آمریکایی‌ها سی سال است از ایران بی‌خبرند
ساعت ۸:٢٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٩/۱٧  
دکتر خرم، استاد دانشگاه و تحلیلگر ارشد مسائل بین‌‌الملل گفت: به نظر من، آقای لاریجانی با توجه به روحیه واقعگرایانه‌اش، می‌تواند اقدامات کارسازی برای حل مسئله رابطه ایران و آمریکا انجام دهد.

وی در پاسخ به پرسش «تابناک» مبنی بر تحلیلشان از موضعگیری اخیر آقای لاریجانی در مورد فرا رسیدن زمان گفت‌وگوی مجلس ایران با کنگره آمریکا، گفت: باید توجه داشته باشیم که آمریکایی‌ها از مدتها پیش، خواهان رابطه با مجلس ایران بوده‌اند و مهمترین این تقاضاها، مربوط به خانم «نانسی پلوسی» است که چند ماه پیش در سفری که به خاورمیانه داشت و در آن به سوریه هم سفر کرد، خواهان حضور در ایران شد. او حتی برای گرفتن روادید هم اقدام کرد که نتیجه‌ای نگرفت یا این‌که هیأت‌های پارلمانی ما به صورت غیررسمی در حاشیه اجلاس‌ها و سمینارهای بین‌المللی با طرف‌های آمریکایی دیدار داشته‌اند. البته این موضوع حتی در مورد هیأت‌های دولتی هم صدق می‌کند، چون اصولا این رویه‌ای مرسوم است.

آمریکایی‌ها مدتهاست منتظر پاسخ مثبت ایران هستند و با توجه به تلاش‌های پیشین آنها، اکنون توپ عملا در میدان ایران است؛ بنابراین، پاسخ لاریجانی را می‌توانیم در همین راستا تحلیل کنیم.

این استاد دانشگاه درباره دلایل تداوم تیرگی روابط دو کشور و راه‌های برون‌رفت از آن، این‌گونه اظهارنظر کرد: دقت داشته باشید که اکنون سی سال است آمریکایی‌ها هیچ اطلاع بی‌‌واسطه‌ای از ایران ندارند و درواقع، آنها در همه این سال‌ها اطلاعاتشان را از گروه‌های مخالف نظام مانند منافقین و سرویس‌های جاسوسی دریافت کرده‌اند. این موضوع سبب شده است اطلاعات مردم و حتی دولتمردان آمریکایی از ایران به صورت گزینشی و در راستای منافع افراد یا گروه‌های خاصی که عموما ضدایرانی هستند به دست آید. پس طبیعی است که آنها تصوری غیرواقعی و تاریک از ایران و ایرانی داشته باشند.

من نمی‌خواهم درباره اقدامات آمریکا علیه ایران، خیلی ساده‌انگارانه صحبت کنم، ولی به نظر من باید با لحاظ منافع ملی و اصول سیاست خارجی‌مان درباره مسائل تاریخی مانند کودتای 28 مرداد 1332 یا حوادثی از این قبیل مقداری واقعگرایانه برخورد کنیم. منظورم این است که به واقع، ما می‌توانیم واقعگرایانه برخورد کنیم و از این وقایع به عنوان ابزاری برای پیشبرد منافع ملی خود بهره ببریم تا این‌که صرفا به عنوان یک عامل بازدارنده بخواهیم از آنها یاد کنیم. طرف مقابل هم همین‌طور؛ مثلا بحث گروگانگیری ضربه بزرگی به حیثیت بین‌المللی آمریکا زد: پس این مسئله دوجانبه است. اصل بحث من این است که در فضای تیرگی روابط دوجانبه، هر دو کشور بازنده هستند و هم‌اکنون بازیگران بسیاری از کارت‌های ما و آمریکا در مسائل بین‌المللی استفاده می‌کنند. این بازیگران ـ که می‌شود تعبیر ویروس نیز از آنها داشت ـ از دشمنی ایران و آمریکا چه در منطقه و چه مسائل بین‌المللی به سود خود بهره می‌برند.

درواقع، صهیونیست‌ها و امثال آنها به بهانه ایران از آمریکا سوءاستفاده می‌کنند و ایران به واسطه تحریم‌ها برای تأمین بسیاری از نیازهایش باید هزینه‌های اضافی بپردازد.

