ایران - چالشجو و پر از تردید
ساعت ۱۱:۳٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱۱/٢۱  
انقلاب سال 1979

سی امین سالگرد انقلاب سئوالاتی را برای ایرانیان مطرح کرده است

هفته نامه اکونومیست چاپ بریتانیا در شماره 7 فوریه مطلبی را به سی امین سالگرد انقلاب اسلامی در ایران اختصاص داده است.

در این مقاله که با عنوان "جمهوری سی ساله ایران - چالشجو و مردد" چاپ شده آمده که اول ماه فوریه سال جاری سی امین سالروز بازگشت آیت الله خمینی از تبعید بود و وارثان او، موفقیت انقلاب اسلامی و ایجاد جمهوری ناشی را جشن گرفتند و روز دوم فوریه نیز با سر و صدای زیاد یک ماهواره "ساخت داخل" را با یک ماهواره بر که آن نیز، بدون توجه به استفاده از فن آوری دریافتی از کره شمالی و سایر کشورها، ساخت داخل خوانده می شد به فضا پرتاب کردند.

اکونومیست می نویسد که با وجود تاکید مقامات ایرانی بر بی خطر بودن این ماهواره، دولت جدید آمریکا آن را "بسیار نگران کننده" خواند و البته این واکنش تعجب آور هم نبوده است زیرا در حالیکه دولت باراک اوباما در صدد آن بوده است تا سیاست دولت قبلی در خودداری از مذاکره با ایران را تغییر دهد، پرتاب موشک سفیر 2 نوعی دهن کجی به آمریکا به شمار می رود.

این هفته نامه می نویسد که ایرانیان قطعا به دستاورد فنی ساخت ماهواره که با وجود تحریم بین المللی به دست آمده می بالند و در مورد موضوعاتی مانند خباثت آمریکا در حمایت از اسرائیل و عادلانه بودن اهداف فلسطینیان با هم توافق دارند اما بازدیدکننده خارجی از ایران با پدیده تکان دهنده احساس فراگیر خستگی مواجه می شود.

ایرانیان معتقدند که کشوری بزرگ دارند و جهان باید این واقعیت را در برخورد با آنان در نظر بگیرد اما از خود می پرسند آیا چنین موقعیتی باید باعث درگیری مداوم با دیگران و حواله کردن شادی و رفاه به جهان آخرت شود؟

اکونومیست

به نوشته اکونومیست، ایران امروز، برخلاف اتحاد شوروی و چین در دهه 1950 میلادی، از تماس با جهان خارج به طور کامل محروم نشده و مردم ایران از طریق ارتباط اینترنتی، آنتن های ماهواره، رفت و آمد به خارج و ارتباط با دو میلیون ایرانی مقیم سایر کشورها به گونه ای دردناک از تنوع فرهنگی و رفاه اقتصادی در سایر نقاط جهان آگاهی می یابند و قطعا این سئوال را مطرح می کنند که به چه دلیل کشورشان، با وجود جمعیتی تحصیل کرده و منابع سرشار طبیعی، از جمله ذخایر عظیم گاز و نفت، هنوز گرفتار بیکاری گسترده، دستمزد نازل و تورم رو به افزایش است.

ا ین هفته نامه می افزاید که حتی اگر ایرانیان بتوانند تقصیر مشکلات کنونی را به جای مدیریت نا کارآمد دولت محمود احمدی نژاد، تا حدودی هم به گردن تحریم های بین المللی بیندازند، بازهم این سئوال برایشان پیش می آید که به چه دلیل جهان خارج این چنین نسبت به کشورشان خصومت می ورزد.

سئوالات مردم ایران

اکونومیست می نویسد که البته ایرانیان معتقدند که کشوری بزرگ دارند و جهان نیز باید این واقعیت را در برخورد با آنان در نظر بگیرد اما از خود می پرسند آیا چنین موقعیتی باید باعث درگیری مداوم با دیگران و حواله کردن شادی و رفاه به جهان آخرت شود؟

به نوشته این هفته نامه، با نزدیک شدن زمان برگزاری انتخابات ریاست جمهوری در ماه ژوئن، این سئوالات جنبه مبرم تری می یابد و به همین دلیل هم، با وجود رفتار ستیزه جویانه مقامات دولتی، اخیرا تحولاتی مانند سفرهای ورزشی و علمی آمریکاییان و بخشنامه پیمان ناتو در مورد بررسی امکان ارسال تدارکات برای نیروهای خارجی در افغانستان از طریق خاک ایران به نشانه هایی از تلاش برای "ذوب یخ های رابطه" تعبیر شده است که با سقط و بهای نفت خام و نصف شدن احتمالی درآمدهای دولت همراه بوده است یعنی تحولاتی که به نوبه خود می تواند محدوده مانور سیاسی ایران را کاملا محدود سازد.

ممکن است وسوسه برخورداری از گرمی روابط با خارج یا ترس از فلج شدن اقتصاد داخلی باعث شود جمهوری اسلامی، بدون توجه به اینکه چه کسی به ریاست جمهوری انتخاب خواهد شد، یکی از دو الگوی اصلاحات روسی یا چینی را برگزیند

اکونومیست

این هفته نامه در ادامه می نویسد که در عین حال، این نشانه ها باعث آن نشده است که آقای احمدی نژاد از شادی از خود بی خود شود و چند روز پیش ایران، در اقدامی حسابشده، از صدور ویزا برای اعضای تیم بدمینتون زنان آمریکایی خودداری ورزید.

اکونومیست می نویسد که رئیس جمهوری ایران همچنان از حمایت آیت الله خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی، برخوردار است و متحدان تندرو او نیز توانسته اند از زمان برکناری اصلاح طلبان در انتخابات سال 2005، فعالیت آنان را محدود سازند و ممکن است که در صدد برآیند به هر نحو، نتیجه انتخابات ریاست جمهوری را مطابق میل خود تغییر دهند و در هر حال، مانع از آن خواهند شد که فردی آزادی طلب مانند گورباچف، رهبر سابق شوروی، یا سیاستمداری عملگرا، مانند دنگ شیائوپینگ در چین، زمام امور جمهوری اسلامی را دست بگیرد.

در عین حال، به گفته اکونومیست، ممکن است وسوسه برخورداری از گرمی روابط با خارج و یا ترس از فلج شدن اقتصاد داخلی باعث شود که جمهوری اسلامی، بدون توجه به اینکه چه کسی به ریاست جمهوری انتخاب خواهد شد، یکی از دو الگوی اصلاحات روسی یا چینی را برگزیند.

در خاتمه گزارش تحلیلی اکونومیست آمده است که حتی آیت الله خمینی هم پس از هشت سال جنگ با عراق، سرانجام نوشیدن "جام زهر" را برگزید و با صدام حسین، یعنی منفورترین همسایه ایران، صلح کرد.

bbc.co.uk/persian/iran/2009/02/090206_he_economist.shtml