بیایید ایرانی ها را "دشنه به دستان تشنه به خون" معرفی کنیم!
ساعت ۱٢:٢۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٥/٢٤  

عصرایران- اسفندیار رحیم مشایی، باز هم حرف های خود را تکرار کرد و باز هم مخالفان سیاسی اش، این حرف ها را مناسبت خوبی برای حمله به او دانستند.

معاون رییس جمهور و رئیس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری، چند هفته پیش گفته بود که ما ایرانی ها با مردم آمریکا و اسراییل دشمنی نداریم.

بعد از این اظهار نظر، موجی از حملات علیه وی شکل گرفت که "وای اسلام به خطر افتاد و ارزش های انقلاب پایمال شد !!"

این موج، تازه خوابیده بود که در کنفرانس مطبوعاتی مشایی، خبرنگاری از او درباره سخنان پیشین اش پرسید و او نیز این بار محکم تر و موکدتر از پیش تصریح کرد که بر روی سخنان قبلی اش ایستاده و بر این باور است که بین ملت ایران و مردم اسراییل و آمریکا دشمنی وجود ندارد.

این بار، باز هم حمله ها شروع شد که "اگر قبلا مشایی تنبیه می شد، دیگر جرات نمی دانشت از این حرفها بزند" و سپس دایره حملات از مشایی فراتر رفت و سخن از تاسیس دفتر حافظ منافع آمریکا در تهران به میان آمد و حمله به رییس جمهور که از این اقدام استقبال کرده و وزیر خارجه که آن را قابل بررسی دانسته است.

نگارنده البته قصد ورود به مناسبات موجود بین احمدی نژاد، متکی و مشایی و منتقدان حرکت های مسالمت جویانه دولت و اعضایش را ندارد اما نمی تواند از کنار این موضوع بگذرد که عده ای در داخل کشور همچنان در اندیشه های نخ نما شده ای غرق اند که غایتی جز درگیر کردن ملت صلح دوست ایران با جهانیان ندارد.

نمی دانم از اینکه ما با دست خودمان، ایران را ملتی مهاجم معرفی می کنیم که با همه سر جنگ دارد، چه سودی برای آقایان دارد؟ مثلا اگر جار بزنیم که ما با ساکنان عادی اسراییل که بسیاری از آنها حتی اهل سیاست هم نیستند دشمنی داریم و می خواهیم پدرشان را دربیاوریم، چه سودی عاید ما و منافع ملی ما می شود؟

یا اگر بر خلاف رحیم مشایی که ملت آمریکا را از برترین ملت های دنیا می داند، اصرار کنیم که "الا و بلا ملت آمریکا، ملتی پست هستند!" آیا جز کتمان واقعیت ها کاری کرده ایم؟ اگر ملت آمریکا جزو برترین ها نیست، پس این همه پیشرفت و فناوری از غیب برایشان رسیده است؟!

نمی دانم چرا بعضی ها هنوز نمی خواهند بفهمند با فحش دادن به زمین و زمان، هیچ مشکلی حل نمی شود که هیچ، هزار پیچ جدید هم بر گره های ناگشوده قبلی مان افزوده می شود.

دولت نهم، با همه نقدهایی که بر آن وارد است، در سیاست خارجی اش اینک در مسیری متفاوت از گذشته و البته منطبق با نیازهای روز قدم گذاشته است و آن، اتخاذ رویکرد واقع بینانه نسبت به واقعیت های جهان است. و دقیقا بر این مبناست که به درستی در پرونده هسته ای امتیاز رایگان به غربی ها نمی دهد و در همان حال، در مسیر کاستن از سوء تفاهم ها، هر چند آرام و محتاط پیش می رود ونیز این نکته را محترم می شمارد که باید حساب ملت ها را از دولت هایی که بعضا سر خصومت با ما دارند، جدا کرد، هر چند که بعضی ها هنوز فکر می کنند ما قدرت برتر جهانیم و مردمان جهان جملگی رعایای ما هستند و هر چه درباره شان اراده کردیم، همان می شود!

دشمنی با حکومت نامشروعی به نام اسراییل، هرگز نمی تواند مجوزی باشد برای عداوت ورزیدن با مردمی که در جغرافیایی به نام اسراییل یا فلسطین اشغالی زندگی می کنند و حتی اگر عده ای بر این دشمنی اصرار داشته باشند، اگر تعقل کنند، درخواهند یافت که اظهار چنین عداوتی، هرگز سودمندانه و هوشمندانه نیست.

به راستی این چه اصراری است که با ابراز دشمنی نسبت به ملت آمریکا و مردم اسراییل، آنها را در دشمنی با ایران، با دولت های شان همداستان و همراه کنیم و برای دولت های آنان پشتوانه مردمی بترشیم؟!