سفیر اسبق ایران در سازمان ملل در ادامه افزود: نکته قابل تأمل این است که در فضای موجود، هرچند از یک بعد ما بیشتر آسیب می‌بینیم، زیرا در ایران گروه‌هایی همچون لابی صهیونیستی یا رسانه و سازمان‌های مؤثر بین‌المللی نداریم که به همان اندازه که در مورد ما در آمریکا سیاه‌نمایی شده، علیه آمریکا سیاه‌نمایی کنند. از سوی دیگر، اثرگذاری آمریکا در عرصه بین‌المللی در یک تحلیل واقعگرایانه بسیار بیشتر از ایران است.

اما آمریکا هم در حال حاضر به شدت از قطع رابطه با ایران آسیب دیده است، آنها در عراق، افغانستان و دیگر مسائل منطقه‌ای به دلیل مقابله با ایران، به شدت مستأصل شده‌اند. من همواره تأکید می‌کنم که گفت‌وگو نکردن برای هر دو طرف هزینه‌های بسیاری دارد. من نمی‌گویم رابطه دیپلماتیک، می‌گویم با هم گفت‌وگو داشته باشیم، حتی غیررسمی، زیرا در فضای موجود ما بیشتر هزینه می‌دهیم تا آنها. اگر این گفت‌و‌گوها برقرار شود، عملا بسیاری از سوءاستفاده‌کنندگان حذف خواهند شد و فضای علیه کشورمان در عرصه بین‌المللی بسیار تلطیف خواهد شد؛ حتی اگر در پیگیری خواسته‌هایمان مثل انرژی هسته‌ای، از مواضع خویش عدول نکنیم.

دکتر خرم با ارایه تحلیلی از تعامل دولت و مجلس در این موضوع نظر خویش درباره کابینه «اوباما» و موضع آن در قبال ایران را این‌گونه بیان داشت: تحلیل من این است که مجلس و دولت به صورت مکمل در این مسئله اقدام می‌کنند. باید بپذیریم که آقای احمدی‌نژاد در این زمینه صف‌شکن بوده است و با موضعگیری اخیر آقای لاریجانی، می‌بینیم که مجلس هم بررسی جدی موضوع را در دستور کار خود قرار داده؛ بنابراین، به نظر من همه گروه‌ها و نهادهای مربوط اعم از مجمع تشخیص، بخش خصوصی، بازرگانان، سازمان‌های غیردولتی و دانشگاه‌ها می‌توانند در این فرایند مؤثر باشند.

درخصوص کابینه اوباما من به چند مسئله اشاره می‌کنم؛ نخست این‌که خانم کلینتون مانند هر کاندیدای ریاست‌جمهوری در آمریکا تلاش داشته نظر لابی‌های صهیونیستی را به خود جلب کند؛ همان کاری که «بیل کلینتون» ـ‌ همسر هیلاری ـ و جورج بوش پدر و پسر و دیگران در نیم قرن اخیر انجام دادند. این موضوع در آمریکا قابل درک است، پس نباید انتظار داشت هیلاری، کاندیدای ریاست‌جمهوری با هیلاری وزیر امور خارجه، یک رفتار سیاسی داشته باشند. به نظر من، همانگونه که «مادلین آلبرایت» و «کالین پاول» هم با موضع ضدایرانی آمدند، اما بعد نرم و منعطف شدند، در مورد خانم کلینتون نیز اینگونه خواهد شد. حتی «رابرت گیتس» هم موضع سختگیرانه ضدایرانی ندارد، پس در مجموع من به کابینه موجود خوشبین هستم، اما به نظرم باید تلاش کرد که اطرافیان اوباما را مخالفان ایران تسخیر نکنند، ضمن آن‌که اوباما از معدود رؤسای جمهوری است که لابی‌های صهیونیستی از او حمایت چندانی نکردند و درواقع او خودش ایجاد تغییر ـ چه در سیاست‌های داخلی و چه بین‌المللی آمریکا ـ را باور دارد؛ بنابراین او به عنوان رئیس‌جمهور و کابینه دولت ایالات متحده می‌تواند در راستای شعارهایش اوضاع را به سوی رابطه با ایران جهت‌دهی کند.