفاده عمومی Log Out کنند. خوشبختانه در چنین مواردی، راه‌هایی است که می‌توانید به وسیله آن از حساب کاربری جی میل یا شبکه اجتماعی خود خارج شوید.

در اینجا با هم چگونگی کنترل و خروج از حساب کاربری جی میل و شبکه اجتماعی فیس بوک را مرور می‌کنیم
.

چگونه حساب‌های کاربری خود را از راه دور Log Out کنیم؟

خروج از Gmail روی سیستم

جی میل روشی بسیار ساده برای Log Out کردن و پایان دادن به session‌ها ارائه می‌کند. برای خروج از حساب جی میل از راه دور، وارد حساب کاربری خود شوید و به پایان صفحه Inbox بروید. در پایین صفحه و در گوشه سمت راست صفحه، دکمه‌هایی برای نمایش آخرین فعالیت شما بر روی جی میل و دیدن جزئیات آن وجود دارد. روی دکمه Details کلیک کنید.

چگونه حساب‌های کاربری خود را از راه دور Log Out کنیم؟


تب جدیدی باز می‌شود که در آن همه فعالیت‌های شما و session‌های فعال فعلی بر روی حساب کاربری شما دیده می‌شود. در این پنجره شما می‌توانید اطلاعات مربوط به زمان و مکان ورود به حساب کاربری و حتی دستگاهی که از آن استفاده شده – رایانه یا موبایل – را ببینید:


چگونه حساب‌های کاربری خود را از راه دور Log Out کنیم؟


همان گونه که در تصویر بالا می‌بینید، دکمه‌ای به نام Sign out all other sessions وجود دارد که با کلیک بر آن می‌توانید به سادگی حساب کاربری خود را در هر سیستم و مرورگری و در هر نقطه‌ای که فعال باشد Log Out کنید.

خروج از جی میل روی گوشی موبایل

این روش، تنها حساب کاربری شما را روی مرورگرهای وب رایانه Log Out می‌کند. در نتیجه هنوز در خصوص گوشی موبایل و برنامه‌های آن در این زمینه کارهای نا‌تمامی مانده است؛ برای نمونه، اگر گوشی هوشمند دارید که دزدیده شده، برای خارج کردن حساب کاربری جی میل خود از آن، نیاز به کار بیشتری دارید. نخست باید مجوز گوشی موبایل خود را برای دسترسی به حساب جی میل باطل کنید. برای این کار، وارد حساب جی میل خود شده و پس از آن در یک تب جدید، آدرس زیر را وارد کنید تا وارد صفحه تنظیمات امنیتی شوید.

https://www.google.com/settings/security

در این صفحه در زیر بخش Account Permissions روی دکمه View All کلیک کنید تا فهرست همه برنامه‌هایی که به حساب کاربری شما دسترسی دارند، نمایش داده شود. در این بخش، می‌توانید گوشی موبایل خود را نیز ببینید که برای قطع دسترسی آن به حساب کاربری خود، کافی است آن را انتخاب کرده و سپس از قسمت سمت راست روی دکمه Revoke Access کلیک کنید.

چگونه حساب‌های کاربری خود را از راه دور Log Out کنیم؟

خروج از شبکه اجتماعی فیس بوک بر روی سیستم

برای خروج از حساب کاربری فیس بوک به شکل Remote، پس از ورود به حساب، به صفحه تنظیمات حساب کاربری خود بروید و سپس وارد تب تنظیمات امنیتی یا همان Security شوید. در این صفحه، آخرین گزینه با نامWhere you are logged in   وجود دارد. روی آن کلیک کنید تا فهرست فعالیت های خود را ببینید.

چگونه حساب‌های کاربری خود را از راه دور Log Out کنیم؟

برای خروج از هر کدام از این موارد، کافی است روی دکمه End Activity در کنار آن کلیک کنید یا آنکه اگر از تاریخ و زمان مربوطه مطمئن نیستید بر دکمه End All Activity در بالا کلیک کنید.

خروج از فیس بوک روی گوشی موبایل

متأسفانه برای خروج از فیس بوک روی گوشی موبایل راه ساده‌ای وجود ندارد. برای این منظور شما باید گذرواژه خود را تغییر دهید. هنگامی که این کار را انجام می دهید، فیس بوک از شما می‌پرسد، آیا مایل به خروج از حساب کاربری خود از سایر دستگاه‌ها هستید یا خیر؟ گزینه Log me out of other devices را انتخاب کنید و به این ترتیب، دسترسی گوشی شما به حساب کاربری فیس بوک قطع خواهد شد.

چگونه حساب‌های کاربری خود را از راه دور Log Out کنیم؟

همان گونه که می بینید، خروج از حساب کاربری به شکل Remote روی مرورگر‌های سیستم کاری ساده است و روش آن قبلا پیش بینی شده؛ اما مشکل هنگامی بروز می‌کند که پای یک گوشی موبایل در میان باشد که این امر نیازمند روش متفاوت و کار بیشتری است. در نتیجه پیشنهاد این است که به خوبی مراقب گوشی خود باشید!

http://www.tabnak.ir/fa/news/391944/%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%AD%D8%B3%D8%A7%D8%A8%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%AF-%D8%B1%D8%A7-%D8%A7%D8%B2-%D8%B1%D8%A7%D9%87-%D8%AF%D9%88%D8%B1-log-out-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85



 
امروز هشتم آوریل: پایان ویندوز XP و آغاز یک مایکروسافت جدید
ساعت ۱٠:٢٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/۱/٢٩  
از امروز هشتم آوریل ۲۰۱۴ شرکت مایکروسافت، رسما به پشتیبانی از ویندوز XP یکی از محبوب‌ترین و موفق‌ترین سیستم عامل‌های این شرکت پایان خواهد داد؛ این امر به منزله بازنشسته شدن این سیستم عامل برای همیشه است؛ سیستم عاملی که باور بکنید یا نه، هنوز بر‌ یک چهارم از مجموع رایانه‌های جهان در حال فعالیت است.‌

به گزارش «تابناک» هنگامی که ویندوز XP متولد شد، جهان هنوز در شوک واقعه ۱۱ سپتامبر بود؛ مدتی بیش از جنگ افغانستان نمی‌گذشت و تنها دور روز پیش از انتشار رسمی ویندوز XP یعنی ۲۵ اکتبر ۲۰۰۱ استیو جابز از نخستین iPod رونمایی کرده بود.

ویندوز XP که هسته باثبات و قدرتمند NT ویندوز ۲۰۰۰ را در یک واسط کاربری و محیط گرافیکی زیبا و خلاقانه به کار گرفته بود، به سرعت مورد توجه و اقبال قرار گرفت‌ و در چشم‌بر‌هم‌زدنی بساط نسخه قبلی خود (ویندوز ME) را در هم پیچید؛ اما از آنجا که بسیاری هنوز به ویندوز ۹۸ اعتقاد داشتند، این امر با این سرعت در خصوص آن اتفاق نیفتاد، ولی سرانجام پس از مدتی دیگر، خبری از نسخه‌های قبلی ویندوز نبود.

امروز 8 آوریل: پایان ویندوز XP و شروع یک مایکروسافت جدید


این نسخه از ویندوز به سرعت محبوبیت یافت و به دلیل ثبات و عملکرد خوب خود به شکل چشمگیری توسعه و گسترش یافت، به گونه‌ای که تا پنج سال هیچ جایگزینی برای آن در میان نبود. این فاصله زمانی طولانی‌ترین فاصله در بین نسل ویندوز است. جانشین بعدی XP فاجعه ویندوز Vista را رقم زد که اکنون دیگر به یک داستان مشهور تبدیل شده است. نسخه‌ای از سیستم عامل ویندوز که در ‌‌نهایت شرمساری برای مایکروسافت، حتی نتوانست بیش از ۲۰ درصد سهم بازار را به دست آورد.

از‌‌ همان آغاز انتشار Vista علایم خوبی در بین مصرف کنندگان در خصوص این نسخه دیده نمی‌شد. دو موضوع همواره در خصوص این نسخه از ویندوز بر سر زبان‌ها بود؛ نخست اینکه ده راه ‌برای Shut Down کردن Vista وجود داشت – نمادی از بی‌ثبات بودن و نبود یکپارچگی سیستم عامل و دوم آنکه «بالاخره باید یک حرفی زد!»، کنایه از رفع تکلیف مایکروسافت در انتشار یک چنین نسخه بی‌ثباتی از سیستم عامل.

امروز 8 آوریل: پایان ویندوز XP و شروع یک مایکروسافت جدید

یکی از بارز‌ترین شکایات درباره این نسخه از ویندوز امکانات وعده داده شده‌ای بود که هیچ‌گاه به میدان عمل نرسیدند؛ نمونه آن WinFS بود که یک فایل سیستم با اهداف بلند‌پروازانه بود. در واقع Vista نسبت به XP چیز زیادی عرضه نمی‌کرد، به غیر از آنکه از محیط گرافیکی متفاوت و چشم‌نواز‌تری برخوردار بود که البته به دلیل ‌ناسازگاری با هسته سیستم عامل، خود موجب مصیبت‌های فراوانی بود.

ابزار UAC یا‌‌ همان User Access Control بیشتر اوقات کاربران را با پرسش‌های پیاپی خود کلافه می‌کرد. برخی از برنامه‌های قدیمی با این نسخه از ویندوز همخوانی نداشت، سخت افزار‌ها به خوبی با سیستم عامل سازگار نمی‌شدند و بسیاری از کاربران از عملکرد کند سیستم عامل شکایت داشتند.

کار به آنجا رسیده که مایکروسافت برای آنکه این نسخه از ویندوز روی دستش نماند، اعلام کرد ‌از اوت ۲۰۰۸ به سازندگان PC اجازه نمی‌دهد، ‌محصول خود را با ویندوز XP به شکل پیش نصب ارائه کنند؛ یعنی کمتر از یک سال پس از انتشار رسمی Vista در صورتی که در حالت عادی این فاصله باید دو سال بعد از انتشار نسخه جدید باشد.

اما در پایان فشارهای رسانه‌ای و سیل انتقادات از Vista و همچنین پیشنهاد تحلیلگران مبنی بر اینکه مایکروسافت تا سال ۲۰۰۹ XP را زنده نگاه دارد، منجر به نجات جان ویندوز XP شد و سرانجام مایکروسافت‌ با بی‌میلی اجازه داد تا لپ‌تاپ‌ها و PC‌های به اصطلاح Low-Power تا سال ۲۰۱۰ همچنان به ارائه نسخه XP به شکل پیش نصب ادامه دهند.

اما ویندوز ۷ که در اکتبر ۲۰۰۹ کار خود را آغاز کرد منجر به آن شد که فاجعه و مصیبت Vista فراموش شود. این نسخه، بهترین نسخه از سیستم عامل ویندوز بود و توانست تنها در شش ماه نخست کار خود، بیش از ۱۰۰ میلیون بار فروش رود؛ نسخه‌ای موفق که توانسته بود بار دیگر مایکروسافت را سربلند کند و جایزه‌های فراوانی را به عنوان محصول بر‌تر سال در نشریات گوناگون از آن ‌خود کند.

امروز 8 آوریل: پایان ویندوز XP و شروع یک مایکروسافت جدید

اما تنها سه سال از عمر این نسخه گذشته بود که ‌یکباره داستان Vista با ارائه نسخه ۸ ویندوز تکرار شد. در این نسخه از ویندوز مایکروسافت همه تلاش خود را به کار گرفت تا مفهوم جدید Metro را معرفی و نهادینه کند و در پی آن نرم‌افزارهای مدرن را وارد عمل کند؛ تلاشی که در زمان مدیر عامل جدید این شرکت Satya Nadella به عنوان خط مشی «مایکروسافت جدید» شروع شد و همچنان مایکروسافت به این ایده پایبند است.

این بار نیز بسیار زود نشانه‌های شکایت از سیستم عامل جدید در بین کاربران خود را نشان داد؛ هرچند شکایات به اندازه Vista نبود و در واقع عمق فاجعه نیز به آن حد نبود، داستان ویندوز ۸ یادآور روزهای تلخ Vista بود.

امروز 8 آوریل: پایان ویندوز XP و شروع یک مایکروسافت جدید

البته مایکروسافت که تجربه ارزشمند Vista را در کوله‌بار خود داشت، این بار هوشمندانه‌تر کار کرد و با گذشت اندکی، اقدام به بروزرسانی نسخه جدید سیستم عامل خود به ۸.‌۱ کرد و برخی از ایرادات اساسی آن را برطرف نمود؛ اما ‌۸.‌۱ چیزی نیست که بتواند کاربران را قانع کند و درست است که منوی استارت در آن بازگشته، ‌همچنان نمای Metro برای بسیاری غریب، پیچیده و آزار دهنده است.

در واقع خود مایکروسافت نیز به خوبی آگاه است که ویندوز ۸.‌۱ تنها به معنی خرید زمان برای فرار از تکرار تجربه Vista است؛ فراری تا سال ۲۰۱۵ که در ‌‌نهایت نسخه ۹ ویندوز منتشر می‌شود و بسیاری منتظرند ببینند این بار مایکروسافت چه‌ در آستین دارد.

امروز، زمان بسیار متفاوتی از سال ۲۰۰۱ و تولد XP است؛ متفاوت هم برای مایکروسافت و هم برای کاربران. دنیای امروز برای این هر دو دنیای آنلاین و تحت Cloud است. انتشار نرم افزارهایی نظیر Office ۳۶۵ دقیقا نشان‌دهنده خط و مسیر حرکتی مایکروسافت به سمت دنیای Cloud است.

جمله Nadella در کنفرانس اخیر مایکروسافت نیز بیانگر همین نکته است. وی در این کنفرانس گفت: رها‌ کردن آنچه تاکنون ساخته‌اید، دیوانگی است، و همچنین اگر نخواهید آنچه را ساخته‌اید، ‌بر ‌دستگاه‌های مختلف منتقل کنید، این نیز دیوانگی است؛ این جمله دقیقا بیان مسیر آینده مایکروسافت جدید است: تحت Cloud و Multi-Platform.

هیچ کس نمی‌داند. شاید هیچ ویندوز ۹‌ای در کار نباشد. البته ویندوز هنوز هم برای مایکروسافت با اهمیت است؛ اما شاید همان گونه که امروز ‌(هشتم آوریل ۲۰۱۴) مایکروسافت ویندوز XP را خاموش می‌کند، ‌برای این شرکت یک گام بیشتر در مسیر Cloud مهم‌تر از پیروزی در عرصه ارائه محیط عمل Client باشد.

امروز 8 آوریل: پایان ویندوز XP و شروع یک مایکروسافت جدید

http://www.tabnak.ir/fa/news/391177/%D8%A7%D9%85%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D9%87%D8%B4%D8%AA%D9%85-%D8%A2%D9%88%D8%B1%DB%8C%D9%84-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%88%DB%8C%D9%86%D8%AF%D9%88%D8%B2-xp-%D9%88-%D8%A2%D8%BA%D8%A7%D8%B2-%DB%8C%DA%A9-%D9%85%D8%A7%DB%8C%DA%A9%D8%B1%D9%88%D8%B3%D8%A7%D9%81%D8%AA-%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF



 
هک رجیستری برای بازگرداندن All Programs در ویندوز ۷
ساعت ۱٠:٢٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/۱/٢٩  
یکی از نکات مثبت در ویندوز XP که عمر آن همین چند وقت پیش به پایان رسید، منوی خوب آن بود که گزینه All Programs در آن امکان دسترسی سریع به همه برنامه‌های نصب شده ‌روی سیستم را می‌داد. مایکروسافت این مورد را از ویندوز Vista به بعد حذف ‌و ‌یک منوی برنامه را جایگزین آن کرد. حال چگونه می‌توان دوباره این منو را به منوی Start ویندوز ۷ بازگرداند؟

به گزارش «تابناک»، دسترسی سریع به نرم‌افزارهای نصب شده ‌روی سیستم یکی از نکاتی است که هرچند زیاد به نظر جدی نمی‌آید، ‌می‌تواند با توجه به حجم استفاده از نرم‌افزار‌ها در سیستم، کمک شایانی به آسانی کار در ویندوز کند.

هرچند در ویندوز Vista و ۷ دسترسی به نرم‌افزار‌ها از طریق منوی خاص خود و یا جستجو در منوی Start قابل دسترسی است، ‌قابلیت دسترسی سریع به برنامه‌ها در ویندوز XP از طریق منوی All Programs بهتر و سریع‌تر از راهکارهای مایکروسافت در ویندوز Vista به بعد است.

در اینجا شما را با نحوه بازگرداندن این منو در ویندوز ۷ از طریق هک و ایجاد تغییراتی در رجیستری ویندوز آشنا می‌سازیم.

هک رجیستری برای بازگرداندن All Programs در ویندوز 7

پیش از آغاز ‌به کار، یک نسخه پشتیبان از رجیستری ویندوز خود تهیه کنید. سپس در منوی Start ویندوز گزینه regedit را وارد کرده و اجرا کنید.

هک رجیستری برای بازگرداندن All Programs در ویندوز 7

پس از باز شدن پنجره ویرایش رجیستری از پنل سمت چپ مسیر زیر را دنبال کنید.

HKEY_CURRENT_USER\Software\Microsoft\Windows\CurrentVersion\Explorer\Shell Folders

با اتخاب Shell Folder در این مسیر از پنل سمت راست گزینه Favorites را دو بار کلیک کنید تا پنجره ویراش مقدار آن باز شود. مقدار این آیتم را به مسیر زیر تغییر دهید و ‌روی Ok کلیک کنید.

C:\ProgramData\Microsoft\Windows\Start Menu\Programs

هک رجیستری برای بازگرداندن All Programs در ویندوز 7

سپس بار دیگر از پنل سمت چپ به مسیر زیر بروید و User Shell Folder را برگزینید.

HKEY_CURRENT_USER\Software\Microsoft\Windows\CurrentVersion\Explorer\User Shell Folders

از پنل سمت راست آیتم Favorites را انتخاب ‌و مقدار آن را به ترتیب زیر تغییر دهید و ‌روی Ok کلیک کنید.

C:\ProgramData\Microsoft\Windows\Start Menu\Programs

هک رجیستری برای بازگرداندن All Programs در ویندوز 7

اکنون از پنجره ویرایش رجیستری خارج شوید و بر ‌منوی Start کلیک راست کرده و گزینه Properties را انتخاب کنید. در تب Start Menu بر ‌دکمه Customize کلیک کنید.

هک رجیستری برای بازگرداندن All Programs در ویندوز 7

در پنجره ای که باز می‌شود به دنبال گزینه Favorites Menu بگردید و آن را انتخاب ‌و سپس ‌روی دکمه Ok کلیک کنید.

هک رجیستری برای بازگرداندن All Programs در ویندوز 7

حال تنها کاری که ‌می‌ماند، این است که یک بار سیستم خود را Restart کنید و پس از راه‌اندازی دوباره سیستم، ‌روی منوی Start کلیک کنید. هم‌اکنون در بخش سمت راست منو، گزینه Programs را ‌می‌بینید که همانند منوی All Programs ویندوز XP حاوی همه نرم‌افزارهای نصب شده ‌روی سیستم شما خواهد بود.

 

 

 

هک رجیستری برای بازگرداندن All Programs در ویندوز 7

http://www.tabnak.ir/fa/news/393336/%D9%87%DA%A9-%D8%B1%D8%AC%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D8%B1%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DA%AF%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%86-all-programs-%D8%AF%D8%B1-%D9%88%DB%8C%D9%86%D8%AF%D9%88%D8%B2-%DB%B7



 
در صورت هک شدن حساب جی‌میل، چه کارهایی ضروری است؟
ساعت ۱٠:٢٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/۱/٢٩  

یکی از بد‌ترین رخدادهایی که ممکن است در فضای آنلاین برای هر کاربری روی دهد، هک شدن حساب کاربری ایمیل وی است. صرف‌نظر از اطلاعاتی که از این راه به سرقت می‌رود، موضوع درباره برنامه‌ها و وب‌سایت‌هایی است که با نام کاربری ایمیل خود در آن‌ها فعالیت می‌کنید؛ این یعنی خسارت چندین برابری؛ اما اگر حساب ‌ایمیل هک شد، ‌چه کارهایی می‌توان انجام داد؟

به گزارش «تابناک»،‌ هک شدن حساب کاربری ‌ایمیل برای کاربران گوگل‌، برای همه کاربران،  خسارتی جدی است که کمترین‌‌ آن عبارت است از: دزدیده شدن بخش مهمی از اطلاعات کاربر و مهم‌ترین خطر آن به سرقت رفتن هویت ‌و به خطر افتادن وجهه و شخصیت شماست. کافی است، تصور کنید که هکر، ‌ایمیل‌های نا‌مناسب برای دوستان شما بفرستد.

هرچند کاربران باید در این زمینه، بسیار هشیار باشند و با اینکه اکنون نرم‌افزارهای امنیتی بیش از همیشه در راه نگهداری از اطلاعات کاربران فعالند، این امر موردی است که احتمال وقوع برای هیچ کاربری صفر نیست. در نتیجه اگر حساب کاربری ‌ایمیل شما هک شد، چه کارهایی می‌توان برای بازیابی آن انجام داد؟

در این گزارش، موردی هک شدن حساب جی‌میل و کارهای ‌لازم در این باره را توضیح می‌دهیم؛ اما کلیت مطالب و اقدامات در خصوص هر حساب کاربری دیگری نیز صادق است.

در صورت هک شدن حساب جی میل، چه اقداماتی ضروری است؟

باید گفت، برای دریافتن اینکه حساب جی‌میل‌ شما هک شده، راه‌های بسیاری هست؛‌ اینکه گوگل ‌ایمیلی مبنی بر انجام فعالیت‌های مشکوک‌ در حساب کاربری شما می‌فرستد و یا ‌خود خیلی ساده به طریقی متوجه فعالیت‌های غیر‌عادی حساب کاربری خود می‌شوید. البته راه‌های متفاوت‌ دیگری برای استفاده یک هکر از حساب کاربری شما وجود دارد؛ برخی به سادگی بدون جلب توجه، ‌اطلاعات شما را دزدیده و از حساب کاربری شما استفاده می‌کند‌ و برخی در بد‌ترین سناریو، اقدام به تغییر گذرواژه و سرقت هویت کاربران می‌کنند که در هر صورت، اگر متوجه هک شدن حساب کاربری خود شدید، انجام کارهای زیر ضروری است.

در صورتی که رمز حساب کاربری به دست هکر تغییر یافته


در بسیاری از موارد، هکر‌ها بدون تغییر رمز حساب کاربری و برای جلوگیری از جلب توجه کاربر، بی‌سر و صدا به کار خود ادامه می‌دهند، ولی به ندرت نیز هکر اقدام به تغییر گذرواژه و همچنین سایر اطلاعات برای بازیابی آن از جمله ایمیل دوم و شماره تلفن می‌کند. در این گونه مواقع، بازیابی رمز عبور بسیار مشکل است، زیرا گوگل از شما درخواست تاریخ دقیق ایجاد حساب کاربری ‌می‌کند که به خاطر سپردن آن، تقریبا ناممکن است، مگر اینکه از ایمیل اولی که گوگل برای حساب شما فرستاده و حاوی اطلاعات حساب کاربری است، نسخه پشتیبان داشته باشید.

در ساده‌ترین حالت، هکر اقدام به تغییر گذرواژه به تنهایی کرده که در این حالت، کافی است ‌به لینک زیر رفته و گزینه I don» t know my password را برگزینید. گوگل از شما درخواست ورود ایمیل دوم را می‌کند و اگر این آدرس درست باشد، گذرواژه جدید را به آدرس ایمیل دوم شما می‌فرستد.

https://www.google.com/accounts/recovery/?&hl=en&rd=1

در صورت هک شدن حساب جی میل، چه اقداماتی ضروری است؟

اما اگر پس از چندین بار آزمایش برای دریافت اطلاعات بر روی حساب کاربری دوم خود، ایمیلی دریافت نکردید، می‌توانید مطمئن شوید‌‌ هکر اقدام به پاک کردن یا تغییر حساب کاربری دوم کرده است.

در این گونه مواقع، می‌توان به Google Help Center مراجعه کرد و گوگل را در جریان قضیه قرار داد. در این گونه مواقع، گوگل از شما درخواست ورود اطلاعاتی را می‌کند و در صورت درستی آن‌ها، اطلاعات حساب کاربری را در اختیار شما ‌می‌‌گذارد. برای ورود به این مرحله، پس از مراجعه به لینک بالا، گزینه I have other problems signing in را ‌برگزینید.

در صورت هک شدن حساب جی میل، چه اقداماتی ضروری است؟

در این صورت جی‌میل با چندین پرسش از شما‌ و در صورت درست بودن پاسخ‌ آن‌ها، شما را از اطلاعات فعلی حساب کاربری با‌خبر می‌سازد.

توجه داشته باشید که همه این‌ها، نیازمند اطلاعاتی است که اگر شما آن‌ها را اشتباه وارد کنید، بازیابی حساب کاربری تقریبا محال خواهد بود. در‌ چنین مواقعی، بهترین و مهم‌ترین کار این است که دوستان و افراد مهم را از هک شدن حساب کاربری خود در اسرع وقت ‌آگاه سازید!

اگر هنوز به حساب کاربری خود دسترسی دارید و گذرواژه تغییر نکرده است...

اگر هکر اقدام به تغییر اطلاعات و گذرواژه حساب کاربری نکرده ‌و یا ‌‌به هر طریق موفق به بازیابی حساب کاربری خود شدید، موارد زیر را برای بررسی هر گونه فعالیت هکر و خسارات احتمالی به کار ببرید.

ـ گذرواژه را در اسرع وقت تغییر دهید.

 ـ اگر از همین گذرواژه برای حساب‌های کاربری دیگری استفاده کرده‌اید، سریع‌ نسبت به تغییر آن‌ها نیز اقدام کنید؛ برای نمونه، اگر از‌‌ همان گذرواژه برای حساب کاربری فیس‌بوک نیز استفاده می‌کنید، سریع‌ آن را تغییر دهید.

 ـ پیام‌های فرستاده شده را در Sent Emails بررسی کنید. اگر هکر ‌ایمیل به برخی مخاطبان فرستاده، با فرستادن پیامی به همه آن‌ها، جریان را اطلاع دهید. شاید هکر اقدام به فرستادن بدافزار یا لینک مخرب برای آن‌ها کرده باشد.

 ـ تنظیمات حساب کاربری خود را برای بررسی هر گونه تغییری بازبینی کنید. شاید هکر اقدام به تنظیم Forwarding برای فرستادن ایمیل‌های شما به یک ایمیل سوم کند یا آنکه از حساب شما برای حساب کاربری دیگری بهره گرفته باشد. در تنظیمات جی‌میل به قسمت‌های Accounts، Imports، Forwarding و PoP بروید.

 ـ بخش گفت‌وگو یا Chat جی‌میل را بررسی کنید. در صورتی که هکر اقدام به گفت‌وگو با برخی مخاطبان کرده، به آن‌ها اطلاع دهید.

 ـ به سرعت سیستم خود را توسط نرم‌افزار امنیتی و ضد بد‌افزار خود برای یافتن فایل‌های مخرب اسکن کنید.

 ـ گزینه و امکان ۲ Step verification را از طریق لینک زیر در جی میل فعال کنید. این امر یک لایه حفاظتی دو گانه ‌برای حساب کاربری شما فعال می‌کند که به شدت شانس هک شدن حساب کاربری‌تان را پایین می‌آورد.

https://support.google.com/accounts/answer/180744?hl=en

به این ترتیب، انجام این کارها در صورت هک شدن حساب کاربری شما ضروری است؛ بنابراین، پیش‌ از هر چیز، هشیار باشید که با استفاده از همه نکات امنیتی از جمله انتخاب گذرواژه‌ای مناسب و اقدامات امنیتی دیگر، از هک شدن حساب کاربری خود جلوگیری کنید.

http://www.tabnak.ir/fa/news/393102/%D8%AF%D8%B1-%D8%B5%D9%88%D8%B1%D8%AA-%D9%87%DA%A9-%D8%B4%D8%AF%D9%86-%D8%AD%D8%B3%D8%A7%D8%A8-%D8%AC%DB%8C%E2%80%8C%D9%85%DB%8C%D9%84-%DA%86%D9%87-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%B6%D8%B1%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%AA



 
فروشنده خوب چه کسی است؟
ساعت ۱٠:٠۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/۱/٢٩  

پول‌نیوز، محسن مؤاخذ - برخی از مشتری‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها کالای مورد نیاز خود را از کالاهای به نمایش گذاشته شده در ویترین فروشگاه‌ها انتخاب کرده و پس از ورود به فروشگاه با ذکر نام یا کد کالا، آن را تقاضا می‌کنند.در این صورت فروشندگان با آرامش به مشتری‌ها سرویس‌ می‌دهند، اما گروه دومی هم هستند که بدون توقف پشت ویترین و بدون انتخاب مدل دلخواه وارد مغازه می‌شوند و مثلا کفش یا پیراهن  مورد نظر را بدون ذکر نام یا کد از فروشنده طلب می‌کنند. فروشنده در قبال این گروه چه واکنشی می‌تواند از خود نشان دهد؟

یکم: ارائه - در برابر تقاضای مشتری اولین اقدام فروشنده باید ارائه کالای مورد تقاضای مشتری باشد.

دوم: پیشنهاد - علاوه بر ارائه کالا، پیشنهاد کالاهای مشابه و حتی متفاوت به مشتری نیز از اهم امور فروشندگی است. به‌ویژه این‌که فروشنده می‌تواند در این فرصت، کالاهای کم‌فروش‌تر خود را نیز پیشنهاد دهد.

سوم: عرضه - فروشنده کسی است که بتواند کالایی را با بهره‌گیری از هنر فروشندگی بفروشد و توانایی فروش کالاهای کم‌فروش را نیز داشته باشد و فقط به عرضه کالا بر اساس تقاضای مشتری بسنده نکند.

چهارم: پرهیز از کلمه «نداریم» - برای اکثر مشتریان پاسخ منفی در برابر تقاضا خوشایند نیست. بنابراین نباید پاسخگویی به مشتری را با کلمه «نداریم» یا «تمام شد» آغاز کرد. در صورت موجود نبودن کالای مورد نظر مشتری، باید مدل مشابه را عرضه کرد و ضمن آن توضیحات لازم را درخصوص مواردی همچون مدل، کیفیت، ظرافت و استقبال عمومی ارائه داد و با جلب نظر و رضایت مشتری اقدام به فروش کالای مورد نظر کرد.

نحوه ارائه کالا

آنچه که بیش از هرچیز باید مورد توجه فروشندگان باشد، پاسخ مناسب به توقع مشتری است؛ یعنی آنچه که او حق خود می‌پندارد.

- مشتری در بدو ورود به فروشگاه چند توقع و انتظار دارد:

- مشتری انتظار دارد که فروشنده در بدو ورود از او به گرمی و با احترام استقبال کند.

- مشتری توقع دارد فروشنده بدون تامل از کار قبلی خود – به هر کاری که مشغول باشد ــ دست بکشد.

- مشتری انتظار دارد که فروشنده به او به دیده یک فرد مطلع و آگاه نگاه کند.

آری؛ مشتری توقع دارد که فروشنده باید با خوش‌رویی و تبسم و توام با ادب اجتماعی با او برخورد کند و از سوی دیگر فروشنده نیز باید ضمن استفاده از مهارت و تجربه خویش در امر فروش کالا به موارد زیر توجه داشته باشد و با عمل به آن در مشتری انگیزه خرید ایجاد کند.

ایجاد انگیزه در مشتری

- فروشنده باید به صورتی با مشتری برخورد کند و به نوعی به او سرویس دهد که مشتری احساس بیگانگی نکرده و خود را در محیطی آشنا و گرم احساس کند.

- فروشنده باید به مشتری فرصت انتخاب و اظهار نظر را بدهد.

- فروشنده باید در انتخاب کالا با مشتری همکاری کند.

اما مواردی که فروشندگان باید از آن پرهیز کنند:

- تحت هیچ شرایطی نباید در حضور مشتری غذا یا میوه خورد.

- هرگز در محیط فروشگاه و در حضور مشتری نباید آدامس جوید.

- به هیچ عنوان در حضور مشتری نباید دخانیات استعمال کرد.

- هیچ‌گاه نباید در حضور مشتری با همکاران شوخی یا رفتار ناپسندی انجام داد.

- هرگز در حضور مشتری علیه شرکت‌های مشابه بدگویی نکنید.

http://www.asriran.com/fa/news/330944/%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%B4%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%A8-%DA%86%D9%87-%D9%83%D8%B3%D9%8A-%D8%A7%D8%B3%D8%AA



 
HDR چیست و چگونه می‌توان عکس HDR گرفت؟
ساعت ٧:۱٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱/۱  

احتمالاً تصاویر بسیار زیبای HDR را در اینترنت دیده‌اید. تصاویری که رنگ‌های بسیار زنده دارند و بیشتر به نقاشی شبیه هستند تا به عکس.


به گزارش آفتاب به نقل از یک پزشک، احتمالاً تصاویر بسیار زیبای HDR را در اینترنت دیده‌اید. تصاویری که رنگ‌های بسیار زنده دارند و بیشتر به نقاشی شبیه هستند تا به عکس.
تا چند سال پیش تنها عکاس‌های حرفه‌ای می‌دانستند HDR چیست و چگونه می‌توان از آن استفاده کرد ولی امروزه این قابلیت به گوشی‌های موبایل هم آمده است. اکثر گوشی‌های سطح بالا مثل iPhone 5s, LG G2, Samsung Galaxy S5, HTC ONE و … دارای قابلیت گرفتن عکس HDR هستند. اگر گوشی شما به طور پیش‌فرض قابلیت گرفتن عکس HDR ندارد می‌توانید به راحتی با دانلود یک نرم‌افزار این قابلیت را به گوشی خود اضافه کنید. ولی پیش از استفاده باید بدانید HDR چیست و چه مواقعی می‌توان از آن برای گرفتن عکس‌های زیباتر استفاده کرد.


HDR مخفف High Dynamic Range به معنی محدوده‌ی دینامیکی گسترده است. محدوده‌ی دینامیکی، تفاوت بین نقاط روشن و نقاط تیره‌ی عکس است. محدوده‌ی دینامیکی چشم انسان بسیار گسترده‌تر از دوربین است. اگر در روز به یک منظره نگاه کنید هم می‌توانید نقاط بسیار روشن مثل ابرهای آسمان را با جزئیات خیلی خوب ببینید و هم نقاط تیره که پشت به آفتاب هستند مثل ساختمان‌ها و درختان. درحالی‌که دوربین این‌گونه نیست. محدوده‌ی دینامیکی دوربین خیلی کمتر از چشم انسان است. همین طور که در دو تصویر زیر می‌بینید اگر دوربین بر نقاط روشن تمرکز داشته باشد، نقاط تیره کاملاً سیاه می‌شوند.


و اگر دوربین بر نقاط تیره تمرکز داشته باشد، نقاط روشن کاملاً سفید می‌شوند. یعنی وقتی دوربین میزان نور دهی (Exposure) را با نقاط مورد نظر تنظیم می‌کند، به خاطر کم بودن محدوده‌ی دینامیکی بسیاری از نقاط در میان محدوده‌ی دینامیکی قرار نمی‌گیرند و یا سیاه می‌شوند یا سفید.


HDR روشی برای حل این مشکل است. برای ثبت یک عکس HDR به سه عکس با نور دهی‌های متفاوت نیاز است. یک عکس با نور دهی پایین، جزئیات نقاط روشن عکس را مشخص می‌کند. یک عکس با نور دهی بالا جزئیات نقاط تاریک عکس را مشخص می‌کند. این دو عکس با یک عکس دیگر با نور دهی متوسط ترکیب می‌شوند تا در مجموعه‌ی آن‌ها، هم جزئیات نقاط روشن عکس مشخص باشد و هم جزئیات نقاط تاریک. به این عکس HDR می‌گویند.


در بسیاری از دوربین‌های حرفه‌ای این فرایند به صورت دستی انجام می‌شود به این صورت که هر سه عکس (یا حتی بیشتر از سه عکس) ذخیره می‌شوند تا عکاس بعداً با رایانه و با برنامه‌هایی مثل Photomatix آن‌ها را ترکیب بکند. یک عکاس حرفه‌ای تنظیمات مخصوصی بر روی عکس‌ها انجام می‌دهد تا بهترین ترکیب را به دست آورد. در گوشی‌های موبایل این فرایند به صورت اتوماتیک انجام می‌شود و فقط تصویر HDR ذخیره می‌شود.


در تئوری ممکن است به نظر برسد همواره تصاویر HDR بهتر از تصاویر معمولی هستند ولی این‌گونه نیست. بر اساس شرایط عکاسی ممکن است تصویر HDR زیبا بشود ولی بسیاری از اوقات عکس معمولی بهتر از HDR خواهد بود.
چه مواقعی عکس HDR بگیریم؟
به طور کلی وقتی اختلاف بین نقاط روشن و تیره‌ی تصویر زیاد است باید عکس HDR بگیرید.
یکی از عمومی‌ترین استفاده‌های HDR در عکاسی از منظره است. چون آسمان بسیار روشن و زمین بسیار تیره است، به وسیله‌ی HDR می‌توانید هم ابرهای آسمان و هم درختان و ساختمان‌ها را به خوبی ثبت کنید.


یک مثال دیگر، عکاسی از داخل ساختمان‌ها است که نور خورشید از پنجره وارد می‌شود و یا نور به وسیله‌ی پروژکتورها و یا چراغ‌های پرنور ایجاد می‌شود. در این نوع تصاویر هم نور بسیار قوی است و سایه‌های زیادی در تصویر وجود دارند. لذا باید عکس HDR بگیرید.


چه مواقعی نباید از HDR استفاده کنیم؟
وقتی که جسم حرکت می‌کند و یا نمی‌توانیم دوربین را ثابت نگه‌داریم، نباید از HDR استفاده کنیم. چون در HDR سه عکس پشت سر هم گرفته می‌شود اگر تفاوتی در عکس‌ها وجود داشته باشد، باعث تار شدن عکس نهایی خواهد شود. البته بعضی اوقات حرکت کردن برخی اجسام اشکالی در عکس ایجاد نمی‌کند و حتی ممکن است جلوه‌ای هنری به عکس ببخشد. مثل حرکت نور چراغ خودروها در شب.


وقتی که در تصویر نقاط خیلی روشن و خیلی تیره وجود ندارد، فایده‌ای ندارد که از HDR استفاده کنیم. چون پردازش مربوط به HDR فرایند عکاسی را طولانی می‌کند و کمی هم به خاطر لرزش دست عکاس، عکس تار خواهد شد و در آخر هیچ برتری نسبت به عکس معمولی نخواهد داشت. لذا ما همیشه عکس معمولی می‌گیریم مگر اینکه شرایط صحنه مناسب HDR باشد.
بعضی اوقات سیاه بودن و یا سفید بودن قسمتی از عکس جزو ویژگی‌های هنری آن عکس است. مثلاً وقتی از بازی با نور عکس می‌گیرند پشت صحنه باید حتماً سیاه باشد. لذا نباید از HDR استفاده شود.
یکی دیگر از مواقعی که استفاده از HDR نتیجه‌ی خوبی نخواهد داشت، موقعی است که اشکالی در تصویر وجود دارد و توسط HDR بزرگنمایی می‌شود. مثلاً وقتی از صورت کسی می‌خواهیم عکس بگیریم و جوش‌های روی پوست او توسط HDR بیشتر از حد معمول به چشم می‌آیند. به طور کلی پیشنهاد می‌شود هیچ‌وقت از صورت کسی عکس HDR نگیرید.
چرا عکس HDR که با گوشی می‌گیریم شبیه عکس‌های هنری نمی‌شود؟
ویژگی یک عکس HDR این است که درجات بسیار زیادی از روشنایی در آن وجود دارد. اشکال اینجا است که این درجات بیشتر از درجات روشنایی است که نمایشگر می‌تواند نمایش دهد. مثلاً اگر یک عکس HDR دارای ۱۰۰۰ درجه‌ی روشنایی (محدوده‌ی دینامیک) باشد، ولی نمایشگر دارای ۲۵۵ درجه‌ی روشنایی باشد نمی‌توان اثر HDR بودن آن تصویر را در نمایشگر مشاهده کرد.
برای رفع این مشکل فرایندی به نام Tone Mapping انجام می‌شود. در این فرایند درجات روشنایی پیکسل‌ها طوری تنظیم می‌شوند که به بهترین شکل (به صورت هنری و زیبا) بر روی نمایشگر نشان داده شود.
نکته‌ی جالب اینجا است که عکس‌های معمولی را هم می‌توان Tone Mapping کرد و یک عکس هنری با رنگ‌های غلیظ به دست آورد. ولی توجه داشته باشید که با تشدید رنگ‌ها در یک عکس معمولی به جزئیات آن اضافه نمی‌شود و ممکن است باعث افزایش نویز و رنگ‌های اشتباه و جلوه‌های مصنوعی شود. اگر صحنه درخور عکس HDR، باید عکس HDR گرفته بگیرید.
مقایسه‌ای بین تصویر HDR و تصویر معمولی که رنگ‌های آن تشدید شده را اینجا مشاهده می‌کنید. می‌بینید که در تصویر معمولی با تشدید رنگ‌ها، جلوه‌های مصنوعی و نویز در عکس ایجاد شده است.


اگر می‌خواهید عکس HDR  را به یک اثر هنری تبدیل کنید و یا یک عکس معمولی را شبیه عکس‌های HDR کنید، از ابزار HDR Toning در فتوشاپ استفاده کنید. این ابزار از منوی Image قسمت Adjustments قابل‌دسترس است. به محض باز کردن این ابزار مشاهده می‌کنید که رنگ‌ها در عکس تغییر می‌کند.


یک ابزار بسیار قوی و رایگان برای تبدیل تصاویر معمولی به تصاویر هنری با جلوه‌ی HDR نرم‌افزار Snapseed است. این نرم‌افزار که جلوه‌های ویژه‌ی مختلفی برای اعمال بر روی عکس‌ها دارد، دارای جلوه‌ای به نام HDR Scape است که می‌تواند به صورت بسیار هنری و زیبا عکس‌های معمولی را به عکس‌های مشابه HDR تبدیل کند. یا اینکه جلوه‌ی هنری عکس‌های HDR را تشدید کند تا تصاویر هنری و زیبا ایجاد شوند. 


تصویری که در زیر می‌بینید یکی از شاهکارهای Snapseed است که به وسیله‌ی HDR Scape به این شکل درآمده است. نرم‌افزار Snapseed هم برای iOS و هم برای اندروید موجود است.


برای گرفتن عکس HDR بر روی اندروید از چه نرم‌افزاری استفاده کنیم؟
بسیاری از گوشی‌های رده‌بالای اندروید قابلیت گرفتن عکس HDR دارند. با این حال اگر گوشی شما دارای این قابلیت به صورت پیش‌فرض نیست، می‌توانید نرم‌افزارهای متعددی برای گرفتن عکس HDR نصب کنید.
پرطرفدارترین برنامه‌ی گرفتن عکس HDR در اندروید را می‌توان HDR Camera از Almalence دانست. این نرم‌افزار رایگان امکانات خوبی برای تنظیم عکس گرفته‌شده و اضافه کردن جلوه‌های هنری دارد.


بعضی از نرم‌افزارهای معروف عکاسی مثل Camera360 دارای قابلیت گرفتن عکس HDR هستند. در نرم‌افزار Camera360 کافی است در قسمت جلوه‌های ویژه، گزینه‌ی + را بزنید و HDR را انتخاب کنید تا آن را از اینترنت دریافت و به لیست جلوه‌های عکاسی اضافه کند.
چگونه توسط گوشی iPhone عکس HDR بگیریم؟
iPhone 5 و iPhone 4 به طور پیش‌فرض از HDR پشتیبانی می‌کنند. ولی این قابلیت کمی ضعیف است به طوری که تفاوت چندانی در عکس ایجاد نمی‌کند. برای فعال کردن آن باید گزینه‌ی HDR را در تنظیمات دوربین فعال کنید.


اگر می‌خواهید عکس‌های هنری‌تر بگیرید یا اینکه کنترل بیشتری روی عکس نهایی داشته باشید باید برنامه‌ی مخصوصی برای این کار نصب کنید.
محبوب‌ترین و پرفروش‌ترین نرم‌افزار HDR برای iOS نرم‌افزار Pro HDR است که ۱٫۹۹ $ قیمت دارد. عکس گرفتن با این نرم‌افزار کمی کند است و طول می‌کشد (حدود ۱۰ ثانیه توسط iPhone 4s) ولی عکس‌هایی که می‌گیرد ارزش صبر کردن دارد.


این عکس یکی از نمونه کارهای Pro HDR است. همین طور که در این عکس می‌بینید بهترین استفاده از HDR موقعی است که آسمان بخش قابل‌توجهی از عکس شما را تشکیل می‌دهد. چون آسمان بسیار روشن‌تر از زمین است، اگر HDR نگیرید، قسمت زیادی از آن سفید می‌شود.

http://www.aftabir.com/news/article/view/2014/03/19/189520


 
موریس ؛ جایی که سازمان جهانی جهانگردی آن را در لیست 10 مقصد اول دنیا اعلام کرد
ساعت ۱۱:۱٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/٢۱  
جزیره رویایی موریس در  جنوبی ترین نقطه اقیانوس هند، شرق جزیره ماداگاسکار و جنوب شرقی  قاره آفریقا واقع شده است.

این کشور ابتدا به وسیله دریانوردان مالایی در قرن دهم میلادی کشف  شد، پس از آن در قرن شانزدهم میلادی ابتدا مستعمره پرتغال  و   سپس هلند  ( قرن 17 ) شد. در سال 1715 جزیره تحت کنترل فرانسوی¬ها در آمد و در طی جنگ¬های ناپلئونی در سال 1810 جزیره توسط نیروهای انگلیسی اشغال شد. در سال 1968 این کشور استقلال خود را از انگلستان به دست آورد.
نوع حکومت در این کشور جمهوری دموکرات ( پارلمانی )  است.

در حال حاضر کشوری مستقل به پایتختی پورت لوئیس   (port Louis ( است که دارای 8 شهر دیگر نیز می باشد.

جمعیت این کشور یک میلیون و 300 هزار نفر می  باشد که از نژادهای متنوع تشکیل شده است (هندی،  چینی، اروپایی و آفریقایی).

زبان رسمی اداری این کشور انگلیسی است ولی مردم به دو زبان انگلیسی و فرانسوی تسلط کامل دارند.

دین مردم جزیره: 48% هندو ، 32% مسیحی ، 17% مسلمان و 3% سایر ادیان.

مساحت این کشور 2040  کیلومتر مربع است.  ( 11 برابر شهر واشنگتن و 4 برابر شهر تهران )

خط ساحلی دور جزیره 180 کیلومتر است که تمامی آن از ماسه های نرم ، سفید و درخشان پوشیده شده است.

این کشور در نیمکره جنوبی زمین واقع شده است ، بنابراین فصول آن برعکس نیمکره شمالی ( ایران ) است.   

میانگین دمای هوا در زمان سفر نوروزی

روز :  28+ الی 30 +      شب: 20+ الی 22+    دمای آب : 26+ الی 28+  درجه سانتیگراد
اختلاف زمان موریس با تهران تنها نیم ساعت است. ( زمان رسمی موریس : +04:00 GMT   ،  زمان رسمی ایران :  +03:30 GMT )

ولتاژ برق موریس 220 ولت ، 50  هرتز است که مشابه سیستم برق ایران می باشد.

واحد پول این کشور روپیه موریس است .  1 دلار = 30 روپیه موریس   ،   1یورو =  40 روپیه موریس  ،  1روپیه موریس = 1000ریال

موریس از جاذبه های توریستی متنوع و شگفت انگیزی بهره مند  می باشد ؛   علاوه بر سواحل بسیار زیبا ،  رودخانه، مرداب، کوه،   جنگل های زیبا، گونه های جانوری و گیاهی فراوان، دهانه های آتشفشانی، آبشار و آثار تاریخی را نیز می توان در این جزیره رویایی مشاهده نمود که اکثر آنها در برنامه تور نوروزی گنجانده شده است.

سازمان جهانی جهانگردی موریس را  به عنوان یکی از ده  مقصد برتر توریستی دنیا معرفی نموده است.

مارک تواین ، نویسنده مشهور آمریکایی ، خالق آثاری از قبیل " ماجراهای تام سایر " ، " هاکلبری فین "  ، " شاهزاده و گدا "      جزیره موریس را چنین توصیف نموده است : " موریس نمونه ای از بهشت روی زمین است. "

     
   












































http://www.asriran.com/fa/news/319671/%D9%85%D9%88%D8%B1%DB%8C%D8%B3-%D8%AC%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86%DA%AF%D8%B1%D8%AF%DB%8C-%D8%A2%D9%86-%D8%B1%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D9%84%DB%8C%D8%B3%D8%AA-10-%D9%85%D9%82%D8%B5%D8%AF-%D8%A7%D9%88%D9%84-%D8%AF%D9%86%DB%8C%D8%A7-%D8%A7%D8%B9%D9%84%D8%A7%D9%85-%DA%A9%D8%B1%D8%AF-%D8%B9%DA%A9%D8%B3



 
۱۰ توصیه سلامتی به کارمندان پشت میزنشین
ساعت ٤:٠٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/۱  

با رعایت ۱۰ نکته زیر، بیشتر به فکر سلامتی تان باشید و جلوی بیماری های ناشی از پشت میزنشینی را بگیرید:

نتایج برخی از تحقیقات نشان می دهد پشت میزنشینی، یکی از مهم ترین عوامل ابتلا به اضافه وزن و چاقی است؛ استرس، بیماری های مفصلی و بسیاری از بیماری های دیگر نیز از جمله عوارض پشت میزنشینی به شمار می روند اما اگر به خاطر شغل و حرفه تان مجبورید ساعات زیادی از روز را پشت میز کار بگذرانید، توصیه محققان به شما این است که با رعایت ۱۰ نکته زیر، بیشتر به فکر سلامتی تان باشید و جلوی بیماری های ناشی از پشت میزنشینی را بگیرید:

۱ - در وضعیت مناسبی بنشینید


اگر بدن شما در حالت نشسته یا حتی ایستاده، وضعیت مناسبی نداشته باشد، قطعا پس از مدت کوتاهی استرس به سراغ تان خواهد آمد. یکی از راه های فرار از استرس هم پرخوری است و نتیجه پرخوری هم چیزی نیست، جز چاقی . از طرف دیگر، وضعیت نامناسب بدن برای مدت طولانی سبب آسیب مفاصل و دردهای منطقه ای می شود. بنابراین پژوهشگران بهترین وضعیت بدن را در حالت نشسته برای ساعات طولانی، این طور عنوان کرده اند:

_ طول کفی صندلی باید به اندازه ای باشد که از نشیمن گاه تا زانوی شما به طور کامل روی آن قرار گیرد.

_ صندلی تان باید حتما تکیه گاه داشته باشد تا بتوانید کمرتان را به آن تکیه دهید. در غیر این صورت بهتر است صندلی تان را به دیوار بچسبانید و از دیوار به عنوان تکیه گاه استفاده نمایید.

_ هنگام کار با کامپیوتر، باید مچ و ساعد دست تان در یک راستا قرار داشته باشند و برای جلوگیری از درد مفاصل مچ دست، نباید مدام آنها را خم و راست کنید.

_ هنگام کار با کامپیوتر، باید سر و گردن تان به طور مستقیم رو به روی مانیتور قرار داشته باشند. در غیر این صورت و با خم نگه داشتن سر و گردن تان به مدت طولانی، دچار گردن درد خواهید شد.

_ به منظور پیشگیری از گردن درد، بهتر است هر چند دقیقه یک بار، چند ثانیه ورزش های مناسب برای گردن را انجام دهید و گردن تان را به طرفین بچرخانید.

_ هنگام نوشتن یا کار با کامپیوتر، آرنج خود را در نزدیک ترین حالت به بدن قرار دهید؛ آن هم در وضعیت ۹۰ یا ۱۲۰ درجه.

_ سعی کنید موقع انجام کار، بازوها و شانه هایتان را در وضعیتی کاملا راحت قرار دهید و آنها را خیلی بالاتر یا پایین تر از سطح میز کارتان نبرید.

_ کف پاهای تان باید کاملا چسبیده به زمین باشد و اگر صندلی تان بلند است و پاهای تان به زمین نمی رسد، بد نیست که از یک زیرپایی استفاده کنید.
_ بهتر است که کفی و تکیه گاه صندلی تان فوم دار باشد، نه چوبی یا آهنی. این طوری فشار کمتری به کمرتان وارد می شود و دیرتر خسته می شوید.

۲ - هر چند دقیقه یک بار، از جای تان بلند شوید و چرخی بزنید


بر اساس نتایج تحقیقات دانشمندان، بدن هر فرد فقط ۲۰ دقیقه می تواند تحمل قرار داشتن در یک وضعیت ثابت را داشته باشد. بنابراین بهتر است که هر ۱۵ تا ۲۰ دقیقه یک بار، از جای تان بلند شوید و مدت ۳۰ ثانیه قدم بزنید، یا بدن تان را کش و قوس دهید.

۳ - حرکات تکراری انجام ندهید


تکرار مداوم یک حرکت ( مانند جواب دادن به تلفن ) می تواند آزاردهنده و استرس آور باشد. به همین خاطر بهتر است که در صورت امکان و اگر ضرورتی حس نمی کنید، کارهای تکراری انجام ندهید یا نوع کارتان را عوض کنید. برای مثال، به جای خم و راست کردن مداوم دست تان برای پاسخ گویی به تلفن ها، از یک هدفون استفاده کنید و تلفن های شخصی تان را به ساعات یا روزهای خلوت تان اختصاص دهید.

۴ - نمایشگر کامپیوترتان را در وضعیت مناسبی قرار دهید تا چشم یا مفاصل گردن تان اذیت نشوند


وضعیت مناسب یعنی اینکه نمایشگر درست روبه روی شما به فاصله ۵۰ سانتی متر از چشم تان قرار داشته باشد و صفحه نمایشگر رو به پنجره هم نباشد تا انعکاس نور بیرون روی نمایشگر، چشم های شما را اذیت و خسته نکند. در ضمن، بد نیست که برای جلوگیری از خشکی یا سوزش چشم، مدام به صفحه کامپیوتر زل نزنید و هر ۱۵ دقیقه یک بار، دست از کار با کامپیوتر بکشید.

۵ - مراقب گردن تان باشید


به منظور خم شدن کمتر گردن تان هنگام تایپ کردن، بهتر است که از وسیله ای برای نگهداری کاغذها در کنار صفحه کلید استفاده کنید.

۶ - میزتان را تمیز کنید


برای اینکه به آلرژی یا سایر بیماری های عفونی مبتلا نشوید، باید هر روز صفحه کلید، نمایشگر، سطح میز، تلفن یا هر وسیله دیگری که روی میزتان قرار دارد را گردگیری کنید و هفته ای یک بار هم آنها را ضدعفونی نمایید. باکتری های روی میز می توانند سلامتی شما را تهدید کنند.

۷ - میز خود را همیشه مرتب نگه دارید و اجازه ندهید که آشفته و درهم برهم شود


شلوغی میز کار باعث خستگی زودرس و استرس می شود و یکی از عوامل اتلاف وقت کاری به شمار می رود.

۸ - میز کار خود را تبدیل به میز غذا نکنید


قراردادن خوراکی های رنگارنگ و پرکالری روی میز کار، اشتهای شما را به غذا خوردن افزایش می دهد؛ حتی اگر گرسنه هم نباشید. شما می توانید برای حفظ سلامت و تناسب اندام خود، به جای چیپس و پفک و شکلات، کمی میوه خشک یا انواع آجیل را درون کشوی میزتان نگهداری کنید.

۹ - میزتان را زیبا کنید


زیبا بودن میز کار یکی از عوامل افزایش دهنده انگیزه کاری و لذت بردن از ساعات کار است. شما می توانید با قرار دادن عکس فرزندتان خود یا حتی یک گلدان کوچک روی میز، فضای کاری تان را کاملا عوض کنید.

۱۰ - زمان برگشتن به خانه، بهترین فرصت برای پیاده روی یک فرد پشت میزنشین است


پس تنبلی را کنار بگذارید و برای حفظ سلامت جسم و روان تان، پیاده روی را به فهرست کارهای روزانه خود اضافه کنید.

http://www.asriran.com/fa/news/316127/%DB%B1%DB%B0-%D8%AA%D9%88%D8%B5%DB%8C%D9%87-%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%D8%AA%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%85%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D9%BE%D8%B4%D8%AA-%D9%85%DB%8C%D8%B2%D9%86%D8%B4%DB%8C%D9%86



 
جنگ خیابانی با شیر گاو و دسر رنگ شده
ساعت ۳:٥٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/۱  

معترضان خیابانی فارغ از این که به چه چیزی اعتراض دارند، همیشه دنبال راهی برای پررنگ تر کردن اعتراضات خود هستند. راهی که بتواند آنها را به چشم رسانه ها بیاورد و آتش اعتراضاتشان را برای مدت طولانی تری داغ نگه دارد. از پوشیدن لباس های عجیب گرفته تا خودنمایی در مکان های خاص.

جنگ خیابانی با شیر گاو و دسر رنگ شده

به گزارش مجله مهر، کشمکش های خیابانی اوکراینی ها در مقابل دولت هنوز ادامه داد و حالا بعد از گذشت یک ماه و نیم اعتراضات تبدیل به جنگ خیابانی شده است. جنگی که البته دیروز با حاشیه هایی همراه بود. روز گذشته دو معترض با لباس های عجیب و غریب به خیابان های کیف رفتند تا با سپر و کلاهخود آهنی جلوی پلیس بایستند. عینک، سرپوش فلزی، بازوبند و سپر فلزی تجهیزاتی بود که این معترضان با آن در مقابل گاز اشک آور و باتوم پلیس از خود محافظت می کردند.

اسلحه ای به نام شیر گاو!

اما پیش از این هم معترضان کشورهای دیگر برای درگیری با پلیس به روش های خلاقانه متوسل شده بودند. در سال 2011 معترضان بلژیکی در شهر بروکسل تصمیم گرفتند با شیر گاو به جنگ پلیس بروند! معترضان که اغلب کشاورز بودند در اعتراض به ارزان شدن قیمت شیر در اروپا، گاوهای خود را به خیابان آوردند و پلیس را زیر بارانی از شیر پرفشار گاوها گرفتند.      


مرد عنکبوتی بر فراز شهر

در سال 2008 دو مرد که خود را از اعضای یک کمپین عدالت طلبانه معرفی می کردند، با پوشیدن لباس های بت من و مرد عنکبوتی بر پشت بام خانه حزب کارگر لندن ایستادند تا صدای اعتراض شان را به گوش مسئولان برسانند. آنها که به سیاست های خانوادگی و قوانین حضانت فرزند در انگلستان اعتراض داشتند، روی یک بنر نوشته بودند: «پدر فقط یک مفهوم نیست. برای زندگی لازم است.» حرف این گروه آن بود که پدرها حق دیدن و زندگی کردن با فرزندانشان را دارند و نباید دسترسی بعضی از مردان به فرزندشان محدود شود.

بدرقه وزیر با دسر سبز رنگ

اعتراض بعدی باز هم در لندن اتفاق افتاد. در سال 2009 زنی به نان لیلا دین، اهل برینگتون در اعتراض وضعیت به فرودگاه هیترو ماده سبز رنگی را به صورت وزیر کار این کشور پرتاب کرد. واکنش وزیر وقت که در ساختمان پارلمان مورد حمله این زن معترض قرار گرفته بود، جملاتی بود که این طور گفت: «نمی دانم این سوپ بود یا یک غذای سبز رنگ. اما به هر حال خانم معترض موفق نشد من را زیاد رنگی کند.» لیلا دین بعدها گفت که ماده پرتاب شده کرم کاستردی (یک نوع دسر شیرین) بوده که به آن رنگ سبز اضافه کرده بود.

فرشی از خون

در سال 2010 معترضان تایلندی تصمیم گرفتند با خون هایی که زیر پای نخست وزیر این کشور می ریزند، اعتراضشان را به گوش دولتمردان برسانند. آنها روزی را برای این کار تعیین کردند تا مقابل محل اقامت نخست وزیر جمع شده و اعتراض خونین شان را نشان دهند. برای این کار از یک روز قبل خون خود را در بطری ریختند و در 17مارس خیابان محل اقامت واجاجیوا را در بانکوک با خون خود سرخ کردند. در این اعتراضات 300لیتر خون از 50 هزار معترض جمع آوری شد در حالی که رهبران معترضان حداقل هزار لیتر خون پیش بینی کرده بودند.

http://www.tabnak.ir/fa/news/372840/%D8%AC%D9%86%DA%AF-%D8%AE%DB%8C%D8%A7%D8%A8%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-%D8%B4%DB%8C%D8%B1-%DA%AF%D8%A7%D9%88-%D9%88-%D8%AF%D8%B3%D8%B1-%D8%B1%D9%86%DA%AF-%D8%B4%D8%AF%D9%87



 
آسمانخراشی که بر آب تکیه خواهد زد
ساعت ۱:٢٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٢/٢٥  

طرح مفهومی «آسمان‌خراش تکیه‌کننده» جایزه امسال رقابت طراحی DawnTown را از آن خود کرد.

به گزارش ایسنا، در این رقابت مفهوم Miami Lift توسط Studio Dror طراحی شده بود.

این آسمانخراش به منظور اهداف فرهنگی طراحی شده و از طبقه فوقانی آن می‌توان نمایی از اقیانوس و شهر میامی را مشاهده کرد.

همچنین طراحی نوین Lemonade Square توسط Remed، در این رقابت جایگاه دوم را به خود اختصاص داد.

این طرح نیز برای ساحل میامی ارائه شده و یک پلت‌فرم زردرنگ مرتفع است.

مساحت این ساختمان مفهومی پنج هزار و 400 متر مربع و دارای استخری عظیم در بخش فوقانی آن و همچنین یک تفرجگاه در قسمت پایین است.