و باز براستی چه اصراری هست که پس از سالها، خاطره ای که هیچ گونه سندیتی ندارد از امام نقل کنیم که دستور مبارزه با همه یهودیان ساکن اسراییل را داده اند!! آیا با ذکر این خاطره که معلوم نیست تا چه اندازه واقعیت دارد، به امام خدمت کرده ایم یا آنکه خوراکی برای رسانه های غربی فراهم ساخته ایم که در بوق و کرنا کنند که "ببینید، ایرانی ها تشنه به خون شهروندان عادی هم هستند، حتی زنان و کودکانی که جز شیر مادر چیزی از گلویشان پایین نمی رود!!"

مگر در دنیا علیه ما کم تبلیغ می شود که ما هم هیزم بیار آتشی باشیم که برای سوختن ما تدارکش دیده اند؟ چرا بعضی ها دوست دارند به دست خودمان ایرانی ها را جماعتی دشنه به دست تشنه به خون معرفی کنند؟!

اصلا چطور است که بدون هیچ پیشداوری و غرقه شدن در بازی های جناحی و سیاسی، به سراغ مردم برویم و از آنها بپرسیم که آیا با مردم عادی آمریکا و اسراییل دشمنی دارند؟ در چنان صورتی کسانی که فکر می کنند مردم ایران دشنه به دست آماده ریختن خون مردم عادی آمریکا و اسراییل اند، حتما دچار شگفتی خواهند شد.

بی هیچ تردیدی، ایرانی ها همانند همیشه ی تاریخ شان، آماده اند تا اگر هجوم و حمله ای به آنها شود، از میهن و دین و ناموس شان ولو با دادن جان خود، دفاع کنند ولی هرگز دلهای آنان خانه کینه و عداوت نسبت به همنوعان خود در سراسر جهان نیست.

درباره دولت آمریکا و احتمال مذاکره و حتی برقراری رابطه با آن نیز چند نکته را باید مد نظر داشت که به اختصار بیان می شود:

1- این که گمان کنیم با صرف رابطه با آمریکا، مشکلاتمان (به ویژه مسایل اقتصادی) حل می شود، ساده لوحی است. هم اکنون کشورهای بسیاری در دنیا وجود دارند که با آمریکا مرتبط اند ولی غرق در مسایل و مشکلات.

2- عدم رابطه با آمریکا، هم به ایران لطمه زده است و هم به آمریکا. اگر فقط از نظر اقتصادی به ماجرا نگاه کنید و مبالغی که ایران برای دور زدن تحریم ها و خرید کالاها از واسطه های دست چندم، پرداخته است را حساب کنید (اگر قابل محاسبه باشد) قطعا خوشحال نخواهید شد.
آمریکایی ها هم حتما از اینکه بازار پرمصرف و پر سودی به نام ایران به چینی ها، روس ها و اروپایی ها واگذار شده، خرسند نیستند.

3- تمایل به از سرگیری روابط، هرگز به معنای وادادگی و لغزیدن به آغوش آمریکا نیست که چنین رویکردی، نه با عزت و غرور ما ایرانی ها همخوانی دارد و نه حتی به برقراری رابطه می انجامد.
هرگونه ابراز ضعفی در مقابل آمریکا، آنها را در تضییع حقوق ما جری تر خواهد کرد. ایستادگی بر روی اصول و حقوق ملت ایران، اصلی است که نباید بر سر آن معامله ای صورت گیرد و اتفاقا رابطه سالم از همین نقطه آغاز می شود.

4- در عین حال، هزینه تراشی های بی مورد، از جمله ابراز سخنانی که گزک به دست طرف مقابل می دهد، ممنوع!

5- مهم ترین برنده قطع روابط ایران و آمریکا، صهیونیست ها هستند. آنها لابی قدرتمندی در ایالات متحده دارند و قطعا از هر گونه حرکت روبه جلویی در مناسبات ایران و آمریکا نگران خواهند شد و در صدد خرابکاری برخواهند آمد. باید تمهیدی هم برای این بخش از ماجرا داشت.

6- اصول سیاست خارجی ایران "عزت، حکمت و مصلحت" است نه داشتن یا نداشتن رابطه با این کشور و آن کشور. بنابراین اگر این اصول اقتضا کنند، دایر کردن سفارتخانه های دو کشور در پایتخت های همدیگر، امری بسیار عادی و حتی ضروری خواهد بود و بنابراین، آقایانی که این جمله را از بر کرده اند که "رابطه با آمریکا کار زشتی است" عبور از مصادیق و رسیدن به اصول و قواعد را تمرین کنند و از یک استاد روابط بین الملل بپرسند این که می گویند "در عالم سیاست نه هیچ دوستی دائمی است و نه هیچ دشمنی همیشگی" یعنی چه؟!

باور کنید تعقل و گذر کردن از تعصب، خوب چیزی است.

http://www.asriran.com/view.php?id=49666