اگر ارتفاع تنها معیار داوران این مسابقه بود، Torre De Las Américas حائز رتبه اول می‌شد.

اما آلفردو آندیا و موریسیو گونزالز طراحان این سازه مقام سوم رقابت طراحی را از آن خود کردند.

این برج که «توفان فضایی»، «سیلاب عمودی» و «موزه پیاده‌روی» لقب گرفته، دارای پلت‌فرم‌های با زاویه‌های متنوع است.

طرح Great Spirit Woods در این رقابت‌ها، عنوان افتخاری را از آن خود کرد. طرح Great Spirit Woods در واقع، یک سیستم غول‌پیکر پراکنش آب است که قطرات کوچک را از ستون‌های بسیار خود برای خلق یک مه خنک‌کننده همراه با آب‌نما، به بیرون افشانه می‌کند.

Great Spirit Woods
Great Spirit Woods
Miami Lift
Miami Lift
Miami Lift
Miami Lift
Miami Lift
Miami Lift
Miami Lift
Miami Lift
Lemonade Square
Lemonade Square
Torre De Las Américas
Torre De Las Américas
Great Spirit Woods
Great Spirit Woods
http://www.tabnak.ir


 
تصاویر فضایی غم‌انگیز از مرگ تدریجی دریاچه ارومیه
ساعت ۱:٢٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٢/٢٥  

این تصاویر فضایی، یورش و پیشروی انسان و عقب‌نشینی طبیعت از سال 1984 تاکنون را به نمایش می‌گذارند.

 

به گزارش ایسنا، از دهه 1980،«یخچال کلمبیا» واقع در آلاسکا شروع به عقب‌نشینی کرده و طول آن از 41 مایل به 36 مایل در سال 1995 رسید. اولین تصویر فضایی نشان‌دهنده این عقب‌نشینی است.

 

این تصاویر بخشی از پروژه گوگل و تایم (TIME) هستند.

 

گوگل این کلکسیون را جامع‌ترین تصاویر از مجموعه‌ای از تصویرها می‌داند که بین سال‌های 1984 و 2012 به عنوان بخشی از برنامه «لندست»، رصد شده‌اند.

 

برنامه لندست یک پروژه‌ مشترک ماهواره‌ای بین ناسا و مرکز «تحقیقات زمین‌شناسی» ایالات متحده است.

 

در این پروژه از آغاز دهه 1970 تاکنون تصاویری از سطح زمین شکار شده‌اند.

 

موتور جستجوی Google Earth بیش از دو میلیون تصویر را برای یافتن واضح‌ترین تصاویر از هر نقطه کره زمین تهیه و انیمیشن قابل بروز HTML5 را برای تمامی زمین خلق کرد که هر تصویر از سال 1984 نشان‌دهنده هر سال است.

 

یکی از این تصاویر چگونگی تغییر جنگل آمازون را طی 28 سال گذشته نشان می‌دهد.

 

همچنین طی چند دهه گذشته دریاچه ارومیه در ایران، بزرگ‌ترین دریاچه خاورمیانه، در حال خشک شدن بوده است.

 

دیگر تصاویر رشد دبی را نشان می‌دهند و نقاط سبزرنگ، زمین آبیاری‌شده در عربستان سعودی را به نمایش می‌گذارند.

 

انیمیشن تعاملی تمامی این تصاویر در وب‌سایت Google Timelapse قابل مشاهده است. 

تصاویری از پیشروی انسان و عقب‌نشینی طبیعت









http://www.asriran.com


 
تابلویی برای کاهش تصادف عابر پیاده
ساعت ۱:۱٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٢/٢٥  

مشرق: سالانه تصادفات فراوانی در دنیا انجام می شود که طی آن عابرین پیاده به علت دیده نشدن یا حتی دویدن ناگهانی به وسط خیابان جانشان را از دست داده اند. این اتفاق حتی زمانی که آن ها روی خط عابر نیز حرکت می کنند رخ خواهد داد.

" Aibek Almasov" با طرحی جدید قصد دارد این تصادفات را تا حد بسیار زیادی کاهش دهد. او به تازگی ایده ای برای تابلوهای راهنمایی عابرین پیاده داده است که می توانند میزان تصادفات را کاهش دهند.



"تابلوهای شیشه ای" نام این طرح است که از یک حلقه شیشه ای مجهز به صفحه خورشیدی ساخته شده است. در این تابلو در ابتدا هیچ نشانه ای وجود ندارد اما با نصب آن در نقاط خطوط عابر پیاده نقش اساسی می گیرد.

غالبا کسی به تابلوهای امروزی توجهی ندارد اما این تابلو هنگامی که کسی قصد عبور از خیابان را داشته باشد علامت عابر پیاده روی آن نقش می بندد که این به معنی خطر برای رانندگان است سپس می تواند عبور کند.



این تابلو باعث می شود تا راننده از عبور یک عابر پیاده مطمئن باشد پس سرعتش را کاهش می دهد تا از تصادف های رانندگی جلوگیری شود. هنگام شب نیز نقش عابر با انرژی ذخیره شده به رنگ قرمز در می آید.

این تابلو شاید به نظر ساده باشد اما از نظر علمی می تواند در رفتار و ذهنیات راننده از اتفاقات پیش رو تاثیر گذارد به طوری که احتمال تصادف وجود خواهد داشت پس همه با احتیاط رفتار می کنند.

asriran.com


 
تابلویی برای کاهش تصادف عابر پیاده
ساعت ۱:۱٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٢/٢٥  

مشرق: سالانه تصادفات فراوانی در دنیا انجام می شود که طی آن عابرین پیاده به علت دیده نشدن یا حتی دویدن ناگهانی به وسط خیابان جانشان را از دست داده اند. این اتفاق حتی زمانی که آن ها روی خط عابر نیز حرکت می کنند رخ خواهد داد.

" Aibek Almasov" با طرحی جدید قصد دارد این تصادفات را تا حد بسیار زیادی کاهش دهد. او به تازگی ایده ای برای تابلوهای راهنمایی عابرین پیاده داده است که می توانند میزان تصادفات را کاهش دهند.



"تابلوهای شیشه ای" نام این طرح است که از یک حلقه شیشه ای مجهز به صفحه خورشیدی ساخته شده است. در این تابلو در ابتدا هیچ نشانه ای وجود ندارد اما با نصب آن در نقاط خطوط عابر پیاده نقش اساسی می گیرد.

غالبا کسی به تابلوهای امروزی توجهی ندارد اما این تابلو هنگامی که کسی قصد عبور از خیابان را داشته باشد علامت عابر پیاده روی آن نقش می بندد که این به معنی خطر برای رانندگان است سپس می تواند عبور کند.



این تابلو باعث می شود تا راننده از عبور یک عابر پیاده مطمئن باشد پس سرعتش را کاهش می دهد تا از تصادف های رانندگی جلوگیری شود. هنگام شب نیز نقش عابر با انرژی ذخیره شده به رنگ قرمز در می آید.

این تابلو شاید به نظر ساده باشد اما از نظر علمی می تواند در رفتار و ذهنیات راننده از اتفاقات پیش رو تاثیر گذارد به طوری که احتمال تصادف وجود خواهد داشت پس همه با احتیاط رفتار می کنند.

asriran.com


 
انتخابات ریاست جمهوری آمریکا چگونه برگزار می شود؟
ساعت ٩:٠٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۸/۱٧  

عصر ایران –  نظام انتخاباتی ریاست جمهوری آمریکا سیستمی منحصر به فرد است که شاید کمتر کسی در جهان با قوانین و نحوه انتخاب رییس جمهوری آمریکا آشنایی داشته باشد .
برای مثال شاید کمتر کسی بداند که در آمریکا به رغم بسیاری از سیستم های دموکراتیک رای گیری بر مبنای " کالج های انتخاباتی " صورت می پذیرد. با توجه به وابستگی حزبی اعضای کالج های انتخاباتی نتیجه نهایی در واپسین ساعات روز رای گیری مشخص می شود ، چون طبیعتا انتخاب بر اساس لیست های حزبی است و هر نامزدی که بتواند بیشترین آرای الکترال ( حداقل 270 رای الکترال از 539 رای الکترال) را در تمامی ایالات از آن خود کند به پیروزی می رسد. با توجه به اینکه فردا (سه شنبه) موعد انتخاب چهل و پنجمین رییس جمهوری آمریکا است،
4 سال پیش در همین روزها مطلبی با عنوان " انتخابات ریاست جمهوری آمریکا چگونه برگزار می شود؟" در سایت عصر ایران منتشر شد. بازنشر این مطلب در آستانه برگزاری انتخاباتی دیگر در آمریکا برای کسب اطلاع و آگاهی خوانندگان از نظام انتخاباتی آمریکا و نحوه انتخاب رییس جمهور ،خالی از لطف نخواهد بود.





 مازیار آقازاده- اگر بخواهیم انتخابات ریاست جمهوری در آمریکا را مورد بررسی و مطالعه قرار داهیم باید با کارکرد، مفهوم و شاه بیت اصلی آن که همان "کالج های انتخاباتی" است به درستی آشنا شویم.

کنوانسیون مسوول تدوین قانون اساسی در سال 1787 که کار تدوین و نگارش قانون اساسی ایالات متحده پس از استقلال آن از بریتانیا در 1776 را بر عهده داشت ، به هنگام مطرح شدن شیوه انتخاب رییس جمهور به عنوان رییس کشور و اداره کننده دولت فدرال چندین روش انتخاب رئیس جمهور از جمله انتخاب توسط کنگره، انتخاب توسط فرمانداران ایالات، انتخاب توسط مجالس قانونگذاری ایالات، انتخاب توسط گروه ویژه ای از اعضاء کنگره و انتخاب مستقیم توسط آرای مردم را مورد بررسی قرار داد، اما از آنجا که هیچکدام از این روشها نتوانست رأی لازم را به دست آورددر نهایت تعیین روش بهتر برای انتخاب رئیس جمهور به کمیته ای یازده نفره محول شد.
این کمیته پس از بررسیهای لازم، پیشنهاد شکل گیری کالج های انتخاباتی اولیه را ارائه نمود و بالاخره پس از موافقت، طرح کالج های انتخاباتی با اندک اصلاحاتی در سند نهایی درج شد.

در واقع قانونگذاران امریکایی با انتخاب سیستم "کالج های انتخاباتی"تلاش داشتند تا بین دولت فدرال و حکومت ایالات نوعی تعادل بر قرار سازند. بدین طریق که در ضمن حفظ مشارکت عموم مردم در انتخابات، به ایالات دارای جمعیت کمتر حق حضور بیشتری داده شود و انتخاب رییس جمهوری مستقل از کنگره و بدون نفوذ آن به اجرا درآید.

هدف از این کار این بود که رییس جمهور انتخابی، از نهایت استقلال عمل برخوردار شود و از نفوذ سیاسی گروه ها و باند های پیدا و پنهان قدرت مصون بماند.
از سوی دیگر قانونگذاران آمریکایی تلاش داشتند تا هر چه بیشتر عرصه انتخاب رییس دولت فدرال یا همان رییس جمهور را از توده گرایی و پوپولیسم به دور نگاه دارند.در این صورت کمتر فردی می توانست با شعارهای فریبنده و اغواکننده بر سرنوشت کشور مستولی شود.

1- مفهوم و مکانیزم کالج های انتخاباتی

طبق اصل 2 قانون اساسی ایالات متحده ، تعداد اعضای کالج های انتخاباتی در هر ایالت برابر است با تعداد نمایندگان آن ایالت در مجلس سنا و مجلس نمایندگان . جمع این افراد طبق قانون اساسی 538 نفر تعیین شده است.

روش انتخاب این افراد نیز همانند روش انتخاب اعضای مجالس قانونگذاری در هر ایالت می باشد، لذا از این جهت انتخاب اعضای کالج ها در برخی ایالات مستقیم و در برخی دیگر غیرمستقیم و بعضا توسط مجالس ایالتی صورت می گیرد.(در6 ایالت امریکا اعضای کالج های انتخاباتی توسط مجالس ایالتی انتخاب می شوند که به این ایالات در اصطلاح "کاکس" می گویند).

اعضای این کالج ها نباید از بین سناتورها، اعضای مجلس نمایندگان و اشخاصی باشند که دارای دفاتر تجاری یا غیرتجاری در آمریکا می باشند.همین طور نظامیان و کارمندان دولت فدرال نیز نمی توانند عضو کالج های انتخاباتی شوند.


به دلیل دوری جستن از تأثیرپذیری سیاسی، اعضای این کالج ها باید در ایالات خود گرد هم آیند و فرد مورد نظر را انتخاب کنند. از این رو قبل از روز انتخاب نهایی هیچ جلسه مشترکی برای گردهم آیی اعضای کالج های انتخاباتی ایالت های مختلف ترتیب داده نمی شود و فقط کنگره می تواند روزی مشخص را برای برگزاری جلسات و برگزیدن رئیس جمهور تعیین نماید.

برای انتخاب رئیس جمهور نیز اکثریت آرای اعضای کالج ها نیاز است.که حدنصاب آن 270 رای اعضای کالج انتخاباتی است(از مجموع 538 عضو).

البته بعدها در روش عمل و انتخاب این کالج های انتخاباتی ، تغییراتی در قانون اساسی به عمل آمد .(مثلا در اصلاحیه دوازدهم قانون اساسی در سال 1804 ) در ابتدا کالج ها به دو نفر رأی می دادند. شخصی که اکثریت آراء را کسب می کرد به عنوان رئیس جمهور و شخص دوم به عنوان جانشین رئیس جمهور شناخته می شد که امروزه این روش تغییر یافته است و رییس جمهور معاون و جانشینش را خود (و عموما بعد یا حین برگزاری کنوانسیون ملی حزبی )و چند ماه مانده به روز انتخابات به مردم معرفی می کند.

اگرچه یک معیار مشخص برای تعداد اعضای این کالج ها وجود دارد که عبارت است از مجموع تعداد اعضاء هر ایالت در مجالس سنا و نمایندگان.(مثلا ایالت کالیفرنیا که 55 رای الکترال ( بالاترین رای الکترال در ایالات متحده) را دارد 2 نماینده در سنا دارد و 53 نماینده در مجلس نمایندگان. جمع عددی این دو 55 می شود ) لیکن این تعداد در هر دوره مورد ارزیابی قرار می گیرد و مخصوصا برای ایالت ها و بخش های مستقل این امر مورد بازبینی واقع می شود.

در سال 2000 این تعداد برای بخش ها و ایالت های مستقل حداقل به سه نفر رسید . کمترین و بیشترین نفرات حاضر در کالج های انتخاباتی 3 و 55 نفر است و در حالی که ایالت هایی چون آلاسکا و یا داکوتای شمالی تنها 3 عضو در کالج انتخاباتی دارند اما ایالت بزرگ و پرجمعیتی چون کالیفرنیا (که به تنهایی پنجمین اقتصادبزرگ جهان است)55 نفر در کالج انتخاباتی دارد.

در گذشته هر ایالتی بنا بر نحوه انتخابات نمایندگان خود در مجالس قانونگذاری محلی، اعضای کالج ها را انتخاب می کرد و لذا در برخی ایالات این انتخابات غیرمستقیم بود و در برخی مستقیم.اما امروزه در بیشترایالات انتخاب مستقیم برای برگزیدن اعضای کالج ها انجام می شود و اگر چه در گذشته نقش این کالج ها پر رنگ تر بود، اما امروزه مردم اگر چه به این اعضا رأی می دهند اما در واقع آنها رییس جمهور را بر می گزینند. چرا که اسامی این افراد بر روی برگه های رأی ذکر نمی شود، بلکه نام حزب آنها و یا نام کاندیدای ریاست جمهوری ذکر شده و طبیعی است کسانی که به نامزد جمهوری خواه رأی می دهند، مقصود آن است که اعضای کالج نیز از حزب جمهوری خواه بوده باشند.

2- کارکردها و نواقص کالج های انتخاباتی

1-2 رای به کاندیدایی غیر از کاندیدای مورد نظر رای دهنده ها:

هر چند که اعضای کالج های انتخاباتی در رای دادن خود آزادند اما غالبا این کاندیداها در روز انتخاب نهایی (در ماه دسامبر) به نامزدی رای می دهند که اکثریت رای دهندگان ایالتی آنها، انتخاب آن نامزد را توقع دارند.

به واقع با توجه به اینکه اعضای کالج انتخاباتی توسط حزبی برگزیده می شود که بیشترین رای را در ایالت متبوعه به دست آورده است، کمتر اتفاق می افتد که این اعضا رایی مغایر با آنچه که حزب پیروز در انتخابات ایالتی مورد نظر دارد بدهند.

اما بارها اتفاق افتاده است که اعضای کالج های انتخاباتی در روز رای گیری برای رییس جمهور (در دسامبر )،به نامزدی غیر از آنچه که انتظار می رفته است رای داده اند (و به عبارت بهتر خلف وعده کرده اند).

این اتفاق 7 بار در قرن گذشته میلادی رخ داده است. اولین نمونه تاریخی آن در سال ۱۸۲۴ که رقابت بین آندرو جکسون با آدامز بود انجام پذیرفت و برخلاف رأی اکثریت، آدامز به عنوان رئیس جمهور معرفی شد.

در انتخابات سال ۱۸۷۶ نیز علی رغم رأی اکثریت به ساموئل تلدن، راتر فورد هایس برنده اعلام شد. در سال ۱۸۸۸ گلوور کلولند با اکثریت آرا جای خود را بنابه رأی کالج های انتخاباتی به هریسون داد .

اگرچه براساس قوانین موجود، اعضای کالج ها می توانند به افراد و نامزدان غیرحزب خود نیز رأی دهند، اما به طور سنتی این افراد صرفاً به نامزدان حزب خود رأی می دهند.
با این حال، چنانچه رأی اعضای کالج ها به نامزد غیرحزب خود معطوف شود، قانوناً هیچ اقدامی متصور نیست مگر اینکه حزب مربوطه از جهت سیاسی با این نماینده برخورد کند.همانطور که اشاره شد چنین موضوعی تاکنون ۷ بار در قرن گذشته ( در سالهای ۱۹۴۸ ۱۹۵۸، ۱۹۶۰، ۱۹۶۸، ۱۹۷۲، ،۱۹۷۶، ۱۹۸۸و ۲۰۰۰)و 3 بار در قرن 19 اتفاق افتاده است.

2-2 -عدم لحاظ رای حزب بازنده در هر ایالت:

در انتخابات ایالات متحده هر ایالت "سبد رای"جدا و مجزایی دارد که میزان رای در آن سبد تمامی اعضای کالج های انتخاباتی را از یک حزب تعیین می کند .

با توجه به اصل" WINNER TAKES ALL"که بر گردان فارسی آن در واقع عبارت "برنده همه چیز را می برد"است ،هر نامزدی در هر ایالتی که موفق شود اکثریت آرای آن ایالت را از آن خود کند 100 درصد آرای آن ایالت به نامزد حزب پیروز تعلق می گیرد.از این رو ممکن است یک نامزد انتخاباتن ریاست جمهوری رای عددی بیشتری داشته باشد اما با توجه به ترکیب متکثر آرا در ایالات این نامزد موفق به کسب 270 رای الکترال مورد نیاز برای راه یابی به کاخ سفید نشود.

مثلا نامزدی در چندین ایالتی که رای الکترال کمتری به نسبت جمعیت خود داشته است با رای بالایی پیروز شده است، اما نامزد مقابل در چند ایالتی که رای الکترال بیشتری بوده است برتری را از آن خود کرده است. بنابراین و در این صورت نامزدی که آرای الکترال بیشتری کسب کرده است علی رغم داشتن رای عددی کمتر در مجموع ایالات به کاخ سفید راه خواهد یافت.

3- زمان ها و مکان های ثابت و" لایتغیر"


در انتخابات ایالات متحده بر طبق قانون اساسی زمان های مشخصی برای رای گیری و نیز انتخاب رییس جمهور و ...تعیین شده که بیش از 200 سال است که تغییر نکرده اند. چند تاریخ معین برای انجام انتخابات وجود دارد. اولین تاریخ عبارت است از سه شنبه بعد از اولین دوشنبه در ماه نوامبر. این تاریخ و روشی که در سال 1845 توسط کنگره برگزیده شد، برای جلوگیری از بی نظمی و اشتباه بود، که به طور سنتی نیز ماه نوامبر به دلیل آن انتخاب شده که زمان درو بوده و کشاورزان زمان لازم برای رأی دادن را داشته اند. سه شنبه بدین دلیل انتخاب شده که با فاصله لازم از یکشنبه قرار دارد که روز استراحت مردم می باشد. همچنین در ماه نوامبر زمستان هنوز آغاز نشده و امکان مسافرت در شمال کشور وجود دارد.

اعضای کالج ها نیز بر اساس زمان تعیین شده از سوی کنگره در ایالات خود گرد هم آمده و رأی خود را اعلام می کنند. این روز توسط کنگره اولین دوشنبه بعد از دومین چهارشنبه در ماه دسامبر تعیین شده است. پس از رأی دادن، آرای آنها مهر و موم شده و برای رئیس مجلس سنا ارسال می گردد. پس از ارسال آراء کالج های انتخاباتی نیز به اتمام می رسد و تا انتخاباتی دیگر این کالج ها وجود نخواهند داشت.

4- جایگاه معاون اول ریاست جمهوری:


در انتخابات ریاست جمهوری در آمریکا هر نامزدی موظف است تا چند ماه مانده به روز رای گیری معاون خود را به مردم معرفی کند.پس از معرفی معاون نامزد انتخابات ریاست جمهوری به همراه معاونش تبدیل به یک زوج انتخاباتی می شوند.طبق قانون اساسی معاون ریاست جمهوری آمریکا دو اختیار و جایگاه و یا کارکرد عمده دارد که یکی اداره مجلس سنا است و دیگری جایگزین شدن به جای رییس جمهور در صورت فوت یا بیماری یا استعفای آن است.

در دهه های گذشته به کرات اتفاق افتاده است که معاون رییس جمهور جایگزین رییس جمهور شده است. بنابراین چون بر طبق قانون اساسی آمریکا زمان برگزاری انتخابات در این کشور ثابت و لایتغیر است هیچ گاه در صورت فوت یا استعفای رییس جمهور انتخابات زودرس یا چیزی شبیه به آن برگزار نمی شود.

حتی اگر رییس جمهور در روز اول مسئولیت خود بنا به دلایلی فوت کند و یا قادر به ادامه فعالیتش به عنوان رییس جمهور نباشد،این معاون رییس جمهور است که تا پایان مهلت قانونی 4 ساله در جایگاه ریاست جمهوری قرار می گیرد.البته معاون ریاست جمهوری بر طبق عرف مسئولیتهای دیگری نیز دارد .



مثلا عرف رایج در دوران مبارزات انتخاباتی زوج های رقیب بر این اساس است که نامزد های اصلی (دو حزب دموکرات و جمهوریخواه و به ویژه در ماه اخر مانده به روز انتخابات) به طور مستقیم کمتر به یکدیگر حمله می کنند و سعی می کنند حتی با زدن حرف های همه پسند نظر همه رای دهندگان (حتی سمپات های حزب مقابل را نیز) به خود جلب کنند.در این هنگام این معاونان هستند که وظیفه حملات مستقیم علیه نامزد رقیب را بر عهده می گیرند.

در تاریخ 6 دهه گذشته آمریکا چندین بار معاونان ریاست جمهوری پس از فوت یا استعفای رییس جمهور به کرسی ریاست جمهوری تکیه زده اند.ترومن پس از فوت پرزیدنت روزولت و جرالد فورلد پس از استعفای نیکسون در سال 1974 را می توان در این زمینه ذکر کرد.

5- نتیجه نهایی شمارش آرا

پس از ارسال آراء به کنگره، مرحله نهایی انتخابات انجام می پذیرد. دو مجلس سنا و نمایندگان در نشست مشترک خود(که در 6 ژانویه آن سال و در ساعت 1 بامداد برگزار می شود) آرا را شمرده و رییس جمهور ایالات متحده را به مردم معرفی می کنند. معاون رئیس جمهور که به عنوان رئیس سنا می باشد، آراء را باز نموده و آنها را به اعلام کنندگان (4نفر) جهت اعلام عرضه می کند. چنانچه کسی به فرآیند انتخاب رییس جمهور اعتراضی داشته باشد باید آن اعتراض را مکتوب کرده و آن اعتراض به طور مشترک از جانب 1 عضو مجلس سنا و 1 عضو مجلس نمایندگان به انجام برسد. نامزدی که اکثریت آراء را داشته باشد (270 از 528 رأی کالج ها) به عنوان رئیس جمهور معرفی می گردد.

در صورتی که هیچ کدام از نامزدها اکثریت لازم(270 رای الکترال)را کسب نکنند رئیس جمهور از بین سه نفر آخر توسط مجلس نمایندگان و معاون رئیس جمهور از سوی سنا برگزیده می شود.

6- ارزیابی

در ارزیابی نظام انتخاباتی ایالات متحده باید به این نکته اشاره داشت که شاکله این نظام انتخاباتی بر مبنای "کالج های انتخاباتی"بنا نهاده شده است که در ذات خود نوعی ترس از انتخاب مستقیم رییس جمهور توسط مردم و مهار گرایش های زودگذر اجتماعی به وسیله پختگی و تجربه اعضای کالج های انتخاباتی نهفته است.
البته اعتراضات بسیاری به این روش وجود داشته است و در کنار آن پیشنهاداتی نیز برای اصلاح این شیوه ارایه شده و می شود. مهمترین ایراد نقض حقوق اکثریت و رای عددی مردم است.

مورد ایراد دیگر اصل "برنده همه چیز را می برد"است که بر طبق آن رای مردمی که در ایالت ها در اقلیت هستند و به نامزدی رای داده اند که بازنده شده است به یک باره به سبد نامزد برنده رفته و به یکباره تبدیل به عکس خود می شود و بدین وسیله می توان گفت رای کمتر در ایالت ها به مفهوم خوانده نشدن رای است.

بنابراین عده ای معتقدند که بهتر است کالج های انتخاباتی حذف شوند، یا رأی اکثریت اعضا ملاک قرار گیرد و یا اصل «برنده، تمام آرا را می برد» ملغی شود و یا روش انتخابات تناسبی برقرار شود که طی آن نامزدی که اکثریت بیشتر را به خود اختصاص می دهد، به عنوان رئیس جمهور معرفی شود.

مخالفین روش کالج های انتخاباتی چند نقیصه عمده سیستم کالج های انتخاباتی را چنین بر می شمارند:

1-احتمال تغییر رای اعضای کالج های انتخاباتی در روز رای گیری
2-احتمال به قدرت رسیدن رییس جمهوری با رای کمتر
3-عدم امکان حضور نامزدی مستقل و خارج از دو حزب دموکرات یا جمهوریخواه
4-کاهش انگیزه مشارکت مردم

اما همچنان نخبگان سیاسی آمریکا رای گیری به شیوه کالج های انتخاباتی را پخته ترین فرایند تلفیق دموکراسی با مصلحت عمومی نخبه گرایانه می دانند و از این شیوه دفاع می کنند.شیوه ای که در جهان منحصر به فرد است.

البته این شیوه کاملا تحت تاثیر تجربیات تاریخی و واقعیات اجتماعی و سیاسی در هنگام استقلال و شکل گیری کشور ایالات متحده در ربع آخر قرن هجدهم میلادی شکل گرفته است و به مرور زمان نیز تحولاتی در آن صورت پذیرفته است.

http://www.asriran.com/fa/news/239881/%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%A8%D8%A7%D8%AA-%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D8%AC%D9%85%D9%87%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D8%A2%D9%85%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7-%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D8%AF



 
نگاهی به اصول قیمت‌گذاری
ساعت ٢:۳٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۸/۱۳  

تمامی سازمان‌ها و شرکت‌ها، برای کالاها و خدماتی که عرضه می‌دارند قیمتی تعیین می‌کنند. این قیمت ممکن است در قالب مفاهیم گوناگون مانند شهریه، آبونمان، حق العمل، اجاره بها و... عنوان شود.

به گزارش کافه‌ تبلیغات و به نقل از مجله تدبیر؛ در بین اجزای آمیزه بازاریابی، قیمت (Price) تنها عاملی است که موجب ایجاد درآمد می‌شود. همچنین قیمت انعطاف‌‌پذیرترین عامل آمیزه بازاریابی شناخته می‌شود چرا که می‌توان به سرعت آنرا تغییر داد.

اگر چه رقابت بر سر قیمت یکی از مسئله‌های عمده‌ای است که شرکتها با آن روبه‌رو می‌شوند، اما بسیاری از شرکتها نمی‌توانند این مسئله را به شیوه‌ای عالی حل کنند.

با همتراز شدن‌ کیفیت‌ کالاهای‌ شرکتهای‌ متفاوت‌ و تشدید رقابت، عنصر قیمت‌ به‌ یکی‌ از مهمترین‌ عوامل‌ موثر بر حفظ‌ و جذب‌ مشتریان‌ و وفاداری‌ و رضایت‌ آنها تبدیل‌ شده‌ است. این‌ امر امروزه‌ به ‌دلیل‌ گسترش‌ روزافزون‌ اینترنت‌ بیشتر مصداق‌ پیدا می‌کند.


تعریف قیمت‌گذاری‌
‌قیمت از نظر لغوی یعنی سنجش، ارزیابی، اندازه و معیار. قیمت در بازار عبارت است از ارزش مبادله‌ای کالا و خدمت که به صورت واحد پول بیان می‌شود.

بر این اساس ‌قیمت‌گذاری‌ به‌ طور ساده‌ یعنی‌ تعیین‌ قیمت‌ برای‌ کالا یا خدمت‌. قیمت‌گذاری‌ فعالیتی‌ است‌ که‌ باید تکرار شود و فرآیندی‌ مداوم‌ و پیوسته‌ است. این‌ تداوم‌ ناشی‌ از تغییرات‌ محیطی‌ و عدم‌ ثبات‌ شرایط‌ بازار است‌ که‌ لزوم‌ جرح‌ و تعدیل‌ قیمت‌ را ایجاد می‌کند.


اهداف قیمت گذاری
بطور کلی اهدافی که شرکتها از قیمت‌گذاری دنبال می‌کنند به پنچ گروه زیر تقسیم می‌شوند:

1. حفظ بقاء و ادامه حیات
این هدف برای شرکتهایی مناسب است که با ظرفیت مازاد، رقابت شدید و تغییرات دائمی مصرف کنندگان دچار مشکل شده‌اند. چنانچه قیمت بتواند هزینه‌های متغیر و برخی از هزینه‌های ثابت را پوشش دهد، شرکت می‌تواند همچنان به حیات تجاری خود ادامه دهد.

2. به حداکثر رساندن سود فعلی
برای اینکه شرکتی بتواند سود کنونی خود را به حداکثر برساند باید تقاضا و هزینه‌های مربوط به قیمت‌های مختلف را برآورد کند و آنگاه قیمتی را انتخاب کند که بیشترین سود جاری، جریان نقدی یا بازده سرمایه را برای شرکت به ارمغان آورد. البته در صورت تاکید بیش از حد بر سود جاری و عدم توجه به اثرات ناشی از سایر متغیرهای آمیزه بازاریابی، واکنشهای احتمالی رقبا و محدودیتهای قانونی، در بلندمدت عملکرد شرکت را به مخاطره خوهد انداخت.

3. به حداکثر رساندن سهم بازار
برخی شرکتها این هدف را در پیش می‌گیرند، زیرا بر این باورند که دست‌یابی به حجم فروش بیشتر باعث خواهد شد بهای تمام شده هر واحد کاهش یافته و در نتیجه در بلندمدت به سود بیشتری دست می‌یابند. به عبارت دیگر چنین شرکتهایی برای رسوخ در بازار، قیمتهای خود را در پائین‌ترین سطح تعیین می‌کنند. این استراتژی می‌تواند در شرایط زیر مناسب باشد:

بازار بیش از اندازه نسبت به قیمت حساسیت نشان می‌دهد، در نتیجه قیمت پائین موجب رشد بازار خواهد شد. با کسب تجربه هزینه‌های تولید و توزیع کاهش خواهند یافت. قیمت پائین موجب از صحنه خارج شدن رقبا می‌شود.

4. کشیدن عصاره بازار
برخی از شرکتها ترجیح می‌دهند قیمت‌ها را در سطح بالا تعیین کنند و بدین وسیله عصاره بازار را بکشند. شرکتها در شرایط زیر می‌توانند به این هدف دست یابند:

وجود تعداد زیادی خریدار و بالا بودن میزان تقاضا در بازار بهای تمام شده هر واحد محصول که در حجم اندک تولید شود، ولی بدان اندازه زیاد نباشد که شرکت ناگزیر شود از برخی از مزایای ناشی از تحمیل کردن محصولات با قیمت بالا بر بازار، تقاضا را از دست بدهند. تعیین قیمت اولیه در سطح بالا باعث جلب توجه شرکتهای رقیب به بازار نشود. تعیین قیمت در سطح بالا این تصور را در ذهن خریداران ایجاد کند که شرکت و محصولات آن نسبت به رقبا در سطحی بالاتر قرار دارد.

5. پیشرو شدن از نظر کیفیت
شرکتهایی که هدف آنها عرضه محصولات باکیفیت بالا است و می‌خواهند از این نظر در بازار پیشرو شوند، محصولاتی برتر و با قیمت‌های بالاتر به بازار عرضه می‌کنند. آنها محصولاتی باکیفیت بسیار بالا به بازار عرضه می‌کنند و نیز این محصولات دارای ویژگی‌های خاصی هستند که می‌توانند منافع و مزایای بیشتری به خریداران ارائه کنند. چنین شرکتهایی می‌توانند قیمتها را در سطحی بالاتر تعیین کنند.


عوامل‌ موثر بر قیمت‌گذاری‌
‌‌برای‌ قیمت‌گذاری‌ درست‌ و رضایت‌بخش‌ باید عوامل‌ موثر بر قیمت‌گذاری‌ را شناسایی‌ کرده‌ و آنها را تنظیم‌ کرد. یکی‌ از صاحب‌نظران‌ معتقد است‌ سه‌ دسته‌ کلی‌ عوامل‌ بر تصمیمات‌ قیمت‌گذاری‌ موثرند که‌ عبارتند از:

1. عوامل‌ سازمانی: آنهایی‌ هستند که‌ بر قیمت‌گذاری‌ موثرند و با منابع‌ و اهداف‌ سازمان‌ سروکار دارند. مانند: چرخه‌ عمر محصول (‌PLC)، و پورتفولیوی‌ قیمت‌گذاری‌ خط‌ محصول‌

2. عوامل‌ مشتری: عواملی‌ هستند که‌ از طرف‌ مشتری‌ بر قیمت‌گذاری‌ موثرند زیرا بین‌ قیمت‌ و تقاضا رابطه‌ معکوس‌ وجود دارد. مانند: منافع‌ و ارزشهای‌ مشتری، تقاضای‌ ایجاد شده‌ یا ذاتی‌

3. عوامل‌ بازار: عواملی‌ هستند که‌ از طرف‌ بازار بر قیمت‌گذاری‌ موثرند. مانند: محیط‌ و رقابت‌ (2000KOTLER) این‌ عوامل‌ را به‌ دو دسته‌ تقسیم‌ می‌کند:

عوامل‌ درونی: اهداف‌ بازاریابی، استراتژی‌ آمیخته‌ بازاریابی، هزینه‌ و ملاحظات‌ سازمانی
عوامل‌ بیرونی: ماهیت‌ تقاضا و بازار رقابت، اقتصاد، دولت، واسطه‌ها


مراحل قیمت‌گذاری
مرحله اول: تعیین هدف بلندمدت قیمت گذاری
در اولین مرحله باید هدف از قیمت گذاری تعیین شود. اهداف قیمت گذاری از تنوع بالایی برخوردارند که در قسمت قبل توضیح داده شد.

مرحله دوم: تعیین میزان تقاضا
هر قیمتی منجر به ایجاد سطح متفاوتی از تقاضا می‌شود و از این رو، بر هدف‌های بازاریابی شرکت اثری متفاوت خواهد گذاشت. رابطه بین قیمت‌ها و تقاضاهای حاصل باعث می‌شود که یک منحنی تقاضا به وجود آید. برای تعیین میزان تقاضا لازم است که حساسیت تقاضا نسبت به قیمت، برآورد منحنی تقاضا و کشش تقاضا در برابر تغییر قیمت نیز مورد بررسی قرار گیرند.

مرحله سوم: برآورد هزینه‌ها
در حالی که تقاضا می‌تواند سقف قیمتی را که شرکت برای محصولات خود در نظر می‌گیرد، تعیین می‌کند، هزینه‌ ها کف را تعیین خواهند کرد. بر این اساس هر شرکتی باید قیمتی را در نظر بگیرد که بتواند هزینه‌های تولید، پخش و فروش محصول را پوشش دهد و برای کار و ریسکی که شرکت پذیرفته، بازده معقولی ارائه کند.

مرحله چهارم: تجزیه تحلیل محصولات، قیمت‌ها و هزینه‌های شرکت رقیب
هنگامی که شرکت با توجه به تقاضای بازار قیمت و هزینه‌ها را برآورد می‌کند، باید هزینه‌ها و قیمت‌های شرکت‌های رقیب و واکنش آنها در برابر قیمت محصولات خود را مورد توجه قرار دهند و در محاسبات خود منظور کند.

مرحله پنجم: انتخاب روش قیمت گذاری
در این مرحله باید از بین روشهای متنوع قیمت‌گذاری روش مناسب را انتخاب کرد. بطور کلی روشهای قیمت‌گذاری عبارتند از:

قیمت‌گذاری بر مبنای افزودن به بهای تمام شده: در این روش که ابتدایی‌ترین روش قیمت‌گذاری نیز محسوب می‌شود، قیمت با افزودن یک عدد استاندارد به بهای تمام شده تعیین می‌شود. این روش تنها زمانی کارساز واقع می‌شود که قیمت تعیین شده بتواند فروش مورد انتظار را تضمین کند.

قیمت‌گذاری بر مبنای بازده مورد نظر: در این روش شرکت قیمتی را تعیین می‌کند که به یک نرخ بازده از سرمایه‌گذاری برسد. در اجرای این روش اگر شرکت بتواند هزینه‌ها و فروش را به صورتی دقیق برآورد کند بازده سرمایه مورد انتظار تحقق خواهد یافت. در غیر اینصورت شرکت به نیایج مورد انتظار دست پیدا نخواهد کرد.

قیمت‌گذاری بر مبنای ارزش مورد تصور: در این روش، قیمت‌گذاری بر مبنای پنداشت خریداران در مورد ارزش محصول و نه بر پایه بهای تمام شده آن صورت می‌گیرد. سپس با استفاده از سایر اجزای تشکیل دهنده آمیزه بازاریابی، مانند تبلیغات، تلاش می‌شود تا بر ارزش مورد تصور در ذهن مشتریان افزوده شود. در بکارگیری این روش برای محصولات جدید نیاز به تحقیقات بازار است.

قیمت‌گذاری بر مبنای ارزش: این روش بر این پایه قرار دارد که قیمت باید نشان دهنده ارزش بالای محصول برای مشتریان باشد. در این روش شرکت باید دست به اقداماتی بزند تا بدون اینکه به کیفیت محصول لطمه‌‌ای وارد آید محصولات را با هزینه کمتری تولید کند و یا با عرضه آنها به قیمت پایین‌تر، تعداد بیشتری از مشتریان حساس به قیمت را جذب کند. این روش بیشتر در خرده فروشی‌ها مشاده می‌شود.

قیمت‌گذاری بر مبنای نرخ رایج: در این روش فروشگاه‌ها قیمت‌های محصولات خود را بر مبنای قیمت محصولات شرکتهای رقیب می‌گذارند. در این حالت امکان دارد شرکتی محصولات خود را همانند، بیشتر یا کمتر از قیمت شرکتهای عمده و رقیب تعیین کند. این روش هنگامی که نتوان به راحتی هزینه‌ها را محاسبه کرد یا واکنش رقبا نامشخص است بکار برده می‌شود.

قیمت‌گذاری بر مبنای پیشنهادهای مهر و موم شده: هنگامی که شرکتها برای انجام پروژه‌ها پیشنهادهای مهر و موم شده می‌دهند، قیمتها بصورت رقابتی تعیین می‌شود. هنگام شرکت در مناقصه، هر شرکتی قیمت پیشنهادی را بر اساس انتظاراتی که نسبت به قیمت شرکتهای رقیب دارد و نه بر مبنای رابطه دقیق قیمت با هزینه‌های شرکت یا تقاضای موجود تعیین می‌شود.

مرحله ششم: انتخاب قیمت نهایی
روشهای قیمت‌گذاری مورد بحث در مرحله قبل، باعث می‌شوند که دامنه قیمت‌هایی که شرکت می‌تواند انتخاب کند محدود شود و به قیمت نهایی برسد. البته شرکت هنگام انتخاب قیمت نهایی ناگزیر است عوامل دیگر تاثیر گذار را نیز مورد توجه قرار دهد. برخی از این عوامل تاثیرگذار عبارتند از: قیمت‌گذاری بر مبنای روان‌شناسی، سایر اجزای آمیزه بازاریابی تاثیرگذار بر قیمت، سیاستهای قیمت‌گذاری شرکت و اثر قیمت بر سایر گروه‌ها.

http://baztab.net/



 
پهپادی با سرعت ۴۶۴ متربرثانیه
ساعت ٦:٠٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱٢/۱۳  

سریع‌ترین و کم‌مصرف‌ترین هواپیمای بی‌سرنشین که توسط پژوهشگران دانشگاه کلرادو طراحی شده، دارای بهره‌وری سوخت 2 برابر در موتور جدید است و می‌تواند سرعت نهایی 1.4 ماخ برسد.

به گزارش خبرآنلاین و به نقل از گیزمک؛ رایان استارکی، مهندس هوافضا و محقق دانشگاه کلورادو موفق به طراحی پهپادی شده که به گفته او سریع‌ترین و کم‌مصرف‌ترین هواپیمای بی‌سرنشین در نوع خودش است. برای این پهپاد (پرنده هدایت‌پذیر از راه دور) که GOJETT نامیده شده، موتور جت مخصوصی طراحی شده که L-FX00 نام دارد. استارکی که می‌گوید بهره‌وری سوخت این موتور جدید 2 برابر نمونه‌های مشابه است، امیدوارست بتواند تا پیش از اولین پرواز GOJETT بهره‌وری موتور آن را به 2 برابر بیشتر از میزان فعلی آن برساند.

این هواپیما که هنوز در مرحله ساخت آزمایشی است، 50 کیلوگرم وزن، 1.5 متر عرض و 1.8 متر طول دارد. مطابق اعلام استارکی و همکارانش قدرت موتور این پهپاد باید بتواند سرعت نهایی آنرا به 1.4 ماخ (464 متر برثانیه) برساند. اگر این سرعت در دنیای واقعی محقق شود، GOJETT رکوردهای پیشین را در پهپادهای هم‌وزن خودش خواهد شکست.



پهپاد GOJETT
هزینه ساخت پیش‌نمونه این هواپیمای کوچک 50 تا 100هزار دلار پیش‌بینی شده که برای پهپادی با خصوصیات اعلام شده، بسیار کم‌هزینه خواهد بود.

در میان جزئیات معدودی که درباره موتور این هواپیمای بی‌سرنشین اعلام شده می‌توان به عدم‌نیاز موتور L-FX00 آن به روغن‌کاری اشاره کرد. در نتیجه این موتور که سبک‌تر و با بهره‌وری بالاتر نسبت به موتورهای مشابهش قرار است تولید شود به زمان و هزینه کمتری برای نگهداری نیاز خواهد داشت. این موتور علاوه بر پهپادها می‌تواند در موشک‌های هدایت‌شونده کروز که به موتوری با قابلیت پس‌سوز نیاز دارند، مورد استفاده قرار گیرد.

 



نازل‌های موتور کم‌مصرف L-FX00
استارکی که به کمک تیمی از دانشجویان دانشگاه کلورادو، همزمان روی پهپاد و موتور آن کار می‌کند برای تجاری کردن این فناوری به تازگی شرکت Starkey Aerospace Corp را تأسیس کرده است. او که امیدوار است تا پایان سال جاری میلادی بتواند این پیش‌نمونه را کامل کند، معتقد است این هواپیما در نهایت می‌تواند برای پرواز در توفان‌ها و تحلیل آنها، بررسی فناوری تولید هواپیماهای مافوق‌ صوتی که در ارتفاع پایین پرواز می‌کنند و عملیات شناسایی و تجسس مورد نیاز نیروهای نظامی مورد استفاده قرار بگیرد. این پروژه تاکنون مورد توجه ارتش آمریکا، نیروی دریایی این کشور، دارپا و ناسا قرار گرفته است.

http://baztab.net/fa/news/3606/%D9%BE%D9%87%D9%BE%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-%D8%B3%D8%B1%D8%B9%D8%AA-%DB%B4%DB%B6%DB%B4-%D9%85%D8%AA%D8%B1%D8%A8%D8%B1%D8%AB%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%87%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D9%88%DB%8C%D8%B1



 
عکس: فرزند شهید نواب صفوی در جبهه
ساعت ٢:۳۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٩/٤  

از شهید نواب صفوی، فرزند پسری بر جا نمانده است اما دخترانی از وی به یادگار ماندند که مشهورترین آنان خانم فاطمه نواب صفوی است. ایشان در اولین سال‌های دفاع مقدس، به عنوان خبرنگار در خطوط مقدم جبهه‌های جنوب حضور پیدا کرد.

به گزارش مشرق، شهید سید مجتبی میرلوحی، معروف به نواب صفوی، روحانی جوان و مخلصی بود که در سال‌های دهه بیست، اقدام به تشکیل گروهی به نام فدائیان اسلام نمود. نواب صفوی و فدائیان اسلام،‌ در طول یک دهه مبارزات خود، تاثیرات عمیقی در تاریخ معاصر ایران به جا نهادند و نامشان را در تاریخ جاودانه نمودند. نواب صفوی و یارانش در سال 1334، توسط رژیم پهلوی به جوخه اعدام سپرده شد و شربت شهادت نوشید.

از شهید نواب صفوی، فرزند پسری بر جا نمانده است اما دخترانی از وی به یادگار ماندند که مشهورترین آنان خانم فاطمه نواب صفوی است. ایشان در اولین سال‌های دفاع مقدس، به عنوان خبرنگار در خطوط مقدم جبهه‌های جنوب حضور پیدا کرد. عکس زیر یکی از تصاویر ثبت شده از ایشان در جبهه‌ها است. در این عکس، خانم نواب صفوی بر روی پلِ در دست احداثی ایستاده است که توسط ستاد جنگ‌های نامنظم (به فرماندهی شهید چمران) بر روی رودخانه کرخه جهت آزادسازی شهر بستان ایجاد شده بود.

در عکس، شهید حسین الله داد نیز دیده می شود
http://www.tabnak.ir/fa/news/205814/%D8%B9%DA%A9%D8%B3-%D9%81%D8%B1%D8%B2%D9%86%D8%AF-%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF-%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%A8-%D8%B5%D9%81%D9%88%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%AC%D8%A8%D9%87%D9%87


 
نخستین پرواز بوئینگ 787
ساعت ۳:٢٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۸/۱۱  
           

نخستین پرواز بوئینگ 787 پس از ماه ها تأخیر با موفقیت به انجام رسید.



به گزارش موج به نقل از آسوشیتدپرس، نخستین هواپیمای مسافربری بوئینگ 787
صبح امروز پرواز خود را با موفقیت از واشنگتن به مقصد ژاپن با پایان رساند و
در فرودگاه توکیو به زمین نشست تا بدین ترتیب نسل جدید هواپیماهای
مسافربری سبک و کم مصرف وارد عرصه هوانوردی تجاری شود.



بوئینگ 787 ابتدا قرار بود در سال 2008 توسط شرکت هواپیماسازی بوئینگ
رونمائی شود، اما به دلایل فنی این شرکت آمریکایی تاکنون قادر به ارائه آن
نبوده است. این هواپیما با استفاده از فیبر کربنی (نوعی پلاستیک فشرده
بسیار مقاوم) به جای آلیاژ آلومینیومی ساخته شده و در نتیجه بسیار سبک تر
از سایر هواپیماهای مسافربری غول پیکر است.

بوئینگ 787 همچنین بسیار کم صدا است و مصرف سوخت آن نیز نسبت به هواپیماهای مسافربری با ظرفیت مشابه تا 20 درصد کاهش یافته است.



کارشناسان معتقدند بوئینگ 787 رقیبی سرسخت برای هواپیماهای ایرباس در صنعت
هوانوردی تجاری خواهد بود و تاکنون بیش از 800 سفارش برای ساخت آن دریافت
شده است.

فرودگاه هاندا (Haneda) در توکیو

       
       
   

    



http://ayandenews.com/news/37189

   

 
آقای دکتر !، آخر با این همه تناقض چه کنیم؟
ساعت ٧:٤٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢۸  

حسن فاتحی با ارسال یاداشتی به آینده نوشته است:

 وقتی رویکردهای مدیریتی دکتراحمدی نژاد و برخی دولتمردان را موردتوجه قرار می‌دهیم، هم درسیاست مردم داری و هم در رویکردهای بین المللی ایشان مواردی می بینم که برداشت تناقضهای ملموسی از آنها می شود و نه تنها برای نخبگان و خواص مردمی (نه خواص دولتی) قابل قبول نمی تواندباشد، بلکه برای عوام نیز ابعاد واقعی این رویکردها ملموس نمی نماید.

دردرون جامعه اسلامی خودمان، باشعار عدالت به صحنه می آئیم ولی درنهایت بارفتارهای گزینشیمان چنان می نمائیم که انگار عد الت شعاری بیش برای به قدرت رسیدنها نبوده است.

از فساد جریان مرفه جامعه فریاد می نمائیم ولی وقتی به هم تیمی ها می رسیم، نه تنها عزلشان نمی نمائیم و بلکه ازآنها دفاع هم می نمائیم و بانام شهدای عدالت از آنها یاد می کنیم.

ازمهرورزی ومهربانی بامردم سخن میگوئیم و خود را خادم مردم معرفی می کنیم ولی وقتی طیفی ازهمین مردم منتقد رویه مدیریتی ما می‌شوند، به آنها برچسب می زنیم.

وقتی پای محاکمه ودستگیری رقبای انتخاباتیمان پیش می آید، از قوه قضائیه مستقل وضابطه مند سخن میگوئیم که دارد کارهای خودش را بدور از دخالت ما وجریان ما!، دنبال می کند. ولی وقتی نوبت محاکمه افراد همکارمان می شود از خط قرمزها و افشاگریها و تکلیف به وظایف قانونی خود حرف می زنیم.

وقتی سخنرانی و تبلیغ پیش می آید، خود را ارزشی وانقلابی معرفی می کنیم ولی وقتی مجتهدین طراز اول ازرفتار ما وسوء مدیریتهای ما نقد می نمایند، به آنها بی اعتنایی می نمائیم.

از آمارخدمات ومراجعه کنندگان سی میلیونی با افتخار حرف میزنیم و درکمال انصاف! اینهمه درد و مشکل را تعبیر به تعامل بامردم می نمائیم ولی بامدیران زنجیره ای شبیه خود،عملا" مردم را بازی می دهیم وازاین اداره به آن اداره وآخرهم به بی خیالی تشویق می کنیم.

از نرخ تورم یک رقمی سخن می گوئیم ودرحضور رهبر فرزانه از دغدغه اشتغال مردم وجدیت در آن سخنها می گوئیم ولی سرآخر می بینیم که گاه یک ساعت کار را به حساب اشتغال گذاشته ایم.

ازعزت وکرامت انسانی سخن می گوئیم ولی درنهایت باطرح‌های تزریقی، مردم را به خود وابسته می کنیم.

درعرصه بین الملی نیز ازهولوکاست وکذایی بودن آن سخن به میان می آوریم ولی دردور وبرخود افرادی را پرورش داده وبزرگ می کنیم که ازدوستی ملت ایران واسرائیل سخن می گویند.

کشتار مردم ولو مخالف نظام بشاراسد را دررقمهای صدها نفر نمی بینیم ولی برای کشته شدن پنج نفردرلندن که چهارنفرشان نگهبانانی بودند که توسط معترضان کشته شده اند موضع گیری می نمائیم.
مرتب از پیشرفتهای خیره کننده سخن می گوئیم ولی تنها برای راه اندازی نصفه ونیمه وشایدهم هیچوقت نیروگاه بوشهر بواسطه سیاستهای غلط مدیریتی چندین برابر بیشتر از استانداردهای جهانی هزینه می‌پردازیم.

حالا آقای دکتر، شما لحظه ای خودرا بجای من که چهاردهه عمرم را با باور اسلامیت وامید گشایش برای محرومین سپری کرده ام،بگذارید وبفرمائید که این راه که ما میرویم به کجا منتهی می‌شود؟

http://www.ayandenews.com/news/34649/



 
برای تحول در علوم انسانی بعضی فقط راه حذف را یاد گرفته اند!
ساعت ٧:٤۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢۸  

خبر :یکی از مباحث پر سر و صدای هفته گذشته حذف برخی رشته های علوم انسانی و بازگشت مجدد و آن ها بود حمیدرضا آیت‌اللهی استاد تمام دانشگاه علامه طباطبایی در رشته فلسفه و مدیر سابق گروه فلسفه این دانشگاه است. او همچنین ریاست پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی و انجمن علمی فلسفه دین ایران را بر عهده دارد. او دارای کارشناسی ارشد فلسفه از دانشگاه تهران و دکترای فلسفه از دانشگاه وریج بروکسل است.با او در مورد تغییر و بازنگری در رشته های علوم انسانی و بحث این که حذف رشته ها به خواسته پژوهشگاه علوم انسانی بوده است گفتگویی انجام داده ایم :

  بحث ما در مورد تغییر و تحولاتی است که در رشته های دانشگاهی داده شده است و بعضا مثلا در یک دانشکده 13 رشته حذف شده و به طور پراکنده در برخی از  دانشگاههای کشور، رشته هایی از علوم انسانی حذف شده است. گفته شده که پژوهشگاه علوم انسانی نقش بزرگی در این موضوع داشته و این پژوهشگاه مطالعه میکند و اعلام می کند که رشته های دانشگاهی باید چطور باشند. آیا این موضوع درست است؟

 

خیر، این موضوع درست نیست. بر اساس اعلام پژوهشگاه، نه رشته ای اضافه می شود و نه حذف. موضوع این است که در زمینه تحول علوم انسانی، شورای عالی انقلاب فرهنگی به طور قانونی این وظیفه را به عهده گرفته و شورای تحول در علوم انسانی به طور تخصصی این موضوع را پیگیری می کند. شورای تحول در علوم انسانی موظف است که تمامی تحولات در زمینه استادان، دانشجویان، برنامه تحول و ... را انجام دهد. این شورا یک سری گروههایی را هم ایجاد کرده که در این زمینه ها کار کنند. اما معمولا اینطور کارها، کارهایی درازمدت است. من به شخصه معتقدم که به رغم اینکه این کارها درازمدت است ولی باید یک سری کارهای کوتاه مدت هم در این مورد انجام دهیم. برای این کار، ما اقدامی که کردیم این بود که سرفصلهای علوم انسانی اصلاح شوند اعم از اینکه مطالب به روز شوند و سرفصلهایی که تغییر کرده، به روز و کاربردی کنیم و سرفصلهای جدید با ایده های جدید ایجاد کنیم. برای این کار هم، سیاستی که به عهده گرفتیم این بود که همه اساتیدی را که این دروس را درس میدهند درگیر کنیم. از طرف دیگر 38 رشته را که کمتر تغییر پیدا کرده بودند را در معرض تغییر قرار دهیم و فقط در مقطع لیسانس. در این 38 رشته، درسهای مهمی که احتیاج به تغییر داشت را انتخاب کردیم و در هر رشته دروسی را انتخاب کردیم و بعد از آن گشتیم که در تمام ایران چه کسانی این درسها را تدریس میکنند، پرسشنامه ای را تدوین کردیم و به 3021 استاد را در این 38 رشته پیدا کردیم و بعد از آن پرسشنامه ها برگشت و به کمیته هایی که مربوط به برنامه ریزی درسی وزارتخانه هستند و اعضای شورای تحول اعلام کردیم که این پرسشنامه ها را به طور دقیق بررسی کنند و اطلاعات را تهیه کنند. در حال حاضر این کار در مراحل پایانی است و یقینا مقطعی است. و کسانی که جدید میخواهند بیایند سرکلاس، دوباره درسهای 30 سال پیش را نخوانند. این کار، بسیار بزرگ است و همه دروس از لحاظ فرهنگی و اسلامی و ... به روز میشوند. ما به شدت معتقدیم که این رشته ها نه تنها نباید حذف شوند بلکه باید زودتر بحث تحول آنها بررسی شود. اما متاسفانه یک سری افراد، تنها راه حل را حذف این رشته ها میدانستند. بعضی دانشگاهها، رشته ها را حذف کردند.

 

یعنی این حذف رشته های هیچ ربطی به شما نداشته است؟

 

نه اصلا به ما ربطی نداشت. ولی باید بگویم که به هیچ عنوان چنین رفتارهای ایشان را نمی پسندم. بالاخره کلی از استادن کشور با شور و نشاط بحث تحول را پیگیری میکنند و کلی وقت در این مورد گذاشته شده و آقای شریعتی، ساده ترین راه را یعنی حذف رشته ها را به کار بسته است.

 

 ولی چند روز پیش اعلام شد که تعدیل  طبق نظر پژوهشگاه بوده است

 

من در این مورد هیچ اطلاعی ندارم و بعد از شما متوجه این موضوع شدم. من اساسا با این موضوع مخالفم. دلیلش هم به سال پیش برمی گردد که خدمت مقام معظم رهبری رفته بودم و در آنجا گفتم که برای تحول در علوم انسانی بعضی ها فقط راه سلبی را یاد گرفته اند، مانند رشته فلسفه، زنان و ... . یک سری  از افراد می گویند که باید این رشته ها را حذف کنیم در حالی که ما اگر فلسفه را نشناسیم، غرب را نمی شناسیم که بتوانیم وضعیت خودمان را در مقایسه با آنها درک کنیم. من به شدت نسبت به این موضوع گلایه کردم و خطرش را از همان پارسال احساس میکردم.

 

غیر از دانشگاه علامه، دانشگاه تهران هم مثلا در رشته روزنامه نگاری، اصلاحاتی را انجام داده است. شما در این مورد اطلاعی دارید؟

 

من اطلاع خاصی در این مورد ندارم ولی باید بگیوم که اتفاقا یکی از رشته هایی که در شورای تحول دروس، بررسی شده و سرفصلهای تغییر و تحول آن آماده شده همین رشته روزنامه نگاری است که طی چند هفته به وزارت علوم فرستاده می شود. جالب اینجاست که این موضوع وظیفه پژوهشگاه علوم انسانی هم نیست و وظیفه معاونت آموزشی و شورای برنامه ریزی وزارت علوم است. معاونت آموزشی از پژوهشگاه خواسته که ما این کار را کبنیم و یعنی ماموریتی را به ما سپرده است.

آقای دکتر برخی توجیه شان در این مورد این است که برخی رشته های دانشگاههای ما به صورت ناهمگون توسعه یافته است. اینکه به هرحال فارغ التحصیلان رشته های علوم انسانی در کشور ما بیش از نیازمان است. شما فکر نمی کنید که از قبل باید فکری برای این موضوع می شد و اساسا چه نیازی بود که این ما این همه دانشجوی علوم انسانی داشته باشیم؟

 

بله، این ایراد وجود دارد. اصولا وزارتخانه محدودیتهایی را دارد و مثلا اگر رشته ای را ایجاد نکند و یا دانشجو نگیرد، افراد مثلا می روند در کشورهای دیگر مانند مالزی و ... در دانشگاههای دست چندم تحصیل می کنند و آن چیزی که بیاد دستشان بیاید، نمی آید. به هرحال همانطور که در برنامه پنجم توسعه این موضوع به عهده وزارت علوم گذاشته شده است، برنامه ای برای شناساندن رشته های علوم انسانی به دانشجویان باید وجود داشته باشد. وزارت به شدت دنبال این است که برنامه ریزی ای در این مورد انجام دهد و کار بسیار بزرگی را دارد انجام میدهد. از سوی دیگر شرایط فرهنگی هر استان با استانهای دیگر فرق  میکند و در این مورد هم کارهای ارزشمندی در وزارتخانه در حال انجام است.

 

موضوع دیگر، بحث انتخاب است. مثلا شما میگویید که برخی افراد میروند مالزی درس میخوانند ولی خب به هرحال گرایش هم وجود دارد. یک نفر دوست دارد که روزنامه نگاری بخواند و ما نمیتوانیم این انتخاب را از او بگیریم.

 

بله ما نمیتوانیم چنین کاری را بکنیم. ولی خب موضوعی که وجود دارد این است که مثلا در رشته فلسفه که بررسی کرده اند، دیده تند که غیر از یک نفر، هیچکس نبوده که انتخاب اولش رشته فلسفه بوده باشد. تعداد زیادی از روی ناچاری می آیند این رشته را بخوانند و این یک معضل برای مملکت ماست.

 

آقای دکتر این مشکل به نظام پایه آموزشی ما بر نمی گردد؟ اینکه مثلا دانش آموزان با معدلهای پایین می روند و انسانی میخوانند و هیچ تشویقی هم برای خواندن رشته های دیگر نمی شوند.

 

سوال من این است که چرا باید تشویق شوند؟ ماجرا چیز دیگری است. دانشجویان ضعیف، کمتر کارآیی اجتماعی دارند و نمیتوانند به سطح درآمدی بالایی دارند و این موضوع باعث میشود که ضعیف بمانند. ما مثلا در سالهای جنگ، بالاترین سطح را در رشته پزشکی داشتیم ولی کم کم این موضوع ضعیف شد، چرا که کم کم تعداد پزشکان زیاد شد و مثلا پزشکان عمومی دیدند که درآمدشان از یک معلم هم کمتر است و به شدت افسرده شده بودند. بعد دیدیم یک دفعه گرایش به رشته های ریاضی زیاد شد. بنابراین پارامترهای دیگری در این موضوع دخیلند و با تشویق صرف، کاری را از پیش نمی برد. این مشکل یک پارامتری نیست و وقتی ما میتوانیم تشویقی داشته باشیم که برنامه کلی در این مورد داشته باشیم. سال گذشته کشور انگلیس به اندازه کل درآمد سالانه نفتی ما، فقط از صادرات خدمات حقوقی درآمد داشته است. پس میتوان با برنامه ریزی درست به چنین جایگاهی رسید.

 

پس آقای دکتر شما با این اوصاف با به کار بستن راه حلهای حذف و ... در مورد رشته های علوم انسانی مخالفید؟

 

بله من به شدت مخالفم. حرف من این است که اصلا چرا به جای اینکه رشته هایی را در دانشگاه علامه طباطبایی خذف کنیم در دانشگاه پیام نور چنین کاری را نمی کنیم؟ که مثلا تواناها بتوانند وارد دانشگاهها شوند. من معتقدم که ما باید تمام تلاشمان را در راه رشد رشته های علوم انسانی بکنیم.

 

نظرتان در مورد اسلامی شدن دروس علوم انسانی چیست؟

 

اسلامی یا بومی شدن علوم انسانی در همه جای دنیا هست. مثلا جامعه شناسی آلمان با آمریکا فرق دارد. هر موقعیتی برای خودش یک نوع رویکرد دارد. چیزی که مهم است این است که نگاه غربیها بر اساس مبانی ارزشی است و شعاری نیست. آنها فرهنگ خاص خود را دارند که به فرهنگ ما نمی خواند. اصل موضوع در اسلامی شدن دانشگاهها این است که ما باید با موضوعات، فعال برخورد کنیم، یعنی نگاه منتقدانه داشته باشیم، اول بفهمیم و بعد نقد کنیم. بعد خودمان ساختار ارائه دهیم که متناسب با نگرشها و ارزشهای ما باشد. برخوردهای سلبی و ... در این مورد نتیجه نمیدهد. باید غرب را شناخت و از آن نترسید.

 

آقای دکتر از نظر شما عوض شدن سرفصلها چقدر در کارآمد کردن رشته های علوم انسانی تاثیر داشته باشد؟

 

در این سال ها ما به دانشجویان فقط  حفظیات یاد داده ایم و مهارتی به آنها نیاموخته ایم. ما در تغییر سرفصلها گفته ایم که دانشجویان باید در این رشته ها چه چیزهایی را بیاموزند و بعد از آن چه مهارتهایی باید داشته باشند. این کار بسیار مهم و جدیدی است که ما نجام داده ایم. وقتی مهارت وجود داشته باشد، دیگر ارزیابی ها براساس اطلاعالت نیست، بر اساس مهارتهاست . رفته رفته افراد به سمت مهارتها می روند. اگر این مهارتها در دروس ما بیاند و استادان موظف شوند که آنها را بیاموزند، باید منتظر کارآیی زیادی هم در این رشته ها باشیم.

 

شما با تعلیق رشته ها هم مواقق نیستید.

 

با تعلیق این گونه موافق نیستم ولی با تعلیق جهت دار، موافقم. به جای تعلیق باید تمام انرژیهایمان را به کار بگیریم و ترم به ترم تحول ایجاد کنیم

http://www.ayandenews.com/news/35075/



 
هنر خالق طبیعت میان مرجانها
ساعت ۱٢:۳٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱۱  

مجله نشنال جغرافی عکسهایی با جزئیات بالا از مرجانها را منتشر کرده است که نشان می دهند اشکال هندسی این جانداران دریایی تا چه اندازه هنرمندانه است.

به گزارش مهر، این عکسهای دیدنی، دست خالق را در هنرمندی طبیعت نشان می دهند. در حقیقت در طبیعت نمونه های بسیاری دیده می شوند که از اشکال هنری شگفت انگیزی تشکیل شده اند.

هنر خالق طبیعت میان مرجانها

مرجان قارچی- این مرجان که در اقیانوس آرام غربی دیده می شود شباهت بسیاری به بخش زیرین کلاهک قارچها دارد. مرجان قارچی (Fungia scutaria) برخلاف سایر مرجانها که اغلب از کلونی تشکیل شده اند یک جانور منفرد است.

هنر خالق طبیعت میان مرجانها

ستاره مرجانی- این مرجانهای گوشتخوار که در جستجوی غذا هستند دهان خود را باز کرده اند. از این مرجان که ظاهری شبیه به ستاره دارد در آبهای جزیره "کایمن کوچک" عکسبرداری شده است.

هنر خالق طبیعت میان مرجانها

سلف سرویس بزرگ دریا- سدهای مرجانی زندگی دسته جمعی دارند. این سدها کمتر از 1 درصد از زمین اقیانوس را به خود اختصاص می دهند اما حدود 25 درصد از جانوران دریایی را به عنوان غذا مصرف می کنند. اندونزی میزبان یکی از بزرگترین تنوع های زیستی دریایی در دنیا است. این مرجانها نیز از جمله اشکال مختلف حیات در این منطقه هستند. این عکس در نزدیکی مجموع الجزایر "توکانگبزی" گرفته شده است.

هنر خالق طبیعت میان مرجانها

استتار- عنکبوت Xenocarcinus depressus خود را در میان شاخه های قرمز تند این مرجان پنهان کرده است.

هنر خالق طبیعت میان مرجانها

مرجانهای شاخکی- این مرجانها اصولاً از محصولات تولید شده از فوتوسنتز جلبکهای zooxantelle تغذیه می کنند.

هنر خالق طبیعت میان مرجانها

رنگین کمان مرجانها- ترکیبی از مرجانهای نرمی که در نزدیکی جزایر فیجی زندگی می کنند. در تفاوت با مرجانهای سفت، مرجانهای نرم اسکلت خارجی سختی که ماده اصلی تشکیل دهنده سدهای مرجانی است را ندارند.

هنر خالق طبیعت میان مرجانها

مرجان درختی ویژه- این اسکلت مرجان درختی که در جزایر تورکس و کایکوس زندگی می کنند توسط مرجانهای کوچکی ساخته شده است.

هنر خالق طبیعت میان مرجانها

مرجانهای شاخه ای- این مرجانهای شاخه ای توهم حرکت دریا را ایجاد می کنند

هنر خالق طبیعت میان مرجانها

برجسته نگاری مرجان- این عکس از نزدیک، پستی و بلندیهای زنجیره ای یک مرجان را نشان می دهد. این تصویر در دریاچه سواحل مکزیک گرفته شده است.

هنر خالق طبیعت میان مرجانها

مرجان نرم- این مرجان نرم نارنجی در اقیانوس آرام غربی شنانور است. هم مرجانهای سفت و هم مرجانهای نرم ارتباطی همزیستی با جلبکهای zooxantelle دارند.

http://www.ayandenews.com/news/33869/



 
چه کسی اسکناس ها را امضا می کند؟
ساعت ۱٠:۱۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٤/٢٤  
روی بیشتر اسکناس ها امضاهایی وجود دارد، اما حقیقتاً چه کسانی امضاکنندگان اسکناس ها هستند؟

به گزارش خبر؛ در گذشته، اسکناس های منتشرشده در بیشتر کشورها را حداقل یک نفر امضا می کرد. این شیوه مبتنی بر یک سنت قدیمی مقدم بر خلق اسکناس است که در آن سندی رسمی معادل با پول کاغذی امروز منتشر میشد و تعهدات مالی معینی را میان دو طرف مشخص میکرد. همچنین انتقال سند همراه با تعهد مالی را نیز به طرف سوم امکان پذیر می نمود. علاوه بر این، سند مذکور دربردارنده امضا (و گاهی اوقات مهر) بود. در این روش، تعهد به لحاظ قانونی لازم الاجرا بود. علاوه بر پیروی از این سنت و دلالت های قانونی آن، وجود امضا روی اسکناسها میتواند عاملی برای جلوگیری از جعل آن و نیز محدودکردن تعداد اسکناسهای منتشرشده باشد؛ زیرا فرد یا افراد امضاکننده برای تعداد اسکناسهایی که میتوانند امضا نمایند با محدودیت مواجه هستند.

چه کسی اسکناس ها را منتشر می کند؟

اولین مسأله ای که در این بخش به آن پرداخته میشود، شناسایی مقام مسئول انتشار اسکناس است. رده های مهم سازمانی عبارت اند از:

* بانک مرکزی ملی

* یک مقام داخلی خارج از بانک مرکزی

* یک بانک مرکزی چندجانبه برای کشورهایی که بخشی از یک اتحادیه پولی هستند

* بانک مرکزی کشور دیگر (برای کشورهایی که پول رایج کشور خودشان را منتشر نمی ک‌نند).

یافته ها و نتایج اصلی در مورد کشورهای جهان به شرح زیر است:

- بانکهای مرکزی در بیش از سه چهارم کشورهای عضو صندوق بین المللی پول، مسئول انتشار اسکناس هستند. در تمام کشورهای منطقه آسیای میانه و خاورمیانه و نیز در دوسوم از کشورهای اروپا و زیر صحرای آفریقا، اسکناس های رایج توسط مقامات همان کشور منتشر می شوند.

- ایالات متحده تنها کشور عضو صندوق بین المللی پول است که در آن اسکناس های منتشرشده تعهد یک مقام داخلی خارج از بانک مرکزی است. در ایالات متحده، بدهی های مربوط به پول منتشرشده در ترازنامه خزانه داری وارد می شوند.

- چهار بانک مرکزی چندجانبه برای 33 کشور ( 18 درصد از کشورهای عضو صندوق بین المللی پول) اسکناس منتشر می ک‌نند. از چهار بانک فوق، دو بانک در آفریقا (بانک مرکزی کشورهای غرب آفریقا و بانک مرکزی کشورهای آفریقای مرکزی)، یک بانک در اروپا (بانک مرکزی اروپا) و یک بانک در نیمک‌ره غربی (بانک مرکزی کارائیب شرقی) هستند.

- اسکناس های منتشرشده توسط بانک مرکزی اروپا در 37درصد از کشورهای با درآمد بالا به کار می رفتند. علاوه بر 12 کشورعضو اتحادیه اروپا ( EU ) در پایان سال 2005 ، سان مارینو، آندورا، کوزوو، موناکو و ویتنام نیز از یورو استفاده کردند. در همان سال، مونته نگرو و صربستان در کی اتحادیه و به عنوان یک عضو از صندوق بین المللی پول بودند. پول رایج قانونی این اتحادیه در آن زمان دینار بود، اما پس از آن مونته نگرو به صورت یک جانبه از یورو استفاده کرد.

- هفت کشور از پول رایج کشور دیگر (دلار)استفاده میکردند ( 4 درصد از کل کشورهای مورد پژوهش) که چهار کشور در غرب اقیانوس آرام (جزایر مارشال، میکرونزی، پالائو و تیمور شرقی) و سه کشور در آمر کیای لاتین (پاناما، اکوادور و السالوادور) واقع شده اند.

چند امضا؟

184 کشور مورد مطالعه از لحاظ تعداد امضاهای روی اسکناسهای معاصر نیز بررسی شدند. خلاصه یافته ها و نتایج زیر به دست آمده است:

* روی 95 درصد از اسکناسها حداقل یک امضا وجود دارد.

اسکناسهای بدون امضا غیرمتداول هستند و تنها در هفت کشور مشاهده شدند (آذربایجان، بلاروس، لائوس، میانمار، روسیه، ویتنام و ازبکستان). در سه کشور دیگر (چین، ژاپن و جمهوری کره) نیز مهرهای چاپی (تمبر یا مهر)مورد استفاده قرار می گیرند.

* حدود نیمی از کشورها اسکناسهایی با دو امضا منتشر میک‌نند که در این میان بیشترین نسبت در زیر صحرای آفریقا (حدود

سه چهارم کشورها) و کمترین نسبت در اروپا ( کیسوم)می باشد.

* 39 درصد از کشورها تنها یک امضا بر روی اسکناسهای خود دارند که بیشتر آنها در اروپا واقع شده اند.

* بر روی هیچ یک از اسکناسهای معاصر بیشتر از سه امضا وجود ندارد و تنها هفت کشور از سه امضا بر روی اسکناسهای خود استفاده میک‌ردند (مجارستان و شش کشور در آمریکای جنوبی و مرکزی از جمله: بلیز، گوآتمالا، هائیتی، هندوراس، پرو و اروگوئه.)

* میان تعداد امضاهای موجود بر روی اسکناسها و سطح درآمد کشور منتشرکننده همبستگی وجود دارد. کشورهای با درآمد بالا دارای بزرگ ترین سهم نسبی از اسکناسهای با یک امضا هستند، در حالی که کشورهای با درآمد متوسط رو به پایین و کم درآمد سهم بیشتری از اسکناسهای دو امضایی دارند.

* دو بانک مرکزی چندجانبه آفریقایی دو امضا و بانک مرکزی اروپا و بانک مرکزی کارائیب شرقی تنها یک امضا بر روی اسکناسهای خود دارند.

چه کسی امضا می کند؟

براساس تحقیقات، شش طبقه مختلف از امضاکنندگان اسکناسهای معاصر به ترتیب زیر است:

رئیس شورای بانک مرکزی، رئیس کل بانک مرکزی، یک معاون رئیس کل بانک مرکزی، سایر مقامات رسمی بانک مرکزی، یک مقام رسمی از وزارت دارایی/ خزانه داری، و غیره. همانطور که انتظار میرود، مقام دقیق موقعیت های رسمی متفاوت است، برای مثال در برخی شرایط، رئیس شورای بانک مرکزی اشاره به رئیس جمهور دارد، در حالی که گاهی آن مقام بر رئیس کل دلالت دارد.

همانطور که بیان شد، اکثر امضاکنندگان اسکناسها مقامات رسمی بانک مرکزی هستند. در 120 مورد از 177 کشور عضو، تنها امضای موجود بر روی اسکناسها امضای مقامات رسمی بانک مرکزی بود و پس از آن ( 31 مورد) ترکیبی از امضای مقامات رسمی بانک مرکزی و خزانه داری/ وزارت دارایی وجود داشت.

همچنین این نتایج به دست می آید:

* تنها در چهار کشور اسکناسها صرفاً به وسیله مقامات رسمی خزانه داری امضا میشدند (آمر یکا با دو امضا، بوتان، ساموا و سنگاپور).

* اسکناسهای یورو تنها امضای رئیس بانک مرکزی اروپا را دربردارند.

3. ترکیبات غیرمعمول تر امضا شامل موارد زیر است:

 امضای یک مقام رسمی از وزارت دارایی و یک شخص خارج از وزارت دارایی (تونگا).

 امضای یک مقام رسمی خارج از بانک مرکزی و وزارت دارایی/ خزانه داری (بحرین، برونئی و عمان).

56 درصد از کشورها دو یا سه امضا بر روی اسکناسهای خود دارند.

نتایج حاصل از بررسی کشورها به شرح زیر هستند:

1. رایج ترین امضا، متعلق به رئیس کل بانک مرکزی با 155 مورد است که معادل با 85 درصد کشورهای عضو صندوق بین المللی پول و55 درصد از تمام امضاهای مشاهده شده می باشد.

2. دومین رتبه، متعلق به مقامات رسمی بانک مرکزی و مقامات رسمی وزارت دارایی/ خزانه داری می باشد که هر یک از آنها تقریباً در یک چهارم از اسکناس های کشورهای عضو مشاهده شده اند.

3. سه دسته باقی مانده در 4 تا 8 درصد از کشورهای عضو مشاهده شده اند.

تحلیل منطق های، تفاوت های مهم زیر را نشان می دهد:

* اسکناسهای کشورهای عضو واقع در زیر صحرای آفریقا به وسیله رئیس کل بانک مرکزی امضا می شوند و 44 درصد از آنها شامل امضای سایر مقامات رسمی بانک مرکزی نیز هستند.

* در نیمک‌ره غربی، امضای رئیس کل بانک مرکزی تقریباً در تمام کشورها استفاده می شود (به جز ایالات متحده). همچنین، تقریباً در 40 درصد از کشورها، امضای سایر مقامات رسمی بانک مرکزی و امضای مقامات رسمی وزارت دارایی به یک اندازه وجود دارد.

* امضای رئیس کل بانک مرکزی تقریباً در 90 درصد از اسکناس های کشورهای اروپایی وجود دارد، اما برجسته ترین ویژگی مشترک این است که هیچ یک از اسکناسها امضای مقامات رسمی وزارت دارایی را ندارند. همچنین 12 درصد از اسکناسهای کشورهای اروپایی، شامل امضای رئیس شورای بانک مرکزی میباشند که بالاترین سهم در تمام مناطق است.

* بر روی اسکناسهای 76 درصد از کشورهای خاورمیانه و شرق آسیا، امضای رئیس کل بانک مرکزی وجود دارد. نسبت امضای مقامات رسمی وزارت دارایی در این منطقه برابر با نسبت امضای مقامات رسمی وزارت دارایی در نیمک‌ره غربی و برابر با 38 درصد است.

در نهایت، 56 درصد از کشورهای آسیا و اقیانوس آرام، کمترین امضای رئیس کل بانک مرکزی را در میان مناطق دارند. ترکیب رایج در این منطقه، امضای رئیس کل بانک مرکزی و مقامات رسمی وزارت دارایی است که روی اسکناسهای 52 درصد از کشورها مشاهده میشود.

مشخصه اصلی توزیع امضاکنندگان براساس سطح درآمد کشورها این است که ترکیب رئیس کل و رئیس شورای بانک مرکزی برای کشورهای با درآمد بالا به وضوح دارای بیشترین سهم است. برای کشورهای با درآمد متوسط رو به پایین، امضای رئیس کل بانک مرکزی اغلب همراه با امضای مقام رسمی وزارت دارایی است، درحالی که برای کشورهای با درآمد متوسط رو به بالا و کشورهای کم درآمد، اغلب ترکیب رئیس کل و سایر مقامات رسمی بانک مرکزی متداول است.

شاخص استقلال بانک مرکزی

نتایج حاصل از بررسی امضاهای موجود روی اسکناسها می تواند برحسب درجه استقلال بانک مرکزی تفسیر شود. داده ها به وضوح نشان می دهند که در کشورهای با درآمد بالا (که در آنها بحث، بیشتر روی حفاظت از استقلال بانک مرکزی در برابر دستورالعملهای وزارت دارایی متمرکز است) اسکناسها دیگر دربردارنده امضای مقامات رسمی وزارت دارایی یا خزانه داری نمی باشند که این موضوع می تواند از شواهد نمادین درخصوص استقلال بیشتر بانک مرکزی باشد.

یک مثال شهودی، کشورهای اتحادیه اروپا در سال قبل از انتشار یورو میباشد. در پایان سال 2001 ، تعداد اعضای اتحادیه اروپا 15 کشور بودند و 12 کشور نیز به این اتحادیه پیوستند. در این کشورها، دستورالعمل جدید بدین صورت بود که فقط رئیس کل بانک مرکزی اروپا، اسکناسهای یورو را امضا کند، در حالی که پیش از این، دو امضا بر روی اسکناسهای بیشتر کشورها و سه امضا بر روی اسکناسهای اتریش و فرانسه وجود داشت. به خصوص، امضای مقامات رسمی وزارت دارایی ایرلند و وزارت دارایی لوکزامبورگ حذف شد.

در مقابل، اگرچه یک اسکناس رایج آمریکایی به عنوان «اسکناس بانک مرکزی» مشخص میشود، دو امضای موجود بر

روی تمام اسکناس های آمریکایی امضای مقامات رسمی خزانه داری آمر کیا هستند و امضای مقامات رسمی بانک مرکزی روی این اسکناسها وجود ندارد. خزانه داری، قدرت انتشار اسکناس های بی نام را دارد و در عمل، از سال 1863 تا 1971 این کار را انجام داد. همچنین خزانه داری، مسئولیت کامل بازخرید این اسکناسها و نیز تمام اسکناس های بانک مرکزی را می پذیرد.

این مقاله ترجمه مقاله زیر است:

Lonnberg, Ake. (2008). Who Signs the Banknotes?. Quarterly Journal of Central Banking, 18(3), 48-52.

http://www.ayandenews.com/news/32676/



 
دلایل مشروح رجانیوز برای اثبات اشتباه بودن آمار احمدی نژاد!
ساعت ۱٠:۱٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٤/٢٤  

رجانیوز نوشت:

اظهارات مکرر رئیس‌جمهور در چند ماه اخیر درباره رشد اقتصادی کشور، موج جدیدی از هجمه‌های رسانه‌ای به  دولت را ایجاد کرده است. آقای احمدی‌نژاد در جلسه یکشنبه هیئت دولت، موضوع رشد مطلوب و بالای اقتصادی کشور تا بالای 10 درصد را بر خلاف آمارهای رسمی که البته تا ماه گذشته نیز منتشر نشده بود، مطرح کرد و گفت عده‌ای می‌ترسند که این آمارها را بیان کنند.
 
برای واکاوی ریشه‌های این چالش آماری، به بررسی برداشت‌های رئیس‌جمهور از مفهوم رشد اقتصادی از یک سو و تفاوت‌های این برداشت‌ها با واقعیات علمی شاخص رشد اقتصادی از سوی دیگر می‌پردازیم.
 
* برداشت رئیس‌جمهور از شاخص رشد اقتصادی
 
در ابتدای این نوشته، ادله آقای احمدی‌نژاد درباره رشد بالای اقتصادی کشور طبق اظهارات چند ماه اخیر ایشان جهت یادآوری ذکر می‌شود:
 
* نشست خبری 15 فروردین 1390: «رشد اقتصادی کشور که به عینه قابل مشاهده است. البته رشد دو بخش دارد؛ بخشی که ما دخیل هستیم و کار می‌کنیم و حاصلش را می‌بینیم. یک بخش که ناشی از تحولات جهانی است، مثل قیمت نفت. آنچه مربوط به کار ملت است، رشد شتابان بسیار بالایی دارد و به گمانم آمارش هم اعلام شده‌است...... در کشوری که سالی یک میلیون و دویست هزار واحد مسکونی ساخته می‌شود، صادرات غیرنفتی از هفت میلیارد دلار به 30 میلیارد دلار رسیده، ورودی نیروی کار سالانه بیش از یک میلیون و دویست هزار نفر است و نرخ بیکاری رو به کاهش است، در کشوری که شاخص بورس با حجم معاملة بسیار بالاست، یعنی سال گذشته بیش از بیست هزار میلیارد تومان حجم معاملات بوده است، من نمی‌دانم از کجا متوجه می‌شویم که در این کشور رکود اقتصادی است؟... اگر حجم معاملة بورس بالا نبود، اما شاخص بالا می‌رفت، معنایش این بود که حباب است، اما وقتی حجم بالای معاملات روزی هشتاد میلیارد، صد میلیارد، صد و بیست میلیارد تومان دارد معامله می‌شود، و حجم واگذاریهای دولت نزدیک به 25 برابر کل هفده سال قبل از این دولت است و تمام آن در بورس جذب می‌‌شود. این اسمش رکود است یا شکوفایی؟ روشن است که اقتصاد ما خیلی فعال است. حجم خریدهای نوروزی مردم بسیار بالاست. اینها از کجا آمده؟ در یک جا تولید شده، در کجا تولید شده؟ در کارگاهها و در مزارع داخل کشور. آیا اسم اینها رکود است؟ حتماً رکود نیست. ما در یک دورة فعال و شکوفایی اقتصادی به سر می‌بریم.....»
 
* نشست خبری 17 خرداد 1390: «اقداماتی که دولت انجام می‌دهد قابل اندازه‌گیری است و می‌توان آنها را از نزدیک مشاهده کرد و مردم می‌توانند فعالیت‌های انجام شده از سوی دولت را با گذشته مقایسه کنند و نظرات افراد و مراکز مختلف تغییری در وضعیت حرکت دولت و ملت ایجاد نمی‌کند.... از نظر دولت اظهارات غیر کارشناسی ارزش حقوقی و سیاسی ندارد که بخواهیم آن را دنبال کنیم....گفتند جادة قم به گرمسار با 153 کیلومتر افتتاح شد. گفتند این آمار غلط است، شصت کیلومتر بیشتر نیست. این که دیگر قابل اندازه‌گیری است. همة کارهای دولت روی زمین و قابل اندازه‌گیری است.... ما از حدود 8-37 هزار مگاوات ظرفیت تولید برق تحویل گرفتیم و الان از 62 هزار مگاوات عبور کرده‌ایم.... گفتیم در فلان شهر نیروگاه ساخته شده است. این که دیگر موجود و قابل دیدن است. حالا بعضی‌ها انکار می‌کنند و مشکلی نیست. اینها از نظر ما مهم نیست.... افرادی هم اظهار نظر می‌کنند. اشکال ندارد. اظهار نظر کنند. اینها تغییری در واقعیت جامعه ایجاد نمی‌کند. بالاخره وضع کشور معلوم است.... تولید سیمان از 32 میلیون تن به 75 میلیون تن رسید و کارخانه‌ها هشت میلیون تن سیمان در سال گذشته صادر کرد. اینها اسناد گمرک است و پول گرفته است.... ظرفیت تولید فولاد کشور از کمتر از 10 میلیون به بالای 19 میلیون تن رسید. موج شکن‌ها ساخته شد. سد کمال صالح و گتوند و کارون 4 و … ساخته شد و آبگیری شد و نیروگاه آنها هم راه افتاد. اینها اصلاً نیاز به آمار ندارد.... کسانی اگر هستند که تردید دارند، ما از همکاران بخواهیم توری بگذارند و اینها را در همه جای ایران بگردانند. می‌گویند در خراسان شمالی این کارخانه ساخته شد. می‌گویند نه ساخته نشد.  مردم خراسان شمالی می‌دانند که ساخته شده است.... البته از نظر ما این نوع اظهارات ارزش حقوقی و سیاسی ندارند. حالا آزاد است و بگویند، مهم نیست. هرکس در حد دریافت خودش از جامعه صحبت می‌کند و اشکالی ندارد.»
 
* جلسه هیئت دولت 20 تیر 1390: «در نتیجه تلاش دولت نهم و دهم تولید ثروت ملی رشد مطلوبی یافته است و تلاش وافری برای توزیع عادلانه آن صورت می‌گیرد... افزایش ١٣ درصدی تولید فولاد، لوازم خانگی، سیمان و نیز افزایش قابل توجه بودجه‌های عمرانی و بخش مسکن، افزایش ٢٧ درصدی صادرات غیرنفتی و نیز افزایش ١۴ درصدی تولیدات بخش کشاورزی [نشانه رشد اقتصادی است] .... وقتی آمار افزایش تولیدات در همه بخش‌ها بیش از 10 درصد است، بر چه مبنایی رشد اقتصادی کشور را 4 درصد اعلام می‌کنند، این موضوع نشان می‌دهد که عده‌ای می‌ترسند، اعلام کنند رشد اقتصادی ایران بالای 10 درصد بوده در حالی که این اتفاق در واقعیت رخ داده است و می‌تواند چند سال متوالی ادامه یابد....» 
 
همانطور که از اظهارات اخیر آقای احمدی‌نژاد برمی‌آید، ایشان رشد صادرات غیرنفتی، رشد شاخص بورس، واگذاری شرکت‌های دولتی، تولید مسکن، رشد تولید سیمان و فولاد و .... را ادله رشد بالای اقتصادی کشور می‌دانند و مطابق همین شواهد در آخرین اظهارنظر خود از رشد بالای 10 درصدی اقتصاد کشور سخن گفته‌اند که تعجب و حیرت همه کارشناسان و البته سکوت مردان اقتصادی کابینه را به دنبال داشته است.
 
واقعیت تلخ آن است که ادله آقای احمدی‌نژاد برای اثبات رشد بالای اقتصادی کشور نشان می‌دهد ایشان با مفهوم شاخص رشد اقتصادی و نحوه محاسبه آن بیگانه‌اند که در ادامه به این شاخص و تفاوت آشکار نحوه محاسبه آن با ادله رئیس‌جمهور اشاره می‌شود. 
 
* تعریف شاخص رشد اقتصادی
 
شاخص رشد اقتصادی همان رشد تولید ناخالص داخلی (Gross Domestic Product – GDP) است و ابتدا باید تولید ناخالص داخلی را تعریف کرد. طبق تعریف بانک مرکزی، کل ارزش ریالی محصولات نهایی تولیدشده توسط واحدهای اقتصادی مقیم کشور در دوره زمانی معین (سالانه یا فصلی) را تولید ناخالص داخلی می‌نامند.
 
هریک از محصولات تولید شده در اقتصاد به‌منظور تبدیل به محصول نهایی چندین مرحله را طی می‌کنند. مثلاً نان، به‌عنوان یک محصول نهایی که مستقیماً به مصرف می‌رسد، از مراحلی مانند تولید گندم و آرد می‌گذرد. روشن است که در محصولات پیچیده صنعتی تعداد مراحل تبدیل یا فراوری بیشتر است. به هرحال در برآورد تولید ناخالص داخلی باید ارزش محصول نهایی (در این مثال: نان) را مورد استفاده قرار داد، زیرا ارزش آرد در آن مستتر است، چنانکه ارزش گندم بطور ضمنی در آرد وجود دارد. اگر ارزش هر یک از این مراحل را جداگانه در تولید ناخالص داخلی منظور کنیم در واقع ارزش محصولات تولید شده در اقتصاد را بیشتر از میزان واقعی برآورد کرده‌ایم. به همین دلیل در تعریف، بر کلمه نهایی تاکید شده است. 
 
در عمل می‌توان ارزش محصول تولیدی در هر مرحله را منظور کرد به‌شرطی که در هر مرحله تنها ارزش جدید تولید شده را به ارزش مرحله قبل اضافه نمود. در مثال نان، در صورتی که ارزش گندم و آرد تولید شده برای تولید یک قرص نان به ترتیب برابر 10 و 15 ریال بوده و ارزش یک قرص نان نیز 20 ریال باشد، در آن صورت میزان ارزش جدید ایجاد شده در هر مرحله برابر با 10 ، 5 (=10-15) و 5 (=15-20) ریال خواهد بود که جمع آن 20 ریال و برابر با ارزش محصول نهایی (نان) می‌باشد. با این مثال روشن می‌شود که جمع ارزش‌های جدید ایجاد شده در هر مرحله، معادل ارزش محصول نهایی است. 
 
مطابق با مثال بالا، گندم در تولید آرد و آرد در تولید نان مورد استفاده قرار می‌گیرد. آرد و نان ستانده‌های هر مرحله از تولید هستند. از طرف دیگر به محصولی که خود به‌منظور تولید محصول دیگر مورد استفاده قرار گرفته و در فرایند تولید کلاً به مصرف می‌رسد، محصول واسطه و به این فرایند مصرف واسطه گویند. تفاضل ارزش ستانده و مصرف واسطه همان ارزش جدید ایجاد شده یا ارزش‌افزوده است. به‌منظور محاسبه تولید ناخالص داخلی ارزش‌افزوده هر فعالیت بر اساس روش فوق استخراج شده و در نهایت از جمع ارزش‌افزوده‌های کل اقتصاد، تولید ناخالص داخلی بدست می‌آید. 
در صورتیکه در یک اقتصاد فرضی دو نوع کالای نهایی (نان و گوشت) تولید شود، ارزش تولید ناخالص داخلی برابر خواهد بود با ارزش واحد دو محصول مذکور در مقدار تولیدی آنها. به بیان دیگر اگر در همان اقتصاد فرضی 1000 قرص نان و 500 کیلو گوشت به ارزش واحد 20 و 40 ریال تولید شود، ارزش تولید ناخالص داخلی عبارتست از: 
 
40000 = (40*500) + (20*1000) 
 
به عبارت دیگر ارزش تولید ناخالص داخلی به قیمت‌های جاری 40000 ریال می‌باشد، زیرا قیمت نان و گوشت، قیمت دوره یا سال جاری است. اگر در سال بعد 1000 قرص نان و 500 کیلو گوشت به قیمت‌های 25 و 50 ریال تولید شود، ارزش تولید ناخالص داخلی برابر خواهد بود: 
 
   50000 = (50*500) + (25*1000) 
 
مقدار بدست‌آمده نسبت به سال قبل از رشدی معادل 25 درصد برخوردار می‌باشد. با این وجود رشد فوق حاصل افزایش مقدار تولید محصولات نبوده، بلکه حاصل افزایش قیمت محصولات به علت تورم است. اگر بخواهیم اثر افزایش قیمت را از محاسبات سال بعد حذف کنیم باید مقدار تولید محصولات را در قیمت‌های معیار یا قیمت‌های پایه (در این مثال قیمت‌های سال قبل) ضرب کنیم. در این صورت به همان رقم 40000 ریال می رسیم که گویای این است که تولید واقعی اقتصاد صفر درصد رشد داشته یا اصلاً رشدی نداشته است. به فرایند حذف اثر تغییرات قیمت محصولات از نتایج محاسبات ملی، محاسبات به قیمت‌های ثابت می‌گویند. آنچه که در ادبیات اقتصادی به رشد اقتصادی یا رشد تولید ناخالص داخلی موسوم است، بر محاسبات به قیمت‌های ثابت استوار است. بنابراین وقتی گفته می‌شود در برنامه پنجساله توسعه اقتصادی رشد متوسط تولید ناخالص داخلی 8 درصد هدف‌گذاری شده است منظور رشد 8 درصدی بر اساس محاسبات به قیمت‌های ثابت است. 
 
به روش محاسبه یا برآورد تولید ناخالص داخلی که توضیح ساده آن ارائه گردید، روش تولید گفته می‌شود. در حسابهای ملی ایران روش تولید (جمع ارزش‌‌افزوده‌ها) به‌عنوان روش اصلی محاسبه تولید ناخالص داخلی مورد استفاده قرار می‌گیرد. 
 
* اشکالات ادله رئیس‌جمهور
 
با توجه به تعریف علمی شاخص رشد اقتصادی و اظهارات چند ماه اخیر آقای رئیس‌جمهور، موارد ذیل یافت می‌شود:
 
1- شاخص رشد اقتصادی برای یک دوره یک ساله محاسبه می‌شود، در حالی که استنادات آقای رئیس‌جمهور عمدتاً بر مبنای مقایسه وضعیت ابتدای دوره ریاست جمهوری ایشان (1384) تاکنون است. به این مقایسه‌ها توجه کنید:
 
«ما از حدود 8-37 هزار مگاوات ظرفیت تولید برق تحویل گرفتیم و الان از 62 هزار مگاوات عبور کرده‌ایم... تولید سیمان از 32 میلیون تن به 75 میلیون تن رسید....» طبق این مقایسه‌های آقای رئیس‌جمهور، به عنوان مثال رشد تولید سیمان 134 درصد است. اما واقعیت آن است که این رشد در یک دوره پنج ساله (1384 تا 1389) رخ داده است، اما برای محاسبه رشد اقتصادی، صرفا میزان افزایش تولید سال مدنظر مورد محاسبه قرار می‌گیرد. بر این اساس، به طور میانگین رشد تولید سیمان در 5 سال اخیر 27 درصد بوده است که با رقم 134 درصدی که احتمالا مدنظر آقای رئیس‌جمهور است بسیار فاصله دارد. بیگمان توجه آقای رئیس‌جمهور به رشدهای خیره‌کننده 134 درصدی در استدلال‌های ایشان اثر اشتباه گذاشته است.
 
2- در محاسبه رشد اقتصادی، مجموع ارزش افزوده تولیدات یک کشور محاسبه می‌شود. اما با توجه به مثال‌هایی که آقای رئیس‌جمهور زده‌اند، مشخص است که ایشان فقط بخش‌ها و کالاهایی که رشد آنها مثبت بوده را مورد توجه قرار می‌دهند و به این واقعیت توجه ندارند که در برخی بخش‌ها، رشد تولید منفی بوده است: مثلا تولید شکر در برخی سال‌های اخیر یا تولیدات کشاورزی به علل مختلف همچون واردات یا خشکسالی، منفی بوده است. گویا آقای احمدی‌نژاد توجه ندارند که این رشدهای منفی، بر نتیجه نهایی رشد اقتصادی اثر می‌گذارند و رشدهای مثبت سایر بخش‌ها را خنثی می‌کنند یا از آن می‌کاهند. شاخص رشد اقتصادی از مجموع رشد بخش‌هایی که رشد مثبت دارند محاسبه نمی‌شود، بلکه همه رشدها چه مثبت و منفی مدنظر قرار می‌گیرند.
 
3- در محاسبه شاخص رشد اقتصادی، ارزش واقعی تولیدات محاسبه می‌شود و نه ارزش اسمی آنها (یعنی لحاظ شدن تورم). این اشتباهی است که در اشاره‌های مختلف رئیس‌جمهور به رشد بودجه عمرانی (به عنوان یکی از مستندات رشد اقتصادی) بروز کرده است. آقای احمدی‌نژاد باید توجه داشته باشند از آنجا که بودجه‌های عمرانی عمدتا از طریق تزریق پول جدید حاصل از درآمد نفت تامین می‌شوند، علاوه بر توسعه و آبادانی کشور، در هر حال اثر تبعی تورمی هم دارند. رشد تورم هم به نوبه خود از ارزش افزوده اسمی تولیدات می‌کاهد. مثلا در سالی که تورم 20 درصد است، رشد 20 درصدی بودجه عمرانی، عملا به معنای افزایش فعالیت‌های عمرانی نیست بلکه خدمات در همان سطح سال گذشته است که احتمالاً 20 درصد گران‌تر بار می‌آید.
 
4- شاخص رشد اقتصادی بر مبنای ارزش تولیدات نهایی محاسبه می‌شود. یعنی ارزش تمامی کالاها و خدمات تولیدشده، و نه قابلیت‌ها و ظرفیت‌های تولید. این اشتباه نیز در کلام آقای رئیس‌جمهور بسیار تکرار شده است. مثلا ایشان بارها با ذکر این مثال که «ظرفیت تولید فولاد کشور از کمتر از 10 میلیون به بالای 19 میلیون تن رسید» آن را مبنای افزایش رشد اقتصادی می‌دانند. این در حالی است که رقم 19 میلیون تن، ظرفیت تولید فولاد است وگرنه طبق آمارهای رسمی تولید واقعی فولاد کشور سالانه بین 10 تا 11 میلیون تن است و مابقی ظرفیت تولید هنوز مورد بهره‌برداری قرار نگرفته‌ است. بنابراین هرچند دولت محترم در این سال‌ها کارخانه‌های فولاد متعددی افتتاح کرده، اما این کارخانه‌ها هم‌اکنون با سطح پایینی از ظرفیت کار می‌کنند و آنچه که در محاسبه شاخص رشد مدنظر قرار می‌گیرد، تولیدات قطعی آنهاست، نه ظرفیت آنها. به نظر می‌رسد علت بروز این اشتباه در آقای رئیس‌جمهور، سفرهای متعدد ایشان به نقاط مختلف کشور برای افتتاح کارخانجات جدید است. معمولا در مراسم‌های افتتاحیه، ظرفیت تولید مدنظر قرار می‌گیرد و اعلام می‌شود که مثلا با افتتاح این کارخانه فلان مقدار به ظرفیت تولید فلان محصول افزوده می‌شود. این در حالی است که چنین کارخانجاتی تا بهره‌برداری کامل از ظرفیت خود، چند ماه تا چند سال زمان لازم دارند. آما آنچه که ملکه ذهن آقای رئیس‌جمهور قرار گرفته همین ظرفیت‌ها است که ایشان را به اشتباه انداخته است.
 
با استناد به موارد فوق، آقای احمدی‌نژاد می‌توانند مدعی باشند که فعالیت‌های عمرانی دولت ایشان بسیار بیشتر از دولت‌های قبل است، می‌توانند ادعا کنند که ساخت و افتتاح کارخانجات و واحدهای صنعتی جدید در این دوره چند برابر دولت‌های قبل بوده است، می‌توانند از تلاش فراوان دولت برای خدمتگزاری به مردم سخن بگویند، می‌توانند به درستی از چند برابر شدن حجم واگذاری‌ها نسبت به دولت‌های قبل سخن بگویند، به رشد چند برابری شاخص بورس ببالند، افزایش خیره‌کننده صادرات غیرنفتی را نشانه عملکرد مثبت دولت بدانند، از خریدهای نوروزی مردم تمجید کنند و به بر نوکری دولتمردان به مردم اصرار کنند ..... اما حقیقت آن است که هیچ‌یک از این گزاره‌ها نمی‌توانند اثبات‌کننده رشد بالای اقتصادی کشور باشند. آقای رئیس‌جمهور باید توجه کنند که مولفه‌های اثرگذار بر شاخص رشد اقتصادی، فقط این موارد مدنظر ایشان نیست و حتی برخی از این مثال‌ها طبق نحوه محاسبه این شاخص، تاثیری بر رشد اقتصادی ندارند. 
 
نکته پایانی: با توجه به واقعیت‌های یادشده، این حقیقت را نیز نمی‌شود انکار کرد که اگر همچون دولت نهم، استاد اقتصاد باسوادی همچون دکتر داوودی یا حتی مدیران صرح‌اللهجه‌ای چون مظاهری در دولت حاضر بودند و نسبت به اشتباه‌های لفظی و محاسباتی، منصفانه و دوستانه و بدون رو در بایستی واکنش نشان می‌دادند، چنین مواردی رخ نمی‌داد اما متاسفانه، اکنون در هیئت دولت، اعضا خود را به تمجید و تایید اظهارات آقای رئیس‌ دولت، موظف می‌دانند حتی اگر خلاف واقعیت باشد.
 
ضمنا هدف از این مطلب، اثبات ناآگاهی آقای رئیس‌جمهور نبود، بلکه متاسفانه به علت نبود افرادی که منصفانه و بی‌ رو دربایستی حقایق را با ایشان مطرح کنند، شاهد آن هستیم که تفکرات اشتباهی در ذهن ایشان درباره وضعیت اقتصادی کشور ملکه شده است و تاکیدات مکرر بر این تفکرات و استدلال‌های ناقص در سخنرانی‌ها و مصاحبه‌های چند ماه گذشته نشان می‌دهد آقای رئیس‌جمهور واقعا بر این گزاره‌های نادرست، باور دارند که مثلا چون ظرفیت تولید سیمان رشد مطلوبی کرده، رشد اقتصادی کشور هم باید بالا رفته باشد. به نظر می‌رسد چون خود ایشان بسیار سخت‌کوش و فعال هستند و نمی‌توانند باور کنند برخی بخش‌های اقتصادی کشور دچار مشکل و رکودند و واقعا، از رشد و رونق، خبری نیست.

http://www.ayandenews.com/news/32603/



 
مکانهای رویایی و آرامش‌بخش دنیا
ساعت ۱:۳٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٤/٢۱  

یک وب سایت متخصص در عرصه گردشگری و طبیعت گردی به معرفی و طبقه بندی 10 مکان بسیار آرام روی سیاره زمین پرداخته است.

به گزارش مهر، سایت اطلاع رسانی TripAdvisor آرامترین نقاط روی زمین را طبقه بندی کرد. کسانی که برای تعطیلات به آرامش، تمدد اعصاب، دور شدن از اجتماعات انسانی و سکوت نیاز دارند می توانند به این مناطق سفر کنند.

رتبه اول این طبقه بندی را منطقه "یونگفرائو" در سوئیس به دست آورده است. این منطقه که در آلپ واقع شده یک منطقه بیضوی شکل 30 در 50 کیلومتری است.

پس از "پونگفرائو" مناطق لپونایا، پاپوا گینه نو و بورا بورا در پلی نزی فرانسوی رتبه های دوم تا چهارم را به دست آوردند. دره "لوریا"، سیچیلز، پارک جاسپر در کانادا، آتشفشان آره نال در کاستاریکا، جزیره جنوبی نیوزلند و بوتان در سکوهای بعدی آرامترین مناطق زمین ایستاده اند.

1- منطقه "یونگفرائو" در سوئیس- این منطقه آلپی از دریاچه ها، صدها کیلومتر گذرگاه و آبشارهایی تشکیل شده است که آرامش و هارمونی را به انسان هدیه می کنند. مهمترین امتیاز این منطقه داشتن خطوط راه آهن است.

مکانهای رویایی و آرامش‌بخش دنیا

2- منطقه "لاپونیا" در فنلاند- پوشیده از شفقهای قطبی، جنگلهای کاج، دیواره های یخی در زمستان و دریاچه ها و جنگلهای توندرا در تابستان آخرین مرز طبیعت بکر اروپا و محلی مناسب برای ماهیگیری، سفرهای رودخانه ای با قایقهای کایاک، جنگل نوردی و دوچرخه سواری کوهستان است.

مکانهای رویایی و آرامش‌بخش دنیا

3- پاپوا گینه نو- سه چهارم این سرزمین پوشیده از جنگلهای گرمسیری است و بقیه آن از دشتهای آبرفتی، مرغزارها، درختان شاه پسند، رودخانه ها، دریاچه ها و سدهای مرجانی تشکیل شده است. پاپوا گینه نو شامل دو محیط روستایی و بخشهای بکر و دست نخورده است.

مکانهای رویایی و آرامش‌بخش دنیا

4- بورا بورا در پلی نزی فرانسوی- مردابهای زمردی رنگ و خانه های ییلاقی روی آب فضایی شاعرانه را در دل طبیعت به وجود آورده اند.

مکانهای رویایی و آرامش‌بخش دنیا

5- دره لوریا در فرانسه- زمانی این دره، منطقه جنگهای میان گُلها و رُمی ها، گوتها و تاتارها بود و امروز به "باغ فرانسه" شهرت دارد.

مکانهای رویایی و آرامش‌بخش دنیا

6- جزایر سیچیلز در اقیانوس هند- حدود 50 درصد از سرزمینهای این جزایر در منطقه حفاظت شده قرار دارند. این منطقه یک بهشت واقعی بر روی زمین است. جنگلهای بکر و حیوانات نادر از جمله جاذبه های گردشگری این جزایر است.

مکانهای رویایی و آرامش‌بخش دنیا

7- پارک ملی جاسپر در آلبرتای کانادا- خرسهای گریزلی، گرگهای صحرایی، روباهها، یوزپلنگهای آمریکایی، گوزنهای شمالی و گوزنهای کانادایی در این حیات وحش زندگی می کنند. به خاطر وجود این حیوانات، این منطقه به بزرگترین پارک کوهستانی کانادا تبدیل شده است.

مکانهای رویایی و آرامش‌بخش دنیا

8- پارک ملی آتشفشان "آره نال" در کاستاریکا- آتشفشان آره نال فعالترین آتشفشان این کشور است. این منطقه چشم اندازی بدیع و بی صدا دارد.

مکانهای رویایی و آرامش‌بخش دنیا

9- جزیره جنوبی در نیوزلند- جمعیت نیوزلند تنها 4 میلیون نفر است که از این تعداد تنها یک چهارم در جزیره جنوبی زندگی می کنند. این منطقه با مساحتی بیش از 150 هزار کیلومتر مربع، بزرگترین جزیره مجمع الجزایر نیوزلند است.

مکانهای رویایی و آرامش‌بخش دنیا

10- بوتان- برای کسانی که به دنبال آرامش هستند جایی بهتر از بوتان وجود ندارد. اما این آرامش و سکوت بهای بالایی دارد به طوریکه برای یک اقامت در این کشور کوچک در کوههای هیمالایا باید 200 دلار در روز پرداخت.

مکانهای رویایی و آرامش‌بخش دنیا

http://www.ayandenews.com/news/32337/



 
دست‌نوشته منتشرنشده تختی در سالهای پایانی قهرمانی
ساعت ۱:۳٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٤/٢۱  

سرویس ورزشی «آینده»، مهدی خرم دل؛ بسیاری از مردم هنوز وقتی او را تنها می یابند، امضاء و عکس یادگاری می خواهند و هنوز برخی صاحبان رستوران نمی گذارند دست در جیبش کند. اما دیگر سوت پایان برایش به صدا درآمده و به جز برخی رفقایش که می گویند در اوج خداحافظی کن، برخی اوقات نگاه های گزنده یا حرف های درگوشی را می شنود که «نمی خواد خداحافظی کنه. بسه دیگه. پیر شده». این عبارات نصیب هرکسی نمی‌شود، باید در ورزش یلی باشی تا سر پیری بتوانی دوام بیاوری و این غرغرها را سی و چند سالگی بشنوی. و الا همان دوران جوانی با پیراهن تیم ملی الوداع خواهی گفت.

عباس جدیدی را با دوبنده کشتی شاید هنوز در یادها داشته باشیم، چه یلی بود آن دوران که در سنگین وزن کشتی آزاد برای ایران می جنگید و اگرچه همیشه قهرمان نبود، اما دست خالی هم تشک کشتی را ترک نمی کرد و زنگ پایان وقت قانونی کشتی که به صدا در می آمد، عباس یک جایی روی سکوها داشت. قهرمانی جهان 98 که در دوازده هزار نفری آزادی تهران برگزار شد، روزهای اوجش بود و همان روزها بعضی نوشتند یا روی شانه عباس زدند که پسر وقت خداحافظی ات رسیده و عده ای در صف هستند که جایت را بگیرند. او می خواست نقره ای که در المپیک آتلانتا گرفته بود، در سیدنی به طلا مبدل کند، اما سال قبل از المپیک و در جهانی آنکارا برنز گرفت و در المپیک 2000 بهتر از چهارمی نصیبش نشد و در آخر مقابل علیرضا رضایی مغلوب گشت و مجبور به وداع از تیم ملی شد؛ عباس باید همان 98 چهارگوشه تشک را می بوسید.

علی دایی که امروز مربیگری می کند، شاید برجسته ترین قهرمانی باشد که نتوانست از پیراهن تیم ملی دل بکند و اگرچه بسیاری از افتخارات را برای سال های متمادی در کارنامه خود ثبت کرد اما شخصیتش خرد شد و با تحقیر فراوان و پس از صدها کاریکاتور که برخی حقیقتاً توهین آمیز بود، مجبور به وداع با تیم ملی شد و این وداع دیرهنگام لطمه جدی به محبوبیتش میان هم دوره ها و عموم مردم زد. هنوز از روزگاری که به علی دایی پاس نمی دادند و تیم ملی فوتبال فلج شده بود و در نهایت پایان نه چندان شیرینی در آخرین حضورش در جام جهانی داشت، خاطراتی هست. دایی اشتباه کرد و تاوان اشتباهش را خودش به مردم احساسی ایران داد.

حسین رضازاده هم وضعش بی شباهت به رفیقش علی دایی نبود و سال 2006 که هم قهرمان بازیهای آسیایی دوحه شد و هم در جهانی سانتادومینگو گردن آویز طلا به سینه اش چسبید، برخی اطرافیانش توصیه کردند که پیراهن یا ابالفضلش را ببوسد و با دنیای قهرمانی وداع کند. اما حسین یک طلای المپیک دیگر می خواست تا با سه نشان زرین به عنوان پرافتخارترین قهرمان تاریخ ایران نامش ثبت شود، اما با آنچنان حواشی و مصائبی روبرو شد که در نهایت به شکلی نه چندان مطلوب مجبور به وداع از تیم ملی شد. رضازاده دیر دریافت که او نیز همچون دایی دیر زمانی را برای وداع در نظر گرفته و باید در اوج و روی سکو، وزنه ها را می بوسید و کنار می رفت.

علیرضا حیدری باهوش تر از رضازاده بود، اما او هم باید پس از قهرمانی در بازیهای آسیایی دوحه 2006 با دوبنده تیم ملی خداحافظی می کرد و دوبنده اش را مثل برخی قهرمانان به میان هوادارانش پرتاب می کرد، اما علیرضا هم ماند. حیدری هم لابد مدال طلای المپیک را می خواست اما در روزگاری که میان مربیگری و قهرمانی غوطه ور بود، ابتداً مجبور به دل کندن از صندلی کنار تشک شد و پس از آن با پیروزی در انتخابی تیم ملی و در روزگاری که دوران فرودش فرارسیده بود، به یک باره در مقابل دیدگان حیرت زده یزدانی خرم خداحافظی کرد. او اگرچه با این هوشمندی باعث شد چنین تعبیر شود که در اوج دوران قهرمانی وداع کرده، اما همگان می‌دانستند عرصه برای قهرمانی مرد شش مداله کشتی آزاد ایرانی در جهان تنگ شده و بسیاری گفته بودند، کاش علیرضا در همان دوحه، پایان قهرمانی را تجربه می کرد.

از اینها که بگذریم، برخی وداع هم کرده اند، اما دوباره به صحنه قهرمانی بازگشته اند که شاید نمادش امیررضا خادم باشد که در دوران نمایندگی مجلس در پی بازگشت به تیم ملی بود. خادم که دو نشان برنز المپیک داشت، می دانست شانس چندانی برای قهرمانی ندارد. اما پنجمین حضورش در المپیک، رکوردی در تاریخ ورزش بود و همین باعث شد در آن دوران به صحنه بازگردد و برای شرکت در المپیک آتن تلاش کند. مسئله ای که نه تنها با نقدهای تند افکارعمومی روبرو شد، بلکه سیاسیون و نمایندگان مجلس نیز امیررضا را به نقد گرفتند که شان نماینده مجلس چنین نیست اما گوش قهرمان بدهکار نبود تا اینکه پس از شکست مقابل مجید خدایی در یک تورنمنت بین‌المللی در ترکیب تیم ملی قرار نگرفت و برای همیشه به ورزش حرفه‌ای خاتمه داد؛ خادم وقت مناسب خداحافظی کرده بود اما اشتباه کرد که بازگشت.

آخرین اشتباه را شاید بتوان به پای آرش میراسماعیلی نوشت. هادی ساعی، امیررضا خادم و بسیاری از رفقایش به آرش گفتند که به میدان بازنگردد. اما آرش هم دلش می خواست در المپیکی دیگر شرکت کند. آرش که برخلاف بسیاری از قهرمانان صاف است و به قول معروف رو بازی می کند، با دو قهرمانی جودو جهان و دو عنوان سومی جهان، پرافتخارترین جودوکار تاریخ ایران محسوب می شود و هیچ کس نمی تواند توانایی های ذاتی اش را به نادیده انگارد. او حتی دیرتر از موعد وداع کرد اما هنوز وقت خوبی بود و بسیاری به او گفتند که انتخاب درستی داشته، اما به تحریک و درخواست اهالی جودو، آرش به صحنه بازگشت و همان اتفاقی برایش افتاد، که برای دیگر قهرمانان شاخص رخ داد. او همچون دیگر ملی پوشان در چند میدان ناکام ماند. اما آنچه به چشم می آمد، ناکامی او بود و نه سایر جودوکاهای تیم ملی و در آخر آرش کنار گذاشته شد و جای تعجب نداشت که قهرمان قلبش بگیرد.

اینها همه غرغرها را شنیده اند و همه نگاه سنگین آنهایی که تصور می کردند که باید زودتر میدان را خالی کنند، تجربه کرده اند. اما آیا مردمی که درباره جدیدی، دایی، رضازاده، حیدری، خادم و میراسماعیلی قضاوت می کنند، توان درک احوالات یک قهرمان را دارند. کافی است برای درک آنها در ورزشگاهی که هزاران نفر برای دیدنت نشسته اند، پنجاه سانتیمتر از زمین فاصله بگیری و در مرتفع ترین نقطه سکوی قهرمانی بایستی تا دریابی چرا یک قهرمان حاضر است جانکاه ترین تمرینات را در اردوهای سنگین سپری کند و خود را تا سر حد مرگ در فشار روحی و روانی قرار دهد و طعنه های گزنده مردم را نیز به جان بخرد که یک بار دیگر و فقط یک بار دیگر آن بالا باشد. حال اگر قرار باشد سکو در المپیک مستقر شود، دیگر جان چه ارزشی برای قهرمان دارد؟

قضاوت صحیح درباره دشواری دل کندن قهرمان با پیراهن تیم ملی به همان میزان دشوار است که قضاوت درباره دل کندن عاشق از معشوق برای کسی که عشق را تجربه نکرده. چه کسی انگشت های کج و معوج میراسماعیلی که ده ها بار شکسته یا دست و پای حیدری که بارها شکسته دیده و اصلاً آنهایی که خودشان را در جایگاه قاضی می گذارند، آیا حاضرند چند ده بار انگشت هایشان یا بخش هایی از بدنشان را بشکنند و هر بار پس از شکستنش و بهبود، ماجرا تکرار شود و در آخر جایگاهی که به سختی به دست آورده اند را از دست بدهند؟ اینها مسائلی است که تنها قهرمانی در سطح جدیدی، دایی، رضازاده، حیدری، خادم و میراسماعیلی می توانند درباره اش قضاوت کنند و چه خوب که خودمان را مطلع و آگاه به همه شرایط و جوانب و در مقام قاضی قرار ندهیم و قهرمانانمان را که هنوز نوستالژی طعم طلای جهان زیر دندانهایشان تازگی دارد، گوشه رینگ قضاوت با یک آپرکات محکوم نکنیم.

هرچند بودند اشخاصی که روزگاری تا آخر خط در پی مدال نمی دویدند، اما نباید توقع داشت همه چون او باشند و بتوانند ظاهر دل فریب افتخار به سادگی ودع کنند. «غلامرضا تختی» نماد این تفکر بود؛ تفکری که می گوید قهرمانی همچون تابستان و موعد برداشت محصول فصلی دارد و در انتهای فصل، نمی توان، مقابل برگ ریزان ایستاد و میوه داد. درخت باید بداند برگ ریزانش آمده و پس از آن نیز خزان می رسد و همین تفکرات بی نظیر بود که تختی را تختی کرد؛ تفکراتی که هنوز بخش وسیعی از آن بازخوانی نشده که اگر بازخوانی شود، عمق نگاه پهلوان بیش از اینها برای مردم هویدا خواهد شد. تختی در 14 سال حضور در عرصه قهرمانی همواره اوج نشینی معیار ادامه حضورش در میدان قهرمانی بود و حتی زمانی که محمدرضا پهلوی از او خواست تا از دنیای قهرمانی خداحافظی کند، او که همچنان در اوج بود، نپذیرفت تا شاه مخلوع به شدت از پاسخ تختی برآشوبد.

بر این اساس سندی منتشر می شود که «زنده یاد غلامرضا تختی» در تقویمش در سال 1340 مصادف با 1961 در دفترچه یادداشتش نوشته است. تختی بزرگ در این یادداشت نوشته است: «1- در صورتی که در مسابقات جهانی ژاپن اول نشوم دیگر کشتی نخواهم گرفت. 2- اگر چنانچه اول شوم، تا المپیک توکیو، بعد از سال آینده کشتی خواهم گرفت.» و این سند به خوبی نشان می دهد تختی برخلاف بسیاری از پیشینیان و آیندگانش که قهرمانی جهان را تجربه کرده بودند، حتی برای وقت وداعش از دنیای قهرمانی نیز برنامه داشت و در طمع مدال نمی خواست تا آنجا که ممکن است، خودش را به آب و آتش بزند و در نهایت چهره اش بر اثر اصرار در حضور روی تشک، کشتی نزد دوستدارانش تخریب شود و این هشیاری بالای تختی و همچنین منش پهلوانی اش را نشان می دهد.

تختی در مسابقات قهرمانی جهان یوکوهامای ژاپن که سال 1961 برگزار شد، قهرمان شد و به کشتی گرفتن ادامه داد و در قهرمانی جهان تولدو 1962 با آنکه از 87 کیلوگرم به رده 96 کیلوگرم رفته بود، باز هم نایب قهرمان جهان شد. اما یک سال دوری تختی از کشتی باعث شد، او در المپیک 1964 توکیو که آخرین میدان در نظر گرفته شده تختی برای خودش بود، نتواند سکونشین شود و چهارمین مدال المپیکی اش را به دست آورد و با شکست از احمد آئیک ترک و مساوی با سعید مصطفائف بلغار به مقام چهارم قناعت کرد و آهسته آهسته از میدان کشتی کناره گرفت. تختی عیار خودش را با اصرار بر ماندن در میدان پس از این پایین نیاورد و تلاش نکرد تا المپیک بعد بماند و در طمع یک مدال المپیکی دیگر ادامه دهد. کاش قهرمانان پس از او و قهرمانان این دوران و پس از این نیز مشی تختی را پیش بگیرند و در اوج بمانند.

http://www.ayandenews.com/news/32048/



 
پیشرفته‌ترین محصولات هوایی جهان در نمایشگاه پاریس
ساعت ۱٠:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/۸  

نمایشگاه هوایی دوسالانه پاریس از تاریخچه‌ای غنی برخوردار بوده که به سال 1909 بازمی‌گردد.

مرکز نمایشگاهی فرودگاه «لو بورگه» اخیرا میزبان چهل و نهمین نمایشگاه هوایی بین‌المللی پاریس شده که در آن بیش از دو هزار شرکت‌کننده بین‌المللی، 142 هواپیما و ده‌ها هزار بازدیدکننده گرد هم آمده‌اند.

به گزارش ایسنا، علیرغم ابری و گاه بارانی بودن آسمان فرانسه، این نمایشگاه با اقبال عمومی مردم و شرکت‌های مرتبط روبه‌رو شد که به تماشای نمایش هوایی و گاه زمینی جدیدترین محصولات هوایی دنیا آمده بودند.

نمایشگاه هوایی دوسالانه پاریس از تاریخچه‌ای غنی برخوردار بوده که به سال 1909 بازمی‌گردد. در این نمایشگاه، بازدیدکنندگان شاهد حضور سولار ایمپالس، بوئینگ 787 دریملاینر و همچنین نمایش‌های هوایی از ایرباس A380، داسو رافال و هواپیمای الکتریکی کری کری بودند.

در نمایش‌های زمینی نیز، شرکت دفاعی و فضایی هوانوردی اروپا به ارائه چندین نمونه از هواپیماهای آینده و نوآوری‌هایی در مواد هوافضا و فناوری هواپیماهای بدون سرنشین پرداخت.

این نمایشگاه که از تاریخ 20 ژوئن (30 خرداد) آغاز شده بود، امروز 26 ژوئن (پنجم تیر) به پایان خواهد رسید.

 پیشرفته‌ترین محصولات هوایی جهان در نمایشگاه پاریس

مدل چهارم موتور توربوفون PW4000 پرات اند ویتنی

 

 پیشرفته‌ترین محصولات هوایی جهان در نمایشگاه پاریس

 هواپیمای خورشیدی HB-SIA سولار ایمپالس
 

پیشرفته‌ترین محصولات هوایی جهان در نمایشگاه پاریس

 VBL OPEX پنهارد
 

پیشرفته‌ترین محصولات هوایی جهان در نمایشگاه پاریس

 هواپیمای بدون سرنشین یاهبون (Yahbon)
  پیشرفته‌ترین محصولات هوایی جهان در نمایشگاه پاریس
 هواپیمای حمل و نقل نظامی C-27J اسپارتان
  پیشرفته‌ترین محصولات هوایی جهان در نمایشگاه پاریس
یوروفایتر تایفون
 پیشرفته‌ترین محصولات هوایی جهان در نمایشگاه پاریس

 داسو رافال

پیشرفته‌ترین محصولات هوایی جهان در نمایشگاه پاریس

صنلی پرتاب MK IT 16D‌ آلنیا

پیشرفته‌ترین محصولات هوایی جهان در نمایشگاه پاریس

مرکز نمایشی فرودگاه لو بورگه پاریس

پیشرفته‌ترین محصولات هوایی جهان در نمایشگاه پاریس

ساره پاویون سازمان فضایی اروپا

پیشرفته‌ترین محصولات هوایی جهان در نمایشگاه پاریس

جنگنده فالکون اف 16

پیشرفته‌ترین محصولات هوایی جهان در نمایشگاه پاریس

هلیکوپتر شنوک سی‌اچ 47 اف بوئینگ

پیشرفته‌ترین محصولات هوایی جهان در نمایشگاه پاریس

هواپیمای دریم‌لاینر 787 بوئینگ

پیشرفته‌ترین محصولات هوایی جهان در نمایشگاه پاریس

ایرباس آ380

 پیشرفته‌ترین محصولات هوایی جهان در نمایشگاه پاریس

 یوروکوپتر ای‌سی45 تی2

 

 پیشرفته‌ترین محصولات هوایی جهان در نمایشگاه پاریس

 

یوروکوپتر ایکس 3

 پیشرفته‌ترین محصولات هوایی جهان در نمایشگاه پاریس

 سکوی هواپیمای بدون سرنشین دی‌دالاس 

 پیشرفته‌ترین محصولات هوایی جهان در نمایشگاه پاریس

 طرح ساختگی هواپیمای بدون سرنشین داسو

پیشرفته‌ترین محصولات هوایی جهان در نمایشگاه پاریس 

موتور جت سافاران SaM146

پیشرفته‌ترین محصولات هوایی جهان در نمایشگاه پاریس

کاوشگر ماه گروه صنعتی دیوار بزرگ چین

پیشرفته‌ترین محصولات هوایی جهان در نمایشگاه پاریس

خودروی بدون سرنشین جئوکوپتر

پیشرفته‌ترین محصولات هوایی جهان در نمایشگاه پاریس

ایرباس آ400ام

پیشرفته‌ترین محصولات هوایی جهان در نمایشگاه پاریس

هواپیمای بدون سرنشین جنگی با سیستم سلاح تاخیری مقاوم IAI Harop

پیشرفته‌ترین محصولات هوایی جهان در نمایشگاه پاریس

سکوی الکتریکی مشاهده محدود IAI ETOP

پیشرفته‌ترین محصولات هوایی جهان در نمایشگاه پاریس

مدل ساکن ایرباس آ350 X-WB

پیشرفته‌ترین محصولات هوایی جهان در نمایشگاه پاریس

تصویری از داخل بدنه هواپیمای سوپرگلکسی سی5ام لاک‌هیدمارتین

پیشرفته‌ترین محصولات هوایی جهان در نمایشگاه پاریس

 

پیشرفته‌ترین محصولات هوایی جهان در نمایشگاه پاریس

نمونه کوچک هواپیمای جاسوسی بدون سرنشین گروه تایلز

http://www.ayandenews.com/news/31536/


 
اولین قلم دکتر شریعتی در نشریات
ساعت ۱٠:٢۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٢٩  

خبرآنلاین سندی از نخستین فعالیت های مطبوعاتی در دوران دانشجویی منتشر کرد و نوشت:

ایران آزاد، ارگان سازمان‌های اروپایی جبهه ملی ایران، که دکتر علی شریعتی در دوران دانشجویی خود با نام مستعار "شمع" در آن مطلب می‌نوشت.

شریعتی

http://www.ayandenews.com/news/30990/

 



 
پس از گذشت 9 ماه از شناسایی ویروس استاکس‌نت، جزئیات بیشتری در خصوص عملکرد این وی
ساعت ۱٠:۱٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٢٩  

پس از گذشت 9 ماه از شناسایی ویروس استاکس‌نت، جزئیات بیشتری در خصوص عملکرد این ویروس مشخص شد.

به گزارش مشرق، فیلم "استاکس‌نت، آناتومی یک ویروس کامپیوتری"به بررسی چگونگی کشف، عملکرد و توانایی‌های این ویروس پرداخته است. اکنون این ویروس به صورت یک منبع آشکار در اینترنت و در اختیار عموم قرار گرفته است و هرکسی که بخواهد می‌تواند از آن استفاده کند. این فیلم این ویروس را تهدیدی برای اقتصاد جهانی اعلام کرده و بیان می‌دارد حال این نگرانی وجود دارد که چه کسی در آینده با بازسازی این ویروس از آن استفاده خواهد کرد.

این ویروس که توسط آمریکا و اسرائیل طراحی شده بود؛ برای اولین بار علیه تاسیسات هسته ای ایران به کارگرفته شد و به ادعای غربی ها تا حدودی توانست به سازوکارهای هسته ای ایران آسیب وارد کند و یک حمله و جنگ سایبری آمریکا و اسرائیل علیه ایران را به ثبت برساند.

متن ترجمه‌شده آن در زیر آورده شده است:

در ماه ژانویه سال گذشته،‌ یک ویروس رایانه‌ای به نام استاکس‌نت کشف شد که در بانک داده‌های نیروگاه‌های برق، سامانه‌های کنترل ترافیک، و کارخانه‌های مختلف جهان کمین کرده بود. این ویروس که 20 برابر بیشتر از کدهای ویروسی دیگر پیچیده است، از امکانات مختلفی برخوردار است. از آن جمله این که استاکس‌نت توانایی افزایش فشار داخل نیروگاه‌های هسته‌ای یا خاموش کردن لوله‌های نفتی را داشت و می‌توانست به اپراتورهای سامانه بگوید که همه چیز عادی است.

برخلاف اکثر ویروس‌ها، استاکس‌نت از اجازه امنیتی جعلی معمولی که به ویروس‌ها کمک می‌کند تا در درون سامانه‌ها پنهان شوند استفاده نمی‌کند. این ویروس در واقع دارای یک اجازه‌نامه واقعی است که از یکی از معروف‌ترین شرکت‌های فناوری در جهان سرقت شده است.

این ویروس از روزنه‌های امنیتی بهره می‌برد که تولیدکنندگان سامانه از آن بی‌اطلاع می‌باشند. این روزنه به «روزهای صفر»‌ معروف هستند و موفق‌ترین ویروس‌ها از آنها بهره می‌برند. جزئیات یک «روز صفر» را می‌توان در بازار سیاه به قیمت 100،000 دلار بدست آورد. استاکس‌نت از 20 عدد از این روزهای صفر بهره می‌جوید.

اما وقتی که این ویروس وارد یک سامانه می‌شود، دست به فعالیت نمی‌زند. در اعماق کد استاکس‌نت، یک هدف خاص قرار داشت، که بدون وجود آن هدف، این ویروس بدون فعالیت باقی می‌ماند. این ویروس به دنبال از کار انداختن چه چیزی بود؟ سانتری‌فیوژهایی که مواد هسته‌ای را در تأسیسات غنی‌سازی ایران قرار می‌دهند. استاکس‌نت نخستین اسلحه‌ای بود که کاملاً به وسیله کد ساخته شده است.

موسسه آمریکایی علوم و امنیت بین‌الملل می‌گوید که این ویروس در سال گذشته می‌توانست 1000 سانتری‌فیوژ را در نطنز، تأسیسات اصلی غنی‌سازی ایران، از کار بیندازد.

در ماه نوامبر، آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، دیدبان هسته‌ای سازمان ملل، گفت که ایران فعالیت‌های خود در تأسیسات هسته‌ای‌اش را به حالت تعلیق درآورده است، بدون اینکه توضیح دهد چرا. بسیاری از ناظران، وجود استاکس‌نت را تایید کردند.

دولت ایران سرایت ویروس به تأسیسات هسته‌ای بوشهر، که هنوز در دست احداث بود، را تصدیق کردند. این بدین معنا است که به فعالیت انداختن نیروگاه می‌توانست منجر به قطع برق در سراسر کشور شود.

ایران در واکنش به این حمله، دست به فراخوان عمومی هکرها زد و از آنها خواست تا به سپاه پاسداران ایران بپیوندند، که بنا به گزارشات دارای دومین ارتش آنلاین جهان است.

خوب، پس چه کسی پشت استاکس‌نت قرار داشت؟ برخی معتقدند که اسرائیل مسئول آن است، چرا که کدهای ویروس شامل مرجع‌های کتاب مقدس یهودیان، انجیل، است. برخی دیگر معتقدند که آمریکا در آزمایش و توسعه آن نقش داشته است. انگشت‌ها حتی به سمت زیمنس،‌ شرکت سازنده تلفن همراه نیز، گرفته شده است، که نرم‌افزار آن مورد استفاده رژیم ایران قرار گرفته است.

سوال اصلی این نیست که چه کسی آن را طراحی کرده است؟ بلکه، چه کسی آن را بازسازی خواهد کرد؟

سیر تکاملی آن بسیار سریع بوده است، به طوری که تنها 9 ماه پس از کشف نخستین ویروسی که می‌تواند نیروگاه‌های برق را از کار انداخته یا لوله‌های نفتی را نابود سازد، به صورت آنلاین در دسترس عموم می‌باشد تا هر که می‌خواهد آن را دانلود و سرهم کند. می‌توانید اشخاصی را در یوتیوب ببینید که اجزای استاکس‌نت را از هم جدا می‌کنند. این ویروس یک سلاح منبع آشکار است. و راهی وجود ندارد که بدانیم چه کسی از آن استفاده خواهد کرد، یا اینکه در چه راستایی از آن استفاده خواهد شد؟

http://www.ayandenews.com/news/31004/



 
شریعتی و ملتی که شیعه علی نمی دانست
ساعت ۱٠:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٢٩  

آینده؛ زنده یاد دکتر علی شریعتی پیرامون شخصیت عظیم حضرت علی (ع) می نویسد:

سخن گفتن درباره علی (ع) بی‌نهایت دشوار است، زیرا به عقیده من، علی (ع) یک قهرمان یا یک شخصیت تاریخی تنها نیست. هر کس درباره علی (ع) از ابعاد و جهات مختلف بررسی کند، خود را نه تنها در برابر یک فرد، یک فرد برجسته انسانی در تاریخ می‌بیند، بلکه خود را در برابر معجزه‌ای و حتا در برابر یک مساله علمی، یک معمای علمی «‌این خلقت» احساس می‌کند. بنابراین درباره علی (ع) سخن گفتن برخلاف آنچه که در وهله اول به ذهن می‌آید، درباره یک شخصیت بزرگ سخن گفتن نیست، بلکه درباره معجزه‌ای است که به نام انسان و به صورت انسان در تاریخ متجلی شده است.

علی (ع) یکی از شخصیت‌های بزرگی است که به نظر من بزرگترین شخصیت انسانی است (پیغمبر (ص) را باید جدا کرد که رسالت خاصی دارد) که از همه وقت، امروز ناشناخته می‌بود، بدشناخته‌تر است که کیست، محققین او را برای اولین بار می‌شناختند.

گاه علی (ع) را که توی این جنگ‌ها یک قهرمان شمشیرزن است، توی شهر یک سیاستمدار پرتلاش حساس است و توی زندگی یک پدر و یک همسر بسیار مهربان و بسیار دقیق است و یک انسان زندگی است و در همه ابعادش می‌بینیم، تاریخ می‌گوید، تنها در نیمه‌ شب‌ها، توی نخلستانهای اطراف مدینه می‌رفته و نگاه می‌کرده که کسی نبیند و نشوند و بعد سر در حلقوم چاه فرو می‌برده و می‌نالیده! هرگز، من نمی‌توانم قبول کنم که رنج‌های مدینه و رنج‌های عرب و جامعه عرب و حق جامعه اسلامی و حتا یارانش، این روحی را که از همه این آفرینش بزرگ‌تر است وادار به چنین نالیدنی بکند، هرگز!

درد علی (ع) خیلی بزرگ‌تر است و آن درد خیلی باید درد نیرومندی باشد، که این روح را این اندازه بی‌تاب بکند! مسلما این همان درد انسانی است که خود را در این عالم زندانی می‌بیند، انسانی است که خود را بیشتر از این عالم می‌بیند و احساس خفقان در این عالم می‌کند.




تصویر قدیمی: شکاف کعبه، محل ورود فاطمه بنت اسد(س) به کعبه

رکن حجرالاسود، رکن عراقی، رکن شامی و رکن یمانی و آن دیوار پشت کعبه - دیوار مخالف دیوار ملتزم - به آن می گویند مستجار؛ همین گوشه است که دیوار کعبه شکافته شد و "ادخلی یا فاطمه!" به بنت اسد رسید...فاطمه تو حامل بزرگمردی هستی که تمام افلاکیان او را می شناسند، تمام این ملایک با او آشنای اند. نور او و نور محمد(صلی الله علیه و آله و سلم) یکی است. او شایسته خلیفه اللهی من است. فاطمه وارد شد و دیوار بسته شد...


مسلما هر کسی که انسان‌تر است، پیش از آنچه هست در خود نیاز احساس می‌کند، انسان است، این است که می‌بینیم علی (ع) قهرمان متعالی سخن گفتن و زیبا سخن گفتن و پاک سخن گفتن است، نمونه اعلا و متعالی شهامت و گستاخی در جنگ است، نمونه عالی پاکی روح در حد اساطیر و تخیل فرضی انسان در طول تاریخ است، نمونه اعلای محبت و رقت و لطافت روح است، نمونه عالی دوست داشتن در حد نمونه‌های اساطیری است، نمونه عالی عدل خشک دقیقی است که حتا برای مرد خوبی مانند عقیل ـ برادرش - قابل تحمل نیست، نمونه اعلای تحمل است در جایی که تحمل نکردن، خیانت است و نمونه اعلای همه زیبایی‌هایی است و همه فضایلی است که انسان همواره نیازمندش بوده و ندانسته.

علی (ع) نه تنها امام است، در طول تاریخ هیچ شخصیتی با این امتیاز را نداشته که یک خانواده امام (ع) است، یعنی خانواده اساطیری است، خانواده‌ای که پدر علی (ع) است، مادر زهرا (س) است، پسر آن خانواده حسین (ع) [و حسن (ع)] است و دختر آن خانواده زینب (س) است.

چهرهایی که می‌خواهم، در قرن بیستم، به عنوان سمبل و تجسم یک ایدئولوژی مطرح و عنوا کنم، دارای این خصوصیات است. البته این کامل‌ترین خصوصیاتش نیست، اما اساسی‌ترین آنهاست

 

علی (ع) نخستین نسل در انقلاب اسلامی، علی (ع) در خانه پسرعمو، رابطه متقابل پیغمبر (ص) و علی (ع)، علی (ع) مظهر جهاد و رهبری جنگ، علی (ع)، ‌مرد سیاست و مسؤولیت اجتماعی، علی (ع) مرد کار یدی، کشاورزی و تولید، علی (ع) ‌مظهر نثر و شعر علی (ع) بهترین سخنور و سخنگو، علی (ع) ‌فیلسوف، علی (ع) مظهر بینش‌ها و ابعاد متضاد، علی (ع) ‌زهد انقلابی و عبادت، ‌تکیه بر عدالت، علی (ع) تساوی در مصرف، علی (ع) امام و مظهر حقیقت‌ها و ارزش‌ها، علی (ع) نفی مصلحت به خاطر حقیقت، نفی شخصیت، علی (ع) انسان‌دوستی.

درد علی (ع) دو گونه است: یک درد، دردی است که از زخم شمشیر ابن ‌ملجم در فرق سرش احساس می‌کند و درد دیگر دردی است که او را تنها در نیمه‌های شب خاموش به دل نخلستانهای اطراف مدینه کشانده ... و به ناله درآورده است ... ما تنها بر دردی می‌گرییم که از شمشیر ابن ‌ملجم در قرق سرش احساس می‌کند. اما این درد علی (ع) نیست، دردی که چنان روح بزرگی را به ناله درآورده است، «تنهایی» است که ما آن را نمی‌شناسیم!

باید این درد را بشناسیم، ‌نه آن درد را که علی (ع) درد شمشیر را احساس نمی‌کند و ... ما درد علی (ع) را احساس نمی‌کنیم.

ما ملتی که افتخار بزرگ انتصاب به علی (ع) و مکتب علی (ع) را داریم و این بزرگترین افتخار تاریخی است که می‌تواند بدان بنازد و بالاخره بزرگترین سرمایه، امیدی است که می‌تواند به وسیله آن نجات پیدا کرده، ‌به آگاهی، بیداری، حرکت و رهایی برسد، اما در عین حال می‌بینیم که با داشتن علی (ع) و با داشتن «عشق به علی» هم نرسیده‌ایم!

در صورتی که «شیعه علی (ع) بودن» از «چون علی (ع) عمل کردن» شروع می‌شود و این مرحله‌ای است پس از شناخت و پس از عشق.

بنابراین ما یک ملت «دوستدار علی (ع) » ‌هستیم، اما نه «شیعه علی (ع) »‌! چراکه شیعه علی (ع) همچنان که گفتم علی (ع) ‌وار بودن، علی (ع) ‌وار اندیشیدن، علی (ع) ‌وار احساس کردن در برابر جامعه، ‌علی (ع) وار مسؤولیت احساس کردن و انجام دادن و در برابر خدا و خلق، ‌علی (ع) ‌وار زیستن، علی (ع) ‌وار پرستیدن و علی (ع) ‌وار خدمت کردن است.

 

پرسش:

آیا ناد علی(ع) از معصومین علیهم السلام است؟

پاسخ:

در بعضی از متون روایی شیعه این ذکر (نادعلیاً مظهر العجائب) آمده است مثلاً در بحارالأنوار جلد 20 نقل می کند که بعد از آن که جبرئیل نازل شد و جمله معروف (لا فتی الا علی و لا سیف الا ذوالفقار) را آورد. این جمله از رسول خدا(ص) شنیده شد که می فرمود: (ناد علیاً مظهر العجائب تجده عوناً لک فی النوائب کل غم و هم سینجلی بولایتک یا علی یا علی یا علی).


سرود بسیار زیبای "ناد علیاً مظهر العجائب" به زبان عربی در وصف مولای متقیان حضرت علی ابن ابیطالب (ع) . «ناد علیا مظهر العجائب / تجده عونا لک فی النوائب / یا علی إسمک بالقلب منرسم / سبحان رب الصاغ لک ها الإسم / یا منبع الجود وکنوز العلم / ثغر المودة بمولدک مبتسم / آخر ودنیا بمنهجک نلتزم ... علی علی علی علی یا علی...» را بشنوید و دعایمان کنیم اگر نتوانستیم شیعه واقعی اش باشیم، حداقل محب او و فرزندانش که آخرین شان همچنان برای برداشتن گام آخر دین پدرانش در غیبت کبری به سر می برد، باشیم. التماس دعا.

 

http://www.ayandenews.com/news/30805/

 



 
نوای حاج قربان که لیبراسیون شناختش!
ساعت ٥:۱٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٢۳  

آینده؛ از مرحوم حاج قربان پیش از این گفته ایم و مستندی نیز در این رابطه منتشر کردیم.

در صفحه اول نشریه لیبراسیون شماره ۳۱۶۹ به تاریخ 31 / 7 / 1991 که آینده تصویرش را منتشر می کند، درسایه عکس بزرگ استاد حاج قربان سلیمانی ذکر نمودند: اصالت بارز و توان بالای نوازندگی دوتار و قدرت عالی ایشان در ارایه آوازهایی به زبان های فارسی، ترکی و کردی علاقمندان موسیقی را چنان تحت تاثیر قرارداد که با ابراز احساسات ممتد، آنان را وادار ساختندکه برنامه خودرا تکرارکنند و درپایان تماشاگران بسیاری حتی آنان که بازبان فارسی هم آشنایی نداشتند، حاج قربان را درآغوش کشیدند و بسیاری از موسیقی شناسان، مدیران، دست اندرکاران فستیوال های جهانی، خبرنگاران و گزارشگران مطبوعاتی وهمچنین رادیو و تلویزیون های کشورهای مختلف برای دیدار و گفتگو بااین هنرمند زبردست وناشناخته به دفترفستیوال و هتل محل اقامتش مراجعه می نمودند تا عکس و گزارش تهیه کنند. از جمله (پیترزسلرز)مدیر فستیوال لوس آنجلس اعلام کرد که سعی می‏کنم تا برای سال ۱۹۹۳ استادسلیمانی را به جشنواره دعوت نمایند.

این استاد صاحب نام به عنوان پدیده و ستاره "آوینیون" فرانسه معرفی شد. و خود در مورد برنامه آوینیون می گفت :«آن روز ساز به من می گفت: تو در زمین بزن و من از آسمان.»

 

 

http://www.ayandenews.com/news/30419/



 
ادعای خسارت عراقی ها از ایران!
ساعت ٤:٥٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٢۳  

وقتی دریافت خسارات جنگ تحمیلی از عراق معوق مانده ، وقتی بیشترین کمک به بازسازی عراق از سوی ایران صورت گرفته و ... ؛ لابد دریافت خسارت حق عراقی هاست که حالا از ما خسارت هم می خواهند! / راستی چرا هنوز از پیگیری دولت ایران درباره دریافت خسارت حداقل هزار میلیاردی از جنگ تحمیلی عراق علیه ایران خبری نیست؟

 

شبکه خبری الشرقیه اعلام کرد: عراق در برابر سرازیر شدن آبهای سطحی ایران به خاک این کشور ادعای خسارت خواهد کرد.

به گزارش اعتدال؛ این شبکه عراقی در بخش اخبار کوتاه خود اعلام کرد: نماینده عراق در سازمان فائو اعلام کرده است که آبهای مازاد کشاورزی سرایز شده از ایران به خاک عراق، به این کشور آسیب و زیان زیادی وارد کرده است و بغداد در این رابطه ادعای خسارت خواهد کرد.

گفتنی است که پیش از این عضو فراکسیون اتحاد اسلامی کردستان در پارلمان عراق در اظهاراتی عجیب مدعی شد حکومت عراق بابت خسارت جنگ ۸ ساله‌، هیچ تعهدی نسبت به‌ ایران ندارد.

“سامى اتروشى” عضو کمسیون اقتصادی پارلمان عراق در گفتگو با سایت رسمی حزب اتحاد اسلامی کردستان گفت: عراق به‌ هیچ وجه‌ خسارات ایران را پرداخت نخواهد کرد زیرا هیچ تعهدی نسبت به‌ آن ندراد و تنها خسارت کشور کویت را پرداخت خواهد کرد.

اتروشی در مقابل بر ضرورت پرداخت خسارت های دیگر کشورها از سوی عراق تاکید کرد و گفت: عراق آماده‌ پرداخت خسارت کشور کویت است و نسبت به‌ آن تعهد داده‌ است.


اظهارنظر های مسوولین عراقی این پیام را با خود به همراه دارد که سهل انگاری مقامات مسئول کشورمان در پیگیری موضوع دریافت غرامت جنگ تحمیلی از عراق، سبب خواهد شد تا در آینده نه تنها چنین موضوعی محقق نشود بلکه طرف عراقی ژست طلبکاری نیز به خود بگیرد.

گفتنی است پیش از این نمایندگان دیگری از پارلمان عراق مانند محمود عثمان، اظهارنظرهای مشابهی داشته اند اما علی رغم تذکر متعدد رسانه ها ، دولت تاکنون اقدام ملموسی در خصوص گرفتن غرامت جنگ تحمیلی از عراق نکرده است.

راستی چرا هنوز از پیگیری دولت ایران درباره دریافت خسارت حداقل هزار میلیاردی از جنگ تحمیلی عراق علیه ایران خبری نیست که هر از چند گاهی شاهد اینگونه اظهارات عراقیها باشیم؟

 

آمار کلی شهدای جنگ تحمیلی

آمار کلی شهدای جنگ تحمیلی تعداد ۲۱۳۲۵۵ نفر بوده که شامل۱۵۵۰۸۱نفر در درگیری مستقیم با دشمن ، ۱۶۱۵۴نفر در حملات دشمن به شهرها  ، ۱۱۸۱۴نفر درحوادث متفرقه و سایر موارد ۹۸۸۹ نفر بوده است از این آمار تعداد ۱۵۵۲۵۹ نفر مجرد ، تعداد ۵۵۹۹۶ نفر متأهل ، تعداد ۷۰۵۴ نفر ۱۴ ساله و کمتر ، تعداد ۶۵۵۷۵ نفر بین ۱۵ تا ۱۹ ساله  ، تعداد ۸۷۱۰۶ نفر بین ۲۰ تا ۲۳ ساله  ، تعداد ۲۲۷۰۳ نفر بین ۲۴ تا ۲۹ ساله  ، تعداد ۳۰۸۱۷ نفر ۳۰ ساله و بالاتر بوده است

 

ردیف  نوع شغل   تعداد
1 سپاه پاسداران انقلاب اسلامی کادر 23199
    سرباز 16738
2 ارتش جمهوری اسلامی کادر 9089
    سرباز 36965
3 نیروی انتظامی جمهوری اسلامی کادر 2926
    سرباز 5672
4 شغل آزاد   31674
5 دانش آموز   32275
6 دانشجو   2608
7 روحانی   2742
8 بیکار   6128
9 دولتی   26293
10 بسیج ویژه   2329
11 خانه دار   3136
12 کودک   2906
13 غیر ایرانی   4565
جمع کل     213255
 
http://www.ayandenews.com/news/30582/


 
واردات از چین، از موی انسان تا سنگ‌ پا!
ساعت ٧:۳٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/۱٠  

امروزه چین توانسته است بازارهای دنیا را با کالاهای تولید خود تسخیر کند که در این میان ایران نیز جدا از این مقوله نیست و همانند سایر کشورها مقصد کالاهای چین شده است.

به گزارش برنا، امروزه بر اساس نظر تمامی کارشناسان، چین در حال قبضه کردن بازار کشورهای مختلف چه اروپایی، آمریکایی و آسیایی است و با توجه به نیروی کار ارزان، تولید انبوه کالا و استفاده ازتکنولوِِژی، تبدیل به مرکز تولید کالا در دنیا شده و اکثریت کشورها میزبان این کالاها شده اند و قادر به رقابت با آن‌ها نیستند.

در این میان ایران نیز جدا از این مقوله نیست و همانند سایر کشورها مقصد کالاهای صادراتی از چین شده است.

با نگاهی به روابط اقتصادی ایران و چین متوجه می شویم روابط دو کشور به طور کلی به دو بخش قبل از انقلاب و پس از انقلاب تقسیم می‌شود. قبل از انقلاب، با توجه به اینکه ایران بیشتر از منظر اقتصادی وابسته و در ارتباط با غرب بود و مراودات زیادی هم با کشورهای اروپایی و آمریکا داشت؛ و روابط با چین بسیار پایین و در حد 100 تا 150 میلیون دلار بود، اما پس از انقلاب، به‌خاطر برخی مسایل سیاسی حاکم بر جهان همکاری و رابطه دو کشور بیش از پیش توسعه یافت به طوری که در سال 2011حجم مبادلات تجاری دو کشور به رقم 30 میلیارد دلار رسیده و در این میان کالاهای چینی نقش زیادی ایفا می کنند و امروزه با گذر از خیابان و بازار شاهد حضور انواع و اقسام کالاهای چینی از گوشی تلفن همراه گرفته تا کیف و کفش، کارد، وسایل آشپزخانه، پوشاک، مداد و پاک کن، دفتر مشق دانش آموزان، انواع محصولات کشاورزی و صنعتی ... هستیم و به نوعی کالاهای چینی سرتا پای ما را فرا گرفته و موجب گلایه‌های فراوان تولید کنندگان داخلی شده است، اما علی رغم اینکه چین اولین کشور هدف صادراتی ما محسوب شده و بیشترین صادرات ایران به این کشور صورت می گیرد اما باز هم تراز تجاری ما با این کشور منفی است، اما سوالی که ذهن همه را به خود مشغول می کند این است که چگونه کالاهای چینی بازار ایران را به تسخیر خود در آورده و تولیدکنندگان کشور را با مشکل مواجه کرده اند.


دلایل هجوم کالاهای چینی به بازار ایران

"مجید رضا حریری " نایب رییس اتاق ایران و چین در گفت‌و‌گو با برنا با بیان اینکه موافق این موضوع نیستم و کالاهای چینی بازار ایران را تسخیر نکرده اند، اظهار داشت: چین اولین کشور صادر کننده به ایران نیست، اما در مقابل بیشترین صادرات ایران مربوط به کشور چین است.

وی با اشاره به آمار 3ماهه اول 2011 تجارت ایران و چین، گفت: در این مدت نسبت مبادله تجاری 2 کشور 30 به 70 بوده، بدین معنی که 30 درصد واردات صورت گرفته، اما در مقابل 70 درصد صادرات به چین انجام شده است.

حریری خاطر نشان کرد: به دلیل اینکه مراودات تجاری ما با بسیاری از کشورها قطع یا محدود شده، بنابراین باید به دنبال جایگزین برای تامین نیازهای خود باشیم.

در همین رابطه "سید حمید حسینی" عضو اتاق تهران نیز به برنا، گفت: هجوم کالاهای چینی مختص به ایران نیست و این کشور به خاطر دست‌کاری در نرخ ارز، تولید در مقیاس وسیع، دستمزد پایین کارگر و استفاده از تکنولوژی روز تبدیل به کارخانه تولید در دنیا شده و به دلیل داشتن قیمت پایین کالاهای آن، می تواند در دنیا رقابت کند و با هیچ تکنیک بازار یابی هم نمی توان با آن‌ها مقابله کرد و با توجه به اینکه نتوانستیم بازار را از نظر قاچاق و سایر موارد کنترل کنیم مسلم است که بازار را تسخیر می کنند.

اما با تمام مواردی که ذکر شد این سوال مطرح می شود که آیا در تولید کالاهای مانند کفش و پوشاک که در کشور مزیت داریم و یا در کالاهایی مانند کارد آشپزخانه، سوزن دوزندگی و پاک کن نیز نیاز به واردات وجود دارد.

"حریری" که عضو اتاق تهران نیز هست در این‌باره معتقد است: تا کالایی مود نیاز بازار نباشد و مشتری نداشته باشد هیچ تاجری اقدام به واردات آن نمی کند.

وی ادامه داد: به عنوان نمونه عمده بازار مصرف کفش کشور از تولیدات داخلی است اما نمونه چینی نیز به خاطر اینکه انبوه تولید می شود و قیمت آن ارزان است در بازار وجود دارد.

"حمید حسینی" نیز معتقد است، برای حفظ تولیداتی که در کشور مزیت داریم باید از طرف دولت حمایت شوند.

وی، که عضو هیات مدیره اتحادیه تولید و صادرا ت پوشاک نیز است، از پوشاک به‌ عنوان یکی از کالاهای دارای مزیت در کشور نام می برد و می گوید: بازار پوشاک متعلق به تولید کنندگان داخلی است و دولت باید با ایجاد تقاضا برای تولید داخل از این صنعت حمایت کند، کاری که چین آن را انجام داده و متاسفانه ما انجام نداده ایم.

کالاهای چینی بی کیفیت!

اما اگر از تمام این موارد بگذریم، یکی از ایراداتی که به کالای چینی وارد می شود؛ بی کیفیت بودن این کالاها است که بسیاری از مردم و رسانه‌‌ها آن را بیان می کنند و گفته می شود تجار ایرانی آنان را وارد می کنند، اما به راستی آیا تمام کالاهای چینی بی کیفیت هستند؟

" حمید حسینی" در پاسخ به این سوال می گوید: چینی ها در ابتدا برای اینکه بتوانند بازار را به دست بگیرند کمیت را افزایش می دهند و رقبا را از صحنه خارج می کنند و پس از آن به مرور زمان بر کیفیت کالاهای خود می افزایند، سیاستی که ژاپنی‌ها در گذشته آن را دنبال می کردند.

اما  عضو دیگر اتاق بازرگانی تهران نظری مخالف در این زمینه دارد، حریری تاکید می کند: همه کالاهای چینی بی کیفیت نیستند، اما معتقدم در بازار کشور؛ کالاهای بی کیفیت چه از چین و یا سایر کشورها نیز وجود دارد.

وی ادامه داد: کالاهای که از مبادی قانونی وارد می شوند، مشمول استاندارهای رایج هستند و اگر کالای بی کیفیت از این مبادی وارد شود باید مراجع ذیربط آن پاسخگو باشند، اما اگر از مبادی قاچاق وارد می شود موضوع متفاوت خواهد بود.

دامپینگ دلیل ارزانی کالاهای چینی!

اما دراین بین سوالی که ذهن مصرف کنندگان را به خود مشغول می کند قیمت کالاهای چینی است که در مقابل تولیدات داخلی با قیمت پایین تر به فروش می رسند، سوالی که البته برخی کارشناسان آن را مربوط به نیروی کار ارزان می دانند و عده ای نیز اعتقاد بر استفاده از دامپینگ توسط کشورچین دارند تا از این طریق رقبا از بازار حذف کنند.

امری که نایب رییس اتاق ایران و چین هیچ اعتقادی به آن ندارد، حریری دراین باره می گوید: به دلیل اینکه چین عضو WTO است، نمی تواند این کار را انجام دهد و کلیه قوانین ضد دامپینگ بر آن حاکم است.

اما عضو هیات رییسه اتاق تهران نظری مخالف درباره دامپینگ از سوی چینی ها دارد، حسینی معتقد است بدون شک دولت چین بر روی نرخ ارز خود دامپینگ انجام می دهد وهمه کشورهای دنیا به این جمع بندی رسیده اند.

وی افزود: چگونه ممکن است قیمت کالاهای تمام شده ارزان‌تر از قیمت مواد اولیه باشد.

"حمید صافدل" معاون وزیر بازرگانی نیز در پاسخ به اینکه آیا کالاهای چینی از دامپینگ برای ورود به کشور استفاده می کنند، گفت: دامپینگ در سطح تمام کشورها می تواند مطرح باشد و در حال حاضر نیز بیشترین ادعای که در مورد دامپینگ وجود دارد علیه کالاهای چینی است البته ما نیز تنظیم مواد و مقررات ضد دامپینگ را نهایی کردیم ، اما این موضوع فقط در مورد کالاهایی که از مبادی رسمی وارد می شوند صدق می کند و کالایی که به صورت قاچاق وارد می شوند جزو این مقوله قرار نمی گیرد.

با تمامی این تفاسیر آیا در کشوری با این عظمت و داشتن منابع عظیم انسانی و طبیعی قادر به تولید کالاهایی مانند سوزن دوزندگی، شیلنگ،کارد، جارو،  واکس کفش، سنگ پا،کفش، پاک کن، دفتر مشق،سنگ مرمر و سس گوجه فرنگی نیستیم و باید تمام این کالاها از چین وارد شود.
 
این در حالیست که به عنوان نمونه ایران از نظر ذخایر و تولید سنگ مرمر یکی از کشورهای مطرح دنیاست و می توان با مدیریت آن هم نیاز داخل را برطرف کرد و هم صادرات داشت.

برخی از کالاهای چینی که بر اساس آمار رسمی گمرک در سال 89 به کشور وارد شده‌اند را می توانید در زیر ببینید:

نوع

وزنKG

ارزش دلار

سنگ مرمر، گوانت

920077

357301

سنگ کف و دیوار

1124482

1960397

آیینه ماشین قاب شده

1512287

1174375

سیم خاردار

448886

292205

میخ، میخ سرپهن پونز

870707

719092

سوزن دو زندگی، رفوگری

35832

47403

ظرفشویی و روشویی

709327

1965927

تیغه برای کارد و چاقو

82134

145333

دسته کارد و چاقو

7570

21433

مداد تراش و تیغه آن

829600

1189444

لوله از فلز معمولی

5024795

6426454

قفسه بایگانی

561555

748206

گیره نامه، گوشه گیرنامه

827809

1203777

چوب ماهیگیری

65790

393796

قلاب ماهیگیری

2227

3779

استخوان، کاسه لاک پشت انواع شاخ

22171

18703

دگمه قابلمه، دگمه فشاری

38099

80519

زیپ یا دندانه از فلزات معمولی

10537

25783

مهرهای تاریخ زنی

27997

144529

جارو

33831

55200

چراغ رومیزی و کنار تخت

619731

786074

کارد سرمیز با تیغه ثابت

267088

666676

بیل، بیلچه

1886296

1440708

موی انسان

5411

11043

روتختی

155259

327081

لوله و شلینگ از کائوچو و کلا نیزه سخت نشده بدون لوازم و ملحقات

383226

830325

واکس کفش

16177

39328

سنگ پا

14874

21815

خاک رس نسوز

378140

88970

کچاپ گوچه فرنگی و سایر سس های گوجه فرنگی

8399

13038

هلو شلیل، شفتالو

458550

218696

مرکبات

5232393

3946864

بادام زمینی

189600

225555

انواع میوه و پوست میوه

1627199

700427

لوبیا

104389

27885

زردچوبه

184000

151127

دارچین بسته بندی

29550

23553

فلفل خرد نشده

100

311

گلابی تازه

4642686

3335312

کریپ فروت

33847

37017

پرتغال

1233000

637364

موز

1110782

700671

باقلا از نوع major

33000

20953

عدس

388400

189739

سیر

713170

1055793

نخود فرنگی

48000

25364

تخم پرندگان

24000

106572

میگو

346

1135

حلزون

8198

4625

روغن موتور

31352

37399

روغن صنعتی

3873

26117

عسل مصنوعی، کارامل و سایر قندها

2485380

1417592

کیف وجعبه کمک اولیه

19382

124188

کود حیوانی یا نباتی

808150

549257

نخ دندان

1875

7442

انواع شمع

1131615

1909901

خمیربازی

160

1040

حشره کش خانگی

24282

74147

مداد پاک کن

246757

315906

زغال چوب

152562

88689

قاب چوبی عکس، تابلو

27663

57296

رخت آویز چوبی

780

2156

جعبه کلاسور، کازیه

1083817

1046351

دفترچه مشق

31487

34403

قرقره، ماسوره، دوک

159187

99421

دستمال و دستمال تزینی

390

753

http://www.ayandenews.com/news/29569



 
چه تعداد تمدن فضایی هوشمند در فضا وجود دارد؟
ساعت ۸:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/٢٩  

مارک تامپسون، عضو انجمن ستاره‌شناسی سلطنتی و مجری برنامه نجومی بی‌بی‌سی، تلاش کرده تا بر اساس معادله مشهور دریک نشان دهد که چه تعداد تمدن فضایی با قابلیت برقراری ارتباط در کهکشان ما وجود دارد.

به گزارش خبرآنلاین و به نقل از دیسکاوری،؛ «دیگر کافی است! من 20 سال است که به آسمان شب خیره شده‌ام و حتی یکبار نیز چیزی ندیده‌ام که در من سوءظنی ایجاد کند که شاید یک گردشگر فضایی آمده تا به زمین نگاهی بیاندازد.» این سخنان مارک تامپسون، عضو انجمن ستاره‌شناسی سلطنتی انگلستان و مجری برنامه نجومی بی‌بی‌سی است.

وی با افراد زیادی برخورد داشته که می‌گفتند شیء پرنده ناشناسی یا همان یوفو را دیده‌اند. به گفته وی، از نظر علمی این سخن آنها به طرز وحشتناکی سطحی است. آنها به احتمال زیاد یک چیز ناشناخته را دیده‌اند و ممکن است به نظر برسد که آن شی پرواز می‌کند. هر چه که بوده، مطمئنا یک شیء بوده، اما به این معنی نیست که این شیء یک موجود فضایی است.

تامپسون می‌گوید که وی تاکنون چیزی ندیده که باعث شود فکر کند یوفوها منشاء فضایی دارند. اما در عین حال تاکید می‌کند که اگر از او سوال کنید که آیا فضایی‌ها وجود دارند، با صدای بلند تصدیق خواهد کرد که «بله، آنها وجود دارند.» این موضوع که آیا یوفوها واقعا موجودات فضایی هستند، بحثی است که سابقه چند ده‌ساله دارد. اما صرف نظر از این موضوع، سوال درباره حیات میکروبی در منظومه شمسی یا حیات هوشمند در کل عالم، یک موضوع مجزا و فریبنده است. اگر «آنها» آن بیرون باشند، و با توجه به هدف این مقاله بگذارید فرض کنیم که آنها وجود دارند، ما باید منتظر چه تعداد تمدن فضایی باشیم؟

اخترشناس آمریکایی، فرانک دریک، نخستین کسی بود که در دهه 1960 / 1340 نخستین جستجوی واقعی را برای سیگنال‌های رادیویی بیگانگان فضایی در کیهان آغاز کرد. در کنار این جستجو، وی برای تخمین تعداد تمدن‌های فضایی موجود در کهکشان راه‌شیری، که ما در عمل می‌توانیم بی‌درنگ با آنها ارتباط برقرار کنیم، معادله‌ای ارائه کرد.

معادله مشهور وی یک احتمال جالب است که با پارادوکس فرمی ارتباط زیبایی دارد. به طور خلاصه پاردوکس فرمی می‌گوید که «اندازه جهان هستی و عمر آن نشان می‌دهد که باید موجودات و تمدن‌های فضایی پیشرفته دیگری وجود داشته باشند. اما اگر چنین است، پس چرا ما تاکنون آنها را ندیده‌ایم و این تمدن‌ها به ما سر نزده‌اند؟» پاردوکس فرمی بیان می‌کند که صرف‌نظر از تعداد تمدن‌هایی که از این رابطه استخراج می‌شوند، به نظر می‌رسد که مدارک چنین ارتباطات بین تمدنی دارای یک فقدان آشکار است.

معادله دریک
اگر پارادوکس فرمی را کنار بگذاریم و از جنبه ریاضی به معادله دریک نگاه کنیم، این معادله در فرم اصلی خود به صورت زیر است:

N = R* × fp × ne × fl × fi × fc × L

شاید در نگاه اول این معادله خیلی ترسناک به نظر برسد، اما در حقیقت فهم آن بسیار ساده است. هدف این معادله این است که به جای حدس‌های کلی، با استفاده از چند عدد که بر اساس دانش فعلی خود می‌توانیم آنها را تخمین بزنیم، عدد جادویی N را به دست آوریم، عددی که تخمینی از تعداد تمدن‌های قابل ارتباط در کهکشان راه شیری است.

بگذارید ابتدا با R*، نرخ متوسط شکل‌گیری ستارگان در کهکشان خود شروع کنیم. این ضریب عجیب به ما کمک می‌کند تا با درک تعداد ستارگانی که هر سال در کهکشان راه شیری متولد می‌شوند، دریابیم که چه تعداد تمدن فضایی هر سال ممکن است متولد شوند. تئوری‌های موجود پیشنهاد می‌کنند که این عدد برای کهکشان راه شیری در حدود 10 ستاره در سال است.

ضریب دوم در معادله بالا، fp، بیانگر درصدی از ستارگان مذکور است که دارای سیاره هستند. بر اساس دانش فعلی ما، این عدد چیزی حدود 50 درصد است.

برای تخمین سایر ضرایب معادله بالا، نیازی نیست تا این حد از زمین دور شویم و کافی است تا نگاهی به منظومه شمسی خودمان داشته باشیم. ضریب ne بیانگر تعداد سیاراتی است که می‌توانند میزبان حیات باشند. ضریب fl نیز بیانگر درصدی از این سیارات است که حیات در روی آنها می‌تواند شکل بگیرد. با نگاهی به منظومه شمسی می‌توان گزینه‌های مختلفی را برای این ضرایب پیدا کرد.

به طور آشکار، زمین می‌تواند از حیات پشتیبانی کند و احتمالا در گذشته مریخ نیز چنین حالتی داشته است. این مطلب باعث می‌شود که عدد 2 را برای ضریب اول پیشنهاد کنیم، اما شاید لازم باشد که در تخمین خود قمرهای خاص منظومه شمسی (اروپا در مشتری و تیتان در زحل) را نیز در نظر بگیریم.

اگرچه حیاتی که در این اقمار می‌تواند شکل بگیرد ممکن است خیلی ابتدایی یا عجیب باشد، اما در نظر گرفتن آنها ما را به عدد 4 برای ضریب ne می‌رساند. درصدی از این سیارات که حیات می‌تواند روی آنها شکل بگیرد حداقل 1 است، اما می‌توان فرض کرد که اگر شرایط مناسب فراهم باشد، حیات در یک زمان نامعلوم و به یک شکل ناشناخته در همه آنها می‌تواند تکامل یابد. پس ضریب fl را همان 100 درصد در نظر می‌گیریم.

پس از مقادیر بالا، اکنون می‌توان چند مقدار دقیق و قابل اعتماد را برای ضرایب نهایی معادله دریک در نظر گرفت. ضریب fi بیانگر درصدی از سیارات قابل سکونت است که حیات هوشمند در آنها تکامل یافته است. با توجه به اینکه در منظومه شمسی، ما تنها یک جا را سراغ داریم که چنین حیات هوشمندی روی آن شکل گرفته باشد، می‌توان مقدار 25 درصد را برای این ضریب در نظر گرفت.

به گفته بنیاد ستی که مسولیت جستجوی حیات فرازمینی را برعهده دارد، fc بیانگر «درصدی از تمدن‌های فضایی است که به یک فناوری دست یافته‌اند که می‌تواند نشانه‌های قابل ردیابی از وجود آنها در فضا به جا بگذارد.» در نتیجه این ضریب به مقدار ناچیز 1 درصد کاهش می‌یابد.

در نهایت به ضریب L می‌رسیم، مدت زمانی که تمدن مورد نظر نشانه‌های قابل ردیابی را در فضا پخش کرده است. اگر انسان را به عنوان نمونه در نظر بگیریم، دستیابی به چنین حدی از پیشرفت فناوری را می‌توان در حدود 1000 سال تخمین زد.

عدد تکان دهنده
اگر تمام اعدادی را که در بالا به آنها اشاره شد در معادله دریک قرار دهیم، به عدد تکان دهنده‌ای خواهیم رسید: تعداد تمدن‌های موجود در کهکشان راه شیری که ما قادریم همین لحظه با آنها ارتباط برقرار کنیم تنها 50 تمدن است! تخمین زده می‌شود که در حدود 400 میلیارد ستاره در کهکشان راه شیری وجود داشته باشد، اما از این میان تنها 50 تمدن فضایی وجود دارد که ما می‌توانیم با آنها ارتباط برقرار کنیم.

کافی است تا نگاهی به مقیاس پهناور کهکشان راه شیری بیاندازید که بیش از 100 هزار سال نوری پهنا دارد. آنگاه در می‌یابید که شانس ما برای اینکه در یک فاصله مناسب برای برقراری ارتباط با سایر تمدن‌های فضایی باشیم، چقدر اندک است. مساله‌ای که خیلی ناامیدکننده به نظر می‌رسد.

اما آیا این بدان معناست که ما باید از تلاش خود برای یافتن حیات فرازمینی دست برداریم؟ با توجه به تعداد اندک آنها در کهکشان ما، یافتن سوزن در انبار کاه بسیار آسان‌تر به نظر می‌رسد. اما تامپسون اعتقاد دارد که بر خلاف این نکته، ما باید به جستجوی خود برای یافتن عموزاده‌های فضایی خود ادامه دهیم. به گفته وی مساله قابل توجه درباره نوع بشر، تمایل خدشه‌ناپذیر او برای جستجو و اکتشاف است.

اگرچه یافتن تمدن‌های فضایی کار بسیار سختی است، اما این طبیعت ماست که برای آن تلاش کنیم. اگر گزینه دیگر این باشد که دست روی دست بگذاریم، هیچ کاری نکنیم، و فرض کنیم که ما تنها هستیم، به نظر شما بهتر است کدام گزینه را انتخاب کنیم؟

http://www.ayandenews.com/news/28664/



 
چرا‌ برخی‌مراجع‌ب ه‌احمدی‌نژاد‌ اجازه‌ملاقات‌ ندادند؟
ساعت ٧:٢٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/٢۸  

حجت الاسلام والمسلمین سید محمد غروی عضو شورای عالی حوزه علمیه قم با انتقاد از عدم توجه دولت به توصیه های مراجع و علما تصریح کرد: برخی از مراجع بزرگ ما هم اکنون مقابل دولت موضع دارند که لااقل در دوره قبل از انتخابات بر اساس موضع گیری ها و شعارهایی که داده می شد و تعریف دیگران، هم خودشان به دولت رای داده بودند و هم توصیه کرده بودند که به آقای احمدی نژاد رای بدهند.

به گزارش خبرانلاین؛ عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم با اشاره به اینکه «برخی مراجع اجازه ملاقات به رییس جمهور را ندادند» گفت: تا جایی که من خبر دارم در این خصوص واسطه های قوی نیز وجود داشت که برخی شان از علمای قوی و بلند مرتبه قم بودند. این ها با مراجع تماس گرفتند و برخی هم حضورا تشریف بردند ولی این مراجع گفتند خیر. چرا که نقطه نظراتی را مطرح کردند ولی از سوی دولت عمل نشد.

وی با اشاره به عدم توجه دولت به توصیه علما و مراجع تقلید گفت: در عین حال اینکه مرجعی اجازه ملاقات ندهد برای دولت اهمیت ندارد که جای انتقاد وجود دارد.

غروی افزود: الان برخی علمایی که همان موقع حمایت هایی از احمدی نژاد کردند و هزینه شدند دیگر نه تنها دفاع نمی کنند بلکه نقد جدی دارند. این مسئله نه مصلحت دولت و نه مصلحت هر دولتی در نظام اسلامی است و نه اثرات خوبی دارد.

عضو شورای عالی حوزه با بیان اینکه «مرجعیت نهادی با قدمتی بیش از هزار سال است» تصریح کرد: نهاد مرجعیت امتحان داده است، وقتی مردم ببینند مرجعی به دولت نظر مثبت ندارد، دلگیر و دلنگران است، آنان نیز دلنگران می شوند. اگر ما می خواهیم مردم متدین حامی دولت باشند که این ها حامی دولت بودند و هستند و خواهند بود باید احترام مراجع را نگه داریم.

این استاد حوزه و دانشگاه در واکنش به سکوت مراجع مقابل اقدامات دولت گفت: دلیل سکوت مراجع یا این است که جمع بندی شان این است که سکوت کنند یا اینکه به خاطر عدم تضعیف نظام جمهوری اسلامی از اظهارنظر راجع به عملکرد دولت خودداری می کنند.

http://www.ayandenews.com/news/28612/



 
چرا نمایندگان دولتگرا این روزها سکوت کرده‌اند؟
ساعت ٧:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/٢۸  

انتقاد به برخی اقدامات و رفتارهای رئیس‌جمهور و اطرافیان وی در چند هفته گذشته محدود به منتقدان نبوده است و بسیاری از شخصیت‌هایی که چندان نگاه سیاسی و جناحی هم به قضایا ندارند، انتقاداتی را به دولت وارد کرده‌اند. در این میان حکایت فراکسیون انقلاب اسلامی که فراکسیون حامی دولت در مجلس است شنیدنی و خواندنی است. اقدامات اخیر رئیس‌جمهور به‌گونه‌ای بوده که حتی نمایندگان حامی دولت هم به قصد دفاع از احمدی‌نژاد اظهارنظری نکردند و ترجیح دادند سکوت کنند. طی روزهای گذشته نمایندگانی همچون روح الله حسینیان، حمید رسایی و مهدی کوچک زاده تنها نظاره‌گر انتقادات به برخی رفتارهای دولت بوده‌اند. محمد جواد ابطحی از اعضای این فراکسیون به تازگی خبر داده که فراکسیون مذکور قرار است در آینده‌ای نزدیک با رئیس‌جمهور دیدار کنند و انتقاداتشان را حضوری به وی منتقل کنند.

گفت‌وگوی تهران امروز با این عضو فراکسیون انقلاب اسلامی در ادامه می‌آید.

 

آقای ابطحی گویا قرار است اعضای فراکسیون انقلاب اسلامی جلسه‌ای با رئیس‌جمهور برگزار کنند. در خصوص جزئیات این جلسه توضیحاتی دهید؟

مدتی بود اعضای فراکسیون انقلاب اسلامی تصمیم داشتند با رئیس‌جمهور جلسه برگزار کنند که به دلایل مختلف میسر نمی‌شد اما پس از اتفاقات اخیر هیات دولت، اعضای فراکسیون انقلاب اسلامی در آخرین جلسه این فراکسیون تصمیم گرفتند برای دیداری با رئیس‌جمهور از او وقت بگیرند تا بتوانند پیرامون برخی مسائل مطرح شده در سطح رسانه‌ها و افکار عمومی، طرح مسئله کنند.

زمان برگزاری این جلسه مشخص شده است؟

هر زمان که رئیس‌جمهور به ما وقت بدهند اعضای فراکسیون آماده هستند. ولی قرار است بعد از انتخابات با هیات رئیسه مجلس مقدمات و زمان برگزاری این دیدار را پیگیری کنیم.

در رابطه با چه مسائلی قرار است طرح موضوع شود؟

اعضای فراکسیون انقلاب اسلامی به یک جمع‌بندی رسیده‌اند که پیرامون برخی مسائل مثل اتفاقات اخیر هیات دولت یا برخی موضع‌گیری‌های رئیس‌جمهور با وی صحبت کنند و انتقاداتشان در این موارد را نیز مطرح نمایند.

یعنی اعضای فراکسیون انقلاب اسلامی که فراکسیون حامی دولت در مجلس است، به رئیس‌جمهور و دولت انتقاد دارند؟

بله. به هر حال انتقاداتی هم از سوی اعضای فراکسیون مطرح است و قرار است در این جلسه مطرح شود. در واقع نکته مهمی که باعث شد اعضای فراکسیون به فکر برگزاری این جلسه بیفتند، همین انتقاداتی بود که اعضای فراکسیون نسبت به دولت و شخص رئیس‌جمهور داشتند. اعضا تصمیم گرفتند که به جای طرح انتقادات فردی در رسانه‌ها، موارد مهم را در یک نشست حضوری با رئیس‌جمهور اعلام کنند. البته بحث فقط انتقاد نیست، قرار است که نقطه نظرهای اعضای فراکسیون انقلاب اسلامی در قالب یک موضع رسمی به رئیس‌جمهور انتقال داده شود.

آیا در خصوص لزوم فاصله گرفتن رئیس‌جمهور از جریان انحرافی هم پیشنهاداتی از طرف اعضای فراکسیون مطرح خواهد شد؟

بله. ما بر این اعتقاد هستیم که برخی در پی آن هستند تا از آب گل آلود ماهی بگیرند. فضا هم متاسفانه برای آنها مهیاست. نمایندگان مجلس، مسئولان و شخصیت‌های مختلف باید مراقب باشند و به گونه‌ای عمل کنند تا فضا برای فعالیت این جریان مهیا نشود و آنها حاشیه نشین شوند. این افراد در همه جا از مجلس گرفته تا هیات دولت هستند و فعالیت می‌کنند. به اعتقاد ما نباید به جریانی که منحرف است و قصد انحراف جامعه از مسیر اصلی را دارد اجازه حضور داد.

آیا قبلا هم این مسائل در فراکسیون انقلاب اسلامی مطرح شده بود و اعضای فراکسیون پیرامون آنها صحبت کرده بودند؟

بله. چندین بار در خصوص اتفاقات سیاسی جاری صحبت کردیم و قرار است که مجموعه صحبت هایمان را در زمان مناسبی از سوی رئیس فراکسیون مطرح کنیم ولی در جلسه با رئیس‌جمهور مجموع صحبت‌هایی که در جلسه و بین اعضا مطرح بود را حتما بیان می‌کنیم.

اینطور به نظر می‌رسد که اعضای فراکسیون انقلاب اسلامی که قبلا بیشتر فعال بودند این روزها کمتر اظهارنظر می‌کنند. دلیل این مسئله چیست؟

شاید کمتر اظهارنظر کنند ولی این بدان معنا نیست که فعال نیستند. جلسات فراکسیون برگزار می‌شود و همه در این جلسات صحبت می‌کنند. اگر هم برخی اعضا کمتر اظهارنظر می‌کنند به این دلیل است که بهتر می‌بینند برخی صحبت‌ها از سوی رئیس فراکسیون و در یک موضع جمعی به نام فراکسیون مطرح و رسانه‌ای شود.

با این شرایط فراکسیون انقلاب اسلامی همچنان حامی دولت است؟

فراکسیون انقلاب اسلامی همیشه حامی دولت بوده است ولی به این معنا نیست که انتقاد نداریم. انتقادات برای برطرف شدن مشکلات و حرکت به سمت جلو است و به معنای این نیست که اعضای این فراکسیون از دولت حمایت نمی‌کنند. در ضمن همیشه اعضای فراکسیون انقلاب اسلامی در مسیری حرکت کرده‌اند که مقام معظم رهبری رهنمود فرموده‌اند. در حال حاضر نیز دولت در راستای فرامین مقام معظم رهبری حرکت می‌کند و رئیس‌جمهور در گفت و گوهای اخیر خود بارها به این مسئله اشاره کرده‌اند. حتی درگفت و گوی زنده تلویزیونی خود نیز پیرامون این مسئله تاکید کرد. مقام معظم رهبری نیز از دولت حمایت می‌کند و از این رو ما نیز از دولت حمایت می‌کنیم.

مهم‌ترین انتقاداتی که اکنون فراکسیون انقلاب اسلامی به دولت دارد چیست؟

البته تنها بخشی از گفت و شنودها در جلسه‌ای که قرار است برگزار شود انتقاد محسوب می‌شود. اعضای فراکسیون مسائل و نقطه نظرات را مطرح می‌کنند و پاسخ رئیس‌جمهور را هم می‌شنوند، چون درست نیست که یک طرفه به قاضی برویم شاید رئیس‌جمهور پاسخ‌هایی بدهند و مسائلی را مطرح کنند که ما از آنها غافل بوده ایم اما نظر شخص من این است که یکی از انتقادات جنبه حقوقی دارد. بدین معنا که مثلا در خصوص ادغام وزارتخانه‌ها حرف دولت از یک جنبه، قانونی و درست است ولی از سوی دیگر حرف مجلس هم درست و بر طبق قانون است یا مسئله دیگر وزارت ورزش و جوانان است که همچنان وزیری از سوی دولت مطرح نشده است و ما سعی داریم که در خصوص این موارد هم صحبت کنیم و تعاملات را بیشتر کنیم تا مشکلات و اختلافات حل شود.

یعنی اکنون ارتباط دولت با مجلس یا اعضای فراکسیون انقلاب اسلامی کم است؟

مدتی است که ارتباط مجلس و دولت و حتی اعضای فراکسیون انقلاب اسلامی با دولت بسیار کمرنگ است و یکی از نکاتی که مد نظر است تا در جلسه دیدار با رئیس‌جمهور مطرح شود، انتقاد از برخی اظهارنظرها از سوی رئیس جمهور و هیات دولت است که انتظار می‌رفت قبل از اینکه رئیس‌جمهور آن اظهارات را رسانه‌ای کند، مشورت می‌کرد اما به این دلیل که تعامل دولت کم شده بود این مشورت صورت نمی‌گرفت و برخی از صحبت‌ها یا اظهارنظرهای ایشان با انتقاد مواجه می‌شد و مجلسیان را ناراحت می‌کرد. حتی ممکن بود که برداشت نمایندگان از حرف رئیس‌جمهور درست نبوده باشد اما از آنجایی که تعامل کم بود و رئیس‌جمهور توضیح نمی‌داد این اختلافات یا دلخوری‌ها پیش می‌آمد. از این رو سعی داریم گام اول برای شروع تعامل بیشتر با دولت از سوی فراکسیون انقلاب اسلامی برداشته شود.

تعامل کم دولت با مجلس و اعضای فراکسیون انقلاب اسلامی تا کنون چه پیامدهایی داشته است؟

عدم اجرای برخی قوانین مثل عدم معرفی وزیر برای وزارت ورزش و جوانان از سوی رئیس‌جمهور به این دلیل است که ایشان ابهاماتی در مورد این قانون دارند و این به این دلیل است که تعامل دولت کم است. اگر تعامل دولت با مجلس و اعضای فراکسیون انقلاب بیشتر بود ما می‌توانستیم توضیحاتی دهیم و دولت هم ابهاماتش را مطرح کند و مشکلات برطرف می‌شود. به خاطر همین مسائل و مشکلات است که می‌خواهیم هر چه سریعتر این جلسه را برگزار کنیم و با رئیس‌جمهور صحبت کنیم. البته اینکه رئیس‌جمهور قانون را به دلیل ابهامات آن اجرا نمی‌کند درست نیست. من هم از ابتدا با تشکیل وزارت ورزش مخالف بودم اما وقتی قانون شده است باید اجرا شود. صحبت‌های اخیر رئیس مجلس با احمدی‌نژاد حکایت از آن دارد که می‌توان به عاقبت این وزارتخانه خوش بین بود.

اما رئیس‌جمهور در مصاحبه زنده تلویزیونی خود همچنان اصرار داشتند که این مصوبه مشکلات و ابهاماتی دارد؟

بله ممکن است ابهاماتی وجود داشته باشد اما ابهامات زمانی برطرف می‌شود که دولت تعاملش را بیشتر کند و ابهاماتش را به صورت قانونی مطرح کند تا مجلس آنها را برطرف کند.

با توجه به اینکه هفته اول خرداد انتخابات هیات رئیسه مجلس است. آیا فراکسیون انقلاب اسلامی برنامه خاصی در خصوص معرفی کاندیدا برای هیات رئیسه دارد؟

بله اما هنوز جلسه‌ای برگزار نکرده ایم و قرار است هفته آینده در این خصوص تبادل نظر کنیم. اعضای فراکسیون انقلاب اسلامی هر گونه تلاشی می‌کنند تا انتخاباتی پر شور و سالم برگزار شود تا افرادی لایق انتخاب شوند. در خصوص معرفی کاندیدا هم هفته آینده در جلسه فراکسیون تصمیم گیری می‌کنیم و فردی را معرفی می‌کنیم.

http://www.ayandenews.com/news/28557/



 
اسکن چشم راه ورود به فیس بوک
ساعت ٢:٠٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٢/٢٧  

تریسی هُیوس، رییس بازاریابی گروه هُیوس، در این مورد گفته است: «هربار که وارد سایت مورد نظر می‌شوید، این دستگاه مردمک چشم شما را خوانده و داده‌های حاصل از آن را تبدیل به یک کلید منحصر به فرد می‌کند که متشکل از یک سری ارقام است. هر بار که شما وارد سایت می‌شوید این کلید تغییر می‌کند تا امکان هک شدن آن از بین برود».

شرکت آمریکایی «هُیوس» با ارائه اسکنر مردمک چشم، در نظر دارد تا به شناسایی هویت اصلی کاربران در شبکه‌های اجتماعی چون فیس‌بوک بپردازد.

به گزارش مشرق، یک شرکت آمریکایی در نظر دارد طی چند ماه آتی یک اسکنر مردمک چشم را به بازار عرضه کند تا از طریق آن کاربران بتوانند به رایانه‌های شخصی خود متصل شوند. این وسیله این امکان را می‌دهد تا کاربران به حساب‌های بانکی آنلاین، شبکه‌های اجتماعی، ایمیل، و یا هر وسیله یا سایتی که نیاز به رمز عبور دارد وصل شوند.

این شرکت آمریکایی که «گروه هُیوس» نام دارد، ادعا کرده است که این نخستین و تنها اسکنر مردمک چشمِ پُرتال است که برای استفاده عموم مردم به بازار عرضه می‌شود.

این وسیله که در اندازه کوچک و به وزن حدود 120 گرم است، از طریق یک کابل USB به رایانه کاربر وصل می‌شود. پس از نصب نرم‌افزار آن تنها کافی است کاربر اسکنر را از جلوی چشم خود عبور دهد تا به صورت خودکار وارد سایت یا ابزار دارای رمز عبور گردد، مانند فیس‌بوک، توییتر، پی‌پال، و یا حساب بانکی.

 

تریسی هُیوس، رییس بازاریابی گروه هُیوس، در این مورد گفته است: «هربار که وارد سایت مورد نظر می‌شوید، این دستگاه مردمک چشم شما را خوانده و داده‌های حاصل از آن را تبدیل به یک کلید منحصر به فرد می‌کند که متشکل از یک سری ارقام است. هر بار که شما وارد سایت می‌شوید این کلید تغییر می‌کند تا امکان هک شدن آن از بین برود».


برتری این اسکنر نسبت به اثر انگشت این است که در اثر انگشت 18 نقطه خاص برای ایجاد کد وجود دارد در حالی که تعداد این نقاط در مردمک چشم بالغ بر 2000 نقطه است. قیمت اولیه این وسیله 99 دلار اعلام شده است،‌ ولی هنوز تاریخ عرضه آن اعلام نشده است. این شرکت بر آن است تا امکان استفاده از این وسیله را در حوزه‌های دیگری چون تلفن همراه به وجود آورد.


آنچه مسلم است این است که پیشرفت فناوری برخلاف ظاهرِ آن، رابطه معکوسی با حریم خصوصی و اطلاعات فردی اشخاص دارد. هر قدر فناوری بیشتر پیشرفت می‌کند، عرصه بر کاربران تنگ‌تر شده و حریم شخصی خود را بیشتر از دست می‌دهند. مردمک چشم اشخاص نیز همانند اثر انگشت برای هر شخص منحصر به فرد می‌باشد، لذا در کنار جنبه مثبت این فناوری که همان حفاظت بهتر از اطلاعات شخصی است، این جنبه منفی نیز وجود دارد که سازمان‌های جاسوسی و اطلاعاتی می‌توانند با اطلاعاتی که کاربر در شبکه‌های اجتماعی و سایت‌های مختلفی به رایگان در اختیار آنها می‌گذارد، وی را به راحتی شناسایی کرده و در صورت نیاز تحت نظر بگیرند.

چنانچه کارشناسان سایبری گفته‌اند شبکه‌های اجتماعی‌ای چون فیس‌بوک بخشی از طرح امنیتی وزارت امنیت آمریکا می‌باشند که مسئولین آمریکایی می‌توانند به آسانی به اطلاعات ثبت‌شده در آن دسترسی داشته باشند.

http://www.ayandenews.com/news/28372/



 
سی دیالوگ شیرین از قهوه تلخ
ساعت ٦:٥۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/٢٦  

قسمت سی ‌و یکم:

داموس: ببینید آقایان، ببینید برای یک لقمه نان حساب چند جا را باید بکنیم؟!
اعتمادالملک: بله. بله. به همین علت بنده طرحی را آماده کرده‌ام که به طور دقیق تمامی اموال قابل تصاحب و مناصب قابل تسخیر را در آن فهرست‌بندی کرده‌ام. البته حوزه عملیاتی هر کدام از آقایان هم در این‌جا مشخص شده که اصطکاکی پیش نیاد. هر کس وظیفه خودش را به نحو احسن انجام بدهد، عملیات با موفقیت انجام خواهد شد.
اقبال: من مخالفم. با عرض معذرت. چون بر خلاف اصول رقابت آزاد است!
بلدالملک: خب راست می‌گوید جناب اعتماد. هر کسی باید بر اساس لیاقتی که دارد پیشرفت کند. نباید برای او محدوده تعیین کرد.
اعتماد: یعنی چی؟ پس حالا باید چی کار کنیم؟
اقبال: خب برود هر کسی می‌تواند، هر چقدر می‌تواند از قبله عالم بکند!
قرقی:‌ تا سه می‌شمرم، می‌ریم. ولی جوانمردانه!

قسمت سی ‌و دوم:

مستشار: می‌گم که شما مثل این که خیلی پادشاهی رو دوست دارید.
جهانگیر شاه: بله. بله.
مستشار: اونوقت چیِ پادشاهی رو دوست دارید بیشتر؟
جهانگیر: این که هر کاری دلمان بخواهد می‌کنیم. تو سرتان می‌زنیم. همه خاک‌برسرمان هستید. همه پول‌ها مال ماست. تازه بازی‌هایش را هم دوست داریم!

قسمت سی ‌و سوم:

مخبرالدوله: جناب داموس! من نمی‌دانم شما چرا هر وقت دیر می‌آیید، من انگار قند در درون دلم آب می‌کنند.
داموس: چطور؟
مخبرالدوله: خب به هر حال ببینید. آدم یا باید وجود زود آمدن داشته باشد، یا پول دیر آمدن!

قسمت سی ‌و چهارم:

قیصرالسلطنه:‌ حال بگو ببینیم. برای خودت پادشاه درست و حسابی شده‌ای یا نه؟
جهانگیر: ‌بله خیلی. خیلی.
فخرالتاج: راست می‌گوید ها!
جهانگیر: مستبد و زورگو و خونخوار!
فخرالتاج: وقتی زور می‌گوید آدم قند تو دلش آب می‌شود.
جهانگیر: اصلاً حرف حساب توی کله‌مان نمی‌رود. حیوانی شده‌ایم برای خودمان. بسیار آدم عوضی شده‌ایم.
قیصر: اگر این‌طور نبود که برادر ما نمی‌شدی!

قسمت سی ‌و پنجم:

داموس: همیشه بوده‌اند کسانی که از مهربانی و عطوفت قبله عالم سوءاستفاده کرده‌اند. ما کار کردیم، عرق ریختیم، دود چراغ خوردیم. اما یک عده‌ای (اشاره به مستشار) راه رفتند دست در جیب و مواجب گرفتند. (رو به مستشار) ای بشکند آن دستی که نمک ندارد. گاگول!
مستشار: من از اول که اومدم تو این کاخ هی می‌گم ایشون شبیه چیه!
برزو خان: شبیه چیَن؟
مستشار: سنگ پا!

قسمت سی ‌و ششم:

اقبال: این چه وضعی است راه انداخته‌اید جناب مستشارالملک؟ ‌یک روز می‌گویید بر اساس ساعت کار مواجب می‌گیریم، یک روز می‌گویید بر اساس میزان سواد؟
برزو: حالا این‌قدر عصبانی نشو دیگه خب معلومه این اصلاً شخصیت نداره مرتیکه حیوون.
داموس:‌ اصلاً کدام بوزینه به تو گفته که این غلط‌ها را بکنی؟
قیصرالسلطنه: ما گفتیم!
داموس (یکه می‌خورد): چه فرمایش متینی. چه تصمیم خردمندانه‌ای.
(صدای تحسین و احسنت اطرافیان بلند می‌شود).
مستشار: باشه بسیار خب فهمیدم! از میان شما کسی هست که سواد داشته باشه؟
(همه دستشان را بلند می‌کنند)
مستشار: یعنی بتونه بنویسه و بخونه.
(دست همه کماکان بلند است)
مستشار: ‌امتحان می‌گیرما!
(همه دستشان را پایین می‌آورند)
مستشار: خب ایراد نداره. ولی فکر می‌کنم تو شماها کسی باشه که بتونه به من در تدریس دروس کمک کنه. مثلاً کی می‌تونه ریاضی درس بده؟
(همه دستشان را بلند می‌کنند)
مستشار: علوم؟
(همه دستشان را بلند می‌کنند)
مستشار: تاریخ؟
(همه دستشان را بلند می‌کنند)
مستشار: جغرافی؟
(همه دستشان را بلند می‌کنند)
مستشار: فارسی؟
(همه دستشان را بلند می‌کنند)
مستشار: ورزش؟
(همه دستشان را بلند می‌کنند)
مستشار (با کمی مکث): ‌تعمیر تلسکوپ فضایی هابل؟
(همه دستشان را بلند می‌کنند)!

قسمت سی ‌و هفتم:

داموس‌الملک: جناب بلدالملک. خوب دقت کنید. دو سکه به اضافه دو سکه می‌شود چند سکه؟
بلدالملک: دو سکه با دو سکه می‌شود سه سکه!
برزو خان (زیر لب با حالت تحسین): بارک‌الله!
داموس‌الملک: ‌آفرین! احسنت! دست! (همه دست می‌زنند)
بلدالملک: سپاس‌گزارم!
مستشار: یعنی چی؟‌ دو به اضافه دو که می‌شه چهار! شما میگی سه سکه! اون یه سکه چی شد؟
داموس: چرا حساب و کتاب سرت نمی‌شود گاگول؟ آن یک سکه دیگر می‌رود به جیب مبارک!

قسمت سی ‌و هشتم:

مستشار:‌ با توجه به این که رشته‌تون تاریخ هست، یک انشای تاریخی برامون بخونید.
گنجشک: خواهش می‌کنم. موضوع انشا: نقش تاریخی قیصرالسلطنه در سقوط دربار زندیه.
مستشار: خب اینو بی‌خیال شین. می‌شه یه خانوادگی ارائه بدین به من؟
گنجشک: قیصرالسلطنه…
مستشار: یه‌دونه علمی – تخیلی
گنجشک: قیصرالسلطنه…
مستشار: یه‌دونه جنایی.
گنجشک: قیصرالسلطنه…
مستشار: کلاً بدون موضوع می‌تونی یه انشا بخونی؟
گنجشک: قیصرالسلطنه…
مستشار: شما می‌خوای از جلوی چشمای من دور شو من دیگه شما رو نبینم. متشکرم!

قسمت سی ‌و نهم:

فخرالتاج: مگر شوهرهای قبلی‌اش (قیصرالسلطنه) چه تحفه‌هایی بودند؟ یک مشت دزد و قاتل و جانی!
جهانگیر شاه: فخری! باز پشت سر فامیل من حرف زدی؟ ‌بابا شوهرهای قبلی قیصر همه شاه و والی بودن که.
فخرالتاج: ما هم که همین را گفتیم!

قسمت چهلم:

احترام‌الملک: شما اجازه بفرمایین این عروسی سر بگیره. ما مملکت از دست رفته را با قهوه‌ای، دوغ مسمومی، چیزی، پس می‌گیریم.
جهانگیر: یعنی می‌خواهی خواهر من و مستشار را مسموم کنی؟
احترام‌الملک: بله قربان. طبق شیوه‌های مرسوم.
جهانگیر: مرتیکه پدرسوخته هیچی‌ندار! می‌خواهی خواهر ما را مسموم کنی؟ این تخت را بدهیم بکنن تو حلقت؟
احترام‌الملک: قربانت گردم! من جهت قوام و استحکام سلطنت همایونی عرض کردم.
جهانگیر: تو غلط کردی! خواهر من و می‌خوای مسموم کنی؟
احترام‌الملک: نخیر قربان. ما سگ کی باشیم؟
جهانگیر: آفرین. تو حق نداری خواهر ما را مسموم بکنی. تو فقط مستشار را مسموم کن، ما خودمان خواهرمونو مسموم می‌کنیم!

قسمت چهل‌ و یکم:

اخترالملوک:‌ بخور اتی جان. دیشب هم شام نخوردی. پوست و استخوان شدی مرد.
صدر اعظم: باز هم تو اختر جان. در هر فراز و نشیبی تنها تو یار و یاور من بودی همسرم.
اخترالملوک:‌ این‌قدر فکر و خیال نکن. چیزی نشده. فقط هر تازه از راه آمده‌ای؛ آمد هر بلایی خواست سر ما آورد. ما هم جیک نزدیم!
صدر اعظم: بخوریم؟
اخترالملوک:‌ بخور اتی جان. بخور که دختر شاه را بردند، خواهر شاه را از راه به در کردند. مانده‌ایم با این سحر و جادوی جدیدشان چه بلایی می‌خواهند سر ما بیاورند.
صدر اعظم: می‌ذاری کوفت کنیم یا نه؟!
اخترالملوک:‌ کوفت کنید صدراعظم! شما که جز خوردن و خوابیدن کار دیگر بلد نیستید!

قسمت چهل ‌و دوم:

بلوتوس: آه نمی‌دانی این روزهای دوری از شما به چه میزان دلتنگی داشتیم. هر روزش یک سال و هر سالش یک روز گذشت!
لعبت الملوک: یک کمی بیشتر!
بلوتوس: آه! هر جا که نگاه می‌کردم جای خالی شما، هر صدایی که می‌شنیدم صدای شما بود؛ و کلاً هر کاری که می‌کردم شما بود!
لعبت الملوک: خب! حالا اظهار ندامت و پشیمانی کنید.
زندانی: خودتو کوچیک نکنیا! تو مردی سلامتی!
بلوتوس: (رو به زندانی) خیالت راحت باشه! (رو به لعبت) غلط کردم! پشیمانم! نادمم!

قسمت چهل ‌و سوم:

اعتمادالملک: قربانت گردم. رعیت جماعت همینجوریشم که بی‌سواده، هر از گاهی جفتک واسه ما می‌پرونه. وای به روزی که خوندن و نوشتن یاد بگیره.
بلدالملک: قربان پس‌فردا هم که توی سرشان بزنی، حتماً می‌گویند چرا!

قسمت چهل‌ و چهارم:

اخترالملوک: عشق و علاقه بعد از ازدواج به وجود می‌آید. عین من و پدرت.
صدراعظم: البته بعضی وقت‌ها هم بعد از ازدواج از بین می‌ره. عین من و ننت!

قسمت چهل‌ و پنجم:

مستشار: من بریدم دیگه.
بابا شاه: آه. فهمیدم پسرم. پسرم! دنیا سرتاسر مبارزه هست. در زندگی برد و باخت اصلاً ‌اهمیت ندارد. آن چیزی که مهم است،‌ وظیفه توست.
مستشار: چه جمله خردمندانه‌ای. تا به حال بهش فکر نکرده بودم.
بابا شاه: خودم هم بهش فکر نکرده بودیَم! (می‌خندد)

قسمت چهل‌ و ششم:

فخرالتاج: (به الیزه) بالاخره یکی باید باشد که بزند توی سرتان!
جهانگیر شاه: همه که امکانات تو را ندارند فخری جان!

قسمت چهل‌ و هفتم:

قرقی: شما چی میل دارید قربان؟
باباشاه: برای من یک قهوه مسموم بیاوریه!
قرقی: می‌خوای بخوری؟
باباشاه: (با تحکم): نه پس! (متوجه حرفش می‌شود) بیار برای کلاسش می‌خوام. لطفاً بدون شیر و شکریه بیارید!
قرقی: شما چی میل دارید؟
بابا اتی: من؟ یه مرگ موش دوبل بیار! روشم کف بکنه!
قرقی: برای چی آخه؟!
بابا اتی: بابا ضایع است دیگه. این (اشاره به بابا شاه) گفته، منم باید کم نیارم دیگه!

قسمت چهل ‌و هشتم:

بلوتوس: بلد؟
بلدالملک: بله قربان.
بلوتوس: می‌دانی کسی که دارد در چاه می‌افتد، باید چه کرد؟
بلدالملک: خوب قربان دستش را می‌گیریم.
بلوتوس: نچ نچ نچ! باید لگد محکمی بر فرق سر او بکوبید تا سریع‌تر برود تو! (کنفوسیوس)!
بلدالملک: (زیر لب): ‌آه! عجب پدرسوخته‌ای بوده این کنفوسیوس!

قسمت چهل و نهم:

نازخاتون: می‌گویم می‌خواهید یک کاری بکنیم؟ ‌قبض روح شدیم ما اینجا؟
مستشار: من چه کار بکنم؟
نازخاتون: نمی‌دانم. وقتی بقیه شوهر می‌کنند چه کار می‌کنند خب؟
مستشار: من تا حالا شوهر نکردم! نمی‌دونم.
 
قسمت پنجاهم:

بلوتوس: خاک بر سرت مستشار با این مثال زدنت.
جهانگیر شاه: خیلی بد مثال می‌زنه. بذار ما یه چند تا مثال بزنیم یاد بگیره.
بلوتوس: بله بفرمایید قبله عالم.
جهانگیر شاه: مثلاً همین بلوتوس.
مستشار:‌ بلوتوس چی؟
جهانگیر شاه: بلوتوس دیگه.
بلوتوس: آه چه قدر مثال زیبایی زدید قبله عالم. باز هم مثال بزنید!
جهانگیر شاه: نفهمید؟ (بعد از چند لحظه مکث) آسمون.
بلوتوس: آه خدای من. چه مثال‌های زیبا شاعرانه‌ای. باز هم مثال بزنید برایش جا بیفتد.
جهانگیر شاه: مثلاً حرفای تو، کاش می‌شد قند و عسل!

قسمت پنجاه و یکم:

بابا اتی: قیصر تویی؟ چقدر عوض شدی؟
قیصرالسلطنه: شما کمی شکسته شده‌اید. ما که تکان نخورده‌ایم.
بابا اتی: زر نزن بابا! اصلاً یه شکل دیگه بودی! من اینو می‌شناسم بابا. اصلاً یه شکل دیگه بودی. خوبی؟
قیصرالسلطنه: (با عصبانیت): بله ما خوبیم. شما چطورید؟
بابا اتی: به تو ربطی نداره دیگه! دخالت نکن! اینقده بچه بود ها! اینقد بچه بود! یادته با بابات می‌اومدی بازار؟
قیصرالسلطنه: آخی!
بابا اتی (پس از خندیدن و یادآوری خاطرات گذشته): همیشه دماغش اینجاش آویزون بود! همیشه هم همینجوری وق می‌زد به آدم! وق بزن!

قسمت پنجاه و دوم:

فخرالتاج: به نظر من ما الآن یک مشکل اساسی داریم که لاینحل باقی مانده و کم‌کم دارد تبدیل به معضل می‌شود. باید برای آن راهکاری بیندیشیم.
مستشار: بارک‌الله سناتور فخری مثل این که یه قدم‌هایی دارند برمی‌دارند. شما بفرمایید که همه مطلع بشن. بفرمایید.
فخرالتاج: بله! این ماجرای عشق و عاشقی بابا اتی و قیصرالسلطنه بدجوری ذهن قبله عالم را مغشوش کرده. البته ذهن همه را درگیر کرده.
همه: آفرین. آفرین.
دواءالملک:‌ به نظر من فخری خانم درست می‌گوید. این دو جوان به هم علاقه‌مندند. قصد ازدواج دارند. اما (به بابا شاه نگاه می‌کند)‌ ظاهراً موانعی وجود دارد.
بلدالملک: ‌آقایان اگر قانون تصویب کنیم دیگر کسی نمی‌تواند جلوی قانون بایستد. اگر هم بایستد ما برخورد می‌کنیم.
داموس‌الملک: دوستان! پس متن قانون به این صورت تنظیم می‌شود که پدر صدراعظم موظف است با خواهر اعلی‌ حضرت زمان خودش ازدواج کند!
همه:‌ آفرین. آفرین.

قسمت پنجاه و سوم:‌

کبوتر: اینجا چه غلطی می‌کردی؟
مستشار: خانم خواهش می‌کنم درست صحبت کنید. من اینجا با سناتورهای مملکت جلسه خصوصی داشتم.
کبوتر: چرا بهشون سکه دادی؟
مستشار: یعنی شما اینجا بودین؟
کبوتر: چرا بلوتوس خودش نیومد؟
مستشار: آها پس اونجا هم بودین!
کبوتر: حالا مثل قبل خراج می‌گرفتین چی می‌شد؟!
مستشار: کلاً در جریان همه چیزها هستین از قرار معلوم! ها؟!

قسمت پنجاه و چهارم:

مستشار: ببینید من حرفم اینه که شما به عنوان رأس هرم اگر بیایید داراییتون رو اعلام بکنید، من می‌تونم از بقیه دوستان بپرسم چی دارن، چی ندارن.
بلوتوس: مستشار! تو هندسه در دبیرستان چند شدی؟
مستشار: ۱۶، ۱۵، ۱۰! نمی‌دونم.
بلوتوس: همین! همین! کلاً هرم گویا نمی‌دانید چه شکلی است
لعبت‌الملوک: شاید هم این که رأس را نمی‌داند چیست.
بلوتوس: به هر حال نادان است لعبت بانو! من بدبخت داماد سر خانه، قاعده هذلولی هم نیستم مستشار! چه برسد به هرم!

قسمت پنجاه و پنجم:

(مستشار ماجرای سفرش در زمان به وسیله یک فنجان قهوه را به عنوان بزرگ‌ترین راز زندگی‌اش برای بلوتوس تعریف می‌کند و حالا منتظر شنیدن بزرگ‌ترین راز بلوتوس است)
بلوتوس: من هم از زمان تو آمدم مستشار.
مستشار: (با حیرت) شوخی می‌کنی!
بلوتوس: من آهن‌فروش بودم مستشار
مستشار: کجا؟
بلوتوس: در بازار آهن‌فروشان!
مستشار: ها؟ خب بعدش چی؟
بلوتوس: برای تفریح آمدم اینجا!
مستشار: واقعاً؟
بلوتوس: بله.
مستشار: چه‌جوری؟
بلوتوس (آشکارا مستشار را به بازی گرفته): مستشار! من رفتم یک اسپرسوی دوبل خوردم. رفتم به چهارصد سال قبل. بعد اونجا خیلی درگیری بود. دیدم خیلی ناجوره! یک میلک‌شیک وانیل خوردم اومدم اینجا!
مستشار: چطوری ممکنه این؟
بلوتوس: همونجوری که مال تو ممکنه این!

قسمت پنجاه و ششم:


مستشار: بسیار خب. کاری ندارین با من؟
صدراعظم: کجا؟ مرحله بعدی نقشه رو بگو.
مستشار: مرحله بعدی باید غوله رو بکشی! خب؟‌ شما تا همین جا سیو کن من برم پهلوی قبله عالم ببینم چه خاکی باید تو سرم بکنم!
صدراعظم: الآن پیش اون نرو. اون غول مرحله آخره!

قسمت پنجاه و هفتم:

مستشار: ببینید. در سال نو شکوفه‌ها می‌شکفند، غنچه‌ها باز می‌شند و پرستوها به لانه بازمی‌گردند و می‌خونند.
جهانگیر شاه: آو! اینایی که گفتی پسرزان؟!
مستشار: کیا؟
جهانگیر شاه: همین غنچه و پرستو و بچه‌ها دیگر!

قسمت پنجاه ‌و هشتم:

داموس: قبله عالم. قربانتان گردم. رؤیایتان را تعریف کنید تا تعبیر آن را تفهیم کنم. این پسری که می‌گویید چه ابعادی داشت؟
جهانگیر شاه: ابعاد دیگر چیست؟
داموس: منظورم این است که چقدر بود؟ ‌نوزاد بود؟‌ پسر بود؟ ‌خردسال بود؟‌ چه وضعی داشت؟
جهانگیر شاه: نه داموس بزرگ بود. نره‌خری بود برای خودش. دو تای فخری بود!

قسمت پنجاه‌ و نهم:

نازخاتون: پختیم از گرما.
بابا اتی: اوه گرمشه. یه بادی بوزوون. (بابا اتی و به دنبال او نیما فوت می‌کنند)
بابا اتی: بارک‌الله
نازخاتون: یخ زدیم مستشار.
بابا اتی: اِ سردشه سردشه. ها کن. (مستشار ها می‌کند).
نازخاتون: شوهرمان است. ببینید چقدر به من توجه می‌کند شوهرمان. بچه را بدهید به من (کودک فرضی را از نیما می‌گیرد). چقدر رطوبت دارد این جان. (رو به نیما) رطوبت.
مستشار: ها؟
نازخاتون: رطوبت.
مستشار: ببخشید شما که در زمینه گرمایی سرمایی وارد هستید، برای رطوبت من باید چی کار کنم؟
بابا اتی: برای رطوبت. بله بله. با تشکر از نیمای عزیز! خواهش می‌کنم منو تو این موقعیت قرار نده!

قسمت شصتم:

دواءالملک: در عجبم که چگونه حرف می‌زنند. بمیرم برای آن همایونیتان!
مستشار: دوا. دوا! منو نگاه کن. یعنی غده؟
دواءالملک: برو بالاتر.
مستشار: سرطان؟
دواءالملک: بازم بالاتر.
مستشار: ایدز؟
دواءالملک: یه کم پایین‌تر!


منبع: کافه سینما

http://www.ayandenews.com/news/28407/



 
خانواده بن لادن جمع اضداد
ساعت ٦:۱۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/٢٢  

کشته شدن رهبر القاعده علاوه بر مطرح ساختن دوباره نام وی، موجب توجه رسانه ها به اعضای عجیب خاندان بن لادن شده است.

به گزارش مهر، با کشته شدن "اسامه بن لادن" خبرهای زیادی در مورد زوایای پنهان زندگی وی منتشر شده، اما عجیب تر از همه این خبرها، وجود شخصیتهای متناقض در خانوده وی است. در این جا به شماری از چهره های شناخته شده این خاندان اشاره می شود.

رهبر القاعده فرزند پدری عربستانی بوده و 50 برادر و خواهر دارد. در خانواده پرجمعیت بن لادن شخصیتهای عجیبی با سلایق متضاد وجود دارند.


این تصویر "حمزه" یکی از پسران بن لادن است. وی در اینجا حدود 10 سال سن دارد. تخمین زده می شود حمزه اکنون 19ساله باشد.



جوانترین همسر بن لادن در عملیات نظامیان آمریکایی در پاکستان همراهش بود. وی که اصلیتی یمنی دارد اکنون تحت حفاظت پلیس پاکستان قرار داشته و احتمال دارد به زودی تحویل آمریکا شود.




معروفترین پسر بن لادن "عمر" چهارمین پسر رهبر القاعده می باشد که مدتهاست راه خود را از پدرش جدا کرده است. این تصویر مربوط به زمان اقامت عمر در عربستان است.




عمر 25 ساله برای گرفتن تابعیت انگلیس با زنی بسیار مسن تر از خود ازدواج کرد. اقدامی که مورد توجه بسیاری از رسانه ها قرار گرفت.

"وفا دوفور" برادر زاده بن لادن شخصیتی است که هیچ سنخیتی با عموی خود ندارد. وی تا پیش از 11 سپتامبر 2001 "وفا بن لادن" نام داشت.

این زن 35 ساله که در لندن و نیویورک اقامت داشته و علاوه بر خوانندگی و نوازندگی، مدل عکاسی نیز هست، فرزند برادر تنی اسامه است.

http://www.ayandenews.com/news/28120/



 
علت جالب عذرخواهی یک روزنامه
ساعت ۳:٤٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/٢۱  

یک روزنامه یهودی که تصویر هیلاری کلینتون را از عکس منتسب به اتاق فرماندهی عملیات ترور بن لادن به دلیل 'جاذبه جنسی' حذف کرده بود، از وی عذرخواهی کرد.

به گزارش نسیم؛ مسئولان روزنامه یهودی "در زایتونگ" چاپ بروکلین به دلیل حذف تصویر هیلاری کلینتون از عکس جنجالی منتسب به اتاق فرماندهی عملیات علیه بن لادن از وی عذرخواهی کردند.

این روزنامه یهودی از چاپ هرگونه عکس زن در صفحات این روزنامه خودداری کرده و علت آن را جلوگیری از بوجود آمدن "وسوسه جنسی" در مخاطبان خود می دانند.





http://www.ayandenews.com/news/28026/


 
 
ساعت ٤:٥۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٢/٢۱  

تصاویر شگفت‌انگیز فضایی از ایران

یکی از وظایف روزانه کیهان نوردان در ایستگاه های فضایی، برداشتن عکس از زمین است که این عکس‌ها گاهی به صورت عادی و گاهی با استفاده از فیلترهای مختلف و یا طیف های گوناگون برداشته می شود.

به گزارش ایسنا، تا پیش از به کارگیری دوربین های دیجیتالی، این کار محدویت هایی به لحاظ کمی داشت اما اینک بستگی به علاقه فضانوردان و اوقات فراغت آنها دارد و آنها می توانند هر میزان که علاقمند هستند به عکسبرداری از زمین بپردازند. به طور مثال پاول وینوگرادوف طی سفر شش ماهه خود بیش از 80 هزار عکس از زمین برداشت.

در بین عکس‌های تهیه شده توسط فضانوردان که با استفاده از فیلترهای مختلف و یا طیف های گوناگون برداشته می شود عکس‌های بسیار زیبایی وجود دارد که گاهی تصورش برای مردم عادی غیرممکن و از زیبایی‌های ویژه ای برخوردار است. به طوری که بعضی از آنها مثل نقاشی های نوآورانه، آمیزه‌ای از رنگ های مختلف است.

آنچه می بینید تصاویری است از میهن عزیزمان ایران که از فضا توسط کیهان نوردان و یا ماهواره‌ها برداشته شده است:

تصاویر شگفت‌انگیز فضایی از ایران

دشت کویر

تصاویر شگفت‌انگیز فضایی از ایران

کناره دریای خزر

تصاویر شگفت‌انگیز فضایی از ایران

تصاویر شگفت‌انگیز فضایی از ایران

تصاویر شگفت‌انگیز فضایی از ایران

تصاویر شگفت‌انگیز فضایی از ایران

تصاویر شگفت‌انگیز فضایی از ایران

تصاویر شگفت‌انگیز فضایی از ایران

نیمه جنوبی ایران و خلیج فارس

تصاویر شگفت‌انگیز فضایی از ایران

تصاویر شگفت‌انگیز فضایی از ایران

بندرعباس، قشم، خلیج فارس و تنگه هرمز

تصاویر شگفت‌انگیز فضایی از ایران

تصاویر شگفت‌انگیز فضایی از ایران

 http://www.ayandenews.com/news/28009/



 
عکس:چهره های متفاوت ایرانی و عراقی در یک جلسه
ساعت ۱٠:٤۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٢/۱٦  

ویژگی نخستین روز همایش بازکاوی روابط فرهنگی ایران و عراق آن بود که چهره ها و کارشناسانی با نگرشهای مختلف از ایران و عراق در آن حضور داشتند.


IMG_1916_resize


IMG_2023_resize


IMG_2113_resize



IMG_2131_resize


IMG_2160_resize


IMG_2191_resize


IMG_2212_resize


IMG_2385_resize


IMG_2404_resize





IMG_2554_resize


IMG_2556_resize




IMG_2622_resize



IMG_2759_resize





Copy_of_IMG_2828_resize





IMG_2876_resize


IMG_2878_resize





IMG_2915_resize


IMG_2936_resize


IMG_2963_resize




IMG_2981_resize


IMG_2995_resize


IMG_3037_resize


منبع: سایت کتابخانه مجلس

http://www.ayandenews.com/news/27661/



 
فصل جدید سیاست برای آیت الله
ساعت ۱۱:۱٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱٧  

آینده، سرویس سیاسی؛ آیت الله مهدوی کنی در حالی که با ویلچر به جلسه هفتگی شورای مرکزی جامعه روحانیت مبارز تهران آورده شد، کاندیداتوری مشروط خود را برای ریاست مجلس خبرگان به اعضای این جامعه اعلام کرد تا شاید تصمیم گیری آیت الله محمدرضا مهدوی کنی که در مرز هشتاد سالگی قرار دارد، برای کاندیداتوری ریاست خبرگان رهبری، آخرین فصل مهم از زندگی سیاسی وی به شمار آید.

آیت الله مهدوی کنی در مرحله افزایش اعضا از سوی حضرت امام (ره) به عضویت شورای انقلاب درآمد و پس از پیروزی نیز عهده‌دار مسؤولیت‌‌های حساس و گوناگونی نظیر سرپرست کمیته انقلاب اسلامی، عضویت شورای نگهبان، وزارت کشور، نخست وزیری پس از شهادت رجایی و باهنر، عضویت در شورای عالی انقلاب فرهنگی، مسئول ستاد رسیدگی به مناطق جنگ زده، عضویت در شورای بازنگری قانون اساسی، عضویت در مجمع تشخیص مصلحت بود.

اما مسئولیت‌های کنونی آیت الله مهدوی کنی دبیری جامعه روحانیت مبارز تهران، ریاست دانشگاه امام صادق (ع)، عضو مجلس خبرگان رهبری و تولیت مدرسه علمیه مروی تهران؛ از سوی حضرت امام خمینی(ره) است.

محمدرضا مهدوی کنی که در دوران انقلاب جزء روشنفکرترین روحانیون انقلابی به شمار می آمد و حتی بنا بر برخی روایت ها از حامیان دکتر علی شریعتی مقابل برخی منتقدین محسوب می شد، اولین صف بندی خود را با نیروهای انقلابی موسوم به خط امام در جریان تسخیر لانه جاسوسی به نمایش درآورد و با انتقاد از تسخیر لانه جاسوسی، از حضور و نمازخواندن در این مکان خودداری کرد و آنجا را غصبی دانست.

در انتخابات ریاست جمهوری دوره نخست نیز که حزب جمهوری اسلامی با محوریت آیات بهشتی، هاشمی و خامنه ای از مخالفین سرسخت ابوالحسن بنی صدر محسوب می شد،برخی معتقدند آیت الله مهدوی کنی با به میدان آوردن جامعه روحانیت مبارز در حمایت از بنی صدر، یکی از مهمترین حامیان وی در میان روحانیون انقلابی محسوب می گردید.

در عین حال خود ایشان در کتاب خاطراتش می گوید:" آن زمان تعدادی از اعضای جامعه روحانیت در انتخابات از بنی‌صدر طرفدار ی کردند و گروهی هم طرفداری نکردند. از جمله کسانی که مخالفت کرد، بنده بودم. دوستان نزدیک ما می‌دانند که بنده در آن موقع با بنی‌صدر علنی مخالفت نمی‌کردم و آن، دو علت داشت؛ یکی اینکه اولا بنی‌صدر ماهیتش به آن صورت کشف نشده بود، دوم اینکه امام ایشان را تأیید می‌کردند. بنده هم وقتی تأیید امام را می‌دیدم، لذا تأیید می‌کردم. ما همیشه طبق موضع‌گیری‌هایی که رهبری داشتند رفتار می‌کردم و با آن مخالفت نمی‌کردیم. ممکن بود حتی گاهی در دل چیزهایی را نمی‌پسندیدیم ولی در مقام عمل، ‌تبعیت را لازم می‌دانستیم."

به هر حال پس از پیروزی بنی صدر و نخست وزیری شهید رجایی، ایشان وزیر کشور دولت شد.

با جداشدن طیف بنی صدر و نیروهای ملی مذهبی از صف انقلابیون، وی به میان یاران سابق خود بازگشت و پس از شهادت شهید رجایی و شهید باهنر، با حکم آقایان هاشمی رفسنجانی و موسوی اردبیلی (روسای وقت قوای مقننه و قضائیه) به عنوان شورای ریاست جمهوری، نخست وزیر موقت دوران انتقال گردید.

نام آیت الله مهدوی کنی بار دیگر در آغاز دوران دوم ریاست جمهوری آیت الله خامنه ای مطرح شد، تعدادی از نمایندگان حامی مهدوی کنی، وی را به عنوان گزینه ای برای جایگزینی میرحسین موسوی در نخست وزیری مطرح کردند اما این گزینه با حمایت رییس جمهور وقت همراه نشد و با دخالت محسن رضایی، فرمانده وقت سپاه و درخواست وی از امام خمینی برای ابقای موسوی در نخست وزیری به دلیل مصالح جنگ، زمینه ای برای پیگیری هم نیافت.

اگرچه گویا ایشان یک بار دیگر نیز زمینه و تمایل معرفی به عنوان نخست وزیر آیت الله خامنه ای را داشت، اما به جای ایشان میر حسین موسوی، عضو شورای مرکزی حزب جمهوری اسلامی معرفی شد.

مهدوی کنی که حامی جدی حضور ناطق نوری در انتخابات ریاست جمهوری دوره هفتم محسوب می شد، یک روز پس از آنکه رهبر انقلاب در 31 اردیبهشت 1376 با انتقاد صریح از پروژه کارناوال عاشورا به صورت تلویحی مقابل تخریب سید محمدخاتمی موضع گرفتند، مهدوی کنی در مصاحبه با روزنامه ابرار گفت حدس می زنیم نظر رهبری بر ناطق نوری است و این جمله تنها یک روز قبل از انتخابات و در زمان ممنوعیت تبلیغات انتخاباتی تیتر یک ابرار شد و این اقدام ابرار، هزینه های تحمیلی به رهبری را پس از دوم خرداد افزایش داد.

آیت الله مهدوی کنی که در جریان پرونده نشریه موج نیز مواضع صریحی را علیه دولت اصلاحات اتخاذ کرده بود، بعد از حمایت رهبرانقلاب از رییس جمهور وقت در این موضوع و نفی اقدامات خاص دلگیر شد. با این همه نقش آفرینی سیاسی آیت الله مهدوی کنی در انتخابات ریاست جمهوری 1388 بار دیگر خبرساز شد.

با نظر مخالف بسیاری از چهره های شاخص جامعه روحانیت مبارز نظیر آیت الله امامی کاشانی، ناطق نوری و... با حمایت از کاندیداتوری محمود احمدی نژاد در انتخابات ریاست جمهوری به عنوان کاندیدای محوری، این جامعه امکان اعلام موضع رسمی در این انتخابات را نیافت، اما آیت الله مهدوی کنی ابتدا رئیس دولت نهم را اقل الشرین خواند و مدتی بعد حمایت رسمی خود که دبیرکلی جامعه روحانیت مبارز را برعهده داشت، از احمدی نژاد بعنوان خیرالموجودین اعلام کرد. اما بلافاصله بعد از مناظره جنجالی 13 خرداد در مراسم 14 خرداد از سخنان احمدی نژاد در مناظره علیه هاشمی و ناطق نوری گلایه کرد که با واکنش عجیب احمدی نژاد به خود مواجه شد.

با این همه مواضع آیت الله مهدوی کنی پس از حوادث و ناآرامی های بعد از انتخابات نیز قابل توجه بود. ایشان در شهریور 1388 و پس از اوجگیری اعتراضات، بدون اشاره به نام موسوی، وی را به تبعیت از شیوه امام حسن(ع) فراخواند و او را به عقب نشینی از موضع خود توصیه کرد.

آیت الله مهدوی کنی در اسفند سال 1388 در برابر جریان متمایل به حذف آیت الله هاشمی رفسنجانی با صراحت موضع گرفت و در حالی که وی در پاسخ به کسانی که کاندیداتوری وی در انتخابات میاندوره ای  خبرگان را مقدمه ای برای رقابت وی با آیت الله هاشمی برای ریاست خبرگان می دانستند،  اظهار کرده بود با آیت الله هاشمی رفسنجانی رقابت نخواهد کرد. 

در حال حاضر نیز ظاهرا نظر آیت الله تغییر نکرده است و دو روز پس از اعلام حضور رسمی هاشمی به عنوان کاندیدای ریاست خبرگان که در جلسه مجمع تشخیص مصلحت ابراز شد، حجت الاسلام میرلوحی، داماد آیت الله از کاندیداتوری او در این انتخابات خبر داد با این تفاوت که شرط اصلی ایشان برای حضور که عدم رقابت با ایت الله هاشمی بوده است بیان نگردیده است.

اکنون آیت الله مهدوی کنی به فصل پایانی زندگی سیاسی خود نزدیک می شود. در صورتی که وی در انتخابات هیات رییسه خبرگان موفق به نشستن بر صندلی ریاست خبرگان گردد و زمینه طبیعی برای خارج شدن آیت الله هاشمی از مسوولیتهای رسمی فراهم شود، نام ایشان به عنوان شخصی که موجب آغاز این شکاف گردیده، ثبت خواهد شد. موضوعی که گفته می شود بزرگانی از علما و مراجع در مذاکرات خصوصی به آیت الله مهدوی متذکر شده اند.

http://www.ayandenews.com/news/26701/



 
از ساقی قهرمان تا تری میسان، از "شرق" رحمانیان تا "راز" طالب زاده
ساعت ۱٠:٤۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱٧  

پس از آنکه افشاگری «آینده» در خصوص سوابق اسدالله نیک نژاد و دعوتش به برنامه "راز"، منجر به عصبانیت این کارگردان و انجام حملات و طرح اتهاماتی نسبت به «آینده» شد، آینده پرده ای دیگر از آنچه در این برنامه به وقوع پیوسته را منتشر می سازد و از سوابق یکی دیگر از میهمانان این برنامه پرده بر می دارد که در نوع خود تامل برانگیز است؛ سوابقی که به خوبی نشان می دهد، برخورد با حوزه های متخلف گاه تنها محدود به برخی رسانه ها و جریان ها می شود و اگر کسی جزو خودی ها بود، هر عملی انجام داد، مشکلی ندارد.

به گزارش سرویس فرهنگی - هنری «آینده»؛ پس از آنکه برنامه "راز" پنجشنبه گذشته با دعوت از اسی نیک نژاد تهیه کننده آثار ویژه!ای چون Red Shoe Diaries ، Women of the Night ، Black Sea 213، A Place Called Truth و Shame, Shame, Shame ، همچون جشنواره فیلم فجر بیست و نهم، یک رسوایی بزرگ را رقم زد و «آینده» نسبت به وقوع چنین اتفاقی با استناد به اطلاعات سایت IMDB، اعتراض کرد و خوشبختانه جریان رسانه ای ارزشی نیز با توجه به مستند بودن این واقعیت ها، به انعکاس این واقعه تلخ پرداخته و ضمن گلایه از مسئولان رسانه ملی، خواستگار پاسخگویی در این ارتباط شدند تا بالاخره پس از شش روز از این برنامه، صرفاً نادر طالب زاده با نادیده گرفتن مستندات، ضمن حملاتی به «آینده» و طرح برخی اتهامات، به کل منکر سوابق درخشان میهمانش شود.

در این چهارچوب پس از انتشار این اخبار، «آینده» برای آنکه نشان دهد، این اتفاق برای نخستین بار نیفتاده و پیش از این نیز از این دست میهمانان مسئله دار دعوت شده اند، به نمونه ای دیگر اشاره می کند که تاکنون چندان در خصوص سوابقش در ایران اطلاع رسانی نشده است؛ نمونه ای که اگر عدالت برقرار باشد و همگان در برابر قانون مساوی باشند، باید دقیقاً همان برخوردی با "راز" طالب زاده صورت پذیرد که با "شرق" رحمانیان شد و بدین شکل نشان داده شود همه در برابر قانون یکسان هستند و این جمله خدای ناکرده صدق نکند که "همه در برابر قانون مساوی اند اما برخی مساوی ترند".

چندی پیش برنامه راز میهمانی داشت که اخیراً در ایران به مطالبش شدیداً استناد می شود و به عنوان یک مظلوم و فعال ضد جنگ مطرح است که البته تا حدودی این مطالب صحت دارد و کتاب او در خصوص 11/9 یا یازدهم سپتامبر اثر جالبی است. اما از این جالب تر نیز می توان در سوابقش یافت که قطعاً حضور چنین شخصی را در رسانه ملی می بایست با منع همراه سازد، او همچون نیک نژاد و البته مدتی پیش از نیک نژاد مقابل طالب زاده نشست و میهمان این برنامه بود. این سوابق چیزی نیست جز همان سوابقی که ساقی قهرمان داشت و او که در خصوص ادبیات صحبت کرده بود، به واسطه این سوابقش زمینه توقیف شرق را فراهم ساخت.

"تری میسان" همچون "ساقی قهرمان" فعال در حوزه "هم جنس گرایی" است و البته حضورش در برنامه راز پیرامون حوزه هم جنس بازی نبود و در خصوص غرب و یازده سپتامبر و سوابقش بود، کما اینکه ساقی قهرمان نیز در شرق در خصوص هم جنس گرایی مصاحبه نکرده بود و پیرامون ادبیات مصاحبه کرده بود، اما مصاحبه او باعث تعطیلی روزنامه شرق شد و با وجود گذشت مدتی از مصاحبه تری میسان هنوز اتفاقی نیفتاده و بعید است بعد از امروز که این مسئله بازگو شده ، نیز اتفاقی بیفتد.

آیا این یکی نیز بی سوادی آینده است یا اینکه مشکل مدیران رسانه ملی است که عنان برنامه هایشان را به دست تهیه کنندگان و کارگردانان نورچشمی می سپارند که چنین میهمانانی را به برنامه شان دعوت می کنند و آیا اصولاً سوابق میهمانان یک برنامه که در شبکه فرهیختگان روی آنتن می رود، بررسی می شود تا یک activist against anti-homosexual discrimination یا یک تهیه کننده آثار ویژه! که در آمریکا نیز فیلمهایش برای برخی رده ها قابل نمایش نیست، روی آنتن تا تحلیل وقایع نظام پیش نروند؟ به راستی آیا اینها باید به تحلیل اوضاع فرهنگ و سیاست ایران و جهان برای مردم مان بپردازند؟! آقای ضرغامی! آیا این فاجعه نیست؟

http://www.ayandenews.com/news/27080/

 



 
چرا طالقانی محبوب همه از ملی و مذهبی بود؟
ساعت ۱٠:٥۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱٤  

دکتر رسول جعفریان رئیس کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی در همایش یکصدمین سالگرد آیت‌الله طالقانی که امروز 14 اسفندماه در سالن همایش‌های صدا و سیما برگزار شد به ایراد سخنرانی خود با موضوع «آیت الله طالقانی: ریشه های فکری و تأثیرهای همه جانبه» پرداخت.

متن این سخنرانی به شرح زیر است:

آیت الله طالقانی بر آمده از چند جریان متفاوت با تجربه‌های مختلف است که همه آنها در شکل گیری شخصیت وی به ویژه در بعد هدایت و رهبری مؤثر بوده و از وی شخصیتی همه جانبه در تأثیر گذاری روی دیگران استفاده کرده است.

 تربیت شده یک خانواده روحانی با ویژگی‌های پس از مشروطه

الف: اولا تربیت شده یک خاندان روحانی است، خاندانی که از خدمتگزاران به دین و مذهب بوده است. ویژگی این خاندان به جز روحانی بودن، آن است که در پی تحولاتی که پس از مشروطه در ایران رخ داده، و ابهامات و شبهاتی که در باره دین و مذهب طرح می شده، تلاش کردند تا دین را در قالب‌های تازه با استدلالهای قابل فهم برای نسل جدید و در لباسی نو به مردم بیاموزند. پدر آقای طالقانی، مرحوم سید ابوالحسن طالقانی، شخصیتی است روحانی اما نوگرا که با ایجاد جلسات پاسخ به شبهات در تهران برابر بهائیت و مسیحیت و تجدد، می‌کوشد تا دین را زنده نگاه دارد. نشریه بلاغ متعلق به مرحوم ابوالحسن بود و در آن به طرح مباحث دینی می‌پرداخت. در این محفل مرحوم شعرانی مباحثی را در رد شبهات مربوط به خاتمیت مطرح کرد که حاصل آن کتاب «راه سعادت» شد. وی در خاتمه آن نوشته است که این مباحث را «در مجلس تبلیغ  حضرت حجت الاسلام و المسلمین طالقانی مطرح کرده است».  آیت الله طالقانی در این مکتب پرورش یافته است. (توجه داشته باشیم که نسل روحانیون تهران، یک نسل مستقلی بود، مستقل از این بابت که روش و منش فکری خاصی داشت. این جریان در مشروطه، به طور غالب مدافع مشروطه بود و نوعی نگرش حکومتی در مسائل داشت و به هر روی تمایلات نوگرایانه داشت و بخشی از ریشه آن هم قوت تفکر فلسفی در مکتب تهران بود).

 آقای طالقانی و جریان روشنفکری قم در مدرسه رضویه

ب: آیت الله طالقانی در قم در مدرسه رضویه که شوهر خواهرش حاج شیخ مهدی پایین شهری آباد کرده بود، حجره دارد. در آنجا با تنی چند از خویشان و نزدیکان روحانی خود با الهام از آنچه آن زمان در مسیر تفکر در ایران در جریان داشته، نگاهی نوگرایانه به دین دارد. حجره آنان در مدرسه رضویه، محلی بود که وی با خواهرزاده‌اش علی اکبر حکمی زاده پسر  میرزا مهدی پایین شهری و آقای بدلا زندگی می کرد.  هم در آنجا طرح مجله «همایون» به اسم محمد همایون پور ریخته شد که تعاملی هم با کسروی داشت. البته کسروی مسلمان نه کسروی بعد از 1320. کسروی همان زمان هم داعیه اصلاح طلبی داشت و نشریه پیمان را منتشر می‌کرد. نشریه همایون از این مدرسه درآمد و حکمی‌زاده مقالاتی در آن می‌نوشت و رنگ و بوی روشنفکری و اصلاح گری داشت.

 مجله نگاری: تجربه ای که مرحوم طالقانی از این دو ماجرا داشت این بود که در اندیشه روزنامه نگاری افتاد. نشریه دانش آموز یکی از نخستین نشریات مذهبی تهران است که آقای طالقانی مقالاتی در زمینه تفسیر قرآن در آن می‌نویسد. این مجله دفتری هم داشته که کتابخانه و قرائت خانه بوده است. تأسیس کانون اسلام که نشریه دانش آموز از آن در می‌امد از نخستین کارهای آقای طالقانی است. و این شبیه کاری است که پدرش داشته است.

 تأثیر پذیری از جریان فکری روحانیون مشروطه خواه تهران مانند خرقانی

ج : در کنار این امر، طالقانی در تهران، نه تنها در مکتب پدر، بلکه با آثار برخی از روحانیون روشنفکر دیگر که از عصر مشروطه باقی مانده‌اند ارتباط فکری دارد. آیت الله طالقانی که بعدها کار قرآنی می کند گویا مع الواسطه، تحت تأثیر نوشته‌های اسدالله خرقانی است. اما از زاویه فکر دینی، خرقانی یک منتقد نسبت به باورهای رایج شیعی می دانم. محو الموهوم او اثری است خاص که بعدها به کوشش آیت الله طالقانی چاپ می شود. هرچه هست باید ریشه‌ای برای تمایل قرآنی آقای طالقانی به تفسیر پیدا کرد. یکی از آنها باید همین خرقانی و مجالس وی در تهران باشد. دیگری آشنایی با تفاسیر مدرنی است از قرآن که از مصر به دست ایرانی‌ها می‌رسیده است. دیده شده است که آیت الله طالقانی به تفسیر رشید رضا یعنی المنار ارجاع می‌دهد. آن زمان آثار مصری وارد ایران می شد و ترجمه‌هایی هم از آنها صورت می‌گرفت.

 طالقانی و فدائیان اسلام

د: آیت الله طالقانی در شرایط پس از شهریور بیست پرورش می‌یابد و بروز و ظهور یافته و خود از عوامل مؤثر در این فضا می‌شود. این فضا تا آنجا که به روحانیت مربوط می‌شد، شامل چندین رشته فکری و جریان بود. اما یک چیز مسلم بود و آن این ظهور نسلی از روحانیون انقلابی بود که در اثر شدت تنفر از رضاشاه پدید آمده بودند. پدید آمدن اینها واکنشی به موج افکار ضد دینی آن روزگار بودند. کسروی با نوشته‌های تندش بر ضد دین، بعد از شهریور 20 به ویژه پس از 1322، در این زمینه یعنی پدید آمدن جریان انقلابی دینی مؤثر بود. نواب صفوی نمونه اعلای این ماجرا بود و نسلی که در کنار او از طلاب و بازاریهای وفادار به وی پدید آمدند خود یک نحله شدند و تا به امروز افکار و اندیشه‌هاشان که ویژگی عمده‌اش رفتار انقلابی، عدم انعطاف و تعصب بر گفته‌ها و ادبیات تند در نقادی است، در کنار وفاداری به آنچه از اسلام می‌شناختند، در آنان دیده می‌شود، یا آثارش در افکارشان وجود دارد. آقای طالقانی، دست کم بخشی از وجودش، متعلق به این جریان است، و نه این که لزوما از آنها تأثیر پذیرفته باشد که پذیرفته بود، بلکه خودش در این شرایط بالید و روی ادبیاتش تأثیر شگرفی گذاشت. این که بعدها آقای طالقانی ارادتش به فدائیان اسلام ثابت ماند و نواب صفوی را نه تنها در بازگشت از سفر مصر در فرودگاه استقبال کرد، بلکه در آغاز عصر وحشت پس از 28 مرداد به خانه راه داد ریشه در همین رفتارها دارد. جمله تاریخی آیت الله طالقانی در سال 1358 که در آن اقدام فدائیان اسلام را در ترور رزم آراء برداشتن نخستین مانع برای ملی شدن نفت دانست، نشان از وفاداری او به فدائیان تا زمان انقلاب است.

 این نگرش تند را در سخنرانی‌های وی در طول سالهای 40 ـ 43 شاهدیم. بعد از زندان هم به رغم آن که فشارهای سیاسی رژیم او را محدود کرد اما باز زبان تندی داشت. به کار بردن کلماتی تند در سخنرانی‌ها بر ضد رژیم و عناصر وابسته پدیده کلامی مرحوم طالقانی است: پس آن مردک پفیوز که آمده بود از من ..... (یاران: 1/273) روی همین اصل هم به جای حضرت علی، یک مشت... صفت بر شما حکومت می کنند (یاران: 1/41). اصل این است که در این مسجد نباید صحبت شود. حتی هر روز من بخواهم صحبت معمولی بکنم آن چغندر قرمز می رود و می گوید که طالقانی صحبت کرد. (با دست هم او را نشان داد) (یاران: 3/36). چنان که فرخ رو پارسای را فردی بی‌سروپا خواند (2/322).

 رفاقت آیت الله طالقانی و نهضت آزادی

هـ :‌ رفاقت آیت الله طالقانی با دکتر مصدق، جبهه ملی، و سپس اعضای متدین و مذهبی آن، یعنی شاخه نهضت آزادی سبب شد تا وی با افکار آزادیخواهانه از نوع لیبرالیستی آن آشنا شود. در تمام سالهای پس از 1340 تا انقلاب این دو در کنار یکدیگر بودند. طی سالهایی که آنها آزاد بودند و در مسجد هدایت، کمتر شبی بود که مهدی بازرگان  در نماز آقای طالقانی شرکت نکند. آگاهیم که مجموعه نهضت آزادی به ویژه سران آن، یک جریان سیاسی خاصی بودند که به روشهای سیاسی در مواجه با رژیم باور داشتند نه روشهای نظامی. این میراث در افکار آیت الله طالقانی تأثیر گذاشت و از وی یک شخصیتی ساخت که در کنار دیگر مؤلفه‌های فکری و سیاسی میراث برده از گذشته، تحت تأثیر این اصول هم قرار گیرد. باید عرض کنم که آقای مطهری هم رفاقت دایمی با این اشخاص داشت، ضمن آن که تفاوتش با آیت الله طالقانی این بود که هم خودش فکری تر بود و هم منتقدتر. اما

سیاست ضد پهلوی و تأثیر آن روی شخصت آقای طالقانی برای تأکید بر امر «مبارزه»

و: آیت الله طالقانی روی اصل مبارزه تکیه می‌کرد و بنابرین در محدوده مبارزه به تأیید نوع گروه‌ها می‌پرداخت. در واقع باید گفت شخصیت آیت الله طالقانی در مبارزه شکل گرفته بود، بزرگ شده بود و به حد بلوغ و نهایت خود رسیده بود. مبارزین پس از سالهای 42 شامل دو گروه مجاهدین خلق و کمونیستها بودند. تاکید ایشان روی مبارزه، مانع از آن بود که بخواهد در این باره حساسیتی از خود نشان دهد. سحابی می گوید این احساس در من که در امر مبارزه با رژیم میان اسلام و مارکسیسم تفاوتی نیست، با الهام از آیت الله طالقانی بود. آقای طالقانی ریشه های مبارزه مسلحانه را هم در خود داشت و بنابرین در این مورد توافقی با سران نهضت آزادی نداشت، بلکه به عکس، با مراجعه به ریشه هایی که از فدائیان اسلام داشت، نسبت به مبارزه مسلحانه با دید مثبت برخورد می‌کرد. البته وقتی ماجرای کمونیست شدن سازمان مجاهدین پیش آمد برخورد کرد و حتی در باره فتوای طهارت و نجاست نظر مثبت داد و نشان داد که روی ایمانش به اسلام که همه هویتش را تشکیل می‌دهد با کسی معامله نمی‌کند.

 شخصیتی همه جانبه و محبوب و مؤثر روی ملیون

ز:‌ یک نکته مهم در این شخصیت همه جانبه ای که داشت این بود که محبوب همه قشرها و طوایف بود. این نکته را ساواک با دقت دریافته بود و چنان که در یکی از اسناد آمده است، طرفداران آیت الله طالقانی را به چند بخش تقسیم می کند: سران نهضت آزادی، دانشجویان و دانش آموزان، جامعه مهندسین، افراد اداری و فرهنگی، تجار و بازاریان. در واقع آیت الله طالقانی از هر کدام از نحله‌هایی که در طول دهها سال با آنان مراوده داشت، عناصر و مؤلفه‌هایی را برگزیده و در اندیشه خود جای داده بود. این امر در کنار اخلاق او، اخلاص و به ویژه شجاعت وی شخصیتی محبوب به وی داده بود. او قدرت هضم رفتارهای مختلف را داشت و به دلیل آن که خود از روحانیت بود و در قم هم ریشه داشت، با نهضت روحانیت همراهی کرد. بدون شک او روی افراد نهضت هم برای همراهی با روحانیون در سالهای 41 – 43 تأثیر داشت و همین سبب شد تا آنان مانند دیگر ملی‌ها از روحانیت رویگردان نشوند.

http://ayandenews.com/news/26854/



 
این ضربه کمتر از گلوله ای نیست که به سعید شلیک شد
ساعت ٩:۳٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱۳  

به تصویر کشیده شدن تندروی و توهین سنگین یک عنصر معلوم الهویه به اسم نیروهای ارزشی که برخی محافل و جریانات رسانه ای مدعی ارزش گرایی نیز در جهت تفسیر و توجیه و مقصرتراشی از خارج گود برایش برآمده اند، در حالی است که ابراهیم حاتمی کیا کارگردان ارزشی کشورمان، پس از ترور سعید حجاریان، عضو وقت شورای شهر تهران در بیش از ده سال پیش، از شکل گیری جریانی که با لباس بسیجی، به سمت بسیجی نشانه هشدار داده بود.

به گزارش سرویس سیاسی «آینده»؛ در شرایطی که جریان اصلاح طلب روزهای قدرت گیری اش را در فضای سیاسی کشور تجربه می کرد و چهره هایی چون سعید حجاریان، مشاور رئیس جمهور وقت و عضو شورای شهر تهران، به عنوان تئوریسین اصلی طیف سیاسی چپ شناخته می شد، 22 اسفندماه 1378، مقابل درب شورای شهر تهران توسط برخی اشخاص که انگیزه های ارزش گرایانه به خود سنجاق کرده بودند، سعید حجاریان به وسیله اسلحه ماکاروف روسی ترور شد و البته در نهایت جان سالم به در برد، اما آنچه پس از این واقعه روی داد، تخریب جدی چهره بسیج توسط رسانه ها بود که در واقع مستقیم یا غیرمستقیم با انتشار تصاویر عسگر با چفیه و غیره، به وقوع پیوسته بود.

ابراهیم حاتمی کیا، فیلمبردار روایت فتح شهید آوینی که در آن سال ها، به عنوان کارگردانی ارزشی و دارای سبک جا افتاده بود، در نخستین شماره های پس از عید 1379 روزنامه صبح امروز و دقیقاً در نسخه شماره 79/1/10 این روزنامه، در یادداشتی خواندنی، از لباس بسیجی گفت که حتی در طول جنگ نیز برای آتش گشودن بر روی بسیجی، بر تن منافقین می شد و هشدار داد که پس از جنگ نیز می تواند چنین اتفاقی بیفتد و البته در هشداری جدی تر به بسیجیان یادآور شد که مراقب باشند، در دام سیاست بازانی نیافتند که بسیج را مترادف با خشونت کنند. مطالعه این یادداشت در این ایام که رفتار برخی مدعیان ارزشی، به چهره نیروهای ارزشی واقعه ضربه زده و مصداق بارزش نیز بی اخلاقی  و نسبت دادن صفت های حرام بوده، جالب توجه است:

*****


«عکس "سعید عسگر" را روزنامه ها چاپ کردند. تصویری نه چندان واضح. اگر گذری تصویرش را ببینی یک لحظه با "حاج همت" اشتباهش میگیری. چه می گویم. سعید عسگر و شهید حاج همت! من هم جا خوردم. چه شده است. آغاز سال 79 و چنین توهمی!

۱- نمی دانم اواخر جنگ هنوز خاطرتان هست. بعد از قبول قطعنامه از طرف ایران و حمله گروهک رجوی از سمت جنوب غرب ایران. خشمی غریب از سوی مردم. پخش دیر هنگام موسیقی ای ایران! از رادیو و تلویزیون! همان روزها من هم در هیبت فیلمبردار به کرمانشاه رسیدم. شهر نیمه تعطیل، خبر از توقف گروهک رجوی در نزدیکی منطقه کوزران. در حال گشت شهر بودم که رفیقی را یافتم. او مضطرب بود و به ما پیشنهاد داد هرچه سریعتر لباسهایمان را تغییر دهیم. چرا که "شهر آلوده" است.

واژه شهر آلوده برای اولین بار به گوشم رسید. می گفت گروهک رجوی در هیبت بچه های رزمنده در آمده اند و تشخیص آن ها از نیروهای واقعی بسیار سخت است. برای عوض کردن لباس مقاومت کردم، چرا که لباس ساده خاکی رنگ-مثل همیشه- بر تن داشتیم و اصلا لباس بزمی همراهمان نبود. وقتی مقاومتم را دید دستم را گرفت و وارد محوطه ای کرد که یادم نیست، مدرسه بود یا پادگان. دیدم عده ای در گوشه وسیع حیاط دست بسته نشسته اند. حیرت کردم جوانانی مثل ما، عین ما. بعضی چفیه بر گردن، ریش بر صورت و در قد و قواره بچه های رزمنده. دقایقی شوک زده بودم چه می دیدم، همه به زبان ما سخن میگویند.

حتی لهجه های شهرستانی آنها قابل تشخیص بود. بیرون زدم، حال خوشی نداشتم، گمانم بر این بود که کمی استراحت حالم را عوض خواهد کرد و می توانم به کار فیلمبرداری برسم. ولی کم کم احساسی دیگر قوی تر شد. حال در مقابلت شهری میدیدی پر از جوانانی همچون خودت. ولی دیگر آن حس قبلی را نداشتی، دچار خوف و رجا میشدی. از انبوه دیدن آنها لحظه ای وحشت میکردی و لحظه ای خوشحال. دوربین در دستم بیکار مانده بود، حسب معمول جلو میرفتم. خسته نباشید میگفتم ، شوخی میکردم تا در مقابل دوربین راحت باشند، ولی نمیدانستم با این حال خودم چه کنم. همه در وضعیت متهم برایم بودند. مگر نشانی میدادند و من آرام میشدم. تازه فهمیده بودم مفهوم شهر آلوده را.

2- نمیدانم روزهای حملات شیمیایی عراق خاطرتان هست. عملیات خیبر ، بدر. آغاز موج جدیدی از بازدارندگی قوای ایرانی توسط بمبهای شیمیایی. اجباری شدن اقدامات پیشگیری و مجهز شدن رزمنده ها به ماسکهای تنفس. قاعده این ماسک ها چنان بود که باید محکم به صورت میچسبید و هیچ منفذ اکسیژن جز از طریق فیلتر ماسک نباید به مشام میرسید و یک چیز مانع بزرگی بود. ریش بچه ها! به چشم دیدم مقاومت بچه ها را که حاظر نبودند ریششان را بتراشند. ولی واقعیت خشن تر از این مقاومت ها بود، ریش ها تراشیده شد و اتفاق جدیدی افتاد، چهره هایی تازه خلق شد، یک جوری شده بودیم. به هم میخندیدیم. بعضی زیباتر و بعضی کج و کوله تر از قبل.

برمیگردم سر همان دو سطر اول. تا اینجا سعی کردم آرام ، نرم ، متین و منطقی جملات را بچینم ولی از این به بعدش فشار بغضم به نوک قلم بیش از حد فشار آورده است و عنقریب از حرکت بازماند. پس اجازه دهید راحت باشم.

عزیزان شهر آلوده است. چفیه حاج همت به یغما رفته است. ریش به خون خضاب شده حاج همت به دست صورتک سازان نیرنگ و نفاق، جعل شده است. بهوش باشیم. من نمیدانم چه اصراری بوده است که همه روزنامه های دوم خرداد چنین عکسی را از سعید عسگر قاب کرده اند. خدا کند مکر ژورنالیستی نباشد. خدا کند از حب علی دست به چنین کاری زده باشند. وای چه میبینم. سال 79 روزنامه ها با عکسی آذین میشوند که چفیه، این نماد بسیجی، همچون نماد آغازی شوم بر سال جدید تعبیر شود!

دوباره بر میگردم سر همان دو سطر اول. وقتی یکی از همین روزنامه ها را به رفیقی از یادگارهای جنگ نشان دادم. در سکوت سرش را پایین انداخت. ما سینمایی ها هر ثانیه و هر لحظه برایمان حساب و کتاب دارد. من این سکوت و سر به زیر انداختن را میفهمم. نکند این سر به زیر انداختن ما به حساب ندامت و شرمندگی باشد. این غم بزرگ را کجا طرح کنیم که این روزها ضزبه ای که به اساس و پیکره جنگ رفته ها وارد میشود کمتر از گلوله ای نیست که به سمت سعید حجاریان شلیک شد. من دلم گواهی میدهد که سعید حجاریان هم این غم بزرگ را درک میکند چرا که او نیز متعلق به همین نسل جنگ رفته هاست.

من تحلیل گر خوبی نیستم. ولی وقتی شهر آلوده میشود جز سایه نشستن و نظاره کردن کاری از دستمان بر نمیاید. نمیدانم چه مرگم شده است که زبان به تکلم باز کرده ام. حس غریبی آزارم میدهد. نکند سال 79 سال به محکمه کشاندن بچه هایی باشد که هشت سال به دفاع از این آب و خاک "یا علی" گفتند. مواظب باشیم در دام سیاست بازانی گرفتار نشویم که چنان واژه ها را مسخ کنند که نام بسیج و بسیجی مترادف با خشونت تعبیر شود. هر سعیدی، عسگر نیست. هر سعیدی، امامی نیست. می تواند سعید حجاریان نیز باشد.»

http://www.ayandenews.com/news/26686/



 
چگونه امارات بازار ایران را بلعید؟!
ساعت ٥:۱٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱٢  

گروه اقتصادی؛ امیرهادی انواری: قضیه کوتاه شده از این قرار است: کشوری تمدن ساز، با قدمت چند هزار ساله و وسعتی درخور توجه، به بازار پرسود کشوری کوچک، با قدمت 40 ساله بدل شده است؛ ای کاش بازار کشوری کم سن و سال، اما لااقل صنعتی بودیم. ما بازار کشوری هستیم که از دلالی کالا ارتزاق می کند و تازه هر از چندی یک دهن کجی گنده هم به ما می کند!

اتفاقا و انصافاـ لااقل ـ در این یک فقره نمی توان انگشت اتهام را به سمت دولت نشانه رفت. همه بازرگانان که دولتی نیستند!

همسایگی با کشوری مثل ایران برای هر کسی سود نداشته باشد، برای کشور 40 ساله لم یزرعی مثل امارات متحده عربی، سود خوبی دارد! ایران؛ کشوری که همواره تراز تجاری آن به سمت واردات سنگینی میکند در شمال قرار گرفته، سرزمینی که مردمش به تاریخ و تمدن چند هزارساله خود تکیه کردند و روی دریایی از نفت و گاز ایستادند.

موقعیت جغرافیایی امارات


و امارات متحده عربی، تازگی ها چهل ساله شده، تمام آن تشکیل شده از هفت امارت امیرنشین با جمعیتی اندک و مساحتی کوچک. شاید جمعیت و مساحت آن را بتوان با یکی از استان های ایران مقایسه کرد. مردمش در جنوب خلیج فارس روی خاکی کم وسعت ایستادند، اما از ترانزیت کالا و آمد و شد گردگشر خارجی سود می برند.


ما ایرانی ها، علاقه زیادی داریم که به تاریخ و دستاوردهای پدرانمان تکیه کنیم و ادعاهای واهی شیوخ عرب در کشور نوپای امارات را تخطئه کنیم. تاریخ و هویت فرهنگی آنها اصولا با کشور تمدن سازی چون ایران قابل قیاس نیست، اما اتفاقا در نقطه ای دیگر و شاخصی دیگر، امارات ایستاده با اقتصادی که روزبروز شکوفا تر می شود.


اما جالب است بدانید، همین کشور نوپای مدعی و به قول میهن پرستان دو آتشه «گستاخ»، همین پایین ایران، در جنوب خلیج همیشه فارس، بی سر و صدا حداقل بازار ایران ـ هرچند با تمدن چند هزار ساله ـ را بلعیده است.

ما بمب گوگلی برای نام خلیج همیشه فارس درست می کنیم، اماراتی ها هم گردشگر و ثروت های ما را با چراغ خاموش قر می زنند و با پول آن رسانه براه می اندازند تا بلکه بتوانند در برابر مردم پرشیا هویتی برای خود درست کنند.

این واقعیت رقابت اقتصادی دنیاست؛ امارات طی یک دهه بازار ایران را بلعیده «آینده» در گزارشی به وضعیت رابطه تجاری ایران و امارات متحده عربی از ابتدای دهه 80 تا امروز که به پایان این دهه نزدیک می شویم پرداخته است.

 ایران و امارات: امروز
در نمایه زیر می توانید به مقایسه برخی ویژگی های دو کشور ایران و امارات بپردازید. تمامی هفت امارت عربی، جمعتی ـ در خوشبینانه ترین حالت ـ نصف تهران دارند و مساحت تمام این کشور، نصف مساحت استان کرمان ما نیست. اما رتبه جهانی تولید ناخالص این کشور، تنها 6 پله پایین تر از ایران و وضعیت سرانه جی دی پی آن هم خیلی خیلی بهتر از ایران است!

برای دیدن متون موجود در تصاویر در ابعاد واقعی روی آنها کلیک کنید

 

مبادلات تجاری ایران و امارات: تراز همواره منفی ایران!
واقعیت آن است که لااقل در ده سال اخیر، این امارات بوده که همواره تراز مثبت تجاری مقابل ایران داشته و سود برده است. در نمودار زیر می توانید وضعیت رشد قابل توجه صادرات امارات به ایران و وضعیت تاسف بار صادرات کالا از ایران به امارات(در مقایسه با واردات از امارات) را ملاحظه کنید.

 

مبادلات تجاری در یک نگاه: سهم طرفین از معامله
حدودا 101.7 میلیارد دلار، چیزی نزدیک به 101.7 هزار میلیارد تومان، ارزش معامله ایران و امارات طی ده سال اخیر است. جالب است که سود ایران(صادرات کشورمان به امارات) از این معامله 17میلیارد دلار بوده است. در نمایه زیر می توانید سهم دو کشور را از معامله در یک دهه اخیر ملاحظه کنید.

 

سال های تجارت
در این بخش به 10 سال تجارت ایران و امارات می پردازیم. جالب است بدانید در سال های 80 و 81، آلمان صاحب رتبه اول واردات به ایران بوده است، اما از همان سال ها امارات برای تبدیل شدن به اولین کشور صادر کننده کالا به ایران خیز بر می دارد و امروز می بینیم که موفق نیز بوده است.

1380

 

1381

 

1382

 

1383

 

در سال 1383، امارات برای اولین بار به اولین صادر کننده کالا به ایران بدل می شود و سهم خود از بازار ایران(در بین کشورهای جهان) را به بیش از 13 درصد ارتقا می بخشد.

 

1384

 

در سال 1384، امارات هنوز اول است، از سوی دیگر سهم خود را از 13 درصد به بیش از 19 درصد کل واردات ایران ارتقا بخشیده است.

 

1385

 

اول بودن امارات که چیز جدیدی نیست! خبر تازه در سال 85 آن که سهم امارات از بازار واردات ایران در این سال از 20 درصد می گذرد.

 

1386

 

1387

 

1388

 

1389


هنوز آمار قطعی وضعیت تجاری ایران در سال 1389 منتشر نشده است، آنچه در دست داریم آماریست که تا دیماه را حکایت می کند، اما تا همین ماه هم، امارات جایگاه پیشین خود را حفظ کرده است!

 

قطر، جایگزین امارت؟


به تازگی و با اضافه شدن بحث ساخت جزیره مصنوعی امارات به ادعاهای واهی این کشور تازه تاسیس، در خصوص نام خلیج همیشه فارس و مالکیت جزایر سه گانه، ظاهرا برخی از مسئولین تصمیم گرفتند قطر را جایگزین امارات متحده عربی کنند. البته باید یادآور شد، ارزش واردات ایران از امارات طی ده سال اخیر، چیزی حدود 220 برابر ارزش صادرات قطر به ایران است!


اگرچه، قطر نیز کشوری عربی است و بعید نیست وقتی که از محل بازار پرسود صادرات به ایران فربه شد، ادعاهای مشابه امارات را مطرح نکند، اما اگر مبدا واردات به ایران از امارات به هر کشوری جز این کشور تغییر یابد، باز هم باید از مسئولین تشکر کرد.


که اگر کشور کوچکی در حاشیه خلیج همیشه فارس نسبت به تمامیت ارضی و هویت تاریخی ما جسارت میکند، لااقل از محل بازار ما فربه نشود.  در زیر می توانید وضعیت صادرات قطر را در دهه اخیر به کشورمان ملاحظه کنید.

 

 

طبیعتا کشورهایی نظیر امارات، تولید آنچنانی ندارند، حداقل جزو کشورهای صنعتی نیستند که تکنولوژی خاصی صادر کنند. کشاورزی و معدن و.. هم ندارند که ماده اولیه به ایران صادر کنند.

مشخص است که این کشورها در کنار ایران به دلالی کالا می پردازند. مبدا واردات ایران، امارات باشد یا قطر و ترکیه و... می تواند یک سوال اساسی طرح کرد؛ چرا نباید کالاهای خارجی که اغلب تولید کشورهای صنعتی هستند، مستقیم به ایران وارد شود و یکی، دو دست بچرخند تا به ایران برسند.


این دست به دست کردن ها که برای رضای خدا نیست، حتما سودی در بین است؛ چرا باید ایران واسطه سود کشورهایی باشد که نسبت به کشورمان اهانت و جسارت می کنند؟


به امید روزی که ایران به جای کشوری وارد کننده، صادر کننده باشد. به جای آنکه ماده اولیه صادر کند، کالای مصرفی صادر کند.

-------------------------------------------

منبع آمار واردات و صادرات: گمرک جمهوری اسلامی ایران

منبع آمار مربوط به ویژگی کشورها: ویکی پدیا؛

Islamic Republic of Iran

 United Arab Emirates

State of Qatar 

منبع اطلاعات اقتصادی کشورها: گزارش سال 2010 صندوق بین المللی پول؛

List of countries by GDP (nominal) 

List of countries by GDP (nominal) per capita 

http://www.ayandenews.com/news/26666/



 
اختراعات جدید به فکر مرده ها هم افتاد
ساعت ٤:٥٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱۱  

فناوریهای نوآورانه امروز و شیوه های جدید طراحی صنعتی این امکان را فراهم کرده اند که از ترکیب دستگاههای مختلف، وسایل جدیدی با کاربردهای متفاوت را ارائه می کنند و می توانند زندگی را آسانتر کنند.

به گزارش مهر، گروهی از دانشمندان انگلیسی دانشگاه لچستر سیستم نوآورانه ای را ارائه کرده اند که می تواند ظرف سه سال آینده وارد بازار شود.

این سیستم جدید در واقع نوعی ساعت مچی است که قادر است با دقت بسیار بالایی فشار خون را اندازه گیری کند.

در این راستا روزنامه لارپوبلیکا گزارشی تصویری از دستگاههایی که در اصطلاح به آنها Transformers (تغییردهندگان) گفته می شود منتشر کرده است.

تغییر دهندگان قادرند همزمان دو یا چند استفاده مختلف داشته باشند. پدیده ای که به نظر می رسد در طراحی صنعتی و فناوریهای امروز از جایگاه ویژه ای برخوردار است.

1- محققان دانشگاه لچستر انگلیس ساعتی را ابداع کرده اند که مجهز به یک دستگاه فشارسنج است. دسترسی آسان و مداوم به این فشارسنج می تواند از بسیاری از بیماریهای قلبی عروقی پیشگیری کند. این محققان معتقدند که این فناوری بسیار دقیقتر از دستگاههای فشارسنج فعلی است.
 
 
2- این تصویر، یک کوله پشتی را نشان می دهد که در قسمت جلویی آن یک پانل خورشیدی قرار گرفته است. این پانل می تواند برای شارژ تلفنهای همراه، دوربینهای ویدیویی و کنسولهای قابل حمل بازیهای ویدیویی حتی زمانی که در وسط جنگل هستید کاربرد داشته باشد.
 

3- در قسمت فوقانی این جا دستمالی یک پایه شارژر دستگاههای "آی- پاد" و "آی- فن" در نظر گرفته شده است. این پایه قادر است علاوه بر شارژ دستگاه به صورت یک بلندگو عمل کرده و موسیقی پخش کند.
 

4- یک چرخ دستی خرید است که به سادگی می تواند به یک صندلی راحتی تبدیل شود.
 

5- یک دستگاه الکتروشوک کوچک است که می تواند به عنوان یک دستگاه پخش کننده موسیقی قابل حمل مورد استفاده قرار گیرد.
 

6- یک تلفن- ماوس برای صحبت کردن از طریق اسکایپ و سایر سرویسهای مسنجر. این ماوس در زمان صحبت بر روی اسکایپ، همانند یک تلفن همراه از وسط باز می شود. با کلیک بر روی دکمه میانی ماوس می توان عملکردهای مختلفی مثل قطع تماس، کم و زیاد کردن صدا و ... را کنترل کرد.
 

7- رادیو و توستر نان دو دستگاهی هستند که صبحها در زمان خوردن صبحانه کاربرد بسیاری دارند. اکنون این دستگاه "توستر- رادیو" که تلفیقی از این دستگاهها است می تواند در مصرف انرژی صرفه جویی کند.
 

8- این تصویر مربوط به یک "هاب یو. اس. بی" برای قرار دادن کارتهای "اس. دی" و قلمهای نوری است که می تواند عملکرد دیگری هم داشته باشد. در حقیقت این دستگاه، یک دماسنج رو میزی است که دمای محیط را به دو واحد سانتیگراد و فارینهایت نشان می دهد.
 

9- به نظر می رسد که فناوریهای نوین و نوآورانه انسان را حتی پس از مرگ نیز رها نمی کنند. برای مثال این یک "قبر- الکترونیک" (E-tomb) است که به جای سنگ قبر از یک یادبود دیجیتالی بی سیم برخوردار است. این سنگ قبر قادر است تمام اطلاعات آنلاین متوفی را از طریق شبکه های اجتماعی، وبلاگها و سایر سایتها را در خود ذخیره کند و این اطلاعات را به تلفنهای همراه هوشمند و یا رایانه های قابل حمل کسانی که برای زنده نگه داشتن یاد صاحب قبر به گورستان رفته اند منتقل کند. همچنین دوستان و آشنایان متوفی می توانند با ایستادن در مقابل این سنگ قبر تمام عکسها، فیلمها و خاطرات دیجیتالی را که از وی دارند به قبر الکترونیک منتقل کنند.
 

http://www.ayandenews.com/news/26600/

 



 
فضانوردی زیر آب
ساعت ۱٠:٠٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱  

سازمان فضایی فدرال روسیه از استخر عظیمی برای آموزش راه رفتن در فضا به فضانوردان برخوردار است که بیشتر شبیه یک پارک آبی است.

به گزارش ایسنا، استخر «استارسیتی» که در خارج از مسکو قرار دارد، مرکز بزرگ آموزش فضانوردی است که در آن فضانوردان به انجام تمرینات حفاظتی و توسعه مهارت‌ها در یک شاتل ساختگی زیر آب می‌پردازند.

سازمان فضایی فدرال روسیه مانند ناسا از یک استخر عظیم آبی برای تمرینات راه رفتن در فضا استفاده می‌کند.

تمرینات آموزشی زیر آب نزدیک‌ترین مدل برای شبیه‌سازی بی‌وزنی در فضاست که مهندسان توانسته‌اند آن را ایجاد کنند.

فضانوردان می‌توانند همچنین به کسب و تمرین مهارت‌های لازم برای اجرای عملیات‌ها در سطح خارجی ایستگاه فضایی بپردازند.

این استخر گنجایش یک ایستگاه فضایی 20 تنی را داشته و عمق آن 12 متر است. قطر استخر 23 متر بوده ، از حجمی برابر 5000 متر مکعب برخوردار است.

این مرکز آموزشی که در سال 1980 افتتاح شده، برای آموزش فضانوردان، آزمایش مدل اجرام و انجام تحقیقات تجربی درمورد گرانش خرد شبیه‌سازی شده طراحی شده بود.

مقامات امنیتی روسیه حتی گاهی به گردشگران اجازه می‌دهند در ماموریتی شبیه‌سازی شده شرکت کنند.

در این استخر که با حسگرهای بهداشتی تجهیز شده، تمام کاری که یک فضانورد نوپا باید انجام دهد، مانند تطبیق قد، وزن و نیازهای پزشکی، توسط سازمان فضایی فدرال روسیه به اجرا درآمده است.





http://ayandenews.com/news/25931/


 
آسمانخراشی به شکل راه پله
ساعت ۱٠:٠۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱  

آسمانخراش مارپیچی طرح برنده رقابت هنر و معماری سازمانی خیریه در نیویورک است که در هر طبقه آن باغی بزرگ بنا شده و گفته می شود به زودی ساخت آن در ابوظبی آغاز خواهد شد.

به گزارش مهر، شرکت اسپانیایی "نابیتو" که این برج پلکانی را طراحی کرده اعلام کرده است برای ساخت این برج که هر طبقه آن را باغی پوشش خواهد داد، در ابوظبی مذاکراتی صورت گرفته است اما جزئیات این مذاکرات محرمانه باقی مانده اند.

طراحان این برج تلاش کرده اند با ترکیب ساختارهای افقی و عمودی رایج در ساختمانها، برجی افقی طراحی کنند که از ساختارهای آشکار عمودی و چشم انداز افق زیبای شهرهای روبروی برج برخوردار باشد.

آسمانخراش پلکانی با جنبه های حقیقی زندگی شهری همخوانی دارد، برای تامین آب ساکنین آن از چاهی که در نزدیکی برج حفر خواهد شد استفاده شده و از همین آب برای ایجاد باغهایی سرسبز در هر طبقه از آسمانخراش استفاده خواهد شد.

از دیگر نکات مورد توجه در ساخت این آسمانخراش سازگاری آن با محیط زیست است و از این رو در ساخت آن از تمامی تکنیکها، فناوری ها و مواد و راهکارهای سازگار با محیط زیست استفاده خواهد شد.

این آسمانخراش از بخشهای اداری، عمومی و مسکونی برخوردار خواهد بود که در تمامی آنها اصول سازگاری با محیط زیست به بهترین شکل ممکن رعایت خواهد شد. ایده این طرح از راه پله های مارپیچی در شهر استانبول به وجود آمده و طراحان با تصور این راه پله ها به شکل یک ساختمان، این طرح را ارائه کرده اند.

بر اساس گزارش سی ان ان، شرکت "نابیتو" از سال 2007 تا کنون چندین جایزه ویژه معماران جوان را از مسابقات اروپایی دریافت کرده است:

تصاویر آسمانخراشی به شکل راه پله
تصویر طرح آسمانخراش پلکانی در سنترال پارک نیویورک
تصاویر آسمانخراشی به شکل راه پله
راه پله های پلکانی در استانبول الهام بخش طراحی این آسمانخراش بوده اند
تصاویر آسمانخراشی به شکل راه پله
هر یک از طبقات این آسمانخراش به شکل یک طبقه مجزا در نظر گرفته شده و ساخته خواهند شد و در طول روز از
زاویه ای خاص نور خورشید را به خود جذب خواهند کرد
http://ayandenews.com/news/25858/



 
تصاویر حیرت انگیز: پدیده ای فوق العاده در آب هنگام شب
ساعت ۱۱:٢٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱۱/۱٠  

شنا کردن قرار است که به شما یک احساس شور و هیجان بدهد ، اما این شناگرها وقتی که در اواخر شب به دریا رفتند با نور عجیبی مواجه شدند.

به گزارش انتخاب به نقل از دیلی میل، فیل هارت، که از این صحنه های فوق العاده عکس گرفته است، گفت: مثل این بود که ما داشتیم با رنگ رادیو اکتیو بازی می کردیم.

این نور توسط یک واکنش شیمیایی به نام "بایولومینسنس" یا "زیست‌تابی" در بدن موجودات زنده بسیار کوچک ایجاد می شود.

فیل هارت اضافه می کند: وقتی که عکس را گرفتم و د عکس را مشاهده کردن، اصلا نمی توانستم باور کنم. افرادی که در اب بودند خیلی عجیب به نظر می رسیدند.

پدیده ای فوق العاده در آب در هنگام شب

پدیده ای فوق العاده در آب در هنگام شب

پدیده ای فوق العاده در آب در هنگام شب

پدیده ای فوق العاده در آب در هنگام شب

پدیده ای فوق العاده در آب در هنگام شب

http://www.ayandenews.com/news/24616/



 
رابطه شعورشهروندی باتقلید و ولایت پذیری؟
ساعت ۸:۳۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱٠/۱٦  

محمدسروش محلاتی*

طرح سؤال:
در جامعه اسلامی و حکومت دینی که شهروندان مسائل دینی خود را از مراجع تقلید اخذ نموده و به «فتوای» آن ها عمل می‌کنند، و مسائل اجتماعی را هم از ولی امر اخذ نموده و به «حکم» او عمل می‌نمایند، درک و فهم شهروندان در چه قلمروی اعتبار دارد و آیا شعور و تشخیص آنان در برابر «فتوی» و «حکم»، ارزشی دارد؟

توضیح آنکه در نظام های عرفی، «قانون» یگانه سند معتبری است که وظایف و تکالیف شهروندان را ارائه می‌کند، و فراتر از آن، فتوای فقیه و حکم حاکم، الزامی برای هیچ کس ایجاب نمی‌کند و البته شهروندان هرچند وظیفه اجرای قانون و احترام به آن را برعهده دارند، ولی این وظیفه مانع از «نقد قانون» و حتی تلاش برای «تغییر قانون» با استفاده از راهکارهای مشخص و تعیین شده ندارد؛ ولی در حکومت دینی، شهروندان علاوه بر الزامات قانونی، با دوگونه الزام دیگر نیز روبرویند:

الف) الزاماتی که از سوی مفتیان اعلام می‌شود و شهروندان مقلّد باید به آن فتاوی ملتزم باشند، ب)‌الزاماتی که از سوی حاکم اعلام می‌شود و شهروندان و دولتمردان باید آن را رعایت کنند. در این صورت، «فضای انتخاب» برای شهروندان محدودتر شده، و «الزامات بیشتری» بر رفتارشان حاکم می‌گردد. در این فضا، این سؤال مطرح می‌شود که شهروند متدیّن و متعهّد به شریعت، در چه قلمروی می‌تواند به «تشخیص خود» عمل نموده و حتی درک و شعور او، بر فتوی و حکم نیز تقدم پیدا می‌کند؟

تحقیق و بررسی
تقلید یک رفتار عقلائی است که مبنای آن «رجوع جاهل به عالم» بوده و در اسلام نیز مورد تأیید قرار گرفته است. قهراً در مسائل دینی هم کسی که نمی‌تواند مستقیماً از منابع فقهی استنباط کند، باید به مجتهد که «خُبره» است، مراجعه نماید و مطابق نظر او عمل کند. تا این جا، مطلب کاملاً روشن است، ولی در صورتی که فتوای فقیه، برای مقلّد غیر قابل قبول باشد به گونه ای که مقلّد به خطای آن یقین پیدا کند، او چه وظیفه‌ای دارد؟ آیا باید چشم خود را ببندد و به همان فتوا عمل کند؟

اگر تقلید، مبنای عقلائی داشته باشد، آیا در چنین وضعی باز‌ هم تقلید کردن از سوی عقلا توصیه می‌شود؟ مثلاً فردی را در نظر بگیرید که به پزشک متخصّص مراجعه کرده، ولی وقتی نسخه‌ی پزشک را مطالعه می‌کند، با توجه به اطلاعات ناقصی که دارد «یقین» پیدا می‌کند که پزشک اشتباه کرده، آیا باز ‌هم خردمندان به او توصیه می‌کنند که همان داروهای تجویز شده را مصرف کند؟

از نظر زبده ترین محققان اسلامی، پاسخ به این سؤال منفی است. میرزای شیرازی بزرگ که در اوج فقاهت شیعی در قرن اخیر قرار دارد، چنین تقلیدی را تخطئه می‌کند و می‌گوید دلیل جواز تقلید، شامل چنین مواردی نمی‌شود و کسی که در مسأله ای به اعتقادی بر خلاف اعتقاد مجتهد خود رسیده، نمی‌توان او را به تقلید از نظر مجتهد موظف دانست. (ملا علی روزدری، تقریرات میرزای شیرازی، ج4، ص243)
محقق برجسته آخوند ملا محمد کاظم خراسانی نیز تقلید کردن از فتوائی که مقلّد اعتقاد به خطا و اشتباه آن دارد را در «غایت اشکال» می‌شمارد و ادله جواز تقلید را مربوط به مواردی می‌داند که مقلّد چنین اعتقادی نداشته باشد.

«جواز التقلید فی مسألة یعتقد المقلد بخطأ المجتهد فیها و عدم العبرة بنظره فی غایة الاشکال والمسلّم من ادلة جوازه او وجوبه انّما هو فیما اذا لم یکن الامر کذلک فتدبّر.»(حاشیه رسائل، ص448)

این نکته در مباحث علمی برخی محققان دیگر نیز مطرح شده (میرزا حبیب اله رشتی، بدایع الافکار، ص425 و آقا ضیاء عراقی، مقالات الاصول، ج2، ص494) و پاره‌ای از فقها هم در فتاوای خود آن را آورده‌اند.(حسینعلی منتظری، استفتاءات، ج2، ص77: اگر نسبت به فتوای مجتهدی وثوق به خطای او پیدا کردید، تقلید از او در این مسأله جایز نیست.)

در گذشته، موارد نادری اتفاق می‌افتاد که مقلّد استثنائا ، اطمینان به خطای مجتهد پیدا کرده، و آن فتوا، برای او از اعتبار ساقط شود، دلیل این «نُدرت» آن بود که صرفاً فضلای حوزه در جریان استدلالات فقهی قرار داشتند و ذهنشان با اشکالات علمی آشنا بود و الّا عامه‌ی مردم، معمولاً چندان از مباحث علمی به دور بوده و روح تعبّد بر جانشان حاکم بود که در برابر «فتوی»، هیچ گونه شک و تردیدی به ذهنشان خطور نمی‌کرد و با اطمینان خاطر به آن عمل می‌کردند.

ولی در عصر حاضر، در اثر علل و عوامل متعدّدی، تردید در صحّت استنباط و اجتهاد فقیه، در میان مقلّدان نادر نیست و گاه این تردیدها چندان قوّت پیدا می‌کند که مقلّد را نسبت به یک فتوا بی اعتماد می‌نماید. در این صورت چنین فتوائی نمی‌تواند برای او «حجت شرعی» باشد و باید به فتوای دیگری که چنین محذوری ندارد، عمل کند. . به همین دلیل است که فتوا در عصر ما، از آن استحکامی که در میان عامه مردم برخوردار بود و بدون چون و چرا، پذیرفته می‌شد و گاه در اثر یک تصور جاهلانه، اجتهاد «خطا ناپذیر» تلقی شده و محصول آن عیناً همان «حکم واقعی» پنداشته می‌شد، و حتی هر فتوا، ممهور به مهر ولی عصر (ع) دیده می‌شد، کاملاً فاصله گرفته است.

در شرایط کنونی، نباید «اجتهاد» را به دست نو رسیدگان کم اطلاع از فقاهت داده و سطحی نگری در استنباط را پذیرا شد، بلکه «دفاع از اجتهاد» اقتضا می‌کند که مجتهدان، آراء فقهی خود را چنان مستدل و مستحکم ارائه کنند که برای طبقات تحصیل کرده حتی الامکان قابل هضم بوده و مقلّدان را به نفی و انکار سوق ندهد. در غیر این صورت، «عقلاً» از مقلّدان نمی‌توان «انتظار تقلید» داشت، چه اینکه «شرعاً» نیز چنین تقلیدی برای آنها جایز نیست.

انکار مقلّدان
اینک به اجمال می‌توان اشاره کرد که چرا و چگونه، گاه مقلّدان، فتوائی را غیر قابل قبول می‌شمارند و فهم ناقص خویش را بر استنباط فقها، ترجیح می‌دهند:

در احکام اجتماعی و اقتصادی که درک «مصالح و مفاسد» برای عقل بشر امکان پذیر است، فتوائی که صرفاً «جنبه صوری» یک مسأله را حفظ می‌کند و از مصالح آن فاصله می‌گیرد، ممکن است مقلّد را در موضع نفی وانکار قرار دهد، مثل فتوی به اینکه قرض ربوی، حرام است ولی با ضمیمه کردن یک سیر نبات، حلال شده و می‌توان میلیاردها تومان از این راه «درآمد مشروع» کسب کرد!

در مسائل اخلاقی که زشت و زیبائی یک عمل برای «وجدان انسان ها» قابل درک است، گاه فتوی به مجاز بودن مواردی از یک عمل زشت و قبیح، برای مقلّد باور نکردنی است، مثل فتوی به اینکه دروغ گفتن و یا وعده‌ی دروغ دادن، قبیح و حرام است، ولی شوهر استثناً می‌تواند به همسر خود وعده‌ی دروغ بدهد!

در مسائل دنیوی مثل علوم سیاسی گاه «دانش بشر» به نتایجی می‌رسد که برای یک انسان تحصیل کرده، فتوای ناسازگار با آن قابل قبول نیست، مثلاً او «خوانده» و «پذیرفته» است، که قدرت مطلق، موجب فساد است، و لذا قدرت حتماً باید با «نظارت» و «دوره‌ای» بودن مهار و کنترل شود، از این رو اگر برای مقلد فتوائی با این دستاوردهای مقبول در تضاد باشد، قهراً تعبد به آن فتوا برایش دشوار یا غیر ممکن خواهد بود.

مباحثی از نوع بحث های «حقوق بشر»، هر چند به لحاظ مبانی نظری، از «قطعیت» برخوردار نیست، ولی نمی‌توان انکار کرد که گاه این مسائل در باور و ذهنیت یک نسل چنان وجاهت و اعتبار پیدا می‌کند، که هر حکم مخالف آن، بی اعتبار جلوه می‌کند. مثلاً امروزه بسیارند مسلمانان مقلّدی که به مجازات قتل برای مرتد، چنان ناباورانه نگاه می‌کنند که حاضر نیستند این فتوای مورد تسالم را به اسلام نسبت دهند.

تجربه گرایی نسل حاضر، موجب آن شده که آن ها در داوری نسبت به اعتبار فتوا هم، مانند اعتبار قانون، به سراغ «تجربه» رفته و «کارآمد» بودن را ملاک درست یا غلط بودن آن بدانند. آن ها به فتوایی که «آزمون» موفقی از آن دیده نشده، برچسب بی اعتباری می‌زنند و بر اجتهادی که به آن فتوا رسیده، خط بطلان می‌کشند. بااین قضاوت، مثلاً اگر آمار و ارقام، موفقیّت فتوائی را در باب تقلیل مفاسد اخلاقی، یا اجتماعی یا اقتصادی تأیید نکند، بر آن فتوی اعتماد نمی‌کنند.

زندگی بشر، به سرعت در حال تحوّل است و این تحول هر چند با نابسامانی هایی نیز همراه است، ولی بهر حال از چنان اهمیت و اعتباری برخوردار است که اگر فتوائی نتواند با این تحوّل همراه گردد و به گونه‌ای با آن ناسازگار باشد، در نزد بسیاری از شهروندان متدیّن، متضاد با یک «امر ضروری» تلقی شده و کنار گذاشته می‌شود. اعتراض حضرت امام، به شاگرد مجتهد صاحب نظرش ـ‌آیة اله قدیری‌ـ همین بوده که برداشت شما، تمدن بشری را نادیده می‌انگارد و انسان ها را به عقب برمی‌گرداند:

«آنگونه که جنابعالی از اخبار و روایات برداشت دارید، تمدن جدید بکلی باید از بین برود و مردم کوخ نشین بوده و یا برای همیشه در صحراها زندگی نمایند.» (صحیفه امام، ج21، ص151)

مقلّدان هم گاه با همین منطق، فتاوی را نقادی می‌کنند و از پذیرش آن سر باز می‌زنند.

تغییر در سنت های اجتماعی و فرهنگی، گاه چندان عمیق است که آنچه برای گذشتگان کاملاً عادی و طبیعی جلوه می‌کرده، و مورد پذیرش قرار گرفته است برای امروزیان، کاملاً غیر عادی و اعجاب برانگیز بوده و مورد انکار قرار می‌گیرد، مثلاً اجرای صیغه‌ی عقد ازدواج دائم یا موقت برای دختران خردسال و حتی نوزادان قبلاً مورد اعتراض قرار نمی‌گرفت، ولی امروز فتوائی که بر این کار صحّه می‌گذارد و آن را تأیید می‌کند، برای بسیاری، پذیرفتنی نیست و به عنوان «خطا»، مورد تخطئه قرار می‌گیرد.
با توجه به عوامل فوق، تقلید در حال گذار به دوره ی جدیدی است. در این دوره البته و صد البته، این انتظار غلط وجود ندارد که مفتیان، براساس ذائقه مقلّدان و یا به اقتضای درک آنان، فتوا دهند و از مبانی فقهی فاصله بگیرند، بلکه صرفاً این انتظار وجود دارد که آنان خود را در فضائی فارغ از دغدغه های مقلّدان خود قرار نداده و بازخوردهای فتاوی خود را نادیده نگیرند. چرا که این روش، راه تقلید را به روی مقلّدان مسدود می‌سازد و آنها را در تضاد بین دریافت های درونی خویش با دریافت های بیرونی از مجتهدان به «تحیّر» می‌کشاند.


نتیجه آنکه:
آنچه اینک در فضای دینداران وجود دارد که مقلّدان هم خود را مجاز به ورود به بحث‌های تخصصی فقه می‌بینند، واقعیتی انکار ناپذیر است. تخطئه این واقعیت، مشکلی را به نفع فقه، حل نمی‌کند، و مفتیان چاره‌ای جز آن ندارند که اقتضاءات این فضا را در نظر بگیرند. بخصوص که برخی از آنان با آنلاین کردن درس‌های خود در شبکه‌ی اینترنت، قلمرو بحث های فقهی را گسترش داده و خود در توسعه‌ی این وضع، سهیم‌اند.

این واقعیت را نباید «تهدید نگران کننده» برای فتوی و آینده آن تلقی کرد، بلکه می‌توان از آن به عنوان فرصتی برای تبیین عالمانه و عاقلانه احکام شرعی استفاده نموده و تفوق احکام الهی بر قوانین بشری را به اثبات رساند. حضرت امام خمینی، از چنین فضائی استقبال نموده و اظهار خوشحالی می کرد:

«کتابهای فقهای بزرگوار اسلام پراست از اختلاف نظرها. از آنجا که در گذشته این اختلافات در محیط درس و مدرسه «محصور» بود و فقط در کتاب های علمی آن هم «عربی» ضبط می‌گردید، قهراً توده های مردم از آن بی‌خبر بودند و اگر هم با‌خبر می‌شدند، تعقیب این مسائل برایشان جاذبه‌ای نداشت. اما امروز «با کمال خوشحالی» به مناسبت انقلاب اسلامی حرفهای فقها و صاحب نظران به رادیو و تلویزیون و روزنامه‌ها کشیده است. چرا که «نیاز عملی» به این بحث ها و مسائل است.»(صحیفه امام، ج21، ص176)

اگر نفی وانکار «یک فتوی» از سوی برخی مقلّدان، برای برخی فقیهان غیر قابل تحمل باشد و آنان را به موضع ناراحتی بکشاند که جاهلان، حق اظهار نظر در فقه را ندارند، قهراً ما با وضع خطرناکی در فاصله گرفتن از «دین و شریعت» مواجه خواهیم شد. چرا که ممکن است با اینگونه برخوردها، انکار و اعتراض به یک فتوا و اجتهاد به وازدگی از دین و نظام دینی بیانجامد.(ر.ک صحیفه امام، ج21، ص99)
از سوی دیگر نفی یک فتوی در اثر «اعتقاد به خطای» مجتهد را به معنی «انکار حکم الهی» نباید تلقی کرد چرا که مقلّد اعتقاد به اشتباه مفتی دارد، نه آنکه فتوای او را کاشف از حکم خداوند دانسته، و درصدد انکار برآید.

تغییراتی که در فضای کنونی اتفاق می‌افتد و در این مقاله به برخی از آنها اشاره شده، علامت آن است که چشم‌انداز تقلید در حال تحول و دگرگونی است. مثلاً اگر تاکنون صرفاً «اعلمیتِ» مفتی، ملاک ترجیح یک فتوی بر فتوی دیگر بوده است، اینک «سازگاری فتوی با ذهنیت مقلّد» نیز، موجب ترجیح می‌شود، چون مقلّد نمی‌تواند به فتوائی که برخلاف عقیده اش می باشد، ملتزم شود حتی اگر آن فتوی، از مجتهد اعلم صادر شده باشد.

همانگونه که فتوای فقها، در فرهنگ جامعه تأثیرگذار است و ذهن و رفتار شهروندان بر طبق آن الگو شکل می‌گیرد، متقابلاً فهم و شعور شهروندان و قضاوت آنان نیز فتوا را تحت تأثیر قرار داده و به مرور موجب تغییر آنها می‌شود. در نزد بسیاری از فقهای قرن اخیر، عدم صلاحیت زنان برای شرکت در انتخابات موضوعی واضح و بدیهی بوده که به آن فتوی می‌دادند، تا جائی که شهید مدرس در مجلس شورای ملّی گفت: «نسوان در مذهب اسلام تحت قیمومیت رجال هستند و ابداً حق انتخاب ندارند.» (محمد ترکمان، مدرس در پنج دوره تقنینه، ج1، ص44) ولی وقتی زنان به میدان آمدند و مدعی این حق شدند، فتاوای فقهی نیز راه را باز کرد. بدون شک اگر ابتکار به دست فتاوا بود هنوز هم این اتفاق رخ نداده بود.

فقه و هر دانش تخصصی دیگری که به سطح عموم مردم تنزّل کند، «آفت های» خاصی نیز پیدا می‌کند. قضاوتهای عامه مردم در موضوعاتی که خارج از تخصص آنها، معمولاً با «سطحی نگری» همراه است، آنها برخلاف متخصصان به همه ی ابعاد و زوایای یک موضوع، تسلّط کافی ندارند، و جوزدگی در میانشان شایع است. از این رو در استنباط فتوی نباید از این گونه آفت ها، غفلت نمود. اعتنا به شعور شهروندان نباید از عمق مباحث فقهی بکاهد.

 *استاد دروس خارج فقه و اصول حوزه علمیه قم

http://ayandenews.com/news/22499/



 
مطهری:نبایداجازه دادزاویه استبداد درنظام بازشود
ساعت ٥:۱۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٩/٢٢  
علی مطهری با بیان اینکه روحانیون باید به اهداف قیام امام حسین(ع)در مراسم عزاداری محرم بیشتر توجه کنند گفت: مخالفت با موروثی شدن خلافت اسلامی و تبدیل آن به سلطنت و همچنین اعتراض به فسخ و فجور یزید و فساد دستگاه امویه از دلایل سیاسی و اجتماعی قیام امام حسین (ع) بود. 

"علی مطهری" در گفت‌وگو با خبرنگار خانه ملت در پاسخ به این سوال که مداحان در ایام عزاداری سالار شهیدان و در مداحی خود به چه مباحثی باید بپردازند گفت: یکی از اشکالاتی که در عزاداری‌های ما از قبل از انقلاب وجود داشته و پس از انقلاب نیز ادامه یافت، این است که در مراسم عزاداری بیشتر به جنبه تراژدی و مصیبت این حادثه و مظلومیت امام حسین پرداخته می‌شود و به جنبه حماسه و صلابت و مبارزه علیه ظلم و به‌طور کلی اهداف قیام امام(ع) کمتر توجه می‌شود. 

نماینده تهران، ری، شمیرانات و اسلامشهر در مجلس شورای اسلامی با بیان اینکه در مداحی ها نباید عقاید نادرست ترویج شود مانند اینکه هر نوع اشک ریختن برای امام حسین موجب بخشش گناهان است، یادآور شد: این نظیر تفکر مسیحیان در مورد عیسی بن مریم است که به او لقب "فادی" داده و معتقدند که مسیح به صلیب کشیده شد و رنج بزرگی را متحمل شد تا گناهان امت مسیح بخشوده شود، یعنی مسیح فدای گناهان امت مسیح شد و همین تفکر یکی از عوامل گسترش فساد و فحشا در مغرب زمین است. 

فرزند شهید مطهری ادامه داد: در میان مردم ما نیز گاهی چنین تفکر غلطی دیده می شود و برخی فکر می‌کنند در طول سال هرچه گناه کردند در ماه محرم و با عزاداری برای امام حسین(ع) بخشیده می‌شود. 

وی تصریح کرد: البته اگر اشکی که از چشم عزادار امام حسین (ع) جاری می شود از روی بصیرت باشد و روح او را با روح امام پیوند دهد، در آمرزش گناهان او تاثیر دارد اما علامت آن این است که فرد مجددا به سراغ گناه نمی‌رود. 

عضو کمیسیون فرهنگی مجلس با بیان اینکه مداحان و نوحه‌سرایان باید از اشعار حماسی و زنده کننده و نه مخدر استفاده کنند، گفت: آنها باید به یزیدها و شمرهای زمان نیز توجه داشته باشند و حادثه عاشورا را جدا از وقایع عصر حاضر ندانند. 

مطهری اظهار داشت: این تفکری اشتباه است که تصور کنیم امام یک دستور خصوصی از جانب خداوند داشت که اجرا و تمام شد، بلکه ما معتقدیم هر روز عاشورا و هر جا کربلاست «کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا»، بنابراین حادثه عاشورا یک نمونه و الگو برای ماست و هر زمان که شرایطی مانند آن شرایط در جامعه وجود داشته باشد باید همانند امام حسین(ع) عمل کنیم. 

وی با بیان اینکه همان طور که از نام مداح و نوحه سرا مشخص است کار آنها بیشتر مداحی و نوحه‌سرایی است گفت: روحانیت در شناساندن ابعاد مختلف حادثه عاشورا به مردم وظیفه سنگین تری دارد و خطبا باید با تحلیل صحیح حادثه عاشورا از نقل روضه‌های دروغ و جعلی و ترویج خرافات بپرهیزند و سطح فکر مردم را در این موضوع بالا ببرند. همچنین روحانیون و ائمه جماعت مساجد اجازه ندهند که بخش اعظم مراسم عزاداری به مداحی بگذرد. 

مطهری با تاکید بر اینکه بخش بیشتر یک مراسم عزاداری باید به تحلیل واقعه کربلا اختصاص یابد گفت: مداحی، سینه‌زنی و زنجیرزنی باید بخش کمتر یک مجلس عزاداری را تشکیل دهد مگر در روز عاشورا، ضمن اینکه باید از کارهای خلاف شرع همچون قمه‌زنی یا نیمه‌عریان شدن مردان با حضور زنان پرهیز کرد. 

وی در ادامه در تشریح ابعاد سیاسی و اجتماعی حادثه عاشورا گفت: با بررسی ریشه‌ها و دلایل قیام امام حسین ابعاد سیاسی و اجتماعی این واقعه به خوبی آشکار می شود. یکی از اصلی‌ترین دلایل آن، موروثی شدن خلافت بود. خلافت اسلامی تبدیل به سلطنت شده بود و امام مخالف آن بود. 

مطهری افزود: دلیل دیگر قیام امام حسین شخصیت خاص یزید بود که اهل فسق و فجور بود و تجاهر به فسق می کرد و به عنوان جانشین پیامبر شئون اسلامی را حتی به ظاهر رعایت نمی‌کرد. امام سکوت در برابر یزید را به معنای تایید او و اعمالش می‌دانست که باعث می‌شد پس از مدتی اثری از اسلام باقی نماند. 

وی ادامه داد: امام حسین(ع) در این جا سکوت را جایز ندانستند و فرمودند مگر نمی بینید به حق عمل نمی‌شود و از باطل روی گردانده نمی‌شود. در چنین شرایطی بر هر مومنی واجب است که قیام کند.
مطهری با تاکید بر اینکه امام فرمودند بر هر "مومنی" واجب است قیام کند گفت: این به آن معناست که قیام و اعتراض علیه ظلم و ستم و فساد تنها وظیفه امام نیست بلکه بر هر مومن واجب است که در مقابل کاستی‌ها بی‌تفاوت نباشد. 

وی تصریح کرد: بی‌تفاوتی مردم آن زمان در برابر ظلم و فساد و انحراف از سیره پیامبر کار را به‌جایی رساند که امام حسین(ع) احساس کردند که جز با ریختن خون ایشان و اصحابشان و اسارت اهل بیت ایشان اسلام زنده نمی‌ماند. اگر مسلمانان در 50 سال بعد از رحلت پیامبر اسلام اجازه نمی‌دادند در اسلام انحراف ایجاد شود حادثه کربلا رخ نمی‌داد. 

مطهری اظهار داشت: حفظ انقلاب اسلامی امروز ما نیز مانند حفظ انقلاب اسلامی صدر اسلام است. نباید اجازه دهیم زاویه انحراف و استبداد و نادیده گرفتن حقوق مردم در نظام جمهوری اسلامی ایران باز شود. 

وی خاطر نشان کرد: نباید در مقابل انحرافات سکوت کنیم تا کار به مراحل شدیدتر کشیده نشود.
http://www.ayandenews.com/news/21844/


 
چشم مصنوعی که 3 نابینا را بینا کرد
ساعت ۱:۱۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٩/٢  

دانشمندان موفق شدند با کاشت چشم، بینایی جزیی سه نابینا را به آنان بازگردانند.

به گزارش تابناک به نقل از دیلی تلگراف، این موفقیت به عنوان پیشرفتی بی سابقه در کمک به بینایی قلمداد می شود که می تواند زندگی دویست هزار نفر را که با مشکلات بینایی ناشی از بیماری ارثی آماس شبکیه روبه رو هستند، حل کند؛ این بیماری ارثی، باعث توقف عملکرد گیرندگان نور در چشم و مختل شدن بینایی می شود.

دانشمندان مرکز کاشت شبکه AG در کنار محققان تحقیقات بینایی دانشگاه توبینگن در جنوب آلمان، موفق شده اند با عمل کاشت، این تأثیرات را خنثی کنند.

بنا بر این گزارش، سه بیماری که در آلمان از این راه عمل شده اند، تنها ظرف چند روز پس از کاشت، موفق به تشخیص اشیا و اجسام شده و حتی یکی از آنها موفق به شناسایی اجسام روی یک میز، انجام کارهایش به طور مستقل در یک اتاق، خواندن ساعت و تشخیص هفت سایه خاکستری شده است.

در این جراحی، ایمپلنت‌های این عمل جراحی در زیر شبکیه کاشته شده و جایگزینی مستقیم برای گیرندگان نوری است که خاصیت خود را از دست داده اند. این ایمپلنت‌ها چون به صورت داخلی کاشته می‌شوند، از توانایی‌های طبیعی چشم برای تشخیص تصاویر و نور بهره برده تا ادراک تصویری باثباتی را در بیمار ایجاد کرده و حرکات چشم آنها را تعقیب کند.

این در حالی است که ایمپلنت‌های پیشین در بیرون از شبکیه کاشته شده و نیازمند یک دوربین یا واحد پردازنده خارجی بودند.

همچنین برآورد شده است که از دو میلیون نفری که در سرتاسر جهان به این بیماری شبکیه دچار هستند، بیش از 25 هزار نفر در بریتانیا زندگی می کنند.

این بیماری احتمالا مهمترین علت نابینایی در افراد زیر 65 سال است.

در این باره باید گفت که محققان امیدوارند، اگر موفقیت کامل این ایمپلنت‌ها اثبات شود، شاید بتوان از آن برای بیماری دیگر مرتبط با کهولت سن، یعنی زوال دانه‌های شبکیه که در یک نفر از هر صد نفر فرد بین 65 تا 75 سال دیده می‌شود، استفاده کرد.

http://www.ayandenews.com/news/19966/



 
مجلس ختم اعتبار علمی دانشگاه های کشور
ساعت ۱:۱۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٩/٢  

عصرایران؛ یکی از خاطرات دوران دانشجویی من، باز می گردد به سال 1377 ، زمانی که در دانشگاه شهید بهشتی تهران، در رشته حقوق تحصیل می کردم.

آن سال، طرحی در دست اجرا بود که به موجب آن، علاوه بر دانشجویانی که از طریق آزمون سراسری و بر اساس رتبه های کنکوری شان وارد دانشگاه می شدند، تعدادی دانشجو نیز نه بر مبنای رتبه و سطح علمی که با پرداخت پول می توانستند وارد دانشگاه شهید بهشتی شوند.

این موضوع برای دانشجویان دانشگاه بسیار گران آمد، کلاس هایشان را تعطیل کردند و در محوطه وسیع دانشگاه دست به راهپیمایی و تجمعات اعتراض آمیز زدند.

دانشجویان معترض می گفتند که این کار وجهه علمی و اعتبار دانشگاهی مثل دانشگاه شهید بهشتی را که از جمله مراکز آموزش عالی درجه یک کشور به شمار می رود، خدشه دار می سازد.

حق، البته با آنان بود؛ دانشگاه، علی القاعده محل تمرکز و تحصیل نخبگان یک جامعه است و این اصل درباره برخی دانشگاه های معتبر که تحصیل در آنها، آرزوی هر کسی است با قوت بیشتری صدق می کند.
هم از این روست که دانش آموختگان مراکز علمی معتبر، همواره به اینکه در فلان دانشگاه معتبر درس خوانده اند مباهات می کنند و جامعه نیز آنها و سطح علمی شان را معتبر می داند.

این نکته، البته مختص به ایران نیست و در همه جای دنیا، جاری و ساری است. به عنوان مثال کدام فرد فرانسوی است که در سوربون تحصیل کرده باشد ولی بدان افتخار نکند یا کسی که در دانشگاه ام.آی.تی آمریکا تحصیل کرده، قطعا در پروسه جذب در بازار کار، بیشتر مورد وثوق است تا کسی که در یک دانشگاه گمنام پاکستانی همان رشته را به پایان برده است.

یکی از علل اصلی اعتبار این قبیل دانشگاه ها نیز سختگیری آنها در گزینش دانشجویان است ؛آنها صرفا اشخاصی که دارای مراتب علمی و استعداد ویژه ای باشند را پذیرش می کنند و خدمات آموزشی ویژه خود را مصروف این قبیل افراد می نمایند.

هم از این روست که ورود به دانشگاه معتبری مانند "هاروارد" برای هر کسی به سادگی میسر نیست مگر اینکه شخص ثابت کند که شایستگی علمی حضور در این دانشگاه را دارد. چنین دانشگاهی برای حفظ اعتبار و حیثیت خود هم  که شده، هرگز درهایش را به روی کسانی  که فقط به صرف داشتن "حساب های بانکی فربه" می خواهند تحصیل کنند، باز نمی کند. این در حالی است که در همان آمریکا که چنین دانشگاه معتبری وجود دارد، صدها و هزاران دانشگاه، با منت و خواهش، از این و آن می خواهند که در ازای پرداخت پول، تحصیل کنند و به سادگی مدرک بگیرند ؛ ولی مدارک اینها کجا و مدرک هاروارد کجا؟!

بازمی گردیم به کشور خودمان؛ در ایران نیز در سطح و اندازه های علمی خودش، چنین وضعیتی وجود دارد و به عنوان مثال کسی که در دانشگاه صنعتی شریف توانسته است کارشناسی ارشد یک رشته مهندسی را اخذ کند، قطعا اعتبار بیشتری دارد نسبت به کسی که همان رشته را در یک دانشگاه گمنام و از نظر علمی سطح پایین به پایان رسانده است.

حال اگر بیاییم درهای این دانشگاه و نظایر آن را که صرفا بر روی شایستگان علمی باز است ، بر روی کسانی که نتوانسته اند در آزمون ها قبول شوند ولی پول دارند نیز بگشاییم، آیا در گذر زمان، اعتبار این مراکز رفته رفته کمرنگ تر نمی شود؟

آیا کسی که با تلاش و کوشش خود توانسته به حدی از بضاعت علمی برسد که بتواند در دانشگاه تهران، شهید بهشتی، تربیت مدرس، صنعتی شریف، علامه، دانشگاه تبریز، دانشگاه شیراز و نظایر اینها تحصیل کند، با فرد کم سوادی که پدرش پولدار است، همسان است که هر دو در کنار هم بنشینند و مدارک تحصیلی مراکز معتبر علمی کشور را کسب کنند؟!

اگر پول در بسیاری از جاها، حلال مشکلات است، آیا در عرصه علم نیز می تواند جایگزین دانش و تخصص شود؟

مصوبه اخیر نمایندگان مجلس شورای اسلامی که به دانشگاه ها اجازه می دهد از این پس دانشجوی پولی نیز بگیرند، آغاز روندی است که می تواند در گذر زمان، باقی مانده اعتبار علمی دانشگاه های کشور را نیز به باد بدهد و ارج و قرب دانشگاه ها را براندازد.
در واقع این طرح بدان معناست که "آی مردم بدانید که برای ورود به دانشگاه های معتبر کشور، نیازی ندارید درس بخوانید و سطح علمی تان به حدی باشد که در آزمون از رقبا پیشی بگیرید، همین اندازه که پول داشته باشید- یا پدر گرامی تان پول داشته باشد- کفایت می کند!

جالب اینجاست که مدافعان این طرح مدعی شده اند که چون بسیاری از جوانان برای تحصیل به خارج می روند و در آنجا با موضوعاتی مانند مسایل اخلاقی مواجه می شوند، بهتر است به دانشگاه های دولتی اجازه دهیم با دریافت پول، این افراد را جذب کنند!(به مشروح مذاکرات مجلس مراجعه کنید.)
این استدلال (!) در حالی مطرح است که هم اکنون ظرفیت های خالی متعددی در دانشگاه های غیرانتفاعی و نیز در مراکزی مانند پردیس های دانشگاه های معتبر کشور در مناطق آزاد وجود دارد که می توانند جذب کننده افرادی باشند که می خواهند در خارج از کشور تحصیل کنند.

وانگهی برای حل یک مشکل که نمی آیند وجهه و اعتبار دانشگاه های یک کشور را به باد دهند. این چه استدلال مضحکی است که ممکن است جوانان ما برای تحصیل در خارج از کشور دچار مشکلات اخلاقی و مالی و خانوادگی و ... شوند بنابراین بیاییم دانشگاه هایی که اعتبار و آبروی یک کشور هستند را پولی کنیم؟!

آقایان و خانم های نماینده ای که خلاقیت به خرج داده و چوب حراج زده اید به اعتبار علمی دانشگاه های کشور! بدانید که اگر خصوصی سازی و خودگردانی مالی در بسیاری از عرصه ها، جواب می دهد و نیاز است، در حوزه آموزش عالی، یک سهم مهلک است که ارزش علم را در حد سکه و اسکناس پایین می آورد و وای به حال مملکتی که در آن بتوان به ضرب و زور پول، نخبگان علمی و کم سوادان ثروتمند را کنار هم گذاشت و هم قدر و هم ارج ساخت!

واقعا این درد را باید با که گفت که در این مملکت، برای فلان فوتبالیست و تیم و سرمربی، هزینه های میلیاردی از بودجه عمومی مملکت و بیت المال می شود ولی وقتی نوبت به دانشگاه ها می رسد، تصویب می کنند که دانشگاه ها برای دخل و خرج شان، بروند دانشجوی پولی بگیرند و این در حالی است که دانشگاه های دولتی اساسا نباید مشکل مالی داشته باشند که بخواهند از طریق فروش صندلی های دانشگاه به ثروتمندان، کسب درآمد کنند و به زخم هایشان بزنند.

اگر این مصوبه، اجرایی شود، دانشگاهیان دانشگاه های معتبر کشور، باید مجلس ختمی برای اعتبار و وجهه و مراکز آموزش عالی برگزار کنند و غمگنانه شاهد شکوهی باشند که دارد از دست می رود.

http://ayandenews.com/news/19931/



 
راضی ترین دانشجویان جهان
ساعت ۱۱:٤٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٩/۱  

نظرسنجی که به تازگی در میان دانشجویان دانشگاههای مختلف جهان انجام گرفت نشان می‌دهد که راضی ترین دانشجویان در آمریکا، استرالیا، فرانسه، انگلیس و کانادا و در رشته مهندسی شیمی تحصیل می کنند.

به گزارش مهر، بر اساس نظر سنجی‌هایی که از ماه آپریل تا ژوئن امسال برای اندازه گیری درجه رضایتمندی دانشجویان فارغ التحصیل از رشته تحصیلی، بر روی دانشجویان رشته های مختلف دانشگاههای جهان که مدرک تحصیلی خود را بین سالهای 1999 تا 2010 گرفتند انجام شد، مشخص شد که دانشجویان برخی رشته ها در مقایسه با دیگر رشته ها نسبت به رشته تحصیلی خود، سرویس مربوط به دانشجویان، برنامه های مطالعاتی دانشگاه، شهریه دانشگاه و بودجه تحصیلی از حس رضایتمندی بیشتری برخوردارند.

در این نظر سنجی حدود 50 سئوال از دانشجویان فارغ التحصیل دانشگاههای مختلف جهان پرسیده شد که از نمونه سئوالات مطرح شده می‌توان به طرز برخورد کارکنان و اساتید دانشگاهی با دانشجویان، حمایت استاد از دانشجو، امکان دسترسی آسان به وب سایت دانشگاه، اندازه کلاسها، تسلط اساتید بر روی مباحثی که تدریس می‌کنند اشاره کرد.

گرچه به دلیل کاهش بودجه های تحصیلی و افزایش شهریه ها در بیشتر دانشگاههای معتبر جهان آمار رضایتمندی دانشجویان بخصوص در دانشجویان دوره های دکتری رشته های علوم انسانی و اجتماعی نسبت به سال گذشته کم شده اما این آمار برای دانشگاهها به منظور بالا بردن نرخ حفظ دانشجو از اهمیت ویژه ای برخوردار است.

بر اساس آمار منتشر شده هر چه درصد تعامل دانشجو با استاد در کلاس بیشتر باشد، رضایتمندی او از دانشگاه و استاد نیز بیشتر شده و این عامل باعث بالا رفتن سطح علمی او و در نتیجه کسب نمرات بالاتر می‌شود.

بطور کلی آمار دانشجویان راضی در آمریکا، استرالیا، فرانسه، انگلیس و کانادا به دلیل کیفیت آموزشی و تسهیلات بالا نسبت به دیگر کشورها بالاتر است.

آمار رضایتمندی دانشجویان از امکانات، شیوه تدریس، رشته تحصیلی و نوع رفتار اساتید در انگلیس 82 درصد، در کانادا 56 درصد، در اسکاتلند 86 درصد و در ایرلند 83 درصد تخمین زده شده است.

بر اساس گزارش پی اسکیل، در جدول زیر میزان رضایتمندی دانشجویان 21 رشته تحصیلی نشان داده شده که در این میان رشته روانشناسی ناراضی ترین دانشجویان و رشته مهندسی شیمی راضی ترین دانشجویان را دارد.

بر اساس این جدول، به ترتیب رشته های مهندسی شیمی با 54 درصد، سیستمهای مدیریت اطلاعات با 54 درصد، حسابداری با 50 درصد، تبلیغات با 50 درصد، تجارت بین الملل با 49 درصد، زیست شناسی با 48 درصد، تجارت با 48 درصد، مدیریت بهداشت با 48 درصد، علوم کامپیوتر با 48 درصد، مهندسی با 47 درصد، علوم دارایی با 47 درصد، مهندسی عمران با 46 درصد، تاریخ با 44 درصد، علوم سیاسی با 44 درصد، زبان انگلیسی با 44 درصد، ارتباطات با 43 درصد، بازاریابی با 43 درصد، اقتصاد با 40 درصد، مهندسی محیطی با 40 درصد و روانشناسی با 26 درصد میزان رضایتمندی دانشجویان را به همراه دارند.

http://ayandenews.com/news/20811/



 
تصاویر مناظر با شکوه زمین از فضا
ساعت ۱۱:٤۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٩/۱  

مجموعه تصاویر ماهواره‌ای ماهواره‌های اکتشافی جغرافیایی ناسا در قالب آثاری هنری به صورت آنلاین به معرض نمایش گذاشته شده‌اند. تصاویری که به گفته مهندسان این پروژه اطلاعات ارزشمندی را از این جهان در هم پیچیده در اختیار انسان قرار می‌دهند.

به گزارش مهر، ماهواره‌های USGS (ماهواره‌های اکتشافی جغرافیایی آمریکا) تصاویری واضح، رنگارنگ و غیر عادی از سطح زمین به ثبت رسانده‌اند که بیشتر به تابلوهای نقاشی شباهت دارند تا تصاویر ماهواره ای.

از این رو مهندسانی که در این پروژه مشغول به کارند، تصمیم گرفتند مجموعه‌ای از این تصاویر را فارغ از ارزشهای علمی که دارند، در گالری آنلاینی به نام «زمین به عنوان هنر» به نمایش بگذارند تا علاقمندان بتوانند بُعد هنری تصاویر علمی و ماهواره‌ای را به خوبی مشاهده کنند.

مشهورترین اثر در این مجموعه اثری است که به «ونگوک از فضا» شهرت یافته است، زیرا این تصویر به اثر «شب پر ستاره» ونگوک شباهت زیادی دارد.

 

«ونگوک از فضا»

شباهت تجمع توده‌هایی بزرگ از فیتوپلانکتون‌های سبز رنگ در تاریکی اعماق دریا در جزیره گوتلند سوئد به اثر شب‌های پرستاره وینسنت ونگوک باعث شده این تصویر فضایی به این نام نامگذاری شود این تجمعهای فیتوپلانکتونی زمانی رخ می‌دهد که جریان‌های آبی عمیق آنها را به سطح آب می‌کشاند تا به این شکل رشد و بازتولید آنها افزایش پیدا کند

دلتای نیرومند

آبراه‌های دلتای «یوکون» مانند رگهای خونی بدن انسان به دریای «برینگ» می‌ریزند، این تصویر در چهار طیف نوری مختلف به ثبت رسیده و پس از ترکیب این تصاویر رنگی با یکدیگر این اثر خلق شده است

دریای بزرگ شن

صحرای ربع الخالی در جنوب شرقی عربستان و بزرگترین دریای شن در جهان در زیر سایه‌هایی از ابرها

پیچ و خمهای می‌سی سی پی



فرمهای یخی دره‌های گرینلند

این دره‌ها در فصل تابستان به یکدیگر پیوسته و شکل‌های زیبا و شگفت‌انگیزی را خلق می‌کنند

دشت کویر بزرگترین کویر ایران

تصویری پوستر مانند و رنگارنگ از یکی از خشکترین مناطق جهان و بزرگترین کویر ایران با وسعتی برابر 77 هزار کیلومتر مربع که در سال 2003 به ثبت رسیده است

کهکشان‌های یخی

توده‌های یخی در جزیره «بافین» کانادا که بیشتر به کهکشان‌های دورافتاده شباهت دارند

شیار شگفت انگیز

آنچه در این تصویر به رنگ قرمز و به شکل شیری در دل کوه‌ها دیده می‌شود بازی بازتاب نور و ابرها با یکدیگر هستند که در سال 2004 در کوهستان راکی به ثبت رسیده است

حفره کم نور

تصویر حفره‌ای 6 کیلومتری که 70 میلیون سال پیش در اثر برخورد شهاب سنگ در صحرای الجزایر به وجود آمده است

http://ayandenews.com/news/20813/



 
تصاویر: وقتی یک فیل در آفریقا می میرد
ساعت ۱۱:٤۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٩/۱  


















 

http://ayandenews.com/news/20808/



 
چگونه ناامید شوم، وقتی که تو مهربان و صمیمی جویای حال منی!
ساعت ٢:۱۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۸/٢٧  

دکتر علی شریعتی: اگر به فرض که هیچ دلیلی بر حقانیت و صلاحیت امام حسین(ع) نباشد، بعد آدم یک بار دعای عرفه بخواند، می‌شود به «حسین» ایمان نیاورد؟ نشناسدش؟ عاشقش نشود؟ دیوانه‌اش نشود؟ آیا چنین چیزی امکان دارد؟

«حمد و سپاس خدایی را سزاست که تیر حتمی قضایش را هیچ سپری نمی‌شکند و لطف و محبت و هدایتش را هیچ مانعی باز نمی‌دارد و هیچ آفریده‌ای به پای شباهت مخلوقات او نمی‌رسد.
...جهل و نادانی من و عصیان و گستاخی من، تو را باز نداشت از اینکه راهنمایی‌ام کنی به سوی صراط قربتت و موفقم گردانی به آنچه رضا و خشنودی توست.
پس
هرگاه که تو را خواندم، پاسخم گفتی؛
هرچه از تو خواستم، عنایتم فرمودی؛
هرگاه اطاعتت کردم، قدردانی و تشکر کردی؛
و هر زمان که شکرت را بر جا آوردم، بر نعمتهایم افزودی؛
و اینها همه چیست؟
جز نعمت تمام و کمال و احسان بی‌پایان تو!؟
... من کدام یک از نعمت‌های تو را می‌توانم بشمارم یا حتی به یاد آورم و به خاطر بسپارم؟
... خدایا! الطاف خفیه‌ات و مهربانی‌های پنهانی‌ات بیشتر و پیشتر از نعمتهای آشکار توست.
...خدایا ! من را آزرمناک خویش قرار ده آن‌سان که انگار می‌بینمت.
من را آنگونه حیامند کن که گویی حضور عزیزت را احساس می‌کنم.


خدایا!
من را با تقوای خودت سعادتمند گردان
و با مرکب نافرمانی‌ات به وادی شقاوت و بدبختی‌ام مکشان.
در قضایت خیرم را بخواه
و قدرت برکاتت را بر من فروریز تا آنجا که تأخیر را در تعجیل‌های تو و تعجیل را در تأخیرهای تو نپسندم.
آنچه را که پیش می‌اندازی دلم هوای تاخیرش را نکند
و آنچه را که بازپس می‌نهی من را به شکوه و گلایه نکشاند.
...پروردگار من!
... من را از هول و هراس‌های دنیا و غم و اندوه‌های آخرت، رهایی ببخش
و من را از شر آنان که در زمین ستم می‌کنند در امان بدار.


...خدایا!
به که واگذارم می‌کنی؟
به سوی که می‌فرستی‌ام؟
به سوی آشنایان و نزدیکان؟ تا از من ببرند و روی بگردانند؛
یا به سوی غریبان و غریبه‌گان تا گره در ابرو بیافکنند و مرا از خویش برانند؟
یا به سوی آنان که ضعف مرا می‌خواهند و خواری‌ام را طلب می‌کنند؟
... من به سوی دیگران دست دراز کنم؟ در حالی که خدای من تویی و تویی کارساز و زمامدار من.
...ای توشه و توان سختی‌هایم!
ای همدم تنهایی‌هایم!
ای فریادرس غم‌ها و غصه‌هایم!
ای ولی نعمت‌هایم‌!
...ای پشت و پناهم در هجوم بی‌رحم مشکلات!
ای مونس و مأمن و یاورم در کنج عزلت و تنهایی و بی‌کسی! ای تنها امید و پناهگاهم در محاصره اندوه و غربت و خستگی! ای کسی که هر چه دارم از توست و از کرامت بی‌انتهای تو!


...تو پناهگاه منی؛


تو کهف منی؛
تو مأمن منی؛
وقتی که راه‌ها و مذهب‌ها با همه فراخی‌شان مرا به عجز می‌کشانند و زمین با همه وسعتش، بر من تنگی می‌کند، و...
...اگر نبود رحمت تو، بی‌تردید من از هلاک‌شدگان بودم
و اگر نبود محبت تو، بی‌شک سقوط و نابودی تنها پیش‌روی من می‌شد.

...ای زنده!
ای معنای حیات؛ زمانی که هیچ زنده‌ای در وجود نبوده است.
...ای آنکه:
با خوبی و احسانش خود را به من نشان داد
و من با بدی‌ها و عصیانم، در مقابلش ظاهر شدم.
...ای آنکه:
در بیماری خواندمش و شفایم داد؛
در جهل خواندمش و شناختم عنایت کرد؛
در تنهایی صدایش کردم و جمعیتم بخشید؛
در غربت طلبیدمش و به وطن بازم گرداند؛
در فقر خواستمش و غنایم بخشید؛


من آنم که بدی کردم من آنم که گناه کردم
من آنم که به بدی همت گماشتم
من آنم که در جهالت غوطه‌ور شدم
من آنم که غفلت کردم
من آنم که پیمان بستم و شکستم
من آنم که بدعهدی کردم ...

و ... اکنون بازگشته‌ام.
بازآمده‌ام با کوله‌باری از گناه و اقرار به گناه.
پس تو در گذر ای خدای من!
ببخش ای آنکه گناه بندگان به او زیان نمی‌رساند
ای آنکه از طاعت خلایق بی‌نیاز است و با یاری و پشتیبانی و رحمتش مردمان را به انجام کارهای خوب توفیق می‌دهد.
...معبود من!
اینک من پیش روی توأم و در میان دست‌های تو.
آقای من!
بال گسترده و پرشکسته و خوار و دلتنگ و حقیر.
نه عذری دارم که بیاورم نه توانی که یاری بطلبم،
نه ریسمانی که بدان بیاویزم
و نه دلیل و برهانی که بدان متوسل شوم.
چه می‌توانم بکنم؟ وقتی که این کوله‌بار زشتی و گناه با من است!؟
انکار!؟
چگونه و از کجا ممکن است و چه نفعی دارد وقتی که همه اعضاء و جوارحم، به آنچه کرده‌ام گواهی می‌دهند؟


...خدای من!
خواندمت، پاسخم گفتی؛
از تو خواستم، عطایم کردی؛
به سوی تو آمدم، آغوش رحمت گشودی؛
به تو تکیه کردم، نجاتم دادی؛
به تو پناه آوردم، کفایتم کردی؛
خدایا!
از خیمه‌گاه رحمتت بیرونمان نکن.
از آستان مهرت نومیدمان مساز.
آرزوها و انتظارهایمان را به حرمان مکشان.
از درگاه خویشت ما را مران.


...خدای من!
این منم و پستی و فرومایگی‌ام
و این تویی با بزرگی و کرامتت
از من این می‌سزد و از تو آن ...
...چگونه ممکن است به ورطه نومیدی بیفتم در حالی که تو مهربان و صمیمی جویای حال منی.
...خدای من!
تو چقدر با من مهربانی با این جهالت عظیمی که من بدان مبتلایم!
تو چقدر درگذرنده و بخشنده‌ای با این همه کار بد که من می‌کنم و این همه زشتی کردار که من دارم.
...خدای من!
تو چقدر به من نزدیکی با این همه فاصله‌ای که من از تو گرفته‌ام.
...تو که این قدر دلسوز منی! ...
...خدایا تو کی نبودی که بودنت دلیل بخواهد؟
تو کی غایب بوده‌ای که حضورت نشانه بخواهد؟
تو کی پنهان بوده‌ای که ظهورت محتاج آیه باشد؟
...کور باد چشمی که تو را ناظر خویش نبیند.
کور باد نگاهی که دیده‌بانی نگاه تو را درنیابد.
بسته باد پنجره‌ای که رو به آفتاب ظهور تو گشوده نشود.
و زیانکار باد سودای بنده‌ای که از عشق تو نصیب ندارد.


...خدای من!
مرا از سیطره ذلتبار نفس نجات ده و پیش از آنکه خاک گور، بر اندامم بنشیند از شک و شرک، رهایی‌ام بخش.
...خدای من!
چگونه ناامید باشم، در حالی که تو امید منی!
چگونه سستی بگیرم، چگونه خواری پذیرم که تو تکیه‌گاه منی!
ای آنکه با کمال زیبایی و نورانیت خویش، آنچنان تجلی کرده‌ای که عظمتت بر تمامی ما سایه افکنده....
یا رب! یا رب! یا رب»

 

 

 


یا ثارالله یا سیدالشهداء یا اباعبدالله الحسین ادرکنی و اشفع لنا عند الله ...
(برادران و خواهران! عاجزانه از شما التماس دعا دارم، دعا کنید خدای مهربان، حج و کربلا را روزی‌ام کند).

http://ayandenews.com/news/20511/



 
کشوری که سرعت اینترنت ایران از آنها بهتر است
ساعت ۱۱:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۸/٢٤  

بر اساس بررسی‌ها، رتبه ایران به لحاظ سرعت اینترنت خانگی، در بین ۱۵۲ کشور، پس از کشورهایی همچون ونزوئلا، نیجریه، بولیوی، عراق، پاراگوئه و جزایر ترک و کایکاس، در جایگاه ۱۴۴ (از آخر، نهم!) قرار گرفته است.

خبرگزاری مهر گزارش داده که، در طبقه‌بندی رتبه‌بندی کشورها از نظر سرعت اینترنت خانگی در ۶ ماهه نخست سال ۲۰۱۰ از میان ۱۵۲ کشور بررسی شده، ایران پس از کشورهایی مانند ونزوئلا، نیجریه، بولیوی، عراق، پاراگوئه و جزایر ترک و کایکاس با سرعتی برابر ۰٫۶۱ مگابیت بر ثانیه در رتبه ۱۴۴ قرار گرفته است.

بر اساس این گزارش، امروزه اینترنت به عنوان ابزاری کارآمد و مهم در زندگی شهروندان دنیا شناخته می‌شود. به همین دلیل دولت‌ها و ارائه دهندگان اینترنت در تلاش‌اند تا اینترنت را با بیشترین سرعت، بالاترین کیفیت، بهترین خدمات پشتبانی و کمترین قیمت به کاربران خود ارائه دهند تا راه توسعه را بر رقبای خود در بازار پهنای باند تنگ کنند.

این درحالی است که ارائه اینترنت پرسرعت در برخی کشورها می‌تواند نسبت به خدمات مشابه در سایر کشورها با قیمت بالاتری ارائه شود که در این مورد باید به سطح زندگی، میزان تورم و متوسط درآمد خانواده ها در آن کشور توجه کرد. به طوری که یک خانواده متوسط در کشوری با تورم ثابت به دلیل درآمد سالانه قابل توجه قادر به پرداخت هزینه بالای ۳۰ دلار در ماه برای دریافت اینترنت بالای ۳ مگابیت برثانیه باشد.

این گزارش حاکی است قیمت اینترنت نه تنها به کیفیت، سرعت و خدمات ارائه شده توسط اپراتور بستگی دارد بلکه با سطح زندگی و درآمد شهروندان کشورهای مختلف نیز مرتبط است.

گفتنی است هم ‌اکنون در ایران، براساس تعرفه جدید اعلام شده از سوی سازمان تنظیم مقررات، نرخ پهنای باند ۶۴ کیلو بیت بر ثانیه مبلغ ۸۶۸ هزار ریال، ۱۲۸ کیلو بیت بر ثانیه یک میلیون و ۷۳۶ هزار ریال، ۲۵۶ کیلو بیت بر ثانیه رقم دو میلیون و ۶۰۴ هزار ریال، ۵۱۲ کیلو بیت بر ثانیه مبلغ ۴میلیون و ۳۴۰ هزار ریال، برای ۱۰۳۴ کیلو بیت رقم ۷میلیون و ۸۱۲ هزار ریال و برای ۲۰۴۸ کیلو بیت رقم ۱۳ میلیون و۸۸۸ هزار ریال است. به‌طور متوسط اینترنت خانگی پرسرعت ADSL با سرعت تنها ۱۲۸ کیلوبیت برثانیه با قیمت متوسط ۲۰ هزار تومان در ماه (۲۰ دلار در ماه) ارائه می‌شود.

این در شرایطی است که درآمد متوسط یک خانواده ایرانی بنابر اعلام بانک مرکزی ۷۳۰ هزار تومان در ماه (۸ میلیون و ۷۶۰ هزار تومان در سال و یا ۸ هزار و ۴۶۳ دلار در سال) است که بر اساس همین آمار متوسط هزینه‌های ماهانه هر خانواده ایرانی حدود یک میلیون تومان در ماه اعلام شده است.

بنابراین در شرایطی که در کشورمان هر خانواده متوسط ایرانی در هر ماه با کسری بودجه بیش از ۳۰۰ هزار تومان برای تامین مخارج عادی خود مواجه است و سرعت اینترنت خانگی با سرعت متوسط ۶۱/۰ مگابیت برثانیه در رتبه ۱۴۴ جهانی قرار دارد بنابراین به‌نظر می‌رسد که قیمت اینترنت در ایران برپایه سرعت ارائه شده، بسیار بالاتر از قیمت سرعت اینترنت در اکثر کشورهای دیگر است.

http://www.ayandenews.com/news/20476/



 
درحاشیه تراژدی سعادت آباد
ساعت ۱:٢٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۸/٢۱  

همه تقصیرها گردن مردم است نه مسئولان!

عباس رضایی ثمرین

چندی پیش یادداشتی در باب یکی از مسائل اجتماعی نوشته بودم و در آن نگاهی انتقادی داشتم به گوشه ای از خلقیاتمان. پس از انتشار وقتی برای بررسی بازخورد های مطلب مراجعه کردم، یکی از نظرات درج شده بیش از بقیه توجهم را به خود جلب کرد.

یکی از خوانندگان نوشته بود: "می بینم که فضا آنقدر گل و بلبل است که مصادر اصلی انتقادات را رها کرده اید و چسبیده اید به ملت بدبخت."

البته به شخصه در نقادی فرهنگی و طرح آسیب های اجتماعی، قائل به تفکیک دولت و ملت نیستم و اتفاقا این تفکیک را ریشه بسیاری از معضلات کنونی می دانم. لذا این جمله را در آن مقطع منصفانه نیافتم. اما در طی چند روز گذشته و همزمان با اینکه اخبار متعدد و تحلیل های متفاوت و بازتاب های متناقضی از حادثه تکان دهنده سعادت آباد را در رسانه ها دنبال می کردم، این جمله مدام از مقابل چشمانم می گذشت و ذهنم را مشغول می ساخت.

بگذارید قبل از اینکه سوء تفاهم ایجاد شود، تکلیفمان را روشن کنیم. در اینکه ما به نقد های فرهنگی و اجتماعی نیاز داریم هیچ شکی نیست. هیچ کس از جمله نگارنده، با این مسئله که ما با تدبر در خلقیاتمان آسیب های فرهنگی خود را بیابیم و آنها را برطرف کنیم، مشکلی ندارد. اساسا ما اگر می خواهیم به عقلانیت برسیم، چاره ای نداریم جز اینکه که خود شیفتگی را کنار بگذاریم و با تازیانه نقد فرهنگمان را آبدیده کنیم. لذا مشکل در اینجاها نیست. حتی در اینکه بسیاری از خلقیات ما ایرانیان مستوجب نقد و نکوهش است هم حرفی نیست. نه تنها حرفی نیست که اتفاقا طرح معضلات و مسائل اینچنینی کاری قابل تقدیر و درخور تحسین نیز هست. پس مشکل چیست؟

ببینید مشکل دقیقا از جایی شروع می شود که ما به عنوان کسانی که ادعای نقادی اجتماعی داریم، خودمان در دام آفت هایی می افتیم که قرار بود آنها را چاره کنیم. مشکل این است که ما در مسیر بررسی و نقد آفت های اجتماعی از جمله خلقیات نامطلوب مردم، از آن طرف بام بیفتیم و "به مردم گیر دادن" خود تبدیل به یکی از بزرگترین آسیب ها و معایبمان شود.  این یعنی اینکه ما طوری عمل کنیم که به جای درمان درد، دچار درد بزرگتری شویم.

متاسفانه امروز نه تنها این اتفاق افتاده که این روند نامیمون تبدیل به رویه شده است. انگار این رسم شده که ما وقتی می خواهیم از هر کس و هر جایی انتقاد کنیم، در ابتدا برای دستگرمی هم که شده تعریضی ولو مختصر به مردم داشته باشیم. یعنی در سطحی ترین نا به سامانی های امور جاری هم که تشخیص مقصر اظهر من الشمس است، سهم مردم را نادیده نمی گیریم.

با پلیس مشکل داریم، به مردم گیر می دهیم. منتقد اقدامات دولتیم، مردم را می نوازیم. عملکرد مجلس را قبول نداریم، به مردم فحش می دهیم. شاید یکی از دلایل همان جمله ای باشد که در ابتدا اشاره شد، یعنی بالاخره با توجه به اینکه زورمان به اصل کاری ها نمی رسد، بچسبیم به کسانی که زورمان به آنها می رسد. اگر هم بخشی از دلیل این باشد که هست، قطعا همه آن این نیست. اگر در همین حد بود، لابد با توجه به فضای موجود قابل توجیه بود، اما به نظر می رسد مشکل عمیق تر از حد تصور باشد.

همین حادثه سعادت آباد یکی از مواردی است که به راحتی می توان شتابزدگی و به خطارفتن تحلیل ها را به وضوح در آن مشاهده کرد. حادثه قتلی اتفاق افتاده، به جای آنکه مراجع مسئول این حادثه مورد مواخذه قرار گیرند و البته در کنار آن اشاره ای هم به رفتار نادرست مردم حاضر در صحنه بشود، مراجع ذیصلاح و حتی شخص قاتل در تحلیل های ما کاملا فراموش شده اند و عابران نگون بخت تبدیل به متهمین اصلی شده اند.

«پنجشنبه گذشته،برای تهران  یک روزسیاه بود و میدان کاج سعادت آباد هم مرکز این سیاهی؛جاییکه جوان چاقوخورده، 45 دقیقه نقش برزمین بود و از مردمی که اطرافش جمع شده بودند،التماس میکرد که به دادش برسنداما "مردم فهیم وبافرهنگ" ما،تنهاتماشاچی مرگ یک همنوع خود بودند تا شعر "بنی آدم اعضای یکدیگرند" درمیان وارثان سعدی،عینیت یابد!»
این جملات را ببینیم و قبول کنیم که دچار مشکل شده ایم. بپذیریم که به خطا رفته ایم. گاهی اوقات لازم است که به خودمان نهیبی بزنیم که آقا دست از سر مردم برداریم. منطقی باشیم، اصلا مگر ما به مردم چه داده ایم که دائما از آنها طلبکاریم. مگر ما در طی سالها چه در عرصه فرهنگ کاشته ایم که امروز می خواهیم همه چیز برداشت کنیم؟
باز هم تاکید کنم به هیچ روی مخالف نقد رفتارشناسانه مردم نیستم، اما ورود به این بحث ملزوماتی دارد که این روزها متاسفانه رعایت نمی کنیم.

اول اینکه اگر غرض نقد فرهنگ است که نقد فرهنگ ادبیاتی چنین پدرسالارانه را بر نمی تابد. اگر هدف طرح دغدغه های اجتماعی است که این عصبیت در آن جایی نباید داشته باشد. اگر منتقد رفتار مردم حاضر در آن حادثه هستیم، باور کنید راه حلش این نیست که با ادبیات قیصری دهه چهل، دیالوگ های فیلم های کیمیایی را بازتولید کنیم و از مرگ مردانگی و فتوت سخن سر دهیم و قاتل را رها کنیم و مردم را مقصر جلوه دهیم.

دوم اینکه انگار اساسا دچار سوء تفاهم بزرگی شده ایم. مگر فرهنگ و خلقیات یک جامعه چیزیست که در لحظه متولد می شود و در لحظه اصلاح پذیر است که اینچنین «گازانبری» حمله می کنیم و از زمینه ها و ریشه ها غافلیم؟

سوم اینکه اساسا نقد فرهنگ مقوله ای نیست که به این شکل بشود تک عاملی وارد ساحت آن شد. اگر چه به اعتبار اینکه مردم انسان هستند و از قدرت اختیار برخوردارند، می شود به برخی رفتارهای آنان خرده گرفت و از آنان خواست که دیگر مرتکب آن رفتار نشوند، اما این را هم باید در نظر گرفت که بخشی از فرهنگ، خلقیات و روحیات ما باز هم به اعتبار اینکه انسان هستیم و در اجتماع زندگی می کنیم، تابع شرایط اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی است. لذا بدون در نظر گرفتن جبر جغرافیایی، شرایط اقتصادی و زمینه های شکل گیری خلقیات مردم، به مصاف نقد آنها رفتن، خطایی به غایت بزرگ در تحلیل خواهد بود.

چهارم اینکه اصلا چرا ما خودمان را مبری می دانیم؟ اگر به روحیات و اخلاق مردم اعتراض داریم، چرا در کنار هزار عامل دیگری که در رسیدن آنها به جایگاه فعلی نقش داشته اند، نقشی برای خودمان قائل نمی شویم. یعنی خود ما ها در شکل گیری تدریجی و نهادینه شدن این خلقیات در مردم ، هیچ نقشی نداشته ایم؟ حاشا که اینگونه باشد.

قطعا تا شماره های بیشتری هم می توان ادامه داد و موارد دیگری را نیز مطرح کرد که بیم به درازا کشیدن سخن مانع از آن است.بپذیریم که اساسا طرح دغدغه های اجتماعی مناسبتی با نشستن بر برج عاج و نسخه پیچیدن از بالا ندارد. پرداختن به دغدغه های اجتماعی نه از سر پرخاشگری که باید از سر دردمندی باشد. تا زمانیکه مدام بگوییم مردم در فلان رفتار خود اشتباه می کنند، مطمئن باشیم که به خطا رفته ایم. اگر هم رفتار اشتباهی وجود دارد- که قطعا وجود دارد- باید بپذیریم که همه ما در آن دخیل هستیم و ما اشتباه می کنیم، نه اینکه مردم اشتباه می کنند.

http://www.ayandenews.com/news/20256/



 
پردرآمدترین مشاغل IT کدامند؟
ساعت ٢:٢۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۸/۱۸  

هر یک از ما حداقل یک بار صفحه نیازمندی شغلی روزنامه‌ها یا سایت‌های اینترنتی را ورق زده‌ایم و در آن با انواع و اقسام شغل‌‌ها روبه‌رو شده‌ایم.

انگار شغل‌های درج شده در این صفحات هم با گذر زمان و پیشرفت فناوری دچار تغییر و تحولات شده‌اند. به عنوان مثال اگر تا چند سال پیش یک شرکت، سازمان و... به دنبال شخصی بود که حداقل آشنایی ابتدایی با کامپیوتر را داشته باشد، اما حالا همان سازمان‌ها و شرکت‌ها به دنبال اشخاصی هستند که با پیکربندی ویندوز ویستا آشنایی داشته باشد و بتواند بدون مشکل این سیستم را راه‌اندازی کند. 

شاید دیگر حرف کلیشه‌ای باشد اما این تغییر و تحولات شغلی هم به واسطه پیشرفت فناوری اطلاعات و ابزارهای تکنولوژیکی است. گزارش‌ها و آمار‌های منتشر شده از سوی ارگان‌های مختلف نشان می‌دهد که پیشرفت سریع در این بخش باعث ظهور صنایع و مشاغل پردرآمد جدیدی شده است که تا یک دهه پیش نامی‌از این مشاغل نبوده است. 

پرطرفدار‌ترین مشاغل و بالاترین درآمد آی‌تی
فناوری اطلاعات به عنوان یک صنعت نوظهور و البته پررونق در سال‌های اخیر به تدریج به یکی از ماشین‌های استخدامی‌ بازار کار و اشتغال تبدیل شده است. تجارت‌های مختلف وابسته به این صنعت هم سهم قابل توجهی از جذب نیروی کار را در سال‌های اخیر به خودشان اختصاص داده اند.
 
تمایل افراد به تحصیل در رشته‌های تخصصی مرتبط با این صنعت و به دنبال آن افزایش چشمگیر تعداد فارغ التحصیلان این رشته‌ها نشان از رونق بازار کار در صنعت آی‌تی دارد. به این‌ترتیب است که حتی رکود و بحران اقتصادی اخیر هم نتوانست چندان فشاری را بر این صنعت تحمیل کند تا آی‌تی به عنوان اولین صنعت رو به بهبود و نجات از این بحران در جهان مطرح شود. این روند گویا آنقدر امیدوار کننده است که می‌تواند نوید اتفاقات خوب آینده را در این حوزه بدهد. 

براساس پیش‌بینی‌های صورت گرفته توسط موسساتی همچون گارتنر در سال 2009، متخصصان فناوری که دنبال فرصت شغلی جدید هستند، باید توجه داشته باشند که در سال 2010 وضعیت اشتغالزایی در صنعت فناوری ارتباطات و اطلاعات بهبود یافته و نرخ بیکاری در این حوزه نسبت به سال قبل کمتر شده است.
 
وضعیت موجود در سال 2010 نشان داد که این پیش‌بینی‌ها کاملا درست بوده است؛ چرا که در سال جاری میلادی شاهد کاهش اخراج کارمندان از شرکت‌های بزرگ و افزایش اشتغالزایی در زمینه آی سی تی بودیم و کارشناسان بر پایه یک بررسی جدید اعلام کردند که در این صنعت، به مهارت سیستم‌های مجازی‌سازی، فناوری‌های مبتنی بر اینترنت، امنیت شبکه و مهارت سیستم‌های رایانه ای اجتماعی بیش از دیگر مهارت‌ها نیاز است و افرادی که تخصص‌های یاد شده را دارند، سریع‌تر جذب شرکت‌ها و سازمان‌های مربوطه می‌شوند. با وجود اینکه صنعت جهانی آی تی شاهد کاهش اثرات ناشی از بحران اقتصادی است، اما این روند تضمینی بر اشتغالزایی کلیه متخصصان این صنعت محسوب نمی‌شود. 

براساس بررسی‌های انجام شده 10 عنوان شغلی که در حوزه فناوری ارتباطات و اطلاعات در سال 2010 به عنوان برترین مشاغل شغلی محسوب می‌شدند و بیشترین نیاز برای آنها احساس می‌شود که عبارتند از: متخصص امینت، مدیریت سیستم‌های مجازی، مدیریت ابزار، مهندس شبکه، متخصص سیستم‌های باز، مدیر پشتیبانی خدمات، مدیریت سیستم‌های ذخیره‌سازی اطلاعات پزشکی، متخصص منابع، مدیر فهرست کردن خدمات و مهندس فرآیند بازرگانی. 

اما در میان این مشاغل برتر، لیست پردرآمدترین مشاغل آی‌تی بیشتر از برترین شغل‌های حوزه آی‌تی خودنمایی می‌کند. براساس بررسی‌‌ها و آمار‌های ارائه شده توسط Tech Republice می‌توان با بیست شغل پردرآمد کارمندان و شاغلان بخش‌های آی‌تی آشنا شد. در این لیست، می‌توان نام ده شغل پر درآمد را دید که در میان برترین مشاغل آی‌تی سال 2010 نیز دیده شده‌اند. 

در این لیست اولین شغل پر درآمد به مدیر اجرایی آی‌تی اختصاص دارد که حقوق سالانه معادل 127 هزار و 73دلار دریافت می‌کند. آی‌تی ارشیتکت یا طراح آی‌تی با حقوق سالانه 102 هزار و 894 دلار در جایگاه دوم قرار دارد. رتبه سوم این رده بندی به رییس یا سرپرست بخش آی‌تی با حقوق سالانه 100 هزار و 757 دلار اختصاص یافته است. 

مدیر پروژه‌های آی‌تی هم که طی یکی دو سال اخیر با استقبال خوبی از طرف افراد مختلف روبه‌رو شده با حقوق سالانه 94 هزار و457 دلار در جایگاه چهارم پردرآمدترین مشاغل آی‌تی قرار گرفته است. 

شغل‌هایی همچون مدیریت آی‌تی، مشاور آی‌تی و متخصص امنیت نیز به‌ترتیب با درآمد سالانه 87 هزار و 934‌، 87 هزار و 739 و 87 هزار و 408 دلار در رده‌های پنجم تا هفتم این لیست قرار گرفته‌اند. 

همچنین جایگاه هشتم تا دهم این لیست به مشاغلی به نام‌های مهندس سیستم‌ با حقوق 85هزار و 32دلار‌، مهندس با حقوق 84 هزار 446 و مدیر اطلاعات داده‌ها با حقوق 83 هزار و 256 دلار اختصاص یافته است. همچنین شرکت Tech Republice رده‌بندی پردرآمد‌ترین مشاغل آی‌تی را بر اساس مدارک معتبر شرکت‌هایی همچون سیسکو، مایکروسافت، لینوکس و... نیز انجام داده است. 

آنچه از این 20 مدرک پردر آمد حوزه آی‌تی استنباط می‌شود این است که مدارک شرکت‌های سیسکو و مایکروسافت از بیشترین استقبال و بیشترین درآمدر برخوردار هستند. اولین مدرک پر درآمد به six Sigma با در آمد سالانه 111 هزار و 908 دلار اختصاص یافته است‌. دومین مدرک پردر آمد (Project )ا PMP Management profssional است که دارندگان این مدرک می‌توانند در آمدی برابر 104 هزار و 253دلار در سال داشته باشند. 

مدارک ITIL‌ هم با درآمد سالانه 102 هزار و 128 دلار و 101هزار و 185دلار رتبه سوم و چهارم را به خود اختصاص داده‌اند. رتبه پنجم تا هفتم این لیست جایگاه مدراک سیسکو با عنوان‌های CCP با حقوق سالانه 99هزار و 928 دلار، CCDA‌با حقوق سالانه 93 هزار و 953 دلار و CCNP با حقوق سالانه 89هزار و 864 دلار است. همچنین رتبه هشتم و نهم نیز به مدارک شرکت مایکروسافت با عنوان‌های MCSE و MCTTP اختصاص یافته که درآمد این مدارک به‌ترتیب 86هزار 454 دلار و 82 هزار و 44 دلار است. مدرکCCNA شرکت سیسکو هم با درآمد 79هزار و 695 دلار در رتبه دهم قرار گرفته است‌. 

مشاغل و مدارک آی‌تی در ایران
شغل‌ها و مدارک مختلف حوزه آی‌تی روز به روز در جهان رو به گسترش است و مشاغل مختلفی را برای افراد جویای کار به وجود آورده است. بازار ایران نیز برعکس حوزه‌های دیگر که بر اساس شواهد همیشه عقب‌تر از اتفاقات جهان حرکت می‌کند، اما این‌ بار همپای این بازار در حرکت است و بر اساس آمارها و گزارش‌های منتشر شده می‌توان این ادعا را کرد که آی‌تی توانسته در کشور بازار کار فعال و بزرگی را به وجود بیاورد. 

آن‌طور که از اظهارات کارشناسان و فعالان این حوزه بر می‌آید‌، برای به دست آوردن مشاغل و مدارک پردرآمد حوزه آی‌تی نمی‌توان از دانشگاه‌های کشور انتظاری داشت و برای دریافت این مدارک و آموزش‌های تخصصی در این حوزه باید به آموزشگاه‌های تخصصی در کشور که جمع آنها از 20 آموزشگاه‌ هم تجاوز نمی‌کند، مراجعه کرد. 

رضا جوالچی، استاد مجتمع فنی تهران در خصوص عدم توجه دانشگاه‌ها به رشته‌های حوزه آی‌تی می‌گوید: ‌«از آنجایی که اکثر دانشگاه‌های کشور از علم روز بسیار عقب هستند طبیعی است که این گونه رشته‌ها که به دنبال خود مشاغل پردرآمدی هم دارند در دانشگاه‌ها تدریس نشود.



حتی رشته‌هایی هم که مربوط به کامپیوتر است و در دانشگاه تدریس می‌شود آنچنان در بازار با فرصت شغلی مواجه نیستند و اکثر دانشجویان فارغ‌التحصیل رشته‌های کامپیوتر برای پیدا کردن شغلی مناسب به آموزشگاه‌های فعال در کشور مراجعه می‌کنند تا با گرفتن مدارک شرکت‌هایی همچون سیسکو، مایکروسافت و‌... بتوانند شغلی مناسب و پردرآمد به دست بیاورند.» 

به باور وی شاید یکی از دلایلی که دانشگاه‌ها روبه تدریس این دروس نمی‌آورند ماهیت حرفه‌ای آنها باشد و از آنجا که دروس دانشگاه آکادمیک است پس آموزشگاه‌ها بهترین مکان برای آموزش این دوره‌ها هستند. 

اما شاید آنچه که برای بسیاری از افرادی که در این آموزشگاه‌ها ثبت نام می‌کنند جالب باشد این است که با توجه به هزینه‌ای که انجام می‌دهند آیا درآمد آنها هم همچون درآمد‌های جهانی است و آیا اساسا برای این افراد در بازار ایران بازار کار وجود دارد یا خیر. 

مازیار گنجه‌ای، مدیر عامل شرکت کاریار ارقام در این خصوص می‌گوید: ‌«متاسفانه میزان هزینه برای آموزش و میزان درآمد افراد از این آموزش‌ها بسیار متفاوت از آن چیزی است که در کشورهای پیشرفته و توسعه یافته دیده می‌شود، اما در مقابل همه هزینه‌ها یکسان و بجا است. برای مثال اگر کسی در خارج از کشور با مدرک pmp درآمدی در حدود 104 هزار دلار دارد در مقابل برای گرفتن این مدرک 10 هزار دلار هزینه می‌کند. اما در ایران این هزینه و درآمد یک دهم آن چیزی است که در کشورهای پیشرفته دنیا اتفاق می‌افتد.» 

وی در ادامه می‌افزاید: ‌«در ایران اگر فردی بخواهد مدرک pmp (به صورت خصوصی) بگیرد باید چیزی در حدود دو میلیون تومان هزینه کند، اما به صورت عادی هزینه آموزش او به طور میانگین 400 هزار تا 500 هزار تومان است. همچنین درآمدی هم که وی از این مدرک می‌تواند به دست بیاورد اگر کار معمولی باشد بین 600 تا 700 هزار تومان است. 

اما اگر با همین مدرک بتوان یک پروژه سازمان یا شرکت را مدیریت کند می‌تواند درآمدی بین 2 تا 3 میلیون داشته باشد.» به باور وی این هزینه‌ها در مقابل درآمدی که افراد می‌توانند از مشاغل خود به دست بیاورند کامل هیچ است. به گفته گنجه‌ای بازار مشاغل و مدارک آی‌تی در ایران بسیار فعال و بزرگ است به نحوی که فارغ‌التحصیلان از این آموزشگاه بلافاصله می‌توانند در شرکت‌ها و سازمان‌های مختلف مشغول به کار شوند.

http://ayandenews.com/news/20103/



 
تصاویر جالب از محل کار کارمندان گوگل
ساعت ٥:٢۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۳/۱  
تصاویر بسیار تعجب بر انگیز است. اتاق های کنفرانسی که در قایق تشکیل می شود. سلف غذاخوری با شعار "tech stop"، اتاق های بازی، کابین های چوبی، خونه های اسکیموها، کارمندانی که به جای پله با سرسره از طبقات بالایی به پایین می آیند و... .این مجموعه را مقایسه کنید با شرکت های بزرگ داخلی

تصاویر جالب از محل کار کارمندان گوگل
تقریبا آرزوی هرکسی که در حوزه آی تی کار می کند در مرحله اول تجربه کار کردن در شرکت های بزرگ مانند گوگل، یاهو، مایکروسافت و.. است و در مرحله بعدی تاسیس شرکتی بر مبنی ایده خود تا بتواند تحولی در دنیای آی تی و اطلاعات انجام دهد.

خصلتی که در اکثر کارمندان این شرکت ها وجود دارد وفاداری به شرکت است. وفاداری به معنای حس تعلق و کار کردن هرچه بهتر برای رسیدن به اهداف شرکت. وقتی وبلاگ شخصی کارمندان این شرکت ها را می خوانید با آدمهای پر ایده و سرشار از انرژی مواجه می شوید که هیچ شباهتی با کارمندان خسته و خموده بقیه مراکز و مجموعه ها را ندارند.

شرکت های بزرگ توجه ویژه ای به شرایط کارمندان خود دارند. آنها بر این باورند با فراهم کردن محیطی شاد همراه با آرامش، باعث کیفیت کاری بهتر کارمندان می شود. تصاویر زیر نمایی از دفاتر کاری شرکت گوگل است.

تصاویر بسیار تعجب بر انگیز است. اتاق های کنفرانسی که در قایق تشکیل می شود. سلف غذاخوری با شعار "tech stop"، اتاق های بازی، کابین های چوبی، خونه های اسکیموها، کارمندانی که به جای پله با سرسره از طبقات بالایی به پایین می آیند و... .

این مجموعه را مقایسه کنید با شرکت های بزرگ داخلی. این نوع نگاه به کارمند در کشور ما معنی نمی دهد. البته قبول دارم اگر همچین امکاناتی در یک شرکت ایرانی وجود داشت در چند ماه اول، شرکت ورشکسته میشد چون کارمندان محیط کار را با شهربازی اشتباه می گرفتند. این نگاه نیاز به فرهنگ سازی در تمام سطوح دارد. هم کارمند و هم کارفرما. مخصوصا در حوزه آی تی و برنامه بنویسی که کسل کننده بودن محیط افت کاری شدیدی را به دنبال دارد.


 
جامعه مدنی مهمتر از مرگ بر امریکا گفتن است
ساعت ٤:۳٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٢/٢٢  
 هنگام سخنرانی ابوترابی و معاون دفتر نمایندگی ولی فقیه در دانشگاه ها تعدا کمی از دانشجویان در سالن حضور داشتند و بیشتر صندلی ها خالی بود اما جمعیت دانشجویان هنگام سخنرانی زیبا کلام بیش از ظرفیت سالن شد .

به گزارش آخرین نیوز ،سخنان صادق زیبا کلام در همایشی که در دانشگاه صنعتی شریف برگزار شد باز هم جنجال آفرید.

به گزارش خبر نگار آخرین در ساعات اولیه همایش "پس از سی سال ، سیرت و صورت انقلاب اسلامی " و هنگام سخنرانی ابوترابی و معاون دفتر نمایندگی ولی فقیه در دانشگاه ها تعدا کمی از دانشجویان در سالن حضور داشتند و بیشتر صندلی ها خالی بود اما جمعیت دانشجویان هنگام سخنرانی زیبا کلام بیش از ظرفیت سالن شد .
حضور زیبا کلام برای سخنرانی با تشویق ممتد برخی دانشجویان مواجه شد .

زیبا کلام هنگام پرسش و پاسخ دانشجویان خطاب به دانشجویی که از وی انتقاد کرده بود گفت : شما رادیو و تلویزیون را دارید که عده ای زیبا کلام را تشویق و گروهی نیز وی را دروغگو خطاب کردند.زمانی که زیباکلام گفت :‌ جامعه مدنی مهمتر از مرگ بر امریکا گفتن است ، عده ای شعار مرگ بر امریکا سر دادند و عده دیگری نیز فریاد میزدند مرگ بر دیکتاتور .حدود نیمی از حاضران نیز هیچ واکنشی نشان نمی دادند.

پس از سخنان زیبا کلام با عنوان انقلاب اسلامی و توهم 31 سال مبارزه با امریکا یکی از دانشجویان گفت:اینجا نمازجمعه و خیابان نیست و باید بحث علمی و اثبات شده صورت بگیرد . وی با بیان اینکه آیا منافع ملی و ایدئولوژیک مغایر هستند به کتاب یک خبرنگار آمریکایی به نام تدارک جنگ بزرگ و تاثیرگذاری ایدئولوژی صهیونیست در آمریکا اشاره کرد و افزود: قانون داماتو در زمان وادادگی دوران اصلاحات به چه دلیل تصویب شد.وی به چند کتاب لاتین دیگر از جمله سوداگری مرگ و دلایلی از حمایت آمریکا از صدام در جنگ ایران و عراق اشاره کرد و گفت: این دانشگاه بیش از120 شهید در دوران دفاع مقدس داشته است و شما چه راحت خون آنان را پایمال می کنید.

دانشجوی دیگری خطاب به زیباکلام افزود: عنوان سخنان شما انقلاب اسلامی بود ،آیا اسلامی بودن غیرایدئولوژیک است و آیا نظام بدون ایدئولوژیک در جهان وجود دارد.
وی افزود: مگر خاتمی در نخستین اقدام خود پس از ریاست جمهوری با کریستین امانپور مصاحبه نکرد تا برای ذوب شدن کوه یخ روابط ایران و آمریکا تلاش کند اما پس از آن چه اتفاقی افتاد.

این دانشجو گفت: در آمریکای لاتین لطیفه ای وجود دارد مبنی بر اینکه هیچ وقت در خود آمریکا کودتا نمی شود زیرا در آمریکا ، سفارت آمریکا وجود ندارد.صادق زیباکلام در پاسخ گفت: طبیعی است زمانی که آمریکا را به چالش می کشیم آمریکایی ها نیز همانطور به شما پاسخ می دهند.وی گفت: این فکر در درون ما رخنه کرده است که آمریکایی ها مخالف برنامه هسته ای ما هستند در صورتی که اصل مشکل بر سر غنی سازی است.

زیبا کلام با اشاره به یکی از سخنرانی های رئیس جمهور درباره اشغال سفارت آمریکا به نقل از آقای احمدی نژاد گفت: "ما تصور می کردیم که می خواهند کودتای 28 مرداد را تکرار کنند و شاه را بازگردانند."وی افزود: چگونه است که هنگام حضور شاه دنبال کودتا نمی روند اما زمانی که شاه بیمار است و با برانکارد او را به نیویورک می برند به فکر کودتا افتادند. جریان طبس تلاش آمریکا برای نجات گروگان ها بود و چه عملیات نظامی را می توان با هواپیمای سی 130 انجام داد.

عماد افروغ نیز با بیان اینکه لیبرالیسم و سوسیالیسم نیز نوعی ایدئولوژی است گفت: نکته مثبتی که در صحبت های آقای زیباکلام بود این است که می توان نهاد مدنی و مرگ بر آمریکا را جمع کرد.وی با بیان اینکه از امور ذاتی انقلاب اسلامی استقلال آن است گفت: استقلال به این معنی است که نه روس و نه آمریکا و اگر می گوییم مرگ بر آمریکا دروغ نگوییم.عماد افروغ افزود: از شعارهای خوب جمهوری اسلامی نباید برای اهداف جناحی استفاده شود

مرتضی نبوی نیز از حاضران در این میزگرد با بیان اینکه طنز سیاسی با بحث علمی متفاوت است گفت: شایسته نیست که همه ارزش ها را به استهزا بگیریم و به هجوگویی بپردازیم.

خرمشاد معاون وزیر امور خارجه نیز با اشاره به نگاه های متفاوتی که ازآمریکا وجود دارد گفت: باید نگاه آمریکایی ها به ایران و انقلاب را بدانیم  و بهترین راه آن ، خواندن خاطرات خود آمریکایی ها از جمله خاطرات کارتر و گری سیک است.وی با اشاره به تحقیق پایان نامه خود و رجوع به روزنامه های زمان انقلاب در آمریکا گفت: نخستین سوال کنگره از کارتر پس از پیروزی انقلاب این بود که چرا ایران را از دست دادی.

http://www.akharinnews.com/index.php?option=com_content&task=view&id=2786&Itemid=36



 
5 خوراکی که زنان حتما باید مصرف کنند
ساعت ٥:٤٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٢/۱۸  
متخصصان تغذیه توصیه می‌کنند که مصرف گندم و برنج و پاستا سبوس دار و برنج قهوه‌ای باید در اولویت تغذیه‌ای قرار بگیرد، چون سرشار از ریزمغذی‌های اساسی و حیاتی هستند که سبب اضافه وزن هم نمی‌شوند.

ایسنا: پژوهشگران تغذیه توصیه می‌کنند که 5 نوع ماده خوراکی مغذی وجود دارد که زنان باید حتما آنها را به رژیم غذایی روزانه خود اضافه کنند.

یکی از مهمترین مواد غذایی که زنان باید مصرف کنند سبزیجات دارای برگ‌های پهن و سبز رنگ هستند. محققان تاکید می‌کنند که بدون گنجاندن این سبزیجات در رژیم غذایی روزانه تامین ریزمغذی‌های ضروری بدن امکانپذیر نخواهد بود.

این سبزیجات شامل اسفناج، کلم بروکلی، کاهو و سایر سبزیجاتی از این قبیل هستند که دارای منابع فراوانی هستند و سرشار از فیبر خوراکی، ویتامین c و k و اسید فولیک هستند. این سبزیجات همچنین حاوی مواد معدنی ضروری از جمله کلسیم، منگنز، آهن و پتاسیم هستند. محققان توصیه می‌کنند که زنان باید تلاش کنند؛ این سبزی‌ها را در رژیم غذایی هر روزه خود قرار دهند و هرچه این سبزیجات تیره‌تر باشند خواص آنها بهتر خواهد بود.

گزینه دوم که مصرف هر روزه آن به زنان توصیه می‌شود؛ غلات سبوس دار هستند، مقدار فیبر و ریز مغذی‌ها و ویتامین‌های ضروری موجود در غلات سبوس دار 96 درصد بیشتر از غلات سفید و بدون سبوس است. بر همین اساس متخصصان تغذیه توصیه می‌کنند که مصرف گندم و برنج و پاستا سبوس دار و برنج قهوه‌ای باید در اولویت تغذیه‌ای قرار بگیرد، چون سرشار از ریزمغذی‌های اساسی و حیاتی هستند که سبب اضافه وزن هم نمی‌شوند.

پایگاه اینترنتی براید سوئیتز در این رابطه افزود: مورد سوم مصرف مغزها و دانه‌های روغنی است که یکی از بهترین‌ ترکیبات خوراکی در رژیم غذایی روزانه محسوب می‌شوند. پژوهشگران توصیه می‌کنند که این مغزها را به سالاد، صبحانه و یا حتی ماست اضافه کنید، چون منبع فوق العاده‌ای از پروتئین، منگنز و ویتامین‌های B , E محسوب می‌شوند. مغزها همچنین برای مقابله با بیماریهای قلبی و سرطان‌ها مفید هستند. مغزها سرشار از کالری‌های چربی هستند اما چربی آنها برای سلامتی مفید است. همچنین می‌توان از این نوع خوردنی بعنوان عصرانه استفاده کرد. اما در عین حال باید از مصرف افراطی آنها جلوگیری کرد و بنابراین حدود یک چهارم فنجان یا 15 تا 20 عدد بادام یا گردو برای یک هفته کافی است.

خوردنی چهارم که مصرف روزانه آن برای زنان ضروری است ماست کم چرب یا بدون چربی است که منبع مهمی از ویتامین‌ها،‌ پروتئین و کلسیم است. ماست حاوی باکتری‌های سالمی است که می‌تواند با بیماریها‌ مبارزه کند. مصرف سه تا چهار فنجان ماست در هفته برای رژیم غذایی کافی است اما باید مراقب باشید که شکر به آن اضافه نکنید در عوض آن را با میوه‌ها مصرف کنید.

گزینه آخر انواع توت‌ها است. توت‌ها منبع غنی از فیبر خوراکی هستند و به کاهش وزن کمک می‌کنند. هم چنین بیش از هر ماده خوراکی دیگری حاوی آنتی اکسیدانهای گیاهی محافظ هستند. این آنتی اکسیدانها نه تنها خطر بروز بیماریها را کاهش می‌دهند بلکه همچنین به جلوگیری از تحلیل حافظه کمک می‌نمایند. مصرف تازه یا یخ زده توت‌ها هر دو خواص یکسان دارد.

http://www.asriran.com/fa/news/113268/5-خوراکی-که-زنان-حتما-باید-مصرف-کنند


 
۴ رئیس برای ۸ ماه
ساعت ۳:۳٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٢/۱٥  

اگر اظهارات دیروز وزیر راه و ترابری به مرحله عمل برسد، یکی از رکوردهای ایرانی محقق می‌شود: انتصاب چهارمین رئیس سازمان هواپیمایی کشوری در طول ۸ ماه!

پس از واقعه‌ای که در پرواز کیش تهران هواپیمایی کیش رخ داد و یک نام جعلی به جای نام تاریخی خلیج فارس بر صفحه مانیتور هواپیما نقش بست و وقایع پس از آن نظیر اخراج سرمهماندار یونانی هتاک از ایران، زمینگیر شدن هواپیمای تازه وارد شده به کشور و سرانجام طفره رفتن ضمنی رضا نخجوانی رئیس سازمان هواپیمایی کشوری از پذیرش تام و کامل دستور حمید بهبهانی وزیر راه و ترابری برای پذیرش انجام تخلف و برخورد با متخلفان، زمزمه‌هایی مبنی بر برکناری وی به گوش رسید. این زمزمه‌ها اواخر هفته گذشته با انتشار خبر مرخصی رفتن نخجوانی و حاضر نشدن وی در دفتر کارش شدت گرفت تا این که دیروز وزیر راه و ترابری با آن لحن صریح و بخصوصش آب پاکی را روی دست همه ریخت.

وزیر راه و ترابری گفت: حکم برکناری نخجوانی را امضا می‌کنم.حمید بهبهانی در گفتگو با برنا در پاسخ به برخی اظهارات درباره برکناری رضا نخجوانی، بیستمین رئیس سازمان هواپیمایی کشوری اظهار کرد: تاکنون حکمی امضا نشده است اما بزودی حکم برکناری وی را امضا خواهم کرد.

وزیر راه در پاسخ به این پرسش که آیا فشارهایی از خارج مجموعه برای برکناری نخجوانی وجود دارد

گفت: همه موافق برکناری وی هستند و هیچ فشاری از بیرون وارد نیست.

وی درباره گزینه‌های احتمالی برای جایگزینی نخجوانی، تصریح کرد: اگر شما گزینه مناسبی سراغ دارید، معرفی کنید. بهبهانی خاطرنشان کرد: به طور حتم گزینه احتمالی را به صورت دقیق و کارشناسی بررسی خواهم کرد.

 

 

● چهارمین رئیس در ۸ ماه؟!

بررسی عمر ریاست ۴ رئیس‌ اخیر سازمان هواپیمایی کشوری نشان می‌دهد عمر ریاست هیچ‌یک از آنها به یک دوره کامل مدیریتی که براساس قانون ۳ سال است نرسیده است. نورالله رضایی نیارکی و حسین خانلری آخرین روسایی بودند که به ترتیب توانستند ۲ سال و ۲/۵ سال بر این سازمان ریاست کنند اما انگار سال ۸۸ سال ویژه و نه چندان خوبی برای سازمان هواپیمایی کشوری بود. چرا که امسال با حوادث متعدد و پرحاشیه هوایی و برکناری‌های متعدد همراه شده است. اگر اظهارات دیروز وزیر راه و ترابری را عملی شده بدانیم و شاهد ورود چهارمین رئیس این سازمان در سا‌ل‌جاری باشیم، عمر مدیریت در این سازمان تخصصی و حساس به طور متوسط به هر ۲ ماه یک مدیر کاهش خواهد یافت.

 

 

● ۲۱ تیر ۸۸

سریال برکناری‌های سال ۸۸ در سازمان هواپیمایی کشوری در روزهای پایانی و گرم تیرماه آغاز شد. حسین خانلری، فرمانده پلیس فرودگاه‌های کشور و فرمانده هواپیمایی نیروی انتظامی پس از ۳۰ ماه مدیریت و در حالی که به گفته خودش، خبرنگاران زودتر از او از برگزاری مراسم تودیعش آگاه شده بودند، جای خود را به محمدعلی ایلخانی داد؛ اما ایلخانی نخستین روز ریاستش را با حادثه تلخ سقوط توپولف شرکت کاسپین در اطراف قزوین و کشته شدن تمام مسافران و خدمه‌ آغاز کرد و به رئیس بدشانس مشهور شد. او در عمر ریاست کوتاه و ۵/۲ ماهه‌اش یک حادثه تلخ دیگر را نیز که مربوط به هواپیمای ایلوشین هواپیمایی آریا در فرودگاه مشهد بود و متاسفانه منجر به کشته و مجروح شدن ۳۰ نفر شد را تجربه کرد.

اما ایلخانی نیز پس از حدود ۲ ماه و نیم مدیریت به طور غیرمنتظره در ۲ مهر ۸۸ با مصاحبه جنجالی‌ای که انجام داد، صندلی ریاست سازمان هواپیمایی کشوری را ترک گفت تا نوبت به کاپیتان رضا نخجوانی برسد.

این رئیس جدید با وجود خلبان بودن، تحصیلاتی در زمینه قضا و حقوق دارد؛ به طوری که دارای کارشناسی حقوق قضایی و کارشناسی ارشد حقوق بین‌الملل است و سوابقی چون خدمت در شرکت خدمات هلیکوپتری و هواپیمایی نفت و آسمان و هواپیمایی کیش‌ایر به عنوان آخرین سمت قبل از ریاست سازمان هواپیمایی کشوری را در کارنامه دارد؛ اما سوانح هوایی، نخجوانی را نیز راحت نگذاشتند؛ حادثه هواپیمایی توپولف شرکت تابان در فرودگاه مشهد که خوشبختانه فقط مجروح بر جای گذاشت و سیلی زدن نخجوانی بر صورت مدیرعامل این هواپیمایی در جلسه کمیسیون عمران مجلس، مهم‌ترین حادثه دوران ریاست کوتاه وی بود.

این بار البته حادثه هوایی باعث سست شدن پایه‌های ریاست وی در سازمان هواپیمایی کشوری نشده یا بهانه به دست بهانه‌گیران نداده است، بلکه نمایش یک نام جعلی به جای نام تاریخی خلیج‌فارس در پرواز کیش ایر، صدور دستور صریح وزیر راه و ترابری و سرانجام طفره رفتن نخجوانی از عمل صریح به این دستور، مقدمات واقعه را تشکیل داد تا سرانجام نوبت به وی برسد.

اگر نخجوانی در اسفندماه جاری برکنار و انتصاب جدیدی صورت گیرد، عمر مدیریت وی به ۶ ماه کامل نخواهد رسید و رئیس جدید نیز چهارمین رئیس تعویض شده در طول ۸ ماهه تیر تا اسفند ۸۸ خواهد بود که برای سازمانی به حساسیت و تخصصی بودن چندان مطلوب نیست. بویژه آن که با نزدیک شدن به عید نوروز و آغاز تدریجی سفرهای نوروزی مردم، حجم کار سازمان هواپیمایی کشوری افزایش قابل توجهی یافته لذا هر گونه تغییر در ریاست این سازمان، ممکن است باعث به هم ریختن تمرکز مدیران و نظم کاری و سازمانی این مجموعه حساس شود.

 

سیدعلی دوستی

گزارش : جام‌جم آنلاین (www.jamejamonline.ir)



 
 
ساعت ٩:۱۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۱۸  
نامه مطهری به‌ موسوی/این راه بی نتیجه و مضر است
در بیانیه شما نکات مثبت و گامهایی به سوی اتحاد و رفع بحران دیده می شود مانند محکوم کردن رسانه های بیگانه ، تبری از شعارهای ضد اسلام و جدا کردن راه خود از راه خارج نشینان از همه مهمتر تأکید بر التزام به قانون اساسی ، گرچه یکی از اصول قانون اساسی اصل ولایت فقیه است و مطابق آن باید در معضلات اجتماعی و سیاسی نظر رهبری را فصل الخطاب بدانیم هرچند قانع نشده باشیم و در بیانیه شما به این اصل توجه لازم مبذول نشده است.

مهر: علی مطهری در نامه ای سرگشاده به میرحسین موسوی با اشاره به اینکه وی در اظهارات خود دردها را خوب بیان کرده اما درمان را نه ، رفتار موسوی و کروبی را مانعی برای اصلاحات مورد نظر بسیاری از دلسوزان انقلاب دانسته و با توصیه به استفاده از فرصت بزرگ 22 بهمن برای پایان بخشیدن به بحران های خودساخته ، افزوده است: یکی از اصول قانون اساسی اصل ولایت فقیه است و مطابق آن باید در معضلات اجتماعی و سیاسی نظر رهبری را فصل الخطاب بدانیم.

 

فرزند شهید دکتر مرتضی مطهری در نامه سرگشاده خود آورده است: به عقیده اینجانب شما در این بیانیه دردها را خوب بیان کرده اید اما درمان را نه . روح بیانیه و جان کلام شما این است که ما برای اصلاح به میدان آمده ایم نه برای انتقام گیری یا کسب قدرت و یا ویران گری . این امر می تواند محور وحدت و هدف مشترک اطراف بحران سیاسی کنونی باشد، خصوصاً که اصلاح مستمر اجتماعی یکی از ارکان تعلیمات اسلامی است که از آن به « امر به معروف و نهی از منکر » تعبیر می شود. اما این هدف از چه راه بهتر تأمین می شود؟ شما در بیانیه های خود از قانون گریزی دولت و تمایل آن به استبداد و پاسخگو نبودن آن در مقابل مجلس و قوه قضائیه سخن گفته اید ، همچنان که اشارات و تصریحاتی به خشونت ورزی و کم توجهی مدیران این بحران به حقوق مردم داشته اید .

در ادامه نامه می خوانیم : آیا فکر نمی کنید که خاطیان این دو حوزه برای استمرار و توجیه تخلفات خود ، خواهان ادامه وضع موجود هستند و آرامش و وحدت ملی سم مهلک برای آنها است ؟ آیا فکر نمی کنید که وضع موجود ، دست نظام و بسیاری از مصلحان مجلس و قوه قضائیه را برای برخورد با این خاطیان بسته است ؟ مثلاً در شرایط عادی امکان سؤال از رئیس جمهور درباره برخی قانون گریزیها و رها سازی و لیبرالسیم فرهنگی وجود دارد اما اکنون چون این گونه اقدامات قانونی ، همراهی با سران معترض و موجب تشدید بحران تلقی می شود ، زمینه پذیرش آن در میان نمایندگان مجلس و مردم ضعیف است . ( البته اینها به معنی نفی نقاط مثبت و تلاش صادقانه این دولت نیست.)

علی مطهری در ادامه نامه ابراز عقیده کرده است : پس باید قبول کنید که جناب عالی و جناب آقای کروبی تبدیل به مانعی برای اصلاحات مورد نظر خودتان و بسیاری از دلسوزان انقلاب اسلامی شده اید. عضو کمیسیون فرهنگی مجلس با بیان اینکه "اینجانب حدس قوی دارم که رهبری گرانقدر انقلاب اسلامی اگر خیالشان از ناحیه شما دو بزرگوار راحت شود به سراغ خودکامگی های دیگران ، خطاهای بزرگوار سوم یعنی رئیس جمهور محترم و نیز خطاهای برخی افراطی های مدعی اصولگرایی خواهند رفت" افزوده است: لااقل چندماهی امتحان کنید ، اگر این گونه نبود به راه خود که آن را بی نتیجه و مضر می دانم ادامه دهید . خودتان در بیانیه آورده اید که حجم اخبار اقتصادی و اجتماعی در مقایسه با اخبار سیاسی اندک است . این جمله مؤیدی است بر مدعای ما که بحران کنونی مانعی است برای ارزیابی و نظارت بر عملکرد اقتصادی و اجتماعی دولت و پاسخگو بودن آن.

در ادامه آمده است: در بیانیه شما نکات مثبت و گامهایی به سوی اتحاد و رفع بحران دیده می شود مانند محکوم کردن رسانه های بیگانه ، تبری از شعارهای ضد اسلام و جدا کردن راه خود از راه خارج نشینان از همه مهمتر تأکید بر التزام به قانون اساسی ، گرچه یکی از اصول قانون اساسی اصل ولایت فقیه است و مطابق آن باید در معضلات اجتماعی و سیاسی نظر رهبری را فصل الخطاب بدانیم هرچند قانع نشده باشیم و در بیانیه شما به این اصل توجه لازم مبذول نشده است.

http://www.asriran.com/fa/pages/?cid=99842

علی مطهری در بخش پایانی نامه خود خطاب به میر حسین موسوی آورده است : از سوی دیگر بخشی از این بیانیه نشان می دهد که جناب عالی میلی به پایان یافتن این بحران ندارید و مایلید این شعله هر چند کم سوتر همچنان افروخته باشد ، البته به زعم خود برای دفاع از حقوق مردم  در حالی که با فراهم شدن زمینه مناسب برای قانون گریزی و بسته شدن دست مصلحان قانونی ، حقوق مردم به شکل دیگری پایمال می شود و با بهره گیری دشمنان خارجی از این بحران ، اقتدار نظام اسلامی و منافع ملی نیز آسیب می بیند.

رهبر بزرگوارمان در نطق اخیر خود از اقدامات جناب عالی و جناب آقای کروبی به « غفلت » تعبیر کردند، همان چیزی که اینجانب در مناظره تلویزیونی به « لغزش  سیاسی » تعبیر کردم و برخی بر من خرده گرفتند که کار اینها بالاتر از لغزش بوده است ، در حالی که تعبیر « غفلت » ملایم تر به نظر می رسد. به هر حال اینها علامتهایی است که ایشان به شما می دهند برای تغییر مسیر و تقویت وحدت ملی.

نماینده مردم تهران در مجلس در انتهای نامه خود آورده است: امیدوارم این فرصتها مغتنم شمرده شود و اولین اثر آن این باشد که راه پیمایی 22 بهمن مظهر وحدت ملی و نقطه پایان بحران خود ساخته کنونی باشد . این حادثه مبارک را دور نمی بینم زیرا جناب عالی را پیرو امام علی علیه السلام می دانم . فرضاً در ماجرای اخیر حق تماماً به جانب شما باشد باید مانند امیرالمؤمنین به خاطر حفظ اسلام و وحدت اسلامی از حق خود بگذرید و البته حقوق عمومی در جای خود پیگیری خواهد شد . از جناب عالی با سابقه خوب در انقلاب اسلامی ، این انتظار دور از ذهن نیست .

دکتر علی مطهری ، نماینده تهران در مجلس در پی مصاحبه اخیر میر حسین موسوی کاندیدای معترض نتایج انتخابات در نامه ای خطاب به وی آورده است : با اهداء سلام ، مصاحبه جناب عالی با پایگاه اطلاع رسانی کلمه که بیشتر به یک بیانیه شبیه است نظر به اینکه در آستانه راهپیمایی 22 بهمن صادر شده است ، طبعاً هدفدار بوده و دارای آثار عملی مثبت و منفی خواهد بود . لذا مناسب است که این نامه را به صورت سرگشاده بنگارم .



 
این مجلس در راس امور است یا در...؟
ساعت ٩:٤٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٩/۱۱  

جمهوری اسلامی در سرمقاله امروز خود نوشت:

هر سال روز 10 آذر به مناسبت سالروز شهادت آیت الله سید حسن مدرس با عنوان « روز مجلس » توسط خود نمایندگان مجلس شورای اسلامی گرامی داشته می شود. این نامگذاری به این دلیل صورت گرفته که شهید مدرس مظهر مقاومت مجلس در برابر استبداد داخلی و استعمار خارجی بود و به همین دلیل توسط رضاخان پهلوی تبعید شد و به دستور او در یک روز ماه مبارک رمضان و درحالی که روزه دار بود به شهادت رسید. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی امام خمینی از مدرس تجلیل کردند و خاطرات به یادماندنی و مهمی از مقاومت ها و مبارزات او در برابر استبداد داخلی و استعمار خارجی نقل نمودند و همین امر موجب شد نام و یاد مدرس که در دوران پهلوی تلاش می شد فراموش شود به ذهن ها و کتاب ها و رسانه ها برگردد و نمایندگان مجلس هم روز شهادت او را « روز مجلس » بنامند و به همین مناسبت از او تجلیل کنند.

اما به نظر می رسد هرچه بر عمر مجلس شورای اسلامی افزوده می شود از میزان پیروی عملی نمایندگان مجلس از سیره عملی مدرس کاسته می شود. مدرس هم در بخش فردی زندگی خود و هم در بخش اجتماعی ویژگی هائی داشت که همان ویژگی ها او را به یک عنصر ممتازو اسوه و الگو برای نمایندگان و مسئولان کشور تبدیل کردند. فقط اگر چنان ویژگی هائی در نمایندگان مجلس شورای اسلامی وجود داشته باشد می توانند به راه مدرس بروند و مثل مدرس به کشور خدمت کنند.
مدرس در زندگی فردی وام دار هیچکس نبود و به همین دلیل بر سر اصول با کسی سازش نمی کرد و اهل معامله نبود. او این امتیاز را از ساده زیستی خود داشت همان خصلتی که امام خمینی با نقل خاطرات زیادی مدرس را به خاطر برخورداری از آن ستودند و آنرا به نمایندگان مجلس شورای اسلامی ومسئولان نظام جمهوری اسلامی نیز بسیار توصیه کردند.

نماینده ای که از روز ورود به مجلس به فکر رای آوردن در دوره بعدی است و برای آنکه مبادا صلاحیتش را رد کنند و یا گروه های فشار موجب منزوی شدنش گردند و از ورود مجدد به مجلس محروم شود هرگز نمی تواند به وظیفه نمایندگی خود عمل کند. امروز کسانی را می شناسیم که بعد از اتمام دوره نمایندگیشان در مجلس شوفر تاکسی شده اند تا بتوانند زندگی روزمره خود را تامین کنند. افراد دیگری را سراغ داریم که چون در زمان حضور در مجلس شورای اسلامی حاضر نشدند طبق میل این و آن حرف بزنند و رای بدهند در دور بعدی از فهرست آنها حذف شدند و دستشان از کرسی نمایندگی مردم کوتاه شد. کسانی که نمیخواهند به چنین سرنوشتی مبتلا شوند چاره کار را در فروختن استقلال خود به این حزب و آن گروه و این مسئول و آن صاحب قدرت می بینند و هرگز نمی توانند حتی به میم کلمه مدرس برسند چه رسد به اینکه به راه و رسم مدرس شدن فکر کنند!

در زندگی اجتماعی مدرس تا زمانی که عضو مجلس بود به وظیفه ای که مجلس در برابر مردم و کشور دارد فکر می کرد. قانونگذاری و نظارت بر عملکرد مسئولان دو وظیفه مهم نمایندگان مردم در مجلس هستند. نمایندگان فقط وقتی می توانند به این دو وظیفه مهم عمل کنند که آئینه تمام نمای موکلین خود یعنی مردم باشند و از وکیل الدوله بودن پرهیز کنند. به همین دلیل است که قوای سه گانه از نظر قانون اساسی کاملا مستقل تعریف شده اند و نباید در کار همدیگر دخالت کنند. نظارت مجلس نیز به معنای دخالت نیست ولی این ویژگی را دارد که بازدارنده است و باعث می شود مسئولان در هر مقام و هر رده ای که باشند فقط طبق قانون اساسی و در چارچوب قوانینی که مجلس تصویب می کند عمل کنند. این روش درعین حال که رابطه سالم و کارساز مبتنی بر تعامل را میان مجلس و سایر قوا تنظیم می کند مانع تخطی مسئولان از وظایف قانونی تعیین شده می گردد و جلوی خطرهائی از قبیل استبداد پنهان کاری سازش با بیگانگان و باز شدن منافذ برای استعمارگران را می گیرد.
مدرس با حفظ پای بندی به قانون و پشت پا زدن به امیال نفسانی و منافع نامشروع حزبی و گروهی و جناحی به چنان قدرت روحی بالائی رسید که توانست رضاخان را علیرغم همه قلدری هایش تحقیر کند اولتیماتوم روس ها را خنثی نماید و مجلس را به اوج استقلال برساند. این همان تعبیری است که امام خمینی برای نشان دادن جایگاه مجلس به زبان آوردند و فرمودند « مجلس در راس همه امور است » . واقعا مدرس کاری کرده بود که مجلس در راس امور بود و برای از بین بردن همین ویژگی بود که رضاخان با مدرس جنگید و پس از آنکه از طریق تهدید و تطمیع نتوانست کاری از پیش ببرد او را تبعید کرد و سپس به شهادت رساند و در فقدان او مجلس را تحت سلطه خود در آورد و یک مشت وکیل الدوله را به نام نمایندگان مردم بر مجلس تحمیل نمود.

خدمت بزرگی که انقلاب و نظام جمهوری اسلامی به ملت ایران کرد اینست که هویت مجلس را به آن باز گرداند و امام خمینی با عبارت « مجلس در راس همه امور است » بر استقلال مجلس تاکید کردند و نمایندگان را متوجه این واقعیت ساختند که در تصمیم گیری ها باید آزاد عمل کنند و زیربار هیچکس نروند. بزرگداشت شهید مدرس به اینست که نمایندگان مجلس در عمل به او اقتدا کنند و آزادی خود و استقلال مجلس را حفط نمایند. اینکه هر ساله در سالروز شهادت مدرس مراسمی در مجلس برپا شود و عده ای مقالاتی بخوانند و شعارهائی بدهند برای ابراز ارادت به مدرس خوب است اما پیروی از مدرس نیست .

مجلسی که نتواند در « روز مجلس » از روسای قبلی مجلس که در نظام جمهوری اسلامی خدمت کرده اند برای حضور در مراسم این روز دعوت کند چگونه می تواند مدعی باشد که در راس امور است مجلسی که نتواند تصویب یک لایحه را به پایان برساند و مجبور شود تحت فشار دولت آنرا به بهانه های غیرقانونی معطل نگهدارد چگونه می تواند مدعی باشد که در راس امور است مجلسی که اختیار اداره جلسات خود را نداشته باشد و رئیس جمهور بتواند بدون وقت قبلی و در حین مذاکرات رسمی وارد صحن علنی آن شود و برخلاف اراده رئیس مجلس به ایراد سخنرانی بپردازد چگونه می تواند مدعی باشد که در راس امور است مجلسی که در برابر تخلفات آشکار و مکرر مسئولان اجرائی از قانون نتواند به وظیفه نظارتی خود عمل کند چگونه می تواند مدعی باشد که در راس امور است مجلسی که نتواند گزارش جنایات کهریزک را بخواند چگونه می تواند مدعی باشد که در راس امور است مجلسی که نتواند به حساب متخلفان در ماجرای مذاکرات ژنو و مسائل هسته ای برسد چگونه می تواند مدعی باشد که در راس امور است و...

نمایندگان محترم مجلس بهتر است به جای بزرگداشت شعاری مدرس در سیره عملی مدرس مطالعه نمایند و به این واقعیت توجه کنند که اگر به راه مدرس نروند نه می توانند در برابر خطر استبداد داخلی بایستند و نه نفوذ استعمار خارجی .

http://ayandenews.com/news/15864/



 
چند سؤال ساده از دو کارشناس برجسته
ساعت ٤:۳٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٩/۱٠  

خبرنگار آینده برای کمک به یافتن پاسخ این پرسش‌ها، دو جدول آماری را منتشر می‌کند. در جدول نخست، هزینه احداث مونوریل‌های مشهور جهان ذکر شده که شامل مونوریل کوالالامپور مالزی که دکتر احمدی‌نژاد قصد استفاده از تکنولوژی آن‌را داشته نیز می‌باشد

در حالی‌که دکتر احمدی‌نژاد و سردار رویانیان که اولی به دلیل تخصص تحصیلی در حمل و نقل و تجربه شهرداری تهران و دومی به دلیل تجربه راهنمایی و رانندگی، دو تن از کارشناسان برجسته ترافیکی کشور می‌باشند، در سخنان خود، سیستم مونوریل را یک سیستم حمل‌ونقل ارزان، ‌سریع و مورد استفاده در جهان معرفی می‌کنند، خبرنگار "آینده" چند سؤال ساده را در این‌باره جمع‌آوری کرده است.

دکتر احمدی‌نژاد برای نخستین‌بار در ماه‌های ابتدایی مسئولیت خود در شهرداری تهران، بحث مونوریل را مطرح کرد. در طرح اولیه مونوریل که کلنگ اجرایی آن در میدان صادقیه تهران دقیقاً 6 سال قبل به زمین زده شد،‌ اجرای 6 کیلومتر مونوریل تا فرودگاه مهرآباد پیش‌بینی شده بود و قیمت برآورد شده آن برای هر کیلومتر، حدود 3 میلیون دلار اعلام شد.

در آن شرایط کارشناسان با اشتباه اعلام کردن رقم مذکور، هزینه ایجاد مونوریل را بسیار بیشتر از این رقم برآورد کردند اما دکتر احمدی‌نژاد با مغرض و ناآگاه قلمداد کردن کارشناسان از عملی‌ شدن پروژه خبر دادند.

با وجود آن‌که قرار بود این پروژه ظرف 17 ماه و با تکنولوژی شرکت MTRANS مالزی انجام شود، اکنون پس از گذشت 105 ماه، هنوز در مرحله صفر قرار دارد.

در این حال خبرنگار آینده جسارتاً چند پرسش ساده را خدمت این کارشناسان برجسته ترافیکی کشور طرح می‌کند:

1- هزینه احداث یک کیلومتر مونوریل موردنظر شما چقدر است تا با هزینه سایر قیمت‌های حمل‌ونقل مقایسه شود؟

2- هزینه تمام‌شده سفر یک فرد با مونوریل شما چقدر تمام می‌شود و مردم باید بلیط مونوریل را به چه قیمتی خریداری کنند؟

3- با توجه به نظر شما که مونوریل سیستم حمل و نقل سریع، راحت و ارزانی است، هم‌اکنون در کشورهای پیشرفته دنیا چه مقدار مونوریل و چه مقدار ریل وجود دارد؟

در این حال خبرنگار آینده برای کمک به یافتن پاسخ این پرسش‌ها، دو جدول آماری را منتشر می‌کند. در جدول نخست، هزینه احداث مونوریل‌های مشهور جهان ذکر شده که شامل مونوریل کوالالامپور مالزی که دکتر احمدی‌نژاد قصد استفاده از تکنولوژی آن‌را داشته نیز می‌باشد، جالب توجه است که هزینه این مونوریل در کشور اصلی 36 میلیون دلار یعنی 12 برابر قیمت ادعا شده در ایران بوده است.

 

در جدول دوم نیز ترکیب سیستم حمل‌ونقل عمومی در جهان درج شده که با توجه به عدم محدودیت‌هایی نظیر کمبود بودجه، تحریم و... در کشورهای پیشرفته جهان، مشاهده می‌شود که استفاده از سیستم‌های ریلی 96 درصد و مونوریل 4 درصد می‌باشد.

نکته قابل توجه آن است که کل سیستم مونوریل احداث شده در 700 شهر جهان 300 کیلومتر است و دکتر احمدی‌نژاد درنظر داشته است تنها در تهران، 240 کیلومتر مونوریل اجرا کند.

http://ayandenews.com/news/15677/



 
بسیج ؛ قله مردم یا دره سیاست؟!
ساعت ٢:٢٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٩/٢  
به مناسبت هفته بسیج
بسیج یک نهاد سیاستگذار نیست بلکه تشکلی است برای مدد رسانی به سازمان های دیگر و اجرای سیاست های تدوین شده و الا اگر قرار باشد بسیج را یک نهاد سیاستگذار بدانیم ،شاهد موازی کاری های متعدد و تشتت امور خواهیم شد.
عصرایران - اگر در روزگاری که ارتش ایران ، سازمان و ساختار کهن اش را به واسطه انقلاب از دست داده بود و سپاه پاسداران تازه تاسیس نیز هنوز به بلوغ نظامی برای دفاع از میهن نرسیده بود ، ملت ایران توانست در مقابل تجاوز ارتش صدام مقاومت کند ، به مدد تدبیر امامی بود که پتانسیل عظیم نیروهای مردمی را در ساختاری به نام "بسیج" سامان داد و ورق جنگ را برگرداند تا جایی که بعدها فاش شد ، رئیس جمهور عراق  در مذمت ارتشیان اش گفته بود که اگر او نیز نیرویی همانند بسیج داشت ، پیروزی اش حتمی بود.

بسیج در دوران جنگ ، به عنوان نیرویی به معنای واقعی کلمه "مردمی" ، از آزمون دفاع مقدس با سربلندی بیرون آمد و بدین سان  وارد دوره صلح شد . جامعه شناسان می گویند برای ادامه حیات یک نهاد ، گریزی از تعریف وظایف جدید نیست و این گزاره ، درباره بسیج نیز عملی شد و وظایف جدیدی برای آن تعریف گردید ، وظایفی همانند حضور در عرصه های فرهنگی و امنیتی و بعدها اقتصادی.

مروری بر کارنامه بسیج در سال های بعد از جنگ نشان می دهد که هر گاه این نهاد ، همگام و هماهنگ با سازمان های اصلی حرکت کرده ، موفق بوده و هر گاه تکروی نموده ، باعث ایجاد تضاد و تنش شده است.

به عنوان مثال در طرح ملی واکسیناسیون کودکان در برابر فلج اطفال ، بسیج در هماهنگی کامل با وزارت بهداشت عمل کرد و چهره ای موفق و مردمی از خود به نمایش گذاشت ولی در بسیاری از امور فرهنگی ، قرائت ها و تفسیرهای خاص مسوولان این نهاد از مسائل فرهنگی ، تقابل زا شد.

فراموش نکنیم که بسیج یک نهاد سیاستگذار نیست بلکه تشکلی است برای مدد رسانی به سازمان های دیگر و اجرای سیاست های تدوین شده و الا اگر قرار باشد بسیج را یک نهاد سیاستگذار بدانیم ، با توجه به این که این نهاد از حوزه های مذهبی و فرهنگی و اداری گرفته تا عرصه های بهداشتی و علمی و فنی و ساخت و ساز و بانکداری و ... حضور دارد ، شاهد موازی کاری های متعدد و تشتت امور خواهیم شد کما اینکه در همان بحث واکسیناسیون فلج اطفال ، بسیج نه به عنوان برنامه ریز و تصمیم گیرنده ، بلکه به عناون یک بازوی اجرایی عمل کرد و انصافاً هم مؤثر واقع شد.حتی در جریان جنگ تحمیلی نیز بسیج به عنوان مجری فرماندهی ارشد خود یعنی سپاه بوده است.

این نکته ای است که باید همواره مطمح نظر مسوولان باشد و الا بدیهی است که ایجاد تداخلات کاری ، قطعاً به جایگاه بسیج لطمه وارد می کند.

نکته دیگری که نیازمند توجه ویژه است این که بسیج باید فراتر از جناح ها و سیاست بازی ها حرکت کند چه آن که تبدیل بسیج به بازوی اجرایی یک جریان خاص سیاسی ، موقعیت این نهاد را از "مردمی"  بودن به جناحی بودن تنزل دهد و این بزرگ ترین خطا و بدترین جفا به نهادی است که ارزش ذاتی خود را رهین مردمی بودنش است.

این نکته ای است که حضرت امام خمینی (ره) به عنوان بنیانگذار بسیج بدان توجه ویژه ای داشته و با آینده نگری خاص خود ، هشدار داده اند که در صورت ورود بسیج به بازی های سیاسی این نهاد مردمی حتما به تباهی کشیده خواهد شد.

 متن وصیت نامه امام راحل (ره) در این باره چنین است:

« نه تنها وصیت اکید من به قوای مسلح آن است که همان طور که از مقررات نظام ،عدم دخول نظامی در احزاب و گروهها و جبهه ها است به آن عمل نمایند؛ وقوای مسلح مطلقاً ، چه نظامی و انتظامی و پاسدار و بسیج و غیر اینها، در هیچ حزب و گروهی وارد نشده و خود را از بازیهای سیاسی دور نگه دارند.

در این صورت می توانند قدرت نظامی خود را حفظ و از اختلافات درون گروهی مصون باشند. و بر فرماندهان لازم است که افراد تحت فرمان خود را از ورود در احزاب منع نمایند. و چون انقلاب از همه ملت و حفظ آن بر همگان است ،دولت و ملت و شورای دفاع و مجلس شورای اسلامی وظیفه شرعی و میهنی آنان است که اگر قوای مسلح ، چه فرماندهان و طبقات بالا و چه طبقات بعد،برخلاف مصالح اسلام و کشور بخواهند عملی انجام دهند یا در احزاب واردشوند که - بی اشکال به تباهی کشیده می شوند - و یا در بازیهای سیاسی واردشوند، از قدم اول با آن مخالفت کنند. و بر رهبر و شورای رهبری است که باقاطعیت از این امر جلوگیری نماید تا کشور از آسیب در امان باشد.»

و اما نکته پایانی درباره جایگاه کنونی بسیج در نزد افکار عمومی است. فرماندهان بسیج ، اگر واقعاً نگاه بلند مدت به بسیج دارند و آن را سرمایه ای برای کشور و انقلاب می دانند و نه صرفاً ابزاری در دست یک جناح خاص، حتماً باید به طور ویژه ای بر روی این سوال پژوهش کنند و بررسی نمایند که در حال حاضر جایگاه بسیج نزد افکار عمومی ایرانیان چگونه است؟ و اگر به  واسطه برخی اشکالات ، خدشه ای به این جایگاه وارد شده ، در صدد جبران آن برآیند چه آن که قافله کشور ، بزنگاه های فراوانی در مسیر پیش روی خود دارد که حتماً نیاز خواهد بود از نیروی مردم در قالب بسیج بهره گرفته شود و دریغ و حیف از این که این ساختار به یادگار مانده از آن امام سفر کرده ، گرفتار سیاست پیشگی ها و روزمرگی ها شود و از قله مردمی اش به دره جناحی سقوط کند.


 
هدفمندی یارانه ها ، قربانی دعواهای سیاسی نشود
ساعت ٢:۱٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٩/٢  
در این بازار کاذب، دولت نقش اول را عهده دار شد و به خود اجازه داد هر آنگونه که می خواهد در معیشت مردم مداخله کند چه آنکه، دولت برای خودش، نه جایگاه "خدمتگزار"ی که از مردم حقوق می گیرد، بلکه موقعیت "پدر"ی را تعریف کرد که به مردم به عنوان فرزندانش پول توجیبی می دهد و از این رو، برای هرگونه رفتاری با این "فرزندان چشم به دست پدر" خود را محق دید.

عصرایران- از میانه دهه 10 خورشیدی که سیلوها به سبک امروزی در شهرهای ایران قد علم کردند و نام شهرنشینان، نه از تنورهای خانگی که از نانوایی های کوچه ها و خیابان ها تامین شد، دولت وقت برای راضی نگه داشتن مردم به ویژه پایتخت نشینان، برای اولین بار- به شیوه معاصر- نظام یارانه ای برای نان برقرار کرد و با فرارسیدن سال های قحطی و خشکسالی، بر میزان یارانه ها افزود و بدین سان، مقوله ای به نام "یارانه" وارد ادبیات اقتصادی ایران شد و افتان و خیزان، تا به امروز پیش آمد.

یارانه که آمد، هم قیمت ها و هزینه ها از واقعیت اقتصادی خود دور گشتند و هم درآمدها و دخل ها غیرواقعی شدند و در این بازار کاذب، دولت نقش اول را عهده دار شد و به خود اجازه داد هر آنگونه که می خواهد در معیشت مردم مداخله کند چه آنکه، دولت برای خودش، نه جایگاه "خدمتگزار"ی که از مردم حقوق می گیرد، بلکه موقعیت "پدر"ی را تعریف کرد که به مردم به عنوان فرزندانش پول توجیبی می دهد و از این رو، برای هرگونه رفتاری با این "فرزندان چشم به دست پدر" خود را محق دید.

در همین حال، تزریق 70 ساله یارانه به رگ های اقتصاد و معیشت مردم، جامعه را نیز به شدت به ادامه این روند، وابسته کرده است چه آنکه تقریباً همه محاسبات اقتصادی و دخل و خرج روزمره مردم، مبتنی بر نظام یارانه ای موجود است و هرگونه خللی در این عرصه می تواند حتی به فروپاشی نظام معیشتی خانواده ها بینجامد.

از این رو، باید به جامعه حق داد که دل نگران طرحی باشند که تحت عنوان هدفمند کردن یارانه ها می خواهد سرم یارانه ها را از رگ های اقتصاد بیمار ایران جدا کند.

البته اگر می شد تا همیشه تزریق سرم یارانه ها را ادامه داد باکی از ادامه این روند نبود چه آنکه هیچ دولتی - ولو برای محبوبیت خودش هم که شده- به مصلحت می داند که با استمرار و حتی تقویت یارانه ها مردم را راضی و دعاگو نگاه دارد.

اما واقعیت تلخ اینجاست که سیلندر سرم یارانه ها، دارد ته می کشد و اگر تا اتمام چند cc پایانی، تمهیدی اندیشیده نشود، نه تنها دیگر اجبارا سرمی در کار نخواهد بود بلکه لوله های خالی سرم را خونی پر خواهد کرد که از رگ های بیمار بدان جاری شده است.

طرح هدفمند کردن یارانه ها، نه سخن دیروز و امروز که حدیثی 40 ساله است. یعنی از سه دهه بعد از شکل گیری نظام یارانه ها در ایران، اقتصاد دانان متوجه شدند که استقرار و استمرار نظام یارانه ای بدین سبک و سیاق سم مهلکی است که در دراز مدت، اقتصاد ملی را به خاک سیاه می نشاند.

با این حال، در هر دوره ای به عللی ، هدفمندسازی یارانه ها از قالب شعار و مقالات علمی استادان دل نگران دانشگاه خارج نشد و بیماری اقتصاد ایران،در گذر زمان وارد مراحل بحرانی تری شد.

اینک اما دولتی بر سرکار آمده که مدعی است می خواهد این آرمان 40 ساله را محقق سازد.
شاید ما با این دولت، سر سازگاری نداشته باشیم و برای پایان دوره رییس آن نیز روزشماری کنیم اما این دلیل نمی شود که اساس طرحی به اهمیت هدفمند کردن یارانه ها را منکوب و محکوم نماییم.

متاسفانه یک فرهنگ غلط و خانمان برانداز در ادبیات سیاسی ما رایج شده است و آن اینکه اگر جناح مقابل، بهترین کارها را هم انجام دهد، حتما باید تخطئه شود و اگر خودی هایمان بزرگ ترین اشتباهات را نیز مرتکب شوند، باید به گونه ای وانمود شود که شاهکاری بی بدیل انجام داده اند.

مثلا همین احمدی نژاد را بنگرید و مخالفان و موافقانش را؛ موافقان او، کاری به ماهیت کارها و سخنان رییس شان ندارند.  هر آنچه احمدی نژاد بگوید وحی منزل است و هر آنچه انجام دهد فتح الفتوحی است که باید به احترامش از جا بلند شد و او را به عرش رساند. اینان، سخت بر این باورند که هر چه آن خسرو کند شیرین بود، ولو آنکه از رهگذر کارهای این خسرو کام ملتی تلخ شود.

مخالفان او نیز در رفتار شناسی، از الگوی مشابهی پیروی می کنند، یعنی کاری به خوب و بد اقدامات و اظهارات ندارند بلکه ملاک شان ، شخصی به نام احمدی نژاد است که لابد هر کاری و سخنی که از او صادر شده، محکوم است و ناپسند و باید از کاه، کوه ساخت و تخریب اش کرد.

ماجرای هدفمند کردن یارانه ها نیز همین گونه است و متاسفانه کسانی که به روایت آرشیو، در سالهای گذشته، از هرج و مرج نظام یارانه ها در ایران شاکی بودند، اینک چون دولت احمدی نژاد می خواهد یارانه ها را هدفمند کند، علم مخالفت برافراشته اند که اگر دست به یارانه ها بزنید، مردم به روز سیاه می نشینند و سخنانی از این دست.
البته خود آنها بهتر از هر کس دیگری می دانند که حتی اگر دولت هم بخواهد وضعیت کنونی یارانه ها را  ادامه دهد، نمی تواند، زیرا منابع کشور این اجازه را نمی دهد.

به بیان واضح تر و تلخ تر، هدفمند کردن یارانه، نه یک تصمیم از سر اختیار و شکم سیری، که یک "اجبار" اقتصادی گریز ناپذیر است.

لذا باید تصریح داشت که شکست طرح هدفمند کردن یارانه، فقط شکست دولت احمدی نژاد نیست بلکه سقوط جمعی همه ما را به دنبال خواهد داشت.

بنابراین، هم بر دولت است که طرح را به شیوه ای علمی  و به صورت تدریجی پیش ببرد و هم مساعدت و همراهی ملی برای موفقیت آن لازم است.

نگاه واقع گرایانه ملی به این طرح ما را به این مسیر رهنمون می کند که رقابت ها و تضادهایمان را با دولت دهم، در حوزه های دیگری دنبال کنیم و در عرصه طرح هدفمند سازی یارانه ها اگر یاری رسان نیستیم، سنگ راه نباشیم.

البته باید دولت را در این مسیر نقد کرد و اتفاقا یکی از مصادیق  امدادرسانی به اجرای بهتر این طرح، نقد دولت در نحوه اجرای طرح است ولی فرق است میان نقد و تخریب و نیز تفاوت است میان اصل طرح را زیر سوال بردن و انتقاد از روش های اجرایی.

دولت و مجریان طرح هدفمند کردن یارانه ها نیز باید به دور از تعصب و غرور قدرت، نقدها را به جان دل بشنوند تا به امید خدا، گذر از گردنه سخت و صعب العبور طرح هدفمند سازی یارانه ها با همدلی ملی محقق شود.

تاکید بر این  همدلی ملی از آن جهت است که طرح هدفمندسازی یارانه ها، نه یک طرح دولتی، جناحی و حزبی که یک پروژه ملی است که دیر یا زود باید اجرا شود... این راه ناگزیر ماست.


 
مشهدی چاوز، پول مردم مظلوم ایران از گلوی شما پایین نمی‌رود
ساعت ۱:٥٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٩/٢  

اقدام 6 ماه قبل دولت نهم در انعقاد تفاهمنامه خرید بنزین از ونزوئلا به قیمت هر لیتر 850 تومان در حالی صورت گرفت که نمایندگان مجلس با اعلام این‌که هم‌اکنون قیمت بنزین در خلیج فارس حدود 350 تومان است، این تفاهمنامه را خلاف منافع ملی دانسته و خواهان لغو آن شدند، اما گفته می‌شود در سفر اخیر...

در حالی‌که مطاق با آمار بانک مرکزی، بیش از 19 میلیون ایرانی زیر خط فقر زندگی می‌کنند، پرداخت مبالغ هنگفت برای دلالی بنزین به دولت ونزوئلا هیچ توجیه منطقی ندارد.

به گزارش خبرنگار «آینده»، کشور ونزوئلا که فاصله هوایی آن با ایران بیش از 17 ساعت پرواز می‌باشد و خود هم‌اکنون در حال خرید بنزین از کشورهای اروپایی می‌باشد، قرار است در سفر اخیر دولت دهم به این کشور، با اجرایی شدن قرارداد قبلی، به ایران بنزین بفروشد.

این در حالی است که بسیاری از کشورهای جهان بنزین موردنیاز خود را از پالایشگاه‌های منطقه خلیج‌فارس تأمین می‌کنند و به گفته وزیر نفت کشور هیچ مشکلی برای تأمین بنزین از این منطقه ندارد و وزیر نفت تصریح کرد: حتی برای تولید بنزین در حد خودکفایی، تنها با 10 درصد بیشتر از قیمت جهانی در داخل کشور هیچ مشکلی وجود ندارد.

با این وجود اصرار بر خرید بنزین از ونزوئلا به حدود دو برابر قیمت فوب خلیج فارس در حالی‌که مردم ایران با مشکلات شدید معیشتی دست و پنجه نرم می‌کنند، به هیچ‌وجه پذیرفتنی نیست.

اقدام 6 ماه قبل دولت نهم در انعقاد تفاهمنامه خرید بنزین از ونزوئلا به قیمت هر لیتر 850 تومان در حالی صورت گرفت که نمایندگان مجلس با اعلام این‌که هم‌اکنون قیمت بنزین در خلیج فارس حدود 350 تومان است، این تفاهمنامه را خلاف منافع ملی دانسته و خواهان لغو آن شدند، اما گفته می‌شود در سفر اخیر قرار است این تفاهمنامه اجرایی شود.

هوگوچاوز که از سوی رسانه‌های دولتی تحسین و تقدیس می‌شود، پیش از این علناً به مصرف روزانه گیاه مخدر کوک افتخار کرده و در مقابل دوربین‌های تلویزیونی به دستان روسپیان و رقاصان زن بوسه زده است.

از چاوز که در ماه مبارک رمضان توسط دکتر احمدی‌نژاد به حرم امام رضا(ع) برده شده و بر سر سفره افطاری رضوی نشانده شده است، اکنون انتظار می‌رود از دریافت دلالی هنگفت از حق مردم مظلوم و رنج کشیده ایران صرف‌نظر کرده و هزینه‌های سنگین خود را از محل دیگری تأمین کند.


 
روایت حداد عادل از ازدواج دخترش با مجتبی خامنه ای
ساعت ۱٢:٠٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۸/۳٠  

 آقای حدادعادل تعریف می کردند؛ «سال 77، خانمی به خانه ما زنگ زده بود و گفته بود که می خواهیم برای خواستگاری خدمت برسیم. خانم ما گفته بود دختر ما در حال حاضر سال چهارم دبیرستان است و می خواهد ادامه تحصیل دهد. ایشان دوباره پرسیده بودند اگر امکان دارد ما بیاییم دخترخانم را ببینیم تا بعد. اما خانم ما قبول نکرده بودند.

 بعد خانم ما از ایشان پرسیده بودند اصلاً شما خودتان را معرفی کنید. و ایشان هم گفته بودند؛ من خانم مقام معظم رهبری هستم. خانم ما از هول و هراس دوباره سلام علیک کرده بود و گفته بود؛ «ما تا حالا به همه پاسخ رد داده ایم. اما شما صبر کنید با آقای دکتر صحبت کنم، بعد شما را خبر می کنم.» آن زمان خانم من مدیر دبیرستان هدایت بود .

بعد از صحبت با من قرار بر این شد که آنها بیایند و دخترمان را در مدرسه ببینند که هم دخترمان متوجه نشود و هم اینکه اگر آنها نپسندیدند، لطمه یی به دختر ما نخورد. طبق هماهنگی قبلی، خانم آقا آمدند و در دفتر مدرسه او را دیدند و رفتند. چند روز گذشت و من برای کاری خدمت آقا رفتم. آقا فرمودند؛ «خانم استخاره کرده اند، جوابش خوب نبوده است .»

یک سال از این قضیه گذشت. مجدداً خانواده آقا تماس گرفتند و گفتند ما می خواهیم برای خواستگاری بیاییم. خانم بنده پرسیده بودند چطور تصمیم تان عوض شده؟ آقا گفته بودند؛ «خانم ما به استخاره خیلی اعتقاد دارد و دفعه اول چون خوب نیامده بود، منصرف شدند.» و خانم آقا هم گفته بودند؛ «چون دخترتان دختر محجبه، فرهیخته و خوبی است، دوباره استخاره کردم که خوب آمد و اگر اجازه بدهید، بیاییم .»

آن زمان دخترمان دیپلم گرفته بود و کنکور هم شرکت کرده بود. پس از مقدمات کار، یک روز پسر آقا و مادرش با یک قواره پارچه به عنوان هدیه برای عروس آمدند و صحبت کردیم و پس از رفتن آقا مجتبی، نظر دخترم را پرسیدم، ایشان موافق بودند .

بعد از چند روز خدمت آقا رفتیم. آقا فرمودند؛ «آقای دکتر، داریم خویش و قوم می شویم.» گفتم؛ «چطور؟» گفتند؛ «خانواده آمدند و پسندیدند و در گفت وگو هم به نتیجه کامل رسیده اند، نظر شما چیست؟» گفتم؛ «آقا، اختیار ما دست شماست .»

آقا فرمودند؛ «نه، شما، دکتر و استاد دانشگاهید و خانم تان هم همین طور. وضع زندگی شما مناسب است، اما زندگی من این طور نیست. اگر بخواهم تمام زندگی ام را بار کنم، غیر از کتاب هایم یک وانت بار می شود. اینجا هم دو اتاق اندرون و یک اتاق بیرونی است که آقایان و مسوولان در آنجا با من دیدار می کنند. من پول ندارم خانه بخرم. خانه یی اجاره کرده ایم که یک طبقه مصطفی و یک طبقه هم مجتبی زندگی می کنند. شما با دخترت صحبت کن که خیال نکند حالا که عروس رهبر می شود، چیزهایی در ذهنش باشد. ما این طور زندگی می کنیم. اما شما زندگی نسبتاً خوبی دارید. حالا اگر ایشان بخواهد وارد این زندگی شود، کمی مشکل است. مجتبی معمم هم نیست. می خواهد قم برود و درس بخواند و روحانی شود. همه اینها را به او بگو بداند .»

من هم به دخترم گفتم و ایشان هم قبول کرد. آقا در زمان قبل از رئیس جمهوری شان، در جنوب تهران خانه یی داشتند که آن را اجاره داده اند و خرج زندگی شان را از آن درمی آورند؛ ایشان حقوق رهبری نمی گیرند و از وجوهات هم استفاده نمی کنند .

هنگام صحبت در مورد مراسم عقد و مهریه و ... آقا فرمودند؛«در مورد مهریه، اختیار با دختر شماست. ولی من برای مردم خطبه عقد می خوانم، سنت من این بوده که بیشتر از 14 سکه عقد نخوانم و تا حالا هم نخوانده ام، اگر بخواهید، می توانید بیشتر از 14 سکه مهریه معین کنید، ولی شخص دیگری خطبه عقد را بخواند. از نظر من اشکالی ندارد. چون تا حالا بیش از 14 سکه برای مردم عقد نخوانده ام، برای عروسم هم نمی خوانم .»

من گفتم؛ «آقا، این طور که نمی شود. من با مادرش صحبت می کنم، فکر نمی کنم مخالفتی داشته باشد.» در مورد مراسم عقد هم گفتند؛ «می توانید در تالار بگیرید، ولی من نمی توانم شرکت کنم.» گفتم؛« آقا هر طور شما صلاح بدانید.»

فرمودند؛ «می خواهید این دو تا اتاق اندرونی و یک اتاق بیرونی را با هم حساب کنید. هر چند نفر جا می شوند، نصف می کنیم؛ نصف از خانواده ما و نصف از خانواده شما را دعوت می کنیم.» ما حساب کردیم و دیدیم بیشتر از 150 ، 200 نفر جا نمی شوند. ما حتی اقوام درجه اول مان را هم نمی توانستیم دعوت کنیم، اما قبول کردیم .

آقا غیر از فامیل، آقای خاتمی، آقای هاشمی و آقای ناطق و روسای سه قوه و دکتر حبیبی را دعوت فرمودند. یک نوع غذا هم درست کردیم. قبل از اینها صحبت خرید بازار شد. پسر آقا گفت؛ «من نه انگشتر می خواهم و نه ساعت و نه چیز دیگری.» آقا گفتند؛ «خوب نیست.» من هم گفتم؛ «حداقل یک حلقه بگیرند.» اما آقا فرمودند؛ «من یک انگشتر عقیق دارم که یکی برای من هدیه آورده، اگر دخترتان قبول می کند، من آن را به ایشان هدیه می دهم و ایشان هم به عنوان حلقه، به مجتبی هدیه دهد.» قبول کردیم و انگشتر را گرفتیم و بعد به آقا مجتبی دادیم. کمی بزرگ بود. به یک انگشترسازی بردیم تا کوچکش کند و خرجش 600 تومان شد. خلاصه خرج حلقه داماد 600 تومان شد .

به آقا گفتیم در همه این مسائل احتیاط کردیم، دیگر لباس عروس را به ما بسپارید و آقا هم فرمودند؛ «آن را طبق متعارف حساب کنید.» در همان ایام، ما خودمان برای پسرمان عروسی می گرفتیم و یک لباس عروس برای عروس مان سفارش داده بودیم بدوزند .

خلاصه قبل از اینکه عروس مان استفاده کند، همان شب دخترمان استفاده کرد. بعد آقا گفتند؛ «من یک فرش ماشینی می دهم، شما هم یک فرش بدهید.» و به این ترتیب مراسم برگزار شد. برای عروسی هم دو پیکان از اقوام ما و دو پیکان هم از اقوام آقا آمده بودند. مراسم در خانه ما تا ساعت یک طول کشید. خانواده آقا آمده بودند که عروس را ببرند، البته آقا ظاهراً کاری داشتند و نیامده بودند. اما وقتی عروس را به خانه آوردیم، دیدیم آقا هنوز بیدار نشسته اند و منتظرند عروس را بیاورند .

فرمودند؛ «من اخلاقاً وظیفه خود می دانم برای اولین بار که عروس مان قدم به خانه ما می گذارد، من هم بدرقه اش کنم و به اصطلاح خوشامد بگویم .»

ما خیلی تعجب کرده بودیم و فکر نمی کردیم آقا تا آن ساعت شب بیدار باشند، حتی آقا آن شب هم غذا نخورده بودند. چون خانواده آقا سرشان شلوغ بود، به آقا غذا نداده بودند. آقا گفتند؛ «دکتر، امشب شام هم نداشتیم، من به یکی از پاسدارها گفتم شما چیزی خوردنی دارید؟ آنها گفتند که غیر از کمی نان چیز دیگری نداریم. گفتم؛ همان را بیاورید، می خوریم .»

بعد هم که عروس وارد شد، آقا چند دقیقه یی برایشان در مورد تفاهم در زندگی و شرایط و اهمیت زندگی زناشویی صحبت کردند و تا پای در خانه، عروس را بدرقه کردند و خوشامد گفتند. رعایت آداب حتی تا چنین جایگاهی چقدر ارزش دارد. اینها از برکت انقلاب اسلامی و خون شهداست. ایشان دستور دادند حتی از ریزترین وسایل دفتر استفاده نشود، چون مال بیت المال است. حتی اگر مشکل وسیله نقلیه هم پیش آمد، اجازه ندارند از وسایل دفتر استفاده کنند .

*خبرگزاری زنان ایران

http://www.asriran.com/fa/pages/?cid=91226



 
فاطمه رجبی:علی مطهری،آقازاده مرفه،مامورهاشمی، عاشق خاتمی!
ساعت ۱٢:٠٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۸/۳٠  

خانم فاطمه رجبی، دختر مرحوم علی دوانی و همسر دکتر غلامحسین الهام، که البته اصلا آقازاده نیست، در جدیدترین موضع گیری اش، دکتر علی مطهری را آقازاده مرفه بی درد، مامورهاشمی و عاشق خاتمی و موسوی و کروبی خوانده است.

این در حالی است که مطهری از منتقدان جدی هاشمی و خاتمی است و اخیرا خواستار محاکمه موسوی شده بود.

حمله به مطهری تصادفا پس از انتقاد او از نصب وزیری با ثروت هنگفت برای وزارت رفاه صورت می گیرد.

یادداشت وی که باعنوان «فتنه آقازادگی» در انصارنیوز منتشر شده، درپی می آید:

« علی مطهری کیست؟ مهدی، یاسر و محسن هاشمی، کیستند؟ فائزه و فاطمه هاشمی چه؟ و نیز برخی نواده هایی که با شهرت پدربزرگ خود، زندگی می کنند، «کار» که نمی کنند، اما دارای ثروت و مکنت اند، و از هر پرسش و پاسخی به دور! دفتر و دستک دارند، و شده اند «شخصیت سیاسی».

علی مطهری تا پیش از بسته شدن لیست انتخابات مجلس هشتم، که بود؟ و کجا بود؟ ای کاش اشتباه احمدی نژاد یا نمایندگانش باعث نمی شد که این آقازاده مرفه بی درد که وجه اشتراکش با «موسوی» بیست سال یا بیشتر سکوت است و عافیت طلبی، مطرح شود و با نام پدر، آری فقط با نام پدر، به مجلس راه یابد. از آن پس به عنوان مأمور هاشمی رفسنجانی، هم با آبروی پدر بازی کند، و هم «هر روز به رنگی درآمدن» را شاید به لحاظ «فلسفی» تفسیر و تبیین نماید.

زهی تاسف که نظام اسلامی، تا پیش از روی کار آمدن احمدی نژاد، تقریبا قبیله ای مدیریت شد و جرم بزرگ احمدی نژاد، شکستن همین بنیاد بود و هست. علی مطهری خیلی خوشحال است که با سخنان، اتهامات و افتراهایش علیه یک ملت، با اسلام و نظام اسلامی، بازی می کند یا مبارزه!

او عشق به موسوی دارد و خاتمی و کروبی. حتما می گوید من زمان خاتمی، یکی دو مقاله در کیهان راجع به مسایل فرهنگی نوشتم! می گویم، ممنون! اما شیفتگی امروزت که بالاخره «سرِت را بر دامان هاشمی به نمایش درآورد»، دارای یک علت است: آقازادگی!

علاوه بر همه نمایش های ضد دولت و ضد ملت «علی مطهری»، که از سینه چاکی او، در دفاع از کودتاگران جنایتکار، نشأت گرفته، و عکس های وی را در روزنامه های کودتا منتشر می کند، آخرین افاضه تمسخر آمیز او قابل تامل است، افاضه ای که نه بویی از اسلامیت دارد، نه ولایت مداری. از آن سو با «عقل متوسط» متضاد است، چه رسد به عقل کامل یا عقل فلسفی اگر واقعیتی داشته باشد!

علی مطهری در مصاحبه با روزنامه خبر، «احمدی نژاد را زمینه ساز فتنه، خوانده است». بعید است این فرد از تاریخ اسلام اطلاع داشته باشد، تا وی را به «فتنه های ولایت ستیز» ارجاع دهم، همچنین بعید است که او، در سی سال پس از انقلاب از فتنه های ضدانقلاب هم با خبر باشد، تا فتنه را بشناسد، و بعید است او، نکته ای در این زمینه بداند، زیرا بزرگ ترین فتنه، «فتنه آقازادگی» است، که یکی از موارد آن، همین علی مطهری است.

از این روی او، «اشاره احمدی نژاد به گوشه ای از مفاسد مالی فرزندان هاشمی» را یک «داغ بر دل» می داند، که برای مرهم نهادن بر آن، به هر دری می زند.

به او می گویم، آن سبو بشکست و آن پیمانه ریخت. هر چند که فتنه هاشمی با اجرای مثلث موسوی- کروبی-خاتمی، با یک کودتای جنایتکارانه، در صدد احیای آقازدگی بر آمد.»

http://ayandenews.com/news/15457/



 
ترمیناتور 4 از ایرنا می‌رود؟
ساعت ۸:٤٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۸/٢٢  

خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران با بودجه 22 میلیارد و 500 میلیون تومانی، پرهزینه‌ترین آژانس خبری در ایران محسوب می‌شود، در حالی که مجموع بودجه چهار خبرگزاری اصلی دیگر کشور شامل ایسنا، مهر، ایلنا و فارس حدود یک سوم بودجه ایرنا برآورد می‌شود

با تداوم سقوط کیفیت و اعتبار خبرگزاری جمهوری اسلامی، شمارش معکوس برای تغییر مدیریتی در ایرنا آغاز شده است.

به گزارش خبرنگار «آینده»، خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران که با بودجه 22 میلیارد و 500 میلیون تومانی، پرهزینه‌ترین آژانس خبری در ایران محسوب می‌شود، به دلیل مدیریت جناحی و غیرحرفه‌ای با سقوط فاحش اعتبار و انعکاس مطالب مواجه شده است و سطح کیفی این خبرگزاری تا حد یک سایت خبری سقوط کرده است.

 


این در حالی است که مجموع بودجه چهار خبرگزاری اصلی دیگر کشور شامل ایسنا، مهر، ایلنا و فارس حدود یک سوم بودجه ایرنا برآورد می‌شود.

بودجه خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) در سال جاری حدود یک میلیارد و دویست و پنجاه میلیون تومان، بودجه خبرگزاری مهر حدود یک میلیارد و صد میلیون تومان و بودجه ایلنا کمتر از نصف این دو خبرگزاری است که با احتساب بودجه کمتر از 5 میلیارد تومانی خبرگزاری فارس، مجموع بودجه سالانه 4 خبرگزاری دیگر کشور معادل یک سوم بودجه خبرگزاری جمهوری اسلامی است، در حالی که میزان مطالب انعکاسی این خبرگزاری در مطبوعات و سایت‌های خبری یک‌چهارم از سهم 75 درصدی ایرنا در بودجه خبرگزاری‌های کشور است.

*. واحد بر حسب میلیارد تومان

البته این بودجه هنگفت این امکان را داده که برخی عوامل سایتهای حامی دولت بتوانند همزمان دارای مسوولیتی در ایرنا باشند و حقوق خود را از خبرگزاری جمهوری اسلامی دریافت کنند. 

 

حذف برخی نیروهای حرفه‌ای از خبرگزاری جمهوری اسلامی، که حتی شامل تعدادی از نیروهای همگرا با جریان حامیان دولت نیز گردیده است، به همراه افراط در استفاده سیاسی و جناحی از رسمی‌ترین خبرگزاری کشور که باید دارای اعتبار و مورد اعتماد همه رسانه‌ها و افکار عمومی داخلی و خارجی باشد، موجب شده است تا ضرورت تحول در مدیریت خبرگزاری جمهوری اسلامی بیشتر احساس شود.

افزایش تعداد اخبار تکذیب شده و بی‌اساس ایرنا، در حوزه‌های مختلف خبری حتی مسایل داخلی وزارت ارشاد، موجب شده است تا تغییر و تحول در مدیریت ایرنا جزء برنامه‌های وزیر جدید ارشاد قرار گیرد.

گفته می‌شود عملکرد ضعیف خبرگزاری جمهوری اسلامی در تبیین نقاط قوت و دفاع غیرحرفه‌ای از دولت موجب شده است تا دفتر دکتر احمدی‌نژاد نیز نسبت به تقویت مدیریت ایرنا ابراز تمایل کند.

http://ayandenews.com/news/14105



 
برادر بهداد! حاج حسین را به یک صندلی فروختی؟!
ساعت ۸:۳٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۸/٢٢  

این اقدامات که مغایر با مواضع صریح حاج حسین شریعتمداری و صفار هرندی و سایر دوستان بهداد بوده و همچنین با نظرات بزرگان جریان اصولگرا و دفتر مقامات عالی‌رتبه نظام نیز تضاد دارد، موجب شگفتی و رنجیدن دوستان بهداد از وی شده و پیغام‌هایی برای او ارسال شده است

عملکرد محمدجعفر بهداد، خبرنگار پارلمانی سابق کیهان و مدیرعامل فعلی ایرنا موجب بروز ناراحتی و گلایه شدید دوستان نزدیک وی شده است.

به گزارش خبرنگار آینده، بهداد که سابقه اسارت در زندان‌های بعثی عراق را دارد، ‌پس از آزادی و شرکت در کنکور سراسری در دانشگاه سیستان و بلوچستان قبول شده و سپس به دانشگاه تهران منتقل می‌شود.

وی پس از چند سال در روزنامه کیهان مشغول به کار شده و به ویژه در دوره اصلاحات از خبرنگاران نزدیک به حسین شریعتمداری، مدیرمسئول کیهان محسوب می‌شده است.

علاقه شریعتمداری به بهداد موجب تقویت وی در کیهان شد و سپس بهداد به عنوان خبرنگار پارلمانی کیهان به ویژه در دوره مجلس ششم توانست خود را به عنوان یکی از کانال‌های اصلی خبری فراکسیون اقلیت مجلس به ریاست حداد عادل مطرح کند.

انتشار نوشته‌های بهداد در محل‌های مناسب توسط حاج حسین شریعتمداری و نزدیکی بیش از پیش وی با صفار هرندی، سردبیر وقت کیهان موجب شد تا پس از تشکیل دولت نهم و مشکلات در بخش رسانه‌ای، شریعتمداری و صفار هرندی وی را به دکتر احمدی‌نژاد معرفی کنند و در سال پایانی دولت نهم با برکناری فیاضی از مدیریت عامل ایرنا، بهداد که به تازگی به عنوان معاون ارتباطات و اطلاع‌رسانی دفتر رئیس جمهور منصوب شده بود، در رأس خبرگزاری جمهوری اسلامی قرار گیرد.

اگرچه بهداد تا انتهای دولت نهم عملکردی نزدیک به مواضع کیهان داشت، اما با تشکیل دولت دهم و انتصاب مشایی به معاونت اولی و سپس ریاست دفتر دکتر احمدی‌نژاد، بهداد بلافاصله تغییر موضع داده و ابتدا جمعه‌ای، از روزنامه‌نگاران اصولگرا که در وبلاگ خود نسبت به عدم تمکین دکتر احمدی‌نژاد به دستور رهبری برای برکناری مشایی انتقاد کرده بود را از معاونت ایرنا برکنار کرده و پس از آن نیز به تدریج ایرنا به سایت حامی مشایی تبدیل می‌شود، به طوری که اخبار حمایت از مشایی و همچنین حمله به منتقدان اصولگرای وی، از عناوین ثابت صفحه اول ایرنا بوده و به خبرنگاران ایرنا توصیه شده جهت تولید اخبار و مصاحبه‌های مثبت در حمایت از مشایی، حداکثر تلاش خود را بکنند.

این اقدامات که مغایر با مواضع صریح حاج حسین شریعتمداری و صفار هرندی و سایر دوستان بهداد بوده و همچنین با نظرات بزرگان جریان اصولگرا و دفتر مقامات عالی‌رتبه نظام نیز تضاد دارد، موجب شگفتی و رنجیدن دوستان بهداد از وی شده و پیغام‌هایی برای او ارسال شده است که نباید اصولگرایان را به خاطر حفظ میز ریاست ایرنا می‌فروختی!

از سوی دیگر عملکرد ناشیانه و ضعیف بهداد در مدیریت ایرنا نیز موجب شده است تا ایرنا در برابر مخالفین اصولگرای مشایی که رسانه‌هایی نظیر خبرگزاری فارس، روزنامه‌های کیهان، جوان، رسالت و سایت‌هایی نظیر رجانیوز و شبکه ایران و شبکه خبر دانشجو،‌ ضعیف عمل کرده و عملاً فضای رسانه‌ای و عمومی جریان اصولگرا ضد مشایی شکل گرفته که عملاً وی نتواند خدمت مؤثری به رئیس جدید خود انجام دهد.

به نظر می‌رسد هر خدمتی نیز به مشایی انجام دهد، به زودی صندلی ایرنا را باید ترک کند، پس کاری کند که روی بازگشت به جمع دوستان سابقش را نداشته باشد.

http://ayandenews.com/news/15103/



 
کشف بقایای اجساد 2500 ساله سربازان ایرانی در صحرای مصر
ساعت ٢:٥۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۸/٢۱  
میراث فرهنگی این بار درست عمل کند،
کشف بقایای اجساد 2500 ساله سربازان ایرانی در صحرای مصر + تصویر
این سربازان پس از هفت روز راهپیمایی در بیابان به منطقه‌ای می‌رسند که هم‌اکنون با نام «الخرقه» شناخته می‌شود، پس از آن بود که سربازان ایرانی ناپدید شدند و هیچ کس اثری از آنها نیافت... «کامبیز»، فرزند کوروش پنجاه هزار سرباز را از منطقه «تبس» به «سیوا» فرستاد تا با طرفداران ـ بت پرست ـ معبد آمون در مصر که یکی از ساتراپ‌ها یا استان‌های ایران به شمار می‌رفت و سر به شورش برداشته بودند، مقابله کند.

در حالی که شاهد پیشنهاد‌های تأسفباری مبنی بر حذف تاریخ نیاکانمان و سلسله‌های پادشاهی ایران زمین از کتاب‌های تاریخی هستیم، گروهی از پژوهشگران بین‌المللی، با یکی از بزرگترین کشفیات تاریخی خود، سند دیگری بر حقانیت تاریخی و واقعیت هژمونی قدرت تمدن باستانی ایران بزرگ بر سرزمین‌های وسیعی از جهان قدیم صحه گذاردند.

به گزارش خبرنگار «تابناک» و به نقل از سایت «ام.اس.ان.بی.سی»، در این اکتشاف، در کنار بقایای اجساد سربازان تنومند، حجم بزرگی از تجهیزات نظامی از جمله سلاح‌های برنزی، دستبند‌های نقره‌ای، گوشواره‌ها به همراه صدها استخوان در یک منطقه عظیم بیابانی در منطقه صحرایی دور افتاده غرب مصر کشف شده که بر پایه  استنادات تاریخی، بقایای سربازان ایرانی کامبیز دوم، پادشاه هخامنشی ایران باستان ـ که اعراب نام او را به کمبوجیه تغییر داده‌اند ـ است. این سربازان در 525 سال پیش از میلاد مسیح بر اثر گرفتار شدن